روزنوشت جشنواره ۸۸:به رنگ ارغوان
لحظات ارغوانی
امیررضا تجویدی


هیچ گاه از تماشای فیلمی از حاتمی کیا آنچنان که می گویند مشعوف نشده بودم و کلا با مضامین و آرمانهایش مشکل داشتم،اما با تماشای به رنگ ارغوان،ابراهیم حاتمی کیا را طور دیگری می بینم و خوشحالم که وی بالاخره ساخت آن اثری را که باید می ساخت!
به رنگ ارغوان،جدیدترین فیلم به نمایش در آمده ابراهیم حاتمی کیا را می توان پخته ترین،منسجم ترین و سینمایی ترین اثر این کارگردان مولف سینمای ایران دانست.حاتمی کیا با چرخشی ۱۸۰ درجه از دغدغه های همیشگی اش(البته نه به منظور روی گرداندن از آنها!)به سراغ داستانی سیاسی-عاشقانه رفته.داستان دختری به نام ارغوان کامرانی(خزر معصومی با چهره کودکانه و دلنشین خود که بازی روانی هم دارد)که والدینش جزو گروه های ضد حکومتی اند و خودش با سیاست بیگانه،اما به دلیل همین پیشینه پدر و مادر،توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی تحت نظر است و هوشنگ ستاری(حمید فرخ نژاد که اینجا بهترین بازی زندگیش را به نمایش گذاشته)،این مامور وظیفه شناس را مامور تعقیب او می کنند،هوشنگ ستاری(یا شهاب ۸)با مشاهده ارغوان و کند و کاوی در ایده اولوژی ضد سیاسی اش،دچار رابطه ای عاشقانه با او می شود و کمی در آرمان های همیشگی خود می لغزد،پس محکوم است به حذف…
فیلم به وضوح درونمایه عاشقانه ای را داراست،اما به هیچ عنوان نمی توان تم سیاسی آنرا انکار کرد،حتی با وجود تاکید های کارگردان و تهیه کننده.به رنگ ارغوان به یکی از آفات زندگی اجتماعی و سیاسی جوامع می پردازد:حذف و قتل انسان ها با شعار خداپرستی…اتفاقی که در پلان پایانی فیلم می افتد(که اتفاقا بر خلاف نظر منتقدین گرامی،به نظرم یک پایان بندی بسیار خوب و زیرکانه است)مهر تاییدی است بر اینکه هر کجا منافع عده ای در خطر باشد،حذف انسانهای موثر،از هر قشر و منصبی که باشند،در دستور کار قرار می گیرد…
اما کار حاتمی کیا را اگر بخواهیم از نظر بصری و اجرای فیلمنامه فیلم را تفسیر کنیم،باز هم اوج پختگی وی در همین فیلم شکل گرفته.
امتیاز بزرگ بصری فیلم را می توان در خلق لحظات ناب سینمایی دانست.حاتمی کیا در تک تک مواجهه های کاراکترهای فیلمش،جزئیات دراماتیکی را به تصویر می کشد که موجب می شود تماشای فیلم توسط تماشاگر،با لذاتی دوچندان همراه باشد…نمونه بارز و شگفت انگیز آن در مواجهه کمیک و دقیق ارغوان و هوشنگ در اتاق ارغوان و رویت جسد توسط هوشنگ و رفتار های جالب اوست که به شدت سینمایی است و به دل می نشیند…(که البته در فیلم نمونه های زیبای دیگری هم هستند،مثل حضور آن مقام عالی رتبه در اتاق شهاب ۸ و صحبت از حذف وی که بازی درخشان و کوتاه رضا بابک را هم در آن نباید فراموش کرد)
پیش از این در کمترین فیلم ایرانی شاهد چنین داستانی با اوج ظرافت های تصویری و پرداخت مو به مو و دقیق فیلمنامه بوده ایم.پرداخت به موضوعی جسارت آمیز مانند این فیلم،جسارت بالایی می خواهد و بیرون آوردن طرح داستانی در قالب تصویر هم کار بسیار سختی است.ابراهیم حاتمی کیا در قاب میزانسن های چشم نواز(به کمک حسن کریمی و فیلمبرداری ساده اما پر ظرافتش) و طراحی صحنه های متناسب با اجزای فیلم،به در آمدن این عوامل کمک شایانی کرده.
باری،به رنگ ارغوان فیلمی است در مورد تقابل انسانیت و بردگی در مقابل یک ایده اولوژی و قربانی گرفتن همیشگی ایده اولوژی غالب.فیلم جدید حاتمی کیا اکنون به یکی از دوست داشتنی ترین تجارب تماشای فیلم های ایرانیم تبدیل شده و برخلاف همه آثار پیشین حاتمی کیا،برایم درخشش بدیعی داشت…فیلمی که امیدی هم به اکران عمومیش ندارم…
این نوشته را به بالاترین بفرستید :
این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید



بدون دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید