گفتگو با علیرضا رئیسیان سازنده فیلم چهل سالگی
خُلف وعده
گفتگو از پویا نبی

چرا اینقدر دیر به دیر فیلم می سازید؟
واقعیتش تا زمانی که یک موضوع کاملاً در ذهنم حل نشود و به یک ساختار بصری نرسم نمی توانم به آن موضوع دست بزنم و حتی تمام فیلمهای من مدت زمان فیلمبرداریش به نسبت جایگاهش در بین مخاطبین خیلی کوتاه بوده من فیلمی ندارم که مدت فیلمبرداریش به پنجاه روز برسد ، همین فیلم چهل سالگی را من در مدت ۳۰ روز فیلمبرداری کردم ولی اگر شما میزانسنها و ساختار فیلم را ببینید باورتان نمی شود که در چنین مدت زمانی فیلمبرداری شده است
ایده و سوژه چهل سالگی چگونه به سراغ شما آمد؟
دو سال و نیم پیش بود که این رمان توسط فریدون جیرانی و مانیا اکبری به من معرفی شد وقتی آن را مطالعه کردم دیدم ایده مرکزی جالب و بکری دارد بلا فاصله با خانم ناهید طباطبایی تماس گرفتم و با ایشان وارد مذاکره شدم و در نهایت در یک اتفاق خیلی خوش آیند ایشان امتیاز ساخت فیلم را به بنده واگذار کردند. بعد از این مرحله بود که برای نوشتن فیلمنامه هم به دکتر مصطفی رستگاری که دکتری فلسفه و هنر دارند مراجعه کردم که در واقع این اولین تجربه فیلمنامه نویسی ایشان است …
چرا میان این همه فیلمنامه نویس حرفه ای به سراغ یک شخص گمنام رفتید؟
راستش فیلمنامه نویسان مستقل ما یک جور دچار تکرار شده اند و من دنبال یک فکر خلاق و نو بودم چون خود کتاب ایده مرکزی جالبی دارد پس فکر کردم باید این نکته در فیلم هم رعایت شود . یکی از بزرگان سینما جمله معروفی دارد که می گوید اقتباسی موفق تر است که به فیلم وفادار بماند نه به کتاب. انتخاب دکتر رستگاری هم پیرو همین حرف بود . البته من در ابتدای امر نوشتن این فیلمنامه را به آقایان کامبوزیا پرتوی و فرید مصطفوی هم پیشنهاد کردم اما هم مشغله زیادی برایشان وجود داشت و هم فضای فکری ما از هم دور بود
چرا فیلمنامه را به خود خانم طباطبایی ندادید بنویسد ؟
اتفاقاً ایشان اشتیاقشان را هم اعلام کردند اما به نظر من تلاشی که ایشان کرده در رمان حد نهایش نمود پیدا می کند . البته ایشان سالها پیش یک نسخه فیلمنامه ای هم از این کتاب نوشته بودند که قبل از من دست چند نفر از دوستان فیلمساز از جمله رسول صدر عاملی ، تهمینه میلانی و محمد علی نجفی بوده . یک چیز دیگر هم که وجود داشت زمان فیلم بود اگر شما بخواهید کتاب را عیناً به فیلم تبدیل کنید به زمانی حدود ۵۰ دقیقه می رسید پس باید داستانک های به قصه اصلی اضافه می شد تا فیلم به یک تایم نرمال می رسید و جذابیت کشش داستان اصلی را نیز بالا می برد
کمی از انتخاب بازیگرها برایمان بگوید . چه شد که به این چینش رسیدید؟
زمانی که برای اولین بار کتاب را می خواندم بر این باور بودم که نقش اصلی که زن قصه است را باید لیلا حاتمی بازی کند . بنده قبل از چهل سالگی با خانم حاتمی فیلم ایستگاه متروک را کار کرده بودم که تجربه دلنشینی بود و در ضمن باید این را هم گفت که لیلا حاتمی جز معدود بازیگران سینمای ایران است که غرق در سینمای تجاری و سطحی این سالها نشده و آن استیل و اصول خود را حفظ کرده است و همیشه می توان در کارهای متفاوت روی او حساب باز کرد ، در مورد نقش مرد هم ما چند گزینه از جمله بهرام رادان ، حامد بهداد و محمد رضا فروتن داشتیم که خب در نهایت با آقای فروتن به توافق رسیدیم در مورد نقش آقای انتظامی واقعیت امر ابتدا می خواستیم این نقش را به آقای مشایخی واگذار کنیم که در باز نویسی های که روی فیلمنامه انجام شد شخصیت به فیزیک جناب انتظامی نزدیک شد
