روزنوشت جشنواره ۸۸:آل

 

 

با کلی پیش زمینه ذهنی از پروژه جدید سینمایی علی معلم که همه می گفتند قرار است یک هارور جهانی بسازد و در جلوه های ویژه بصری میخکوب کننده باشد،به تماشای آل بهرام بهرامیان نشستم،جالب اینجا بود که در سالن اریکه ایرانیان ابراهیم حاتمی کیا و امیر پوریا(که طرح اصلی بهرام عظیمی را بازنویسی کرده)هم حضور داشتند…اما به هیچ عنوان فکر نمی کردم اثر جدید تیم معلم که گاه و بی گاه عکس مصطفی زمانی با چشمان زاغش را روی جلد مجله می انداخت،چنین اثر افسار گسیخته و مضحکی باشد!!!

بهرام بهرامیان خیلی سعی کرده که سایه حس تعلیق و ترس از موجودی خیالی به نام آل را که زنان زائو را با خود می برد،بر سر فیلم بگستراند،اما آل نه تنها به اثری ترسناک تبدیل نمی شود،بلکه فیلمی است سراسر خنده و تعجب،تعجب به این دلیل که اصلا مشخص نیست چرا برای نقش های اصلی فیلم به چنین بازیگرانی  میدان داده شده!مصطفی زمانی در نقش سینا،شخصیت متوهم اصلی فیلم،اصلا هیچ کنترلی بر بازی خود ندارد،کافی است دقت کنید در جاهایی که می ترسد و یا جسم غریبی را می بیند و ببینید ری اکشن های مربوط به محیط را به چه طرز ابتدایی رو می کند!و آنا نعمتی…وای،من تاکنون بازی به این افتضاحی از هیچ بازیگر زنی در سینمای ایران ندیده بودم،طوری شده بود که با هر دیالوگ ایشان،کل سالن منفجر می شد از خنده!

اما چرا می گویم فیلم خنده دار است؟عرض می کنم خدمتتان

اصلی ترین دلیل این رویداد،اینست که فیلمنامه نویس(یا احیانا کارگردان و تهیه کننده)قصد دارد با خیال و رویا ترس های موهوم کاراکتر اصلی را توجیه کند،این کار یک یا دوبار جواب می دهد،اما جالب اینجاست که به طرز فوق العاده خنده داری هر اتفاقی که در این  فیلم می افتد،به یکباره با خواب سینا توجیه می شود(گویی سینا در کل موقعیت های فیلم در خواب به سر می برد و دو سه جا بیدار است فقط!) و بخصوص آن صدای عجیب سینا پس از هر کابوس که پس از دیدن این رویاها قرار است ما راهم بترساند،تبدیل می شود به بمبی که در میان بینندگان منفجر می شود و لحظات مفرحی را برای تماشاگر به ارمغان می آورد!البته اینها را نمی توان خیلی به امیر پوریا نسبت داد،چون کاملا مشخص  است که آل صدمات جبران پذیری را از اجرای فیلمنامه خورده،نه طرح اصلی(بنده معتقدم اگر در کل پروژه بهرام عظیمی حضور داشت،الان شاهد اثری قابل قبول بودیم)

دیالوگ های فیلم هم خیلی جالبند،مثلا جایی در بخش های پایانی فیلم،آنا نعمتی که با رفتار سراسر تصنعش،از ماشین پیاده می شود و کاملا بی دلیل کفش ها را از پا می کند و پابرهنه در خیابان گام بر می دارد،پس از مکالمه پر دافعه ای با سینا،با این سوال سینا مواجه می شود که تا این وقت شب کجا بودی؟و ایشان هم با اشاره ای به لباس قرمز چسبان خود جواب می دهند:بیرون،معلوم نیست؟!این دیگر از آن دیالوگ های شاهکاری است که یا ما توانایی درکش را نداریم یا قضیه چیز دیگری است کلا!!!!!

البته فیلم نکات مثبتی م دارد،مثلا فیلمبرداری فیلم بسیار متناسب است و اولین باری است که در سینمای ایران در یک فیلم مثلا ترسناک از دوربین به این نحو استفاده می شود،هم چنین فضاسازی های فیلم و طراحی صحنه و آکسسوار،در حد بالایی قابل قبولند(بخصوص در آن تک سکانس انصافا خوبی که زن بارداری که طعمه آل شده نشان داده می شود و صدای نفس های آل شنیده می شود)،اما فیلم در مقیاس فیلمنامه به قدری فاجعه است که این خوبی ها هم به دست فراموشی سپرده می شوند…

باری آل ثابت می کند که سینمای ایران هنوز برایس ساخت اثری ترسناک کاملا درمانده است و همان بهتر که به سراغ کمدی های درجه سه و چهار و ملودرام های پر سوز و گداز برویم،آل هم مانند اکثر آثار این ژانر در ایران،قصد دارد به دلیل ناتوانی های بصری با صدا بترساند،اما این عنصر جواب نمی دهد و آل را هم تبدیل به تجربه ای شکست خورده می کند.

به امید اینکه روزی آلی بیاید و این بچه-ژانر ناهمگون سینمای ایران را با خود ببرد!

 

این نوشته را به بالاترین بفرستید : Balatarin

facebook این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید

۱ دیدگاه

  1. nazi — بهمن ۱۷, ۱۳۸۸ #

    اردیبهشت و خرداد امسال -۸۷- فیلمی اکران شد به نام “حریم” که حقیقتا داستان آن مو بر تن سیخ میکرد و اجرای قابل قبولی هم داشت: ماجرای جنگل هایی در ایران که آدمها به آن وارد می شوند و بیرون نمی آیند.این جنگلها در کشور ما حقیقتا وجود دارند و صدا و سیما مستندی به همین نام “حریم” در سال قبل پخش کرد که برای مثال یکی از همین محیطهای زیستی در شمال تهران هست و خود گروه صدا و سیما جرات نکرده بود وارد آنجا شود و از قرار معلوم،مجوز هم نداده بودند.انتهای فیلم “حریم”،به وضوح سعی کرده بود تماشاگر ایرانی را آرام کند و با خیال راحت از سالن بیرون بفرستد.ما در شرایطی زندگی نمی کنیم که برای ترسیدن، پول بلیط سینما بدهیم.در حین تماشای آن فیلم هم(که چیپس و پفک مردم در ده دقیقه اول جمع شد) خنده های تماشاگرها در سالن پخش بود ، ولی خنده ها از سر عصبیت بود.باید صبر کرد و دید که واکنش مردم در اکران عمومی آل چگونه است.معمولا پیگیران جشنواره برای سرگرمی فیلم ها را نمی بینند، آنها می روند که مسیر جدیدترین اندیشه ها را دنبال کنند.

دیدگاه خود را بنویسید