دستنوشته هایی از پای تلویزیون

اول سلام. بعد اینکه از نظراتتان مشعوفم و بعدش اینکه آقای فارسی!  سبیل هیتلری کجا بود امروز ؟ بابا به خدا همه شهرستانها روستا نیستند هنوز و اینکه حالا به هویت یکی یک کم برخورده که قومیتش را مسخره کرده اند  کجایش اشکال دارد آخر و اینکه تلویزیون خانه ما خیلی کلک است.چرا؟ چرایش را بعدا توضیح می دهم برایتان. فعلا یادداشتهای روزانه را بخوانید:

 

شنبه ۱۶آذر

امروز روز دانشجو بود.توی تلفیزیون خانه ما هم بود؛ البته یک جور دیگر بود فکر کنم. شب هم که از دیدن مرتضی احمدی توی برنامه صالح علا کلی خوش وقت شدم.آخر نوستالژی غریبی به بازی و کلام او در این سالهای کم وبیش طولانی زندگی ام دارم.او یکی از سرمایه های هنر ماست. بعد هم اینکه … راستی ماجرای کلک بودن تلویزیون ناقلای خانه ما… بماند برای یک روز دیگر…

 

یکشنبه۱۷آذر

امروز صبح توی تلویزیون کلی آگاهی داشتند توزیع می کردند که کمی از آن آمد خانه ما. پی بردم که سرمایه گذاری توی دوبی چه ریسک بالایی دارد و ناگهان پول آدم هپلی هپو می شود.

خدا را شکر که توی آن بیابان بی آب و علف سابق و دوبی کنونی سرمایه گذاری مرمایه گذاری نکردم. واقعا جا دارد دستهای تلویزیون خانه مان را… راستی تلویزیون کلک خانه ما که دست ندارد. گفتم کلک؟…

 

 

دو شنبه۱۸آذر

امشب داشت سریالی نشان می داد که آقا و خانمی توی رستوران نشسته بودند و قبل از آنکه چیزی بخورند حرفشان شد و دست به غذا نزدند و …

سالهاست توی تی وی ( تلویزیون کلک خانه خودمان را می گویم) معمولا آدمها به رستوران و کافی شاپ و اینجور جاها می می روند و چیزی نمی خورند. هرچه فکر می کنم دو دلیل بیشتر نمی یابم. یکی شکمو بودن عمومی عوامل آن طرف صحنه است و دیگری قرضی بودن غذاهاست.

 

سه شنبه۱۹آذر

من اخیرا سمپاتی ناجوری با آسیای جنوب شرقی پیدا کرده ام. همین که یک مدت چشم بادامی ها را نمی بینم دلم تنگ می شود و تلویزیون خانه ما که خیلی کلک است بلافاصله با نشان دادن سریالی آن طرفی مرا از دلتنگی در می آورد.

بعدش هم اینکه امروز لابلای تبلیغات تلویزیون فهمیدم که اگر ما از چهره بانوان در آگهی ها استفاده می کنیم اصلا کجایش استفاده زبانم لال ابزاری است و این فقط خارجی ها هستند که بد هستند و هویت زن را زیر سوال میبرند و ما خیلی هم استفاده مان غیر ابزاری است و خیلی هم هویت بخش است تازه!

راستی گفتم تلویزیون خانه ما خیلی کلک است؟

 

چهارشنبه۲۰آذر

من اصولا جالبم می شود که می بینم از بین بردن ذهنیت و خاطره خوب اینقدر در تلویزیون کلک خانه ما مهتمم قرار می گیرد.( یعنی به آن اهتمام ورزانده می شود).

نمونه اخیرش کاراگاه علوی است. سعی شده خاطره سری اولش پاکانیده شود از توی سر ما…

اخبار هم امروز مرا ملطفتاند که دنیا دارد کن فیکون می شود و ما در بهترین جای سیاره زمین زندگی می کنیم.

 

بعد از تایپاندن:

راستی گفتم تلویزیون خانه ما خیلی کلک و ناقلا است. نگفتم؟ فکر کنم دلیلش را اول متن یا وسط متن یا آخر متن یا توی فرامتن یا در حوال بینامتنیت یا یک جایی توی همین مایه ها گفتم.

نگفتم؟

این نوشته را به بالاترین بفرستید : Balatarin

facebook این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید

۳ دیدگاه

  1. سیامک فارسی — آذر ۲۲, ۱۳۸۷ #

    متن این دفعه بی شباهت به زور زدنهای غفوریان در زیر آسمان شهرهای بعد از زیر آسمان شهر اول نیست! مواظب باشید…

  2. aziz — آذر ۲۳, ۱۳۸۷ #

    hala vhe matlabe mozakharafi hast ke to joosh bezani sia joon. bikhial

  3. دختر شرقی — آذر ۲۳, ۱۳۸۷ #

    آره زیر آسمان شهر فقط سری اولش خوب بود. بقیه ش دیگه حرفی نداشت

دیدگاه خود را بنویسید