فروتنی از نوع چهارم
نگاهی انتقادی به سخنان برنده جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم کوتاه
اسفندیار استاد یگانه


آیدا پناهنده برنده جایزه بهترین کارگردانی جشنواره فیلم کوتاه تهران برای فیلم«تاج خروس» در یادداشتی برای اعتماد نوشته:«جشنواره فیلم کوتاه امسال پویاتر از سال های پیش بود. امسال جشنواره پر از تب و تاب بود و فکر می کنم همه این فعالیت و پویایی را مدیون فیلم «آندو - سی» ساخته شهرام مکری بودند. این فیلم باعث شد عرصه نقد برای فیلم های کوتاه هم جدی شود. امسال به همان اندازه که سالن های نمایش پر می شد، سالن های نقد فیلم هم جمعیت داشت. جشنواره را دوست دارم، فکر می کنم هر سال این عرصه جدی تر از سال گذشته می شود. حتی این روزها فیلم های کوتاه برای فیلمسازان حرفه یی هم مهم شده است. یادم می آید زمانی میان فیلمسازان کوتاه و دیگر فیلمسازان شکاف عمیقی وجود داشت اما الان، رفته رفته عمق این شکاف کمتر شده است. همه شرایط جشنواره لذت بخش بود، فقط ای کاش در تیم داوری مثل جشن خانه سینما از یک تصویربردار، یک فیلمنانه نویس و یک تدوینگر هم استفاده می شد. طعم جشنواره امسال با دیدن فیلم «دندان مار» ساخته هومن سیدی و فیلم «آندو - سی» ساخته شهرام مکری عوض شد. راستی یک فیلم دیگر هم از یک فیلمساز ناشناس دیدم، یک فیلم مستند درباره سینما در سوسنگرد که واقعاً تاثیرگذار بود. جمعیت فیلمسازان کوتاه خیلی زیاد و سرمایه اندک است. فضای کافی برای نفس کشیدن وجود ندارد. فیلم کوتاه درآمدی ندارد. بسیاری از عوامل فیلم دستمزد نمی گیرند و ما جایی برای نمایش و عرضه فیلم هایمان در ایران نداریم، اما این روزها خیلی خوشحالم که برگزاری جشنواره باعث شده صدای ما به گوش آدم های مختلف برسد، راستش این روزها سختی های فیلمسازی را از یاد برده ام.»
این که خانم پناهنده این همه ذوق زده شده از جایزه ای که گرفته خیلی جای تعجب ندارد. اینجانب توفیق تماشای تاج خروس را در این جشنواره داشتم و به نظرم جایزه دادن برای کارگردانی به این فیلم مشت محکمی بر دهان دکوپاژ و سینما و این جور مزخرفات است. تاج خروس یک طرح داستانی درخشان هدر رفته دارد که بخشی به نظر می رسد از سانسور یا خودسانسوری ناشی شده، با دو بازی خوب دو مرد نقش اول و دوم( اگر بشود در یک فیلم کوتاه چنین تقسیم بندی هایی را مجاز دانست). جز این، پرداخت فیلم،گسترش طرح داستانی، بقیه بازیها( من جمله بازی بازیگر نقش سوری و پیرزنی که سیگار می خواهد)در حد یک فاجعه اند. کافی است به دکوپاژ جایی که پیرزن -از پنجره ای مرتفع -از جوان تقاضای خرید سیگار می کندیک بار نظر بیندازید تا به عمق فاجعه پی ببرید. هیچ سببیتی در مکان نیست. نماها به صورت یک در میان تقطیع شده اند و نمای معرفی در کار نیست و جغرافیای محل واقعه نیز منطق چینش این صحنه را کاملا مخدوش می کند.به بیان عام تر این صحنه نمونه یک نابلدی محض در دکوپاژ و کارگردانی است که بی نهایت آماتوری و خامدستانه اجرا شده است. همین طور سکانس انتظار سوری در اتاق نشیمن و استکان شستنش وباقی قاضایا ابدا خوب از کار در نیامده است و پرداخت مکانی اش خیلی سردستی ونابلدانه است . فکر کنید در فیلمی که سه یا چهار سکانس دارد ، دو سکانسش فاجعه ای در کارگردانی باشد و به شما جایزه بهترین کارگردانی را بدهند باید هم که ذوقمرگ شوید . من هم بودم ذوقمرگ می شدم. ولی بعید بود مثل سرکار پناهنده به چاپلوسی و تمجید از آدمهای پاسفتی همچون شهرام مکری بپردازم که اصلا حضورشان در جشنواره فیلم کوتاه، طنز مسخره ای است.مکری فیلم بلندش را هم ساخته و مثل اینکه قصد دارد تا چند دهه دیگر از امکانات و رانتهای نابرابر خود در برابر جوانان بی چیز و محروم آماتور استفاده کند و … و اینقدر هم ذوقمرگ نمی شدم که در زورنامه پر تیراژ و محبوب بر و بچه های مکش مرگ ما یعنی اعتماد
سوتی فتیر بدهم و دندان آبی یا بلوتوث را بگویم دندان مار فیلمی از هومن سیدی.و شبهه پیش آید که… و بعد این همه فروتنی به خرج دهم و به عنوان یک کارگردان بزرگ یک فیلمساز محروم سوسنگردی را مورد تفقد قرار دهم….ای بابا ! خجالت هم چیز بدی نیست.
این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید



خدایی خیلی دور برداشته بود فکر کنم توهم فینچر بودن زده … اگه به جای یادداشت باعاش مصاحبه کرده بودن خودش و اورسن ولز تازه به دوران رسیده ی ایران معرفی می کرد و فیلمسازی کوبریک و هیچکاک و به چالش می کشید … تمام این جشنواره ها رانت بازی و پشت پرده بازی …