بی نمک نامه: نکات مهم در ساخت فیلم‌های هنری

این جمله باید یادمان باشد که کارگردان‌های فیلم‌های هنری همیشه پرسشی را مطرح می‌کنند ولی برعکس کارگردان‌های هالیوودی به آن جواب نمی‌دهند و خلاصه مخاطب را با واگذار کردن جواب به خودش، سردرگم می‌گذارند و ختم کلام اینکه این ابهام کذایی بعضی وقت‌ها شدیدا فاز می‌دهد!(آنتونیونی را فراموش نکنید).

سعی کنید در پایان، پرسوناژ اصلی فیلم‌تان از تو لانگ شات به یک طرفی برود و یا در کلوزاپ از کادر خارج شود؛ این یعنی خیلی خفن!. بادتان نرود که بدلیل کمبود پول، قدرت اجاره‌ی کرین و تراولینگ و… ندارید و بدانید امکانات نداشتن خودش در خیلی جاها نکته مثبتی‌ست!.

اما یادتان باشد که دستتان برای گرفتن دوربین با زاویه‌های عجیب و غریب چندان هم خالی نیست!. تکنیک زاویه‌های عجیب و غریب اصولاً در خیلی جاها جهت ماله‌کشی شدیدا بکار می‌آید. هر کس هم که به‌تان ایراد گرفت، خیلی راحت بگویید این مربوط به “فرم”  هست!. زوایای لو انگل و یا های انگل توصیه می شود(اورسن ولز را فراموش نکنید).

همیشه یادتان باشد که در کارههای اولیه‌تان، نویسنده، کارگردان، تهیه‌کننده و علی‌الخصوص تدوینگر هم باشید. این قضیه خیلی مهم است چون اصولاً کارگردانی که تدوین‌گر هم باشد یعنی واقعا بارش است!(بهرام بیضایی خودمان را فراموش نکنید!).

حتما بازیگران فیلم‌تان را از دوستان‌تان انتخاب کنید. برای انتخاب بازیگر زن یک راه همیشگی دارید که از دوست مونث رفیق‌تان استفاده بفرمائید که معمولا آمار نشان داده که جواب‌تان را رد که نمی‌کنند هیچ، با کله هم می‌آیند(جیم جارموش را فراموش نکنید). این کار چند مزایا دارد که فرامتنی‌هایش را نمی‌گویم که به چگونگی رابطه‌ی خودتان با دوست‌تان و دوست مونث دوست‌تان مربوط می‌شود! ولی متنی‌اش این‌ست که: طرف هر گندی که بزند بعداً جا برای ماله‌کشیدن وجود دارد (فاسبیندر را فرموش نکنید).

مهمترین ترس کارگردانان جوان در کارهای اول‌شان، ترس از میزانسن و دکوپاژست. بهترین راه حل که در این موارد بسیار کارساز می‌باشد، عمل شنیع تقلید است!. اگر خیر سرتان فیلم‌باز خوبی بوده‌اید، برای گرفتن هر صحنه‌ از فیلم‌تان، یک یا چند صحنه‌ی مشابه در فیلم‌های دیگران پیدا کنید(که کارش هم زیاد سخت نیست!) و بعد درست طبق آن دکوپاژ کنید(هیچکاک و هاکس را فراموش نکنید). هرچقدر تقلیدتان بهتر باشد، حاصل کار بهتر است؛ ولی بهترست زیادی تابلویش نکنید!. سعی کنید میزانسن‌تان هم به تناسب با دکوپاژ تقلیدی‌تان، تقلیدی باشد. بهترین میزانسن برای فیلم‌های هنری میزانسن تخت است که شدیدا جنبه هنری کار را بیشتر می‌کند!.

هیچ‌وقت خودتان فیلم‌تان را فیلمبرداری نکنید(قید سودربرگ‌شدن را بزنید)، اتفاقا اینکه فیلمبردار دارید خودش کلی کلاس دارد!. مهم نیست نظرش چیست، مهم خواست شماست و اگر به‌تان در مورد نور صحنه حرف زد و ایراد گرفت بگوئید اتفاقا این قضیه به فضا و حس صحنه کمک می‌کند و ببندیدش به فرم و ساختار!(تروفو و اریک رومر را فراموش نکنید). کلا اصطلاح “حس صحنه” جهت ماله‌کشی بر ایرادها خیلی مورد استفاده قرار می‌گیرد.توصیه می شود چندتا جمله از روانکاوان مشهور را هم بلد باشید.

 

حتما فیلم اولتان را سیاه و سفید بگیرید؛ به عشق سینمای کلاسیک. این مورد در بسیاری از مواقع شدیدا کمک می‌کند تا ژست روشنفکری‌تان تقویت شود(جارموش و گاس ون سنت را فراموش نکنید). اگر قید سیاه و سفید ساختن را زده‌اید و می‌خواهید رنگی کار کنید. حتما یا از فیلتر رنگی خاصی استفاده کنید و یا رنگ غالب صحنه را زیاد کنید. مثلا آبی یا قرمز و یا قهوه ای نارنجی! (فیلم های اولیه لارس فون تریه را فراموش نکنید). از رنگ‌های متضاد هم زیاد استفاده کنید(کوبریک را فراموش نکنید).

 

جامپ کات را فراموش نکنید!. گدار نمی‌بخشدتان اگر جامپ کات نداشته باشید.(کلیپ‌های MTV را زیاد ببینید. اسکورسیزی زیاد تماشا کنید!.)

 

حتما صحنه‌ای داشته باشد که پرسوناژها و رویدادها بیرون کادر دوربین باشند و دوربین بی‌حرکت باشد (نمای تعقیبی را بی‌خیال شوید). این خیلی مهم است. شدیداً فرمی است!. سعی کنید وقتی کاراکترها از کادر خارج می‌شوند، صدایشان را داشته باشید.(برسون و هانکه و شانتال آکرمن را فراموش نکنید).

 

سایه‌ها را فراموش نکنید!. به فیلم‌بردارتان بگوید می‌خواهید سایه‌ها مورب باشند که کلی حس القا کنند (مورنائو و لانگ را فراموش نکنید).

 

حتما یک صحنه با نور پشتی (Back Light) داشته باشد، غوغا می‌کند!.مخصوصا در لانگ شات‌ها. (ترنس مالیک فراموش نشود.)

 

ادای دین یادتان نرود مثلا روی دیوار عکسی یا پوستری از فیلمساز و یا هنرپیشه محبوبتان بگذارید و تا دوربین رویش یک پن حسابی بکند.(پیشنهاد می‌شود پوسترهایی از کازابلانکا و یا بربادرفته باشد. خیلی جو نگیردتان!؛ پوستر برسون و یا ساموئل فولر را فراموش کنید!)

 

از نماد حتما در فیلم‌تان استفاده کنید. اگر فضای فیلم‌تان تیره است از قارقار کلاغ‌ها (مثل رمان‌های دهه چهل و پنجاه کشورمان) استفاده کنید و اگر فضای فیلم‌تان شادست(که فضای شاد برای فیلم هنری اصلا توصیه نمی‌شود؛ فقط تیره!) ازصدای بازی بچه‌ها.

 

مستر شات نگیرید!. کلی فاز می‌دهد. انتهای سینمای هنریست(هال هارتلی را فراموش نکنید). ولی حتما یک سکانس-پلان طولانی بگیرید؛ در ابتدا و یا انتهای فیلم. در اواسط فیلم توصیه نمی‌شود. (بلا تار و تارکوفسکی را فراموش نکیند.)

 

چپاندن دیالوگ‌های Absurd را در فیلم‌نامه فراموش نکنید خیلی مواقع برای جواب‌دادن به منتقدان بکار می‌آیند. (فیلم‌های موج نوی فرانسه  مثال دم‌دستی‌اش هستند.)

 

سعی کنید کاراکترهایتان را تا می‌شود گنگ نشان دهید. حتما سیگار بکشند (کاساوتیس را فراموش نکنید) و جمله‌ای در وصف سیگار کشیدن ویا زن‌ها در فیلم‌نامه داشته باشید (وودی آلن و برگمان را فراموش نکنید).

 

از لنز تله در صحنه‌های داخلی استفاده کنید تا بنظر بیاید دیوارها کاراکترها را محاصره کرده‌اند تا فضای بسته را بسته‌‌تر نشان دهید؛ ضمنا بر تنهایی کاراکترها تاکید می‌کند. کلا از لنزهای یا خیلی تله و یا خیلی واید استفاده کنید. لنز واید در صحنه‌های بیرونی غوغا می‌کند. گرفتن یک پرسپکتیو عمق‌دار با لنز واید راهگشاست!. (ترن آن هونگ و ژان پیر ژونه را فراموش نکنید) ولی خیلی خفنش نکنید؛ مثلا هوس نکنید از دیافراگم خیلی باز استفاده کنید که عمق میدان‌تان بشود نیم وجب!. ضایع بازی در نیاورید.

 

سعی کنید به عنوان کارگردان یک حضور کوتاه در حد جیک ثانیه داشته باشید(هیچکاک خودمان) و یا صداتان یک جایی شنیده شود. خلاصه رد پایی از خودتان باقی بگذارید.

 

تیتراژ را فراموش نکنید. چه بهتر که فیلم‌تان تیتراژ اولیه نداشته باشد. در تیتراژ پاپانی هم از از آخر به اول برسید یعنی برعکس؛ آخرسر اسم کارگردان و سپس نام فیلم. در این چند سال جواب داده‌ست. (گاسپار نوئه را فراموش نکنید)

 

موسقی فیلم که دیگر اصل قضیه است!. حتما از موسیقی‌های راک دهه هفتاد استفاده کنید. مخصوصا راک‌استار های Overdose کرده مثل جیم موریسون، جنین جاپلین و جیمی هندریکس….می‌توانید مثل وانگ کار وای آهنگ که از California Dreamin در فیلم چانکینگ اکسپرس شونصد بار استفاده کرد، شما هم استفاده کنید.

 

هیچ‌وقت نگران واکنش منتقدان(مخصوصا وطنی‌ها) نباشید. نیمی‌شان از شما حمایت و نیمی‌شان از شما انتقاد می‌کنند. ولی کلا نگران‌شان نباشید (کیارستمی را فراموش نکنید).

 

توصیه‌های من را بیخیال شوید ولی فراموش‌شان نکنید!. 

 

این نوشته را به بالاترین بفرستید : Balatarin

facebook این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید