دستنوشته هایی از پای تلویزیون

 

جمعه۲۴آبان

سریال مرگ تد…….ری……جی……..یک………رو………یا…… تمام شد.این که سریالهای تلویزیونی یک روز بالاخره تمام می شوند از نکات مثبت آنهاست.یک رفیقی هم داریم به نام علیرضا هادی پور که در یک نما از این فیلم حضور داشت و نگو که این نما عدل افتاده در قسمت آخر، به خاطر او رنج تماشای قسمت آخر را تحمل کردیم و هورا کشیدیم برایش. این علیرضا قسمت اول سریال احمد امینی هم یکی دو دقیقه بازی کرده بود. همین سریالی که داریوش فرهنگ بازی می کنه. هوراااااااااا!

 

شنبه۲۵آبان

امروز عصر اخبار ورزشی مسابقات جهانی کاراته را نشان داد.هلن سپاهی به دلیل حجاب اسلامی از دور مسابقات کنار گذاشته شد و علیرغم حضورش بر روی تاتامی از سوی داور وسط اجازه مسابقه نیافت.راستی پس اینکه مسئولان فدراسیون پیش از آغاز مسابقات در مانوری تبلیغاتی اعلام کردند که مجوز حضور بانوان محجبه را گرفته اند چه؟واقعا چه کسی پاسخگوی این ناهماهنگی، ضعف در مدیریت و خرد شدن هویت و شخصیت زن مسلمان ایرانی است؟

 

امشب بازی رئال مادرید را نشان می دهد. انصاری فرد، آقای محمد حسن انصاری فرد کارشناس بازی می گوید گابریل هاینزه به پاشنه آشیل رقبا تبدیل شده !! بعد هم از اصلاح و این جور مسائل خبری نیست.در هنگام پخش بازی هم علیفر، جناب سرهنگ علیفر از آغاز بازی تا دقیقه ۸۰ (دقیقا در همین دقیقه خوابم برد) اصرار بر تعویض یکی از بازیکنان دارد و انگار از شوستر بیشتر …

 

دوشنبه۲۷آبان

امشب فیلم نامادری را با بازی سوزان ساراندون ، اد هریس و جولیا رابرتز برای چندمین بار از شبکه ۲ سیما دیدم.فیلم انسانی ای بود.روایتی صادقانه از مرگ و زندگی و روابط  انسانها با هم و با پدیده های  مذکور.قصه ای سر راست و غیر جعلی با کاراکترهایی باورپذیر.با پایانی بدون جنگولک بازی های فرمی و محتوایی. واقعا می شود با داستانی ساده و بدون ادا اطوار در آوردنهای تکنیکی و روایی و بردن فیلم به درو دهات  هم فیلم خوب ساخت و متهم به دروغگویی نشد.

 

شب هم در شروع برنامه نود یادداشتی را به فردوسی پور داده اند که مربوط به وضع اسفناک مردم غزه می باشد و عادل فردوسی پور ، مهندس عادل فردوسی پور در این جور مواقع فاصله نقش اجتماعی را به خوبی با خواندن مطلب سفارشی از روی کاغذ و بالا گرفتن کاغذ طوری که به چشم بیاید ، حفظ می کند. این را به من داده اند که بخوانم. احتمالا این چیزی است که می خواهد به آدم حالی کند.

 

سه شنبه۲۸آبان

حالا که شروع کرده ام به نوشتن این سطرها ظهر است و شبکه یک دارد تکرار مجموعه مسافرخانه سعادت را پخش می کند. مدتهاست که دلم می خواهد درباره این مجموعه چیزی بنویسم. این سومین همکاری محمد رحمانیان با تلویزیون و گروه خانواده پس از نیمکت و توی گوش سالمم زمزمه کن است. مدتی است دلم می خواهد درستایش سادگی و صمیمیت کارهای رحمانیان بنویسم.این که در فضایی محدود و با روایتهایی مینی مالیستی مفاهیم انسانی را بدون جوزدگی های مرسوم و تعلیم اخلاقیات به تصویر می کشد. منتظر بودم یکی از روزهایی این یادداشت را بنویسم که ادای دینی هم به یکی از استعدادهای محجور بازیگریمان کرده باشم. علی عمرانی توی این چند مجموعه انواع و اقسام کاراکترها را با دامنه سنی و فرهنگی و جغرافیایی گوناگون و وسیع بازی کرده است و هر بار آنقدر نقشش را خوب از کار در می آورد که آدم از کم توجهی سینما به این آدم متعجب می شود.واقعا این همه استعداد…. آقای عمرانی از اینکه این همه از بازیت لذت می برم متشکرم.

 

چهارشنبه۲۹آبان

کاراته کاهای زن ایرانی که از مبارزه منع شده اند به کشور برگشتند و گفتند که اگر به خاطر حجاب از مبارزه منع نمی شدند حتما مدال می گرفتند.تیم مردان تنها یک برنز گرفت و در حالی که دوره قبل چهارم جهان شده بود این بار بیستم شد.آن وقت بانوان بی تجربه ما از کسب مدال سخن می گویند.ادعاست دیگر… کنتور ندارد که سر ماه خفت آدم را بچسبد.

 

پنجشنبه۳۰آبان

امروز با صدای اخبار گوش کردن اهالی منزل از خواب بیدار شدم. و در همین شروع روز فهمیدم اقتصاد جهانی در حال از هم فرو پاشیدن و این جور مسایل است و شکر خدا البرادعی برای هزارمین بار گفت ایران صلح آمیز است و تاثیری روی نفت از ۱۵۰ به ۵۰ دلار ما ندارد و الخ….

 

این نوشته را به بالاترین بفرستید : Balatarin

facebook این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید

۳ دیدگاه

  1. پارسا بختیاری راد — آبان ۳۰, ۱۳۸۷ #

    خوب بود مثه همیشه

  2. میثم — آذر ۳, ۱۳۸۷ #

    بی مزه که بود هیچ بی بو هم بود

  3. عابد — آذر ۶, ۱۳۸۷ #

    میثم جان دنبال بو هستی تشریف ببر اتاق فکر تنهایی یک در یک خونتون

دیدگاه خود را بنویسید