روزنوشت جشنواره: یادداشت بر دو فیلم
پسر آدم دختر حوا / آل
بهمن شیر محمد/ سینا حبیبی


یادداشتی بر فیلم پسر آدم دختر حوا
بهمن شیرمحمد
چه لذتی دارد وقتی انتظار داری یک فیلم کاملا معمولی ببینی و ناگهان با یک کمدی درجه یک که سالها منتظرش بودیم مواجه میشوی.
از همان آغاز و با آن تیتراژ زیبا میشد حدس زد که سازندگان فیلم فیلم را با حوصله ساختهاند و با تماشای فیلم خوشبختانه متوجه میشویم که این حوصله خیلی هم خوب جواب داده است.
به شخصه نمونه همچین تیتراژ زیبا و فکر شده ای را حداقل در سالهای اخیر ندیده ام.
فیلم قصه بکری ندارد و جنگ بین دنیای مردها و زنها را در فیلمهای زیادی دیده ایم.اما تفاوت فیلم با نمونه های مشابه یکی در قصه سرراست فیلم و دیگری در پرداخت کارگردان و جنس شوخیهای آن است.
وقتی فیلمنامه پر از ایده های نو لااقل در سینمای کمدی خودمان باشد دیگر لازم نیست کارگردان برای خنداندن تماشاگر دست به لودگی بزند یا دست به دامن شوخی های جنـسی مد شده این سالها بشود. بطور نمونه ارجاعتان میدهم به فیلم چارچنگولی .کافی است شوخیهای هر دو فیلم را باهم مقایسه کنید.به همه اینها اضافه کنید بازیهای زیبای کمیلی و افشار را.
بجز شخصیتی که لیلا اوتادی آن را بازی میکند و سکانس راهپیمایی تقریبا فیلم صحنه اضافی دیگری ندارد.
رامبد جوان از تمام ظرفیت فیلمنامه بخوبی استفاده کرده و قدر هر لحظه از تقابل کاراکنرهایش را خیلی خوب دانسته و اجرا کرده است.بطور مثال به صحنه ای که پلیس کمیلی و جوان را فرامیخواند و جوان خود را مشغول صحبت با تلفن نشان میدهد دقت کنید یک موقعیت ساده اما با پرداخت درخشان کارگردان. فقط کافی است به نوع ایستادن جوان و صحبت با تلفنش دقت کنید تا متوجه تواناییهای رامبد جوان در خلق موقعیتهای کمیک درجه یک بشوید.
فیلم پر از اینگونه لحظات جذاب و بامزه است و یا جایی را به یاد بیاورید که کمیلی دارد استراق سمع میکند و جلوی افشار چگونه به لکنت می افتد.
رامبد جوان بسیار امیدوارمان میکند که منتظر کمدیهای بعدیش باشیم چون همین فیلم هم نشان میدهد که او تواناییهای انکار ناپذیری در ساخت کمدیهای سالم و مدرن دارد

یادداشتی بر فیلم آل
سینا حبیبی
فقط خوش آب و رنگ
با این که بسیاری گفتند این فیلم چنگی به دل نمیزند ولی باز هم به احترام نام علی معلم به دیدن فیلم رفتم ولی باید اعتراف کنم فیلم واقعا بسیار بد است …
و این بدی به تمام فیلم لطمه زده و حتی نکات فنی فیلم هم که تنها نکات مثبت فیلم است نیز دیده نمیشود. فیلم نامه اثر بسیار پراکنده و آشفته است و هزاران علامت سوال برجا میگذارد و از خلق حتی یک موقعیت تعلیق و وحشت نیز عاجز است .
فیلمی که میبایست فضایش پر از احساس ترس و تعلیق باشد با کابوسهای عصبانی کننده و بیمورد سینا ( مصطفی زمانی ) به تباهی کشیده میشود .
ولی نمیشود از فیلم برداری و ترکیب نورپردازی اثر یاد نکرد ولی حیف …
به گفته هیچکاک رجوعتان می دهم که برای یک فیلم خوب فقط یک فیلم نامه خوب ، فیلم نامه خوب ، فیلم نامه خوب لازم است و چیزی که آل ندارد و اصلا هم ندارد فیلم نامه است .
این نوشته را به بالاترین بفرستید :
این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید



بدون دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید