اعلام برگزیدگان جایزه ادبی آدم برفی ها

 

    

داوران جایزه ادبی آدم برفی ها نتیجه نهایی نخستین دوره مسابقه ادبی آدم برفی ها در سال ۱۳۸۷ را به این شرح اعلام می کنند: ( این مسابقه در سال ۱۳۸۸ برگزار نخواهد شد)

 

  

توجه: با توجه به مشترک بودن برخی رتبه ها در رشته داستان ده نفر و در رشته شعر یازده نفر معرفی گردیده اند.

 

در بخش داستان

 

رتبه اول: یوسف ( خلیل رشنوی)

رتبه دوم: تبلیغی  برای خودکار  بیک  یا در مسلخ عشق (آناهیتا اوستایی)

رتبه سوم مشترک: زال ( نظام حقی آبی) و خاطرات فراموش شده ( فرشته نوبخت)

رتبه چهارم مشترک: ناشناس در این داستان( فاطمه اختصاری)، پیری در سه خط ( مهدی عباسی)

رتبه پنجم: مرده ی شماره ۱۷( مرضیه ترکمانی)

رتبه ششم: فوتبال وسط حمام( محمود قلی پور)

رتبه هفتم:از شما چه پنهان خواب یک مونولوگ طولانی دیدم( میلاد ظریف)

رتبه هشتم: قار( علیرضا لبش)

 

 

در بخش شعر

 

ـ بنا بر تشخیص داوران یازده نفر اعلام می شود

 

ـ هیچ اثری ویژگی کسب رتبه به تنهایی را ندارد .

 

 

رتبه اول مشترک:

 

وحید نجفی ـ فاطمه اختصاری ـ سیدرضا خاتمی ـ  الهام میزبان ـ محمد قائدی

 

رتبه دوم مشترک:

 

 مصطفی غضنفری ـ مجید عزیزی-محسن عاصی

 

رتبه سوم مشترک:

 

آرش معدنی پور- پریا تفنگ سازـ صدرالدین انصاری

 

 

مجموعه آثاربرگزیده به شکل مالتی مدیا بر روی لوح فشرده آماده ارائه به متقاضیان است.قیمت هر لوح با هزینه پست ۲۰۰۰ تومان.

 

 

 

دبیرخانه جایزه ادبی آدم برفی ها ضمن تبریک به برگزیدگان محترم نخستین دوره مسابقه آدم برفی ها، اعلام می کند که متاسفانه به دلیل کمبود منابع مالی و نداشتن اسپانسر تنها به سه نفر در هر رشته جایزه تقدیم می شود ولی برای همه دوستان لوح یادبودی تهیه شده که خدمتشان ارسال خواهد گردید. برگزیدگان،  شماره تماس و آدرس پستی دقیق خود را به این ای میل ارسال فرمایند.  info@adambarfiha.com

 

  

ـ در هر حال در هر داوری، بخش مهمی از آراء در هر مسابقه ادبی به سلیقه شعر و داستان خوانی داوران مربوط می شود و نتایج کنونی به معنی برتری مطلق آثار برگزیده شده و یا رد و انکار آثار برگزیده نشده نیست. چه بسا در مسابقه ای دیگر و با داورانی دیگر نتایج داوری همین آثار یکسره متفاوت باشد.

 

ـ داوری آثار با کد و بدون نام نویسنده انجام شده و نتایج نهایی پس از رایزنی با همه داوران به ثبت رسیده است.

 

 

داوران

 

میراحمد میراحسان- علیرضا محمودی ایرانمهر- سید مهدی موسوی- مصطفی جلالی فخر ـ رضا کاظمی

 

 

 

 

 

این نوشته را به بالاترین بفرستید : Balatarin

facebook این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید

۶۳ دیدگاه

  1. نعمت نعمتی — آذر ۴, ۱۳۸۷ #

    سلام جناب آقای جعفر زاده
    منهم دست شما را به گرمی می فشارم و از نظمی که در کارتان دارید سپاسگزارم.از سال ۱۳۴۹ به نوشتن داستان مشغولم. به جرات می توانم بگویم تاکنون سایت شمابسیار خوب عمل نموده است.برای من که در جشنواره های مختلف شرکت نموده و جوایزی نیز دریافت کرده ام، با داستانم برگزیده شده , صرفا به انگیزه ی جایزه , داستانهایم را ارسال نکرده ام. آنچه برایم مهم می نماید آشناشدن با انسانهای فرهنگ پرور و فرهیخته ای چون شما و دیگر نویسندگان است.
    با آرزوی موفقیت: نعمت نعمتی

  2. علیرضا عاشوری رودپشتی — آذر ۱۴, ۱۳۸۷ #

    دوست عزیز دریافت کننده برایتان چند اثر ارسال کردم لیکن در اسامی نامی از خود ندیدم.با توجه به اینکه پاسخ داده اید و رسید کرده اید اثار را.چرا در اسامی نامی از بنده نیست؟ دلیلی دارد؟فکر می کنم هر جا نامی از علیرضا عاشوری می آید یک جورهایی آن جشنواره کهیر می زند .دیگر دارم به خودم شک می کنم.نکند من جذام دارم و خود نمی دانم.
    توضیح آدم برفی ها:
    سلام. اتفاقا اسم شما و چند نفر دیگر را امشب به لیست اضافه می کنیم.هر روز چند اثر می رسد و طول می کشد که کدگذاری شوند و اسمشان را دقیق ثبت کنیم. پیروز باشید.

  3. اسم من هم که بهعنوان یک شرکت کننده جامانده. — آذر ۱۵, ۱۳۸۷ #

    حمید خصلتی هستم. از گنابادسه شعر ارسال کرده ام

  4. مهسا — آذر ۱۷, ۱۳۸۷ #

    چه جالب
    خب اینکه معلومه هر کدوم از شرکت کننده ها به خودش امتیاز ۱۰ می ده به دیگران ۰ . یا اگه خیلی تیز باشن که اکیپی به هم ۱۰ می دن تا کلا امتیازشون بالا تر از دیگران بشه .
    به جای اینکه شرکت کننده ها امتیاز بدن باید مخاطبین دیگه این کارو انجام بدن . در پناه حق

  5. آرین — آذر ۱۹, ۱۳۸۷ #

    آره. کاملا درست گفت. به نظر منم باید خواننده هاو داورا نظر بدن فقط.

  6. پرارین — آذر ۱۹, ۱۳۸۷ #

    این روش مناسبی نیست چون من میام به همه صفر می دم
    یک توصیه دوستانه
    همه به من نمره ده بدید من جایزه رو باهاتون تقسیم می کنم
    راست می گم

    آخرین توضیح آدم برفی ها برای همه شرکت کنندگان عزیز :

    ما به خوبی می دانیم که احتمالا شرکت کنندگان در این سیستم امتیاز دهی شرکت نخواهند کرد ولی نه به دلیل نمره صفر دادن به بقیه و از این جور مسایل. مهمترین دلیل، نبودن کمترین انگیزه حتی برای خواندن دو تا از داستانهای دیگر است و البته با وجود این ، همیشه هم همه ادعا می کنند داستانشان از بقیه بهتر است بی آنکه حتی آنها را خوانده باشند. اگر به فراخوان اولیه ما در همان چند ماه قبل رجوع کنید پیشتر هم اعلام کرده بودیم که هدف ما تبادل اندیشه و نظر درباره داستانهاست و نمی خواهیم صرفا یک مسابقه کلیشه ای دیگر برگزار کنیم.. ولی همه به خوبی می دانیم که شرکت در مسابقه های اینترنتی که خیلی هم پرشمار است در عمل شکل دیگری دارد. هر نفر یکی دو داستان آماده در کشکول دارد که به تمام فراخوانها به طور اتوماتیک ای میل می کند و منتظر برنده شدن می ماند.بالاخره همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید.بی حوصلگی و بی انگیزگی به هزار دلیل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی( که انکار ناپذیر است) همه مان را در بر گرفته و حال و حوصله مطالعه و نقد و نظر نداریم. وبلاگ ها دیر به دیر به روز می شوند و سایتهای معرف لینک مثل «بالاترین» سرشار از لینک های مزخرف و مبتذل هستند.از تمسخر فلانی گرفته تا لینک عسکهای آنا نعمتی ! و مهناز افشار و بزرگترین گاو در هند! و از این چیزها … دیگر کسی در جامعه ای بحران زده و پر از فشار جسمی و روانی ،حوصله خواندن مطالبی در حوزه اندیشه و فرهنگ را ندارد. تا حالا فکر کرده اید شاید بخش مهمی از بدبختی زندگی ما و نکبت بار بودن اوضاع فرهنگی ، محصول خود ماست که حال و حوصله هیچ کاری نداریم و همه چیز باید شکل اتوماسیون بگیرد؟ اینطور نیست؟پس زنده باد کلیشه و اتوماسیون و مرگ بر هر گونه مصرف انرژی.
    « زیاد حرف می زنی مردک!.این مسخره بازیا چیه. جایزه رو رد کن بیاد»
    درباره امتیاز دهی هم ابدا اجباری در کار نیست یعنی ما خودمان رسما اعلام می کنیم که غلط فرموده ایم..لینک آثار دیگر را هم فعال نمی کنیم و آخر دی ماه سه نفر را به عنوان برگزیده معرفی می کنیم و خلاص.دیگر هم از این گنده غلط ها نمی کنیم. قول می دهیم. زنده باد رخوت! و پایدار باد جانمردگی.
    « بهت گفتم زیاد حرف می زنی مردک! خفه شو تا نیومدم حالتو بگیرم!»

  7. آرین — آذر ۲۰, ۱۳۸۷ #

    چرا قاطی میکنین بابااا. انصافن آخه این همه داستان رو خوندن ، اونم درست خوندن خیلی وقتگیره دیگه.همون تیم داوری از همه بهتره.

  8. رحیم جعفری — آذر ۲۰, ۱۳۸۷ #

    همه کفری شدن بد رقم بابا هم شرکت کننده ها هم اجرا کننده ها بابا بگین که جایزه نداره تا اون نویسنده های ذیقی (لفظی به معنای به درد نخور)از مسابقه برن بیرون آخه لذت بیشتر از این وجود دارد که اسمت توی سایت ادم برفی ها باشه شما اجرا کننده ها هم الکی دیالوگ نویسی نکنید همه که این طوری نیستن به اونا که جایزه می خوان یه ساعت دیواری با آرم آدمبرفی ها بدین تا حال کنن
    اصلا خودم هم کفری شدم عجب جو جهان سومی حاکم شده اینجا آقا من مسابقه با جایزه نمیخوام نمیخوام

  9. مهسا — آذر ۲۱, ۱۳۸۷ #

    من کلا متحول شدم
    حق با شماست و منم حالا که نه بعداً اگه شعر تاپی گفتم شرکت می کنم و شخصاً قول می دم که همه داستان ها و شعر ها رو بخونم و نقد منصفانه کنم و پاچه کسی رو هم نگیرم .
    شمام دیگه قهر نکنید باهامون .

  10. مژده — آذر ۲۲, ۱۳۸۷ #

    از این شیوه ی فعال کردن لینک ها خوشم اومده بود! هرچند که نظری در مورد نوشته ای ندادم اما چندتا از داستانها رو خوندم . به نظرم وجود جایزه اهمیت زیادی نداره ، این جایزه ها حداقل برای من شروع یه انگیزه ست برای نوشتن… فقط نوشتن…

  11. افسانه — آذر ۲۳, ۱۳۸۷ #

    باسلام خدا قوت وب خوبی دارید
    پایدار باشید

  12. بابا حکیم — آذر ۲۶, ۱۳۸۷ #

    سلام،ظاهرا” شعر رو اصلا” آدم حساب نکردید
    ممنون از توجهتون
    توضیح: بابا حکیم عریان عزیز! داستانها حجمشان بیشتر است و باید در مرحله اول بررسی شوند. حتما تا پانزده دی همه لینک ها فعال می شوند.

  13. مهسا — آذر ۲۸, ۱۳۸۷ #

    متوجه نمی شم !!!
    شما احتمالاً تصور کردید من نوشتن نام خانوادگی خودم رو بلد نیستم.
    جد بزرگوار ما الان داره در گور می لرزه
    لطفاً هر چه سریع تر در جهت تصحیح نام من اقدام نمایید.

    با تشکر (( ستاد مبارزه با اشتباهات تایپی ))
    پاسخ: ای داد بیداد! :-) شرمنده از بی سوادی ما . باور کنید اگر پشت تلفن به صد نفر آدم بگویند فارسی بنویس zahiri نود و نه تا شون می نویسن ظهیری . شرمنده از شما و جد بزرگوارتان. تصحیح شد. پیروز باشید.

  14. نعمت نعمتی — آذر ۲۸, ۱۳۸۷ #

    با عرض سلام و خسته نباشید. چرا نام بعضی از افراد کمرنگ به چشم می خورد و برخی پر رنگ؟ اسم بنده در لیست شر کت کنندگان هست. فقط می خواستم مطمئن شوم، چون دو داستان نیز برای بخش پنجشنبه ها ارسال کردم و قول داده بودید آنها را درج نمایید، اما من ندیدم. شاید هم لطف کرده باشید و من ندیده باشم . به هر روی سپاسگزار می شوم اگر پاسخ دهید.
    توضیح: سلام استاد نعمتی عزیز دوست داشتنی . باور کنید داستانها را در بخش پنج شنبه ها گذاشتیم که احتمالا ندیدید. در ماهنامه هم گذاشتیم.مایه افتخار ما هم بود.پیروز باشید.دم شما هم گرم که همیشه با ما همراهید.

  15. آیان — آذر ۲۸, ۱۳۸۷ #

    سلام. خسته نباشید. با خوندن نوشته های دوستان و توضیحات شما من متوجه نشدم که در آخر سیستم رای گیری به چه صورت است؟ شرکت کنندگان در مسابقه باید رای بدهند یا خیر.
    با تشکر.
    توضیح: بله شرکت کنندگان به آثار یکدیگر رای می دهند از ۰ تا ۱۰ امتیاز.

  16. مجتبی ا... قلی پور — دی ۶, ۱۳۸۷ #

    سلام
    من اثرم رو به شما میل کردم رسید آدم برفی ها هم به دستم رسید اما اسمم تو لیست آثار دریافت شده نیست,دلیلش چیه؟
    توضیح: سلام شما و حدود ده نفر دیگر از دوستان، در خارج از مهلت مقرر اثرتان را ارسال فرمودید و ما طبق اعلام قبلی این آثار را در مسابقه شرکت نمی دهیم. توجه فرمایید که آثاری که تا ساعت ۲۴ بیست و هشتم دی ماه ارسال شده بودند مشمول شرکت در مسابقه گردیدند.

  17. مرجان مجیدی — دی ۷, ۱۳۸۷ #

    سلام
    خسته نباشید
    من دو داستان و سه شعر روز سه شنبه ۲۶ آذر برای شما میل کردم . اما اسمم در لیست نیست .در صورت امکان دلیلش را برایم بگویید .
    توضیح: دوست عزیز ما چند بار به شما ای میل زدیم. شاید ای میل ها به spam رفته اند. تازگی ها yahoo از این مشکلات زیاد دارد و شما باید حتما بخش spam را همیشه مثل inbox چک بفرمایید. در هر حال مجددا آثارتان را بفرستید به: snowmag@yahoo.com پیروز باشید

  18. سامان حسین پور — دی ۷, ۱۳۸۷ #

    سلام من فکر کردم شما رفته رفته لینک های نویسندگان رو فعال می کنید ولی هیچ خبری نیست . می تونم دلیل اینکه لینک ها فعال نیست رو بپرسم . با تشکر
    پاسخ< احتمالا شما بخشهای دیگر سایت رو نمی خونید. دنیا رو آب برده برادر…. ولی چشم همه رو فعال می کنیم.

  19. مجتبی ا... قلی پور — دی ۹, ۱۳۸۷ #

    ممنون از توضیحتون.اما رسیدی که از شما به من رسید۱۰:۴۴ب.ظ , ۱۸ دسامبر یعنی ۱۰:۲۲ب.ظ, ۲۸ آذر ماه بوده
    پاسخ: چشم. اثر شما را هم شرکت دادیم.پیروز باشید

  20. keyhan ardebili — دی ۱۰, ۱۳۸۷ #

    با سلام.
    چند سؤال می‌پرسم و مایلم جواب آنها را در زیر همین نظر پاسخ بدهید.
    ۱/ چرا قسمت نظرات خانم نوبخت را بسته‌اید؟ من می‌دانم خانم نوبخت چه سابقه‌ای در نقد و مقاله نویسی و نویسندگی دارد. و این را هم می‌دانم که در قسمت نظرات، بسیار آدم‌هایی هستند که از ادبیات، فقط تربیت گله داری اطرافیان خود را به ارث برده‌اند و اظهار نظر بی‌خودشان باعث رنجش می‌شود. اما من می‌خواهم به اثر خانم نوبخت نظر و احساسم را نسبت به داستان‌شان بازگو کنم(با تمام اطلاعاتی که دارم). و سعی هم می‌کنم به قول ابراهیم گلستان؛ مثل آن آدم هایی نباشم که چیزی از ادبیات نمی‌دانند و گوز گوز می‌کنند. لطفاً اگر راهی ارتباطی هست به من بگویید یا قسمت نظرات ایشان را باز کنید. یا اگر چیز دیگری هست بگویید.
    ۲/ در قسمت نظرات داستان من((نیکلای ایلیچ))، خانمی به نام نازنین(که الحق همان نقل قول ابراهیم گلستان بر ایشان صادق است) عرض اندام کرده‌اند که من ادای چخوف را در می‌آورم(نمردیم و یک اصطلاح ادبی(((ادا))) هم شنیدیم). من تقریباً تمام آثار چخوف را خوانده‌ام. سؤالم اینجاست که، آیا داوران آدم برفی ها هم نسبت به این داستان من چنین دیدگاهی را دارند؟. اگر این چنین است، لطفاً اسم و داستان من را از جایزه و سایت، کلاً حذف کنید. و اگر این چنین نیست، نظر این خانم را با احترام حذف کنید(نه تنها نظر چرندی داده‌اند، و نه تنها جفنگیات سر هم کرده‌اند، بلکه حتی اثری در این جایزه ندارند).
    توضیح: ما نه نظر شما را حذف می کنیم. نه نظر خانم نازنین که البته با یک ای میل مردانه به نام امیر آن کامنت را گذاشته اند و احتمالا خانم نیستند. بخش نظرات خانم نوبخت را هم ما نبستیم کلا سیستم گاهی قاطی می کند و این مساله برای چند مطلب تا حالا پیش آمده . آن را هم درست کردیم. نظر داوران هم که قرار نیست اینجا منعکس شود. کم طاقت نباشید.

  21. بابا حکیم — دی ۱۰, ۱۳۸۷ #

    آقا پس شعرها چی شد شما خیلی اول ادعا میکردید از نظم و ترتیب و همه چی خوبه می گفتید ولی الان ممثل اینکه توش موندید.اشعار رو فعال کنید همش داستانه که
    مگه ما مسخره شماییم.من شعر فرستادم این شعر کوفتی رو کی قرار میدید .شما از همه مسابقه ها بی نظم تر و عجیب تر کار کردید.دروغ نگید لا اقل
    پاسخ: هر وقت ادب یاد گرفتید و به جای مزخرفاتی از قبیل باباحکیم اسم خودتان را نوشتید جوابتان را می دهیم. مشخصا شخص شما اصلا جایی در این سایت ندارید چه برسد به مسابقه.

  22. ardeshir — دی ۱۱, ۱۳۸۷ #

    osoolan va asasan doostan fekr mikonan ke honar faghat teknike…..!!va motevajje nistan ke asle honar fahme.jeddan khejalat keshidam….khaste nabashid doostane adambarfiyie ma!

  23. نعمت نعمتی — دی ۱۱, ۱۳۸۷ #

    salam
    oomadam ke baraye chandomın bar be shoma khaste nabashıd begam va khahesh konam hamchonan ghorso mohkam edame bedın
    daste shoma ra be garmı mıfesharam

  24. مرجان مجیدی — دی ۱۲, ۱۳۸۷ #

    سلام
    خسته نباشید
    ممنون از پاسخگوییتان
    دوباره مطالبم را فرستادم
    موفق باشید

  25. چشمان ناچار(محمد مهدی یارجانلی) — دی ۱۲, ۱۳۸۷ #

    سلام
    اتفاقاً من گمانم این است که سایت را خوب می گردانید
    و نظرخواهی هم خوب است
    اگر هم این وسط افرادی قصد تقلب دارند اشکال از ذات کار نیست
    شاد باشید

  26. بابا حکیم — دی ۱۲, ۱۳۸۷ #

    خدا عذابت بده پسر
    این حرفا چیه به من زدی بنده جای بابای شمام.
    نتیجه حرفتو خواهی دید.
    پاسخ: کافی است شعر مبتذلی که درباره ران و ساق و … از این جور چیزها نوشته ای را بگذاریم تا دیگران قضاوت کنند. دوما شما خیلی بیخود می کنی جای بابای ما باشی. سوما دفعه آخرت باشد که کسی را تهدید می کنی.

  27. بابا حکیم — دی ۱۲, ۱۳۸۷ #

    شما نهایت بی ادبا ها هستید.دیگه تمایلی ندارم شرکت کنم.اسم من رو حذف کنید.اینجورش رو ندیده بودیم شما باید با کسی که مهمان سایت شما هست بهتر رفتار کنید نمی دونم…از خود راضی بودن پوررویی هم حدی داره پسرک نادان.به بابات بگو بهت ادب یاد بده

  28. سامان حسین پور — دی ۱۳, ۱۳۸۷ #

    سلام بر آدم برفی های عزیز زمستونیمون . خ انشالله که همیشه پایدار . واقعاَ خسته نباشید . راستی این جوایز چرا اعلام نمیشه . درسته که جایزه بی اهمیته ولی این یک تشویق و روحیه است برای نویسنده . راستی یه سوال دیگه. شما چطور بدون هیچ سپانسر و هیچ تکیه گاهی . جوایز می دین .

  29. پرارین — دی ۱۳, ۱۳۸۷ #

    خدایا چقد امروز با خواندن نظرات خندیدم
    من پیشنهاد می کنم قبل از این که همه شرکت کنندگان همدیگر رو بکشن بخش نظرات رو ببندید :) :)

  30. آرین — دی ۱۳, ۱۳۸۷ #

    آقا این جا چه خبره؟ خوب کامنتای این بابا رو پاک کنین دیگه. قرار نیست دیگه هرکی هرچی خواست بنویسه که.

  31. سامان حسین پور — دی ۱۳, ۱۳۸۷ #

    ما که از این ملت عجیب چیزی نفهمیدیم .
    راستی یه سوال. مدیر آدم برفی ها خودش آثار رو می خونه . در ضمن شعار آدم برفی ها یه کم برام عجیبه . از زمستان توی شعا منظورش چی بوده . وعده ی ما چیزی جز زمستان نیست . آیا یعنی وعده ای که میدیم مثل برف سفید ساده و یک پارچه است . ببخشید یه کم در مورد این شعار بگین . ممنون از آدم برفی های مهربون که این فصل سرد زمستونی رو برامون گرم . پر حرارت و زیبا کردن . با تشکر

  32. نعمت نعمتی — دی ۱۴, ۱۳۸۷ #

    سلام دوست گرامی
    برای چندمین بار به شما خسته نباشید میگم.
    خواهشی دارم که اگر اجابت کنید ،سپاسگزار خواهم شد. نظرات را اول ببینید بعد درج کنید.جای تاسف است که در یک سایت ادبی شاهد بی حرمتی باشیم.
    با سپاس فراوان: نعمت نعمتی

  33. مهسا — دی ۱۴, ۱۳۸۷ #

    ای بابا ملت ایران مثل اینکه به سانسور شدن و کشیده شدن زیپ دهان عادت کرده یه نفرم پیدا می شه اهل حذف و اضافه نیست خودمون ازش خواهش می کنیم این کارو انجام بده .
    تا وقتی اوضاعمون اینه انتظار بیشتر نمی شه داشت . مثلاً شما قشر تحصیل کرده و فرهنگ ساز هستید . گفتن این جمله : ” کامنتا رو پاک کنید ” واقعاً در شان شما نیست .

    مخالفتها انسان رو به موفقیت می رسونه .
    همچنان در درج نظرات مخالف سنت شکن باشید
    سپاس

  34. بابا حکیم — دی ۱۴, ۱۳۸۷ #

    این کسی که برای بنده در این سایت پاسخ می نویسه اونقدر ابله تشریف داره که اثر بنده رو که چند جا مورد تحسین قرار گرفته،لقب مبتذل میده.آخه من نمی دونم واقعا” تو که از ادب دم می زنی چیزی از ادب و ادبیات طنز حالیته که اینطوری واضح به من که به این سایت اعتماد کردم و اثر ارسال کردم توهین میکنی ؟!!!!

    خوش بود گر محک تجربه آید به میان
    تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد
    پاسخ: جناب مهدی شاکریاز کرج ! شما دیگر در مسابقه آدم برفیها حضور نداری و لطفا دیگر در اینجا کامنت نگذار چون بعد از این به احترام دیگران کامنتهای مبتذل و سخیفت را منتشر نخواهیم کرد.حالا هی پرپر بزن

  35. آرین — دی ۱۴, ۱۳۸۷ #

    اگه هرکی هرچی مزخرف خواست بیاد بنویسه و اینجا بمونه این میشه روشن فکر بودن و جامه ی آزاد، نه؟ دلیل همه ی بد بختیای ما همین درک غلط اتفاقا. همین.

  36. مهسا — دی ۱۵, ۱۳۸۷ #

    بله موافقم
    دلیل همه ی بد بختیای ما همین درک غلطه
    متاسفانه از همه چیز

  37. نعمت نعمتی — دی ۱۶, ۱۳۸۷ #

    سلام دوست گرامی
    با سپاس از زحمات شما
    هر چه جستجو کردم , داستانهایم با نامهای ” سمبو ” و ” دو کبوتر زیر باران ” را که ارسال کرده ام نیافتم. ممنون میشوم اگر آدرس بدین ببینم کجا درج شده اند.

  38. آبتین لنکرانی — دی ۱۶, ۱۳۸۷ #

    درود بر شما .چرا همه ی داستان ها به صورت لینک نیستند؟

  39. سامان حسین پور — دی ۲۲, ۱۳۸۷ #

    دلیل هر اتفاق بر می گرده به فرهنگ و این فرهنگ رو باید خودمون بسازیم.

  40. عرفان کارن — دی ۲۶, ۱۳۸۷ #

    اگر به شامه ی برخی دوستان بر نمی خورد! باید بگویم، اینجا بوی گندِ روشنفکری “تمام حالم را به هم می زند!”
    همان چند خطی که رج زدیم بر داستان دوستان کافی ست! ما را به خیر و شما را به راه نقد راهی نیست! باشد تا برخی دوستان هنربندِ احتمالا ادبیات چی، از زیر ِدستِ منتقد به خاکی بزنند! تا باشد جامعه ی هنری ِ ما، بی هنر به هنر برسد و بی هیچ مانعی، خویش را در حال نوشتن دریابد و یک روز صبح ِ نسبتا زود! به خود بگوید شاعر، بگوید نویسنده!
    “اما دوست، نوشتن کار دشواری ست.” این جمله را از سیروس طاهباز وام دارم! تا وقتی تن به نقد ندهیم، نشنویم و خدای مان نکند اگر شنیدم شمشیر از پشت و رو ببندیم، بی تردید بی راهه می رویم. روی سخن من با دو دوستِ نسبتا دوست است…
    شاد زی دوستان
    با تمام ِ مهربانی ها

  41. keyhan ardebili — دی ۲۶, ۱۳۸۷ #

    شمای تمام حرفهایتان وام گرفته از این و آن است جناب کارن. همه‌ی حرف‌هایتان…
    شما که به جملات متناقض و سه خط نوشتار بی‌محتوای خود لقب نقد می‌دهی، دیگر این خیلی درکش زور دارد. و این‌که اگر آن را نقد بپذیریم و بگوییم جناب کارن نقد کرده(!)، بهتر است من هم جمله‌ای از بزرگی وام بگیرد که می‌گوید: کدام نقد، نقد در ایران به معنی نق نق است، کسی نقدی نمی‌کند، همه جفنگیات نظری می‌نویسند و غری به نویسنده می‌زنند و می‌گویند نقد.

    شما مثل آدم با بنده برخورد نکردی و مثل آدم هم بازخورد نداشتی، ببخشید که خیلی مؤدبانه در جوابت چیزی گفتم.

    و بگذارید آقای عرفان کارن منتقد و استاد و روزه خوان و موعظه گرمان را نگاه کنیم و همین‌جا که دارید بای بای می‌کنید، از سر ضعف و افکار سطح بسیار پایین، من اضافه کنم که می‌خواهم دم آخری یک جمله‌ی کوچک دیگر وام بگیرم و آب پاکی پشت سرت بریزیم
    که چخوف می‌گوید:« نویسنده مثل گاوآهن است و منتقد مثل مگس که هم روی پس ماند و هم روی خود حیوان می‌نشینند و صدایش هرگز قطع نمی‌شود».
    مارا به نق زدن راهی نیست، تو خوب است قبول کرده بودی سه خطی که نوشتی نقد نبود، احساس بود!.
    تا باشد شما به موعظه گری خود ادامه دهید، من خواستم یادت دهم. ولی خوب پرت بودی. آن بندی که گفتی:”یک روز صبح ِ نسبتا زود! به خود بگوید شاعر، بگوید نویسنده!” خب خوب جواب خودت را هم که دادی… نوشتن دشوار تر از هر چیزی است، که شما فکر می‌کنی هرتکی است.
    بنده هم به شما جناب فراموش‌کار، فرمودم اگر نقد درست و منطقی ارائه دهید بنده بسیار خوشنود می‌شوم و تشکر می‌کنم. اما خب نقد که نکردید هیچ، چرت و پرت تحویل ندادید که هیچ، به خودتان هم می‌بالید که هیچ، تمام جملاتتان از این ور و آن ور نبوده که هیچ، بی‌راهه می‌روید که هیچ، مثل همه ایرانی ها که تا به حال دیدم، مسائل را باهم قاطی می‌کنی که هیچ، دیگر چیزی از تو می‌ماند؟ آن هم به هیچ.

    و دیگر این‌که
    بدرود

  42. keyhan ardebili — دی ۲۶, ۱۳۸۷ #

    من را ببخشید مسئولان آدم برفی‌ها، تازه دیدم حرف‌هایم را سانسور کرده‌اید و خیلی هم تر و تمیز و زیبا شده حالا… .
    به هر حال، بنده صد البته مراعات خواهم کرد.
    تازه هم نوشته‌های بالای این صفحه را خواندم. مسئولان محترم آدم برفی‌ها، بنده قصدم تخریب و حمله به کسی نبود، تا وقتی پا روی دم بنده گذاشتند. مرا به شدت عصبانی کردند و فوق العاد متأثر شدم و حسرت فرهنگ نداشته‌مان را خوردم. بنده تا قبل از این با کسی دعوا نداشتم، تا وقتی دعوا کردند. کسی که به سمتی از صورتت سیلی زد بی‌آنکه بخواهی لگد مالش کن، سپس وقتی رمقی برایش نگذاشتی، بگذار طرف دیگرت را بزند که دین تو ادا شود.

    ادبیات ایران و نویسندگان و شعرای بزرگ ما، به کثافت کشیده شده‌ بودند، حالا هم ادامه دارد. از آغاز جمال زاده تا همین براهنی.
    به کثافت کشیده شده‌ایم، چرا که یک عده کثافت‌کار این طور کار کردند. وقتی حسین نوش آذر ماله کش گلشیری بود، یک آن به فرنگ نرفته، در دم شیفته و از کاروان براهنی شد و همین آقای مشهور و ننگ کشورمان در مصاحبه‌اش در ایتالیا به زر زر افتاد که: مانع بزرگ ادبیات ایران با مرگ گلشیری برداشته شد.
    وقتی نوش آذر احمق و بی فکر این چنین به قطب داستان نویسی معاصر ایران می‌تازد، من را بر آن می‌کند که همه کسش را دور بزنم.
    روشنفکری که دارید می‌گویید، همین‌ها اند، همین آقای کارن متظاهر. من دعوتنامه نفرستادم که از آسمان بیاید و به بنده فحش بدهد و واقعاً چیزهای چرتش را و سواد نداشته و فرهنگ ناقص و روباتی اش را به رخ بکشد. آثار باید نقد بشوند، نه این‌که ……….. بگویند و اسمش نقد گذارند.
    این‌ها فقط بلدند، ناله بزنند و ……. بگویند و ایرادها و …….. های خود را از دهان دیگران بدانند.

    چقدر چقدر و چقدر ما عقبیم. تا باشد کوه موجی بردارد و ما را دریابد.

  43. سامان حسین پور — دی ۲۶, ۱۳۸۷ #

    من فکر می کردم که مسابقه آدم برفی ها مثل برف تمیز و یک دست است .
    با این کامنت ها انگار داره لکه دار می شه .
    من مطمئنم که آدم برفی های عزیز تا پای آب شدن هستند .
    دوست دار همه ی هنر دوستان

  44. سامان حسین پور — دی ۲۶, ۱۳۸۷ #

    من بیست بار اومدم تو این سایت ولی اصلا هیچ کس به داستان های من نظر نمی ده.
    ای بابا
    راستی آدم برفی های عزیز اگه اون بیست نفر راه یافته به بخش آخر مسابقه یا بهتر بگم به قول خودتون (ریزش)رو که ۲۰ نفر تو بخش داستان نویسی است رو اعلام کنید هم جالبتر می شه و هم بعضی ها دیگر بی خودی کامنت نمی گذارند .
    سپاس گذارم

  45. نعمت نعمتی — دی ۲۷, ۱۳۸۷ #

    سلام
    با عرض خسته نباشید خدمت همه ی دست اندر کاران گرامی آدم برفی ها
    با نظر آقای سامان حسین پور موافقم.اگه ممکنه اسامی ۲۰ نفر رااعلام فرمایید.با سپاس فراوان.

  46. مهدی عباسی — دی ۲۸, ۱۳۸۷ #

    سلام
    ظاهرا من دیر تر از بقیه رسیدم
    چرا لینک مربوط به من فعال نیست؟
    جریان خاصی داره؟
    به ما هم خبر بدین

  47. سامان حسین پور — دی ۲۹, ۱۳۸۷ #

    سلام و با اجازه از ادم برفی های محترم .
    دوستان عزیزی که داستان من را نقد کردند لطفا به لینک من برگردید و جواب من را بخوانید

  48. مهدی عباسی — دی ۲۹, ۱۳۸۷ #

    سلام

  49. مصطفی طباطبایی — دی ۳۰, ۱۳۸۷ #

    با سلام و خسته نباشید. راستش من تا آنجا که یادم می آید برای شما دو داستان فرستاده بودم ولی جدا جدا. این که یک داستان من در سایت قرار گرفته معنی اش این است که آن یکی به دستتان نرسیده؟ ممنون می شوم اگر پاسخ مرا بدهید.
    پاسخ: سلام و ممنون از لطفتان. داستانتان به دست ما رسیده و داوری هم شده و نبودن داستانی برای خواندن به منزله نادیده گرفتنش نیست. داستانتان را هم گذاشتیم. اشتباه از ما بود. پوزش.

  50. مصطفی طباطبایی — بهمن ۱, ۱۳۸۷ #

    از توجه شما سپاس گذارم

  51. آبتین لنکرانی — بهمن ۱, ۱۳۸۷ #

    درود بر شما من هم دو داستان فرستادم که قبل از دیدن این کامنت فکر می کردم حذف شده .چه بلایی بر سرش امده؟
    پاسخ: حذف شده. پس اون داستان که سنگ قبر هم براش درست کردیم چیه؟

  52. آبتین لنکرانی — بهمن ۲, ۱۳۸۷ #

    بله دستتون درد نکنه من نگفتم ۲ تاش حذ ف شدن .فکر کردم اون یکی نرسیده بهتون.ولی سنگ قبر قشنگی شد دستتون درد نکنه!!

  53. سعید — بهمن ۶, ۱۳۸۷ #

    سلام
    فکر می کنم با این شیوه ی به اصطلاح نوین دارید به نحوه ای به نویسندگان و شاعران توهین می کنید.شما خیلی دارید وقت هدر می دهید.فواصل منتشر کردن شعرها و داستانها به نحوه ای که ذکر کرده اید خیلی زیاد است.منظورم بروز دادن اسامی به ترتیب زمان فرستادن است.شما دارید به شکها دامن می زنید و انگار باز دارد قصه ی قدیمی پارتی بازی اسامی معروف اینجا هم تکرار می شود.بهتر است کمی به کسانی هم که نمیشناسید اعتماد کنید و بگذارید دیگران هم مطرح شوند و البته بهتر است به نظرات توجه کنید و مثلا نظر من را به سطل آشغال نسپارید.نقدپذیر باشید(امیدوارم)
    پاسخ: چه ایرادی دارد مثلا این نقد دلسوزانه را با نام خودتان بنویسید. متاسفانه این روزها به شدت گرفتار بودیم و با توجه به رفتن همه آدم برفی ها به جشنواره فیلم فجر احتمالا باز هم مشکل خواهیم داشت.از این رو فرصت نشد شعرهای دیگر را در سایت قرار دهیم ولی به زودی حتما اینکار را خواهیم کرد.شعر و داستانهای برگزیده معرفی شده اند و انتشار شعر و داستانها هیچ ربطی به گزینش نهایی آنها ندارد.داستانها که اغلب منتشر شده اند و خب برخی شعرها و داستانها به دلایل کاملا مشخص مثلا توهین به این و آن فرد و یا تقدیم به فلان فرد اصلا قابلیت انتشار ندارند یعنی ما دوست نداریم که درمان تخته شود و فیلتر شویم. می خواهید مثال بدانید. یک نفر شعرش را به نویسنده ای تقدیم کرده که فتوای قتلش صادر شده و انتشار ان حتما ما را با دردسر مواجه خواهد کرد و عنوان شعرش هم همین است خب ما چطور می توانیم این را منتشر کنیم؟ یا یک نفر در وصف ساق و ران پای زن نوشته یا فلانی داستانی در ضدیت با .. نوشته… به نظر ما اصلا لزومی ندارد اینها منتشر شوند.به هر حال ما در اساسنامه مان نوشته ایم که از پرداختن به مسائل سیاسی و عقیدتی معذوریم.
    خوشحال می شدیم اگر با نام واقعی تان کامنت می گذاشتید.

  54. نعمت نعمتی — بهمن ۱۶, ۱۳۸۷ #

    با عرض سلام و خسته نباشید
    پیشنهادی داده بودم مبنی بر اینکه نام افرادی که امکان برنده شدن در مسابقه را دارند اعلام فرمایید که تا به حال پاسخی نگرفته ام.اگر مثلا نام ۲۰ تن از آنانی که در رتبه های بالا قرار دارند را بنویسید، هم دیگرانی که نیستند خیالشان راحت می شود ، هم جذابیت خاصی را به وجود خواهید آورد.این صفحه دارد تکرار را تکرار می کند. لطفا حرکت جدیدی را آغاز کنید تا شاهد هوای تازه و حرف تازه تری باشیم. با سپاس فراوان: نعمت نعمتی

  55. shohreh — بهمن ۲۳, ۱۳۸۷ #

    سلام. برای من تعجبه…یا به سایتی اعتماد نکنید و آثارتون رو نفرستید یا اگه می فرستید لااقل اینقدر بد و بیراه و گلایه نکنید…برای من خیلی عجیب بود این طرز رفتار هرچند که تازگی نداره… به هر حال این جایزه ادبی داورانی داره اگه از اول قبول نداشتین نمی فرستادین…

  56. رحیم والا — بهمن ۲۴, ۱۳۸۷ #

    خیلی خوب است که با اینهمه سم‌پاشی از طرف دوستان که البته باورش در محیطی ادبی کمی سخت است، این‌طور پرتلاش و کوشا باقی مانده‌اید. خسته نباشید. به شما و به برگزیدگان هزاران تبریک. امیدوار هستم این جایزه روزی در ردیف یکی از معتبرترین جوایز ادبی سال قرار بگیرد.

  57. آدم برفی — بهمن ۲۴, ۱۳۸۷ #

    خیلی برام عجیبه … من توی این مسابقه شرکت کردم ولی با نام اصلی خودم و به دلایلی از گذاشتن آدرس بلاگم توی این سایت صرف نظر کردم … نمی دونم چرا چندتا انتقاد تند از شما (!!!) توی نظرهای وبلاگ من اومده…بهر حال از لطف شما ممنون ، همین انتظار برای دیدن نتیجه درحالیکه هیچ امیدی بهش نداشتم شیرین بود .
    موفق باشید !

  58. سینا حشمدار — اسفند ۲, ۱۳۸۷ #

    چقدر جالب که بعد از اعلان برندگان هر مسابقه ای ما باید شاهد این صحبت ها و این حرف ها باشیم.دیگر برای من که عادی شده.
    خوشحالم که دور اول مسابقه به خوبی انجام شد امیدواریم در سالهای بعدی جشنواره یا مسابقه ای بی نقص تر را داشته باشیم…

  59. شیوا فرازمند — اسفند ۳, ۱۳۸۷ #

    سلام..
    به همه ی دوستان برگزیده صمیمانه تبریک می گویم…

  60. ن. علمی — اسفند ۵, ۱۳۸۷ #

    سلام.
    سایت بسیار جالبی دارین . خیلی ناراحتم از اینکه اینجا رو دیر شناختم .
    و خوشحالم که هرچند دیر اما شناختم.
    موفق و موید باشید

  61. برگزیده — اسفند ۶, ۱۳۸۷ #

    با سلام
    من به عنوان یکی از برگزیده های جایزه ادبی شما هنوز منتظر بیانیه هیئت داوران هستم. این مهم اهمیتش برای من بیشتر از سکه و لوح است.
    با سپاس

  62. برگزیده — فروردین ۲۹, ۱۳۸۸ #

    من از برگزیدگان مسابقه هستم
    برای بنده و دیگران هیچ لوح و جایزه ای فرستاده نشد.
    ظاهرا جوایز یک جشنواره مجازی خود نیز مجازی اند.
    امید وارم که اسامی مندرج در سایت وجود خارجی داشته باشند.
    پاسخ: اسم شما در لیست نبود جناب برگزیده! مخصوصا با این ای میل فاخرکه فرستادید:ssssssss@yahoo.com

  63. میلاد ظریف — مهر ۲۱, ۱۳۸۸ #

    سلام
    بنا به درخواست شما آدرسی به ایمیل سایت ارسال کردم برا دریافت لوح یادبود مسابقه ادبی سایت وزین آدم برفی ها
    با احترام: میلاد ظریف

دیدگاه خود را بنویسید