یادداشت کوتاهی بر سه فیلم امشب شب مهتابه، بیست و عیار ۱۴
هومن نیک فرد
میخواهم زنده بمانم!
«امشب شب مهتابه» به کارگردانی محمدهادی کریمی

محمدهادی کریمی پس از ساختن غیره منتظره به سراغ امشب شب مهتاب رفته؛ با همان بازیگری که قصد چهره کردن و شناساندن او را و حتی جایگزین ستارهی پرحاشیهی قبلی داشته است. اگر برای دفاع از سینمای ایران در برابر ستاره سازی و سالاری بدون هیچ نوع قائدهی منطقی که درخور سینما باشد، میگفتیم: تاحالا شده آن ستارهی موبور و چشمرنگی و خوش لباس رادر جشنواره و جشنوارهها ببینید، یا اینکه او تاحالا جایزهای گرفته؟ نه، سینمای ما شعورش بالاتر از این حرفاست!؛ حالا و هرچه که جلو میرویم و به سی و چهل و پنجاه نزدیک میشویم در جشنوارهی فیلم فجر فیلم بسیار ضعیف امشب شب مهتابه را با بازی دانیال عبادی میبینیم! نمیدانیم خوشحال باشیم از خوشحالی کارگردان این فیلم بابت پیشبینیهای دوستانش که گفتهاند این فیلم فروش میکند یا ناراحت باشیم که وقتمان را در سینمای رسانه برای این فیلم تلف کردهایم و آنجا که باید تحت تأثیر قرار میگرفتیم، خندیدهایم! و جای دیگر بالعکس. ختم کلام اینکه امشب شب مهتابه فیلم ضعیفی بود. حتی به یکبار دیدن هم نمیارزید.
***
زندگی سگی، صبح سگی، شام سگی.
«بیست» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی

موضوع بیست لوث شده نیست. اما بکر هم نیست. پس بازیها و کارگردانی باید انقدر قوی باشند تا از آن اثری به یادماندنی بیافریند. خب، گویا اینطور نبوده! چون بازیها خالی از اشکال نبوده و کارگردان هم به نظر کار بزرگی نکرده است. بگذارید گیر بدهم! به حبیب رضایی دوست داشتنی که خیلی هم به او علاقهمندم. شاید بازیگردان خوبی باشد، اما نمیتوان گفت که از هر لحاظ بازیگر خوبیست. چهرهی حبیب رضایی برای درآمدن از سردی اتفاقاً گریمخور خوبی است، اما اگر به لبهای او و طرز اداکردن دیالوگهابیش توجه کنید، شما هم حتماً به حال این انسان دوست داشتنی (البته با او همصحبت نبودهام و از دور به او علاقهمندم!) دل میسوزانید. بگذریم…! اما میزانسنها دلچسب بود. یا مثلاً تصویر سیگاری در دست یک مرد و بلافاصله ارجاع به روی پیرزن سیگار فروش حرفها برای گفتن داشت. یا آینه پاک کردن فیروزه (مهتاب کرامتی) که انگار دارد خود را غبار گیری میکند؛ و… که اینها نشان از این دارد که بیست فیلم بدی نیست و میتواند خلاف ریتم کندش تماشاگر را راضی کند.
***
منتظرم باش، برمیگردم…
«عیار ۱۴» به کارگردانی پرویز شهبازی

راستش را بگویم، نفس عمیق را ندیدهام. اما انقدر از دوستان منتقد تعریفاش را شنیدهام که دوست دارم هرچه زودتر به تماشایش بنشینم. اما با شناخت نداشتن از شهبازی و دیدن عیار ۱۴ میتوانم بگویم که این خوب و امیدوار کننده بود. فیلمنامهی خوبی دارد. شروع خوب، محتوای خوب و پایانبندی خوب، تماشاگر هم راضیست، دیگر چه بهتر از این؟ داستان فیلم و اینکه در چه حال و هوایی میگذرد را نشریات سینمایی دیگر و از جملهی آدم برفیهای خودمان مفصل توضیح دادهاند، پس میروم سراغ محمدرضا فروتن که اینروزها خیلی پرکار است. فروتن با بازی تاحدودی خوب و شخصیتی که در فیلم دارد هم حس ترحم تماشاگر را برمیانگیزد و هم حس نفرت. اگر به جشنواره نرفتهاید و ندیدیدش دلتان بسوزد! ما دیدهایم؛ منتظر اکرانش بمانید.
این نوشته را به بالاترین بفرستید :
این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید



به نطر من فیلم امشب شبه مهتابه فیلم بسیار تاثیر گزاری بود و من بر خلاف نظر اقایی که گفته اند این فیلم ارزش یک بار دیدن رو هم ندارد فکر می کنم هر بار دیدن این فیلم شما را وادار می کند تا جور دیگری به زندگی خودتان نگاه کنید و تصور کنید اگر روزی شما هم مانند نقش اول فیلم زمان مرگ خود را می دانستید چه می کردید و به فرزندی که ارزوی دیدنش را با خود به گور می برید چه می گفتید پس توصیه می کنم برای درک بهتر فیلم به یک بار دیدن ان اکتفا نکنیدلازمه که بگم من به عنوان یه روان شناس نظر خودم رو اعلام کردم .