نگاهی به «ویکی کریستینا بارسلونا»

, , ارسال دیدگاه

 

movie_poster___vicky_a

ویکی کریستینا بارسلونا (Vicky Cristina Barcelona) سی‌ونهمین فیلم سینماییِ وودی آلن در مقام نویسنده و کارگردان است. «ویکی (با بازی ربکا هال) و کریستینا (با بازی اسکارلت جوهانسون) – دو زن جوان آمریکایی که با هم دوست‌اند – برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود به شهر بارسلون می‌روند. آن‌ها در آن‌جا با نقاشی اسپانیایی به ‌نام خوان آنتونیو (با بازی خاویر باردم) آشنا می‌شوند که به‌شکل غیرمنتظره‌ای، پیشنهاد یک سفر آخر هفته‌ی سه‌نفره به اُوییدو را به ویکی و کریستینا می‌دهد…»

درست است که می‌شود گفت ویکی کریستینا بارسلونا حول محور کشمکش میان دو طرز تلقی از عشق و رابطه می‌چرخد ولی پس از پایان یافتن تایمِ تقریباً یک‌ونیم ساعته‌ی فیلم، برگ برنده نه در دست کریستینا – به‌واسطه‌ی به کرسی نشستن عقایدش- که در دست شورای شهر و شهروندان بارسلون و صدالبته وودی آلن است! و این نه نقطه‌ضعف ویکی کریستینا بارسلونا بلکه اوج هنرنمایی فیلم‌ساز پابه‌سن‌گذاشته است؛ مالِ خود کردنِ فیلمی که به‌راحتیِ آب خوردن می‌توانست رنگ‌وبوی تولیدی سفارشی به خودش بگیرد، کار کمی نیست. ویکی کریستینا بارسلونا با مجموعه آثار آقای آلن پیوستگی فرمی و تماتیک دارد، حال‌وهوایش یادآور شماری از ساخته‌های شاخص اوست و به‌هیچ‌وجه وصله‌ی ناجورِ کارنامه‌اش به‌حساب نمی‌آید.

ارزش این پروسه زمانی دوچندان می‌گردد که بدانیم طرف مقابل نیز از نتیجه‌ی همکاری مذبور رضایت داشته و ویکی کریستینا بارسلونا موجبات بیش از پیش رونق گرفتنِ رفت‌وآمد گردشگران به بارسلون را فراهم آورده است [۱]. نمونه‌های شکست‌خورده‌ی وطنیِ چنین تعاملاتی با ارگان‌های دولتی، فراوان‌اند اما حالا که صحبت از شهر و شورای شهر و شهرداری به میان آمد، خوب است نارنجی‌پوش (ساخته‌ی داریوش مهرجویی، ۱۳۹۰) را شاهدمثال بیاورم که حتی از انتخاب اسم‌اش هم کج‌سلیقگی می‌بارد!

آلن با ساخت ویکی کریستینا بارسلونا در عین حال که خدشه‌ای به ذهنیت‌مان از بارسلونای زیبا و لبریز از رنگ‌های پرانرژی و تند وارد نیاورده، خوش‌بختانه فیلم‌اش را هم تبدیل به آلبومی صرفاً لبریز از جاذبه‌های توریستی اسپانیا نکرده است. ویکی کریستینا بارسلونا – در قیاس با هزینه‌ی پایین تولید فیلم – فروش موفقی نیز داشته و حدود ۶ برابر بودجه‌اش فروخته است. ویکی کریستینا بارسلونای آقای آلن، نمایشی موفقیت‌آمیز از پیچیدگی‌های روابط انسانی و زناشویی بر پرده‌ی نقره‌ای است. گرچه ویکی کریستینا بارسلونا روابطی خارج از عرف را نشان می‌دهد ولی برآیندِ کلی‌اش، بیننده را به استقبال از قرار گرفتن در آن‌چنان موقعیت‌های بغرنجی تشویق نمی‌کند.

ناگفته پیداست که ویکی کریستینا بارسلونا مثل اکثر آثار آلن، هم بازیگران تراز اولی دارد و هم بازی‌های درجه‌یکی. وودی آلن شاید بازیگر بزرگی نباشد اما درباره‌ی توان بالای او در بازی گرفتن از ستاره‌های فیلم‌هایش کم‌ترین تردیدی نمی‌شود داشت. آقای آلن از شیمی فوق‌العاده‌ی بین خاویر باردم و پنلوپه کروز به شایسته‌ترین نحو به نفع فیلم‌اش سود جسته است. بقیه‌ی بازیگران نیز – از ربکا هال و اسکارلت جوهانسون گرفته تا پاتریشیا کلارکسون – همگی خوش می‌درخشند.

بی‌تردید از میان خانم‌های بازیگرِ فیلم، جذاب‌ترین رُل به پنلوپه کروز رسیده است؛ ماریا النا، همسر سابق خوان آنتونیو، زن هنرمند و هنرشناسی که رفتاری غیرمعمول و دیوانگی‌هایی مخصوