روزنوشت جشنواره فجر : یادداشت بر دو فیلم

 

طهران تهران

واقعا به این نتیجه رسیده ام که هیچکس در ایران مثل مهرجویی نمیتواند از چنین موضوعات و قصه های ساده ای چنین فیلمهای گرمی بسازد که فقط و فقط لذت رانصیب تماشاگرانش کند.

واقعا مهرجویی ارزش روابط تک تک آدمهایش را بخوبی میشناسد و راز گرمی این کاراکترها در همین نکته است.

طهران روزهای آشنایی اثری است که پرده های واقعیات جاری را کنار میزند و با حقیقت نابی ما را مواجه میکند.حقیقتی که اگر به واقعیت تبدیل شود زندگی در این شهر غول آسا دیگر انقدر ترسناک نیست.

نگاه انسانی فیلم باعث میشود که در اواخر فیلم و در اوج سرخوشی شخصیتها از این همه شور زندگی طوری به وجد بیایم که اشکم سرازیر شود.

گذشته از اینها طنز خاص مهرجویی هم در تمام لحظات فیلم جاری است. نوعی از طنز که خیلی از فیلمسازان با کلی شلنگ تخته انداختن به گرد پای آن هم نمیرسند.

برای مثال به سکانس زیارت شاه عبدالعظیم توجه کنید که کارگردان چطور یک سکانس زیارت را به یک سکانس طنز عالی و ناب تبدیل میکند.

شور و علاقه کاراکترهای مهرجویی به زیستن و همدلی با یکدیگر و محبت بی منت گوهری است که جامعه ما الان به شدت به آن نیاز دارد و شگردهای ظریف مهرجویی تاثیر آن را چند برابر میکند.

مثلا به کارکرد دوگانه کوک کردن ساعت موزه توجه کنید که هم میخنداند و در پشت آن مهرجویی ارزش زیستن را به ما یادآوری میکند.

فیلم مهرجویی فیلم بسیار ارزشمندی است که پرداختن دقیق به همه زوایای آن فرصت دیگری میطلبد.

اما تهران سیم آخر ساخته مهدی کرمپور با وجود ساخت خوبش به لحاظ فیلمنامه فاقد آن عمق لازم است.

تعدد شخصیتها و پرداختن به تک تک آنها با نوع روایتی که فیلم در پیش گرفته است بخاطر محدودیت زمانی فیلم باعث شده که کاراکترها برای مخاطب در حد تیپ باقی بمانند و کارگردان تنها با کلیپ آخر میخواهد تاحدودی دغدغه های انان را نشانمان دهد بخاطر همین فیلم در مقایسه با اپیزود اول به وضوح کم می آورد.

در اخر اینکه طهران روزهای آشنایی همه را دعوت به زندگی میکند و تهران سیم آخر هشداری است به جامعه ای که کم کم دارد زندگی را فراموش میکند و فقط حسرت گذشته را میخورد.

 

کیفر

کیفر جزو فیلمهایی بود که اشتیاق فراوانی به دیدنش داشتم و باید اعتراف کنم انتظارم بیش از اینها بود.

اصرار کارگردانهای ما به استفاده از بازیگرانی خاص کم کم دارد به معضلی بزرگ تبدیل میشود. به همین کیفر نگاه کنید هرچقدر مصطفی زمانی و مریلا زارعی خوبند امیر جعفری و هانیه توسلی دارند فقط خودشان را تکرار میکنند.

فیلمنامه هم بقدری ایده و شاخ و برگ دارد که بیشتر بدرد یک سریال میخورد تا یک فیلم سینمایی.

مشکل پایان بندی فیلمهای فتحی هم همچنان پابرجاست و اصلا از جایی که سیامک و مهسا وارد آن باغ میشوند بیننده به راحتی میتواند دقایق بعدی را حدس بزند.

از همه فجیع تر نمای اخر فیلم است که جناب مشایخ قاتل با وجود دیده شدنش توسط آنهمه ادم در باغ به راحتی در ماشین گرانبهایش لمیده و منتظر معشوق جوانش است. راستش از آن پیاده شدن مهسا و سیامک هم چیز زیادی دستگیرم نشد.

کیانوش گرامی هم که چند سال پیش یکی از آسیبهای فیلمهای کیمیایی بود حالا بجان فیلمهای فتحی افتاده.

به شخصه نمیدانم هدف فتحی از تزریق چنین کاراکتری به فیلم و آن برادرش که ناگهان فاز جدی بودن بخود میگیرد و شعار های اخلاقی میدهد چیست.

اگر فتحی میخواهد یک تریلر نفس گیر به تماشاگرش عرضه کند باید فکری به حال این کاریکاتورهایش بکند که باعث از رمق افتادن فیلمش میشوند.

با همه اینها کیفر جاهای تماشایی کم ندارد.

به صحنه ورود سیامک به مجلس برادرش و بازی خیره کننده زارعی و زمانی دقت کنید از آن سکانسهاست.

یا سکانس مسابقه مشت زنی و فضاسازی خاص فتحی.

کیفر تولید سختی داشته و ساختنش توان زیادی میخواهد پس برای همین هم که شده به سازندگانش خسته نباشید میگوییم و منتظر کارهای بعدی فتحی که در این برهوت لااقل به فکر فیلم جذاب ساختن است مینشینیم.

این نوشته را به بالاترین بفرستید : Balatarin

facebook این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید

۱ دیدگاه

  1. سید آریا قریشی — بهمن ۲۰, ۱۳۸۸ #

    تهران: سیم آخر به نظرم فیلم بدی نبود. ولی چون کنار اپیزود خیلی خوب (و نه هنوز شاهکار) مهرجویی قرار گرفت، دیده نشد.
    کیفر هم فیلم متوسطی بود. ولی نکات مثبتی داشت که خیلی خوشحال کننده بود. از جمله این که بالاخره تو این جشنواره یکی رو دیدیم که ارزش داستان گویی رو می دونه و داستان رو در اکثر دقایق فیلمش فدای پیام نمی کنه.

دیدگاه خود را بنویسید