شعر

شعری از حسن شهابی

, , ۲ دیدگاه

  پلنگ نیستم پولک دوزی تاریکی ست بر پوست زردم نقطه نقطه… گلوله گلوله… یا تانگوی انگشتهایت از روزنامه که می آمدی آن روزها باران جوهری که بارید گفتم سانسور شدم مثل همیشه شعرها دود…

خواندن نوشته →