هر فیلمی برای سازنده اش یک مشخصه بارز دارد که آن فیلم را به واسطه آن مشخصه برای سازنده اش دوست داشتنی می کند . در چهل سالگی برای شما این مشخصه چه بود؟
شاید بتوان پختگی و بلوغ خودم را در این فیلم عنوان کنم . بعد از چهار تجربه سینمای فکر می کنم چهل سالگی کامل ترین و بهترین اثر من در ضمینه کارگردانی است و این نکته که برای اولین بار تهیه کنندگی فیلم نیز بر عهده خودم بود تا بتوانم دلخواه خودم را جلوی دوربین ببرم اما نکته تلخ این فیلم فشار های اقتصادی بود که در طول زمان فیلمبرداری و تدوین این فیلم روی من وارد شد
این فیلم چقدر شبیه کارهای پیشین شما است؟
خیلی ! سیال بودن بین خیال و واقعیت ، نشانه های تصویری و نوع میزانسنها کاملاً شبیه کارهای گذشته ام است با این تفاوت که در اینجا با یک قصه پر رنگ تر و جذاب تر رو به رو هستیم یک چیز را هم به شما بگویم بعد از تجربه سفر و ایستگاه متروک بود که به این نتیجه رسیدم که اگر قصه پر رنگ تر باشد چیز زیاد بدی هم نیست ولی به شرط اینکه درست اجرا شود
گیشه را در اکران چگونه پیش بینی می کنید؟
واقعیت امر من جز کار گردانهای هستم که هیچ وقت در اکران شانس نداشته ام پس پیش بینی موفق بودن یا نبودن این فیلم در اکران کمی برایم سخت است . فیلم ((ریحانه)) زمان اکرانش مصادف شد با زلزله رود بار و بازی های جام جهانی ، فیلم ((سفر)) هم با اینکه توانست رکورد فروش آن سال سینما شهر قصه را بزند اما سینما های خوبی در اختیارمان نبود پس فیلم دیده نشد، فیلم ((ایستگاه متروک)) هم در یکی از همین اکران های فرهنگی خیلی بی سرو صدا اکران شد و بعد پایین کشیده شد جالب است برای شما بگویم این فیلم تنها فیلم ایرانی است که در یک سال توانست یازده جایزه جهانی را دریافت کند ، فیلم ((پرونده هاوانا)) هم که توقیف شد و خبری از اکرانش نیست . اما در مورد چهل سالگی هم آقای اربابی معاون ارزشیابی پیشین و هم جناب شایسته پخش کننده فیلم ابراز خوش بینی نسبت به اکران این فیلم می کردند و فیلم را در گیشه پر فروش می دانستند اما باید دید چه شرایطی برای فیلم به وجود خواهد آمد
قبل از شروع مصاحبه به مشکلات مالی این پروژه اشاره کردید و گفتید اگر این مشکلات ادامه پیدا کند اکران جشنواره را از دست خواهید داد . کمی درباره این مشکلات صحبت کنید
چون برای اولین بار به طور رسمی دارم از این مشکلات حرف می زنم دوست دارم از همان ابتدا ماجرا را برای شما و خوانندگان روزنامه باز کنم که اگر فیلم به جشنواره نیامد بداند مقصر چه کسی یا چه کسانی هستند . ببینید وقتی شما می خواهید فیلمی را به عنوان تهیه کننده و کارگردان شروع کنید اولین مشکلتان فراهم کردن سرمایه است ، زمانی که خواستم این فیلم را شروع کنم وضعیت فارابی با مدیریت آقای شاه حسینی وضعیت خوبی نبود پس اصلاً به طرف این بنیاد نرفتم در ضمن در شورای اقتباس همین بنیاد فیلمنامه را خوانده بودند و رد کردند جالب است که درک این آقایان انقدر نیست که ببیند فاصله رمان تا فیلم با توجه به کادر سازنده یعنی چی؟ این آقایان آن جا نشسته اند و کتاب را می خوانند و رد می کنند یعنی با خواندن کتاب تشخیص می دهند این فیلم خوبی می شود یا خیر که احمقانه ترین شکل ممکن است و تا الان هم می بیند که چیزی از آن شورا بیرون نیامده بعد به سراغ حوزه هنری رفتم آن هم چون خود این دوستان ابراز علاقه کرده بودند من به آنجا رفتم بعد پس از مدتی مدیریت آنجا گفت که کارگاه فیلمنامه نویسی کتاب را خوانده و رد کرده یعنی همان مشکلی که در فارابی بود .من همینجا از آقای حاجی مشهدی گله دارم به خودشان هم همان زمان گفت که این چه بازی بود که سر من در آوردند ، قدم بعد شهرداری بود پس از کش و قوس های فراوان این فیلمنامه آنجا تصویب شد و قرار داد رسمی بین ما امضا شد حتی نماینده ناظر آنها سر فیلمبرداری می آمد در چنین شرایطی تا امروز که یک سال از شروع کار می گذرد حتی یک قسط از آن قرار داد به بنده پرداخت نشده همه این مسائلی را هم که می گویم مستند است و قرار داد ها وجود دارد . ماجرا تا جای پیش رفت که بنده به آقای قالیباف نامه فرستادم تا مشکل این فیلم حل شود که با اینکه جناب قالیباف دستور پیگری دادند اما همچنان فیلم مشکل دارد تا جای که آقای آفریده مدیر مرکز گسترش ابراز تمایل کرد در بخشی از این فیلم شریک باشد اما نمی دانم چه اتفاقی افتاد که پس از چند ماه آمدند و گفتند ما فقط روی کار های اول و دوم سرمایه گذاری می کنیم ! در حالی که خود ایشان ابراز تمایل کرده بودند نه من { می خندد} بعد هم رسانه های تصویری آمد که گفت من می خواهم رایت فیلم را بخرم ولی رقمی که پیشنهاد دادند هزینه رفت و آمد گروه هم نمی شد در حالی که همه می دانید رایت های که موسسه پیش خرید می کند همه بالای ۱۵۰ میلیون است و جالب اینجاست که همه جا عنوان کردند ما به فیلم چهل سالگی کمک کردیم
الان که من رو به روی شما نشسته ام چقدر هزینه فیلم کردید؟
بیش از ۴۰۰ میلیون. البته همینجا جا دارد از گروه خوب فیلم تشکر کنم که شرایط من را درک کردند، به ویژه خانم حاتمی و جناب انتظامی
چرا شکایت نمی کنید؟
فقط بحث اخلاقیات در میان است همین . چون معتقدم شهرداری در بخش های کمک های شایانی به سینما کرد از جمله سالن سازی اما در بخش نرم افزاری فاجعه آمیز بوده به هر حال صبر من هم حدی دارد و اگر ببینم این نامه نگاری ها به جای نمی رسد صد در صد شکایت خواهم کرد این را هم بگویم فقط فیلم من نیست که با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند در سالهای اخیر تحقیق کنید ببینید چند پروژه در آنجا با چنین مسائلی رو به رو شده فیلم تهران در جستجوی زیبایی الان مشکل صداگذاری و میکس دارد و به نوعی فیلم در هوا است این اثر هم محصول شهرداری است . ببینید من چند سال پیش در چنین گفتگوی چراغ قرمز خطر در فارابی را دادم و گفتم با مدیریت آقای شاه حسینی چه بلای سر ما خواهد آمد اما کسی جدی نگرفت تا کار از کار گذشت الان هم دارم این هشدار را نسبت به موسسه توسعه فرهنگی شهرداری می دهم
بر سر پرونده هاوانا چه بلایی آمد؟
بر خلاف آن چیزی که در روزنامه ها و رسانه های دیگر گفته می شود این فیلم توقیف است. من خیلی دوست دارم معاون ارزشیابی جدید کمی هم درباره توقیف این فیلم صحبت کند که واقعاً مشکلش چیست؟ هم فیلم من هم سنتوری { داریوش مهرجویی}، آتشکار{ محسن امیر یوسفی} و عصر جمعه { مونا زندی} پروانه نمایش داریم ، با سر گروه سینما ها برای اکران به توافق رسیده بودیم ، فیلمهایمان در جشنواره فیلم فجر و یا جشن خانه سینما کاندید چند رشته شدند اما کسی جواب روشنی مبنی بر اینکه فیلم چرا توقیف است به ما نمی دهد و مدام هم پز می دهند که ما قرار است فضای باز سینمایی ایجاد کنیم
برای پایان بحث می خواستم اگر خاطره ای از جشنواره فجر دارید برای خوانندگان ما بگویید
زیاد خاطره خوشی از جشنواره فجر ندارم شاید بخشی از آن به خاطر نگاه های سلیقه ای و فرمایشی برخی داوران است که همیشه فیلمهایم با بی مهری رو به رو شده اند
این نوشته را به بالاترین بفرستید :
این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید



بدون دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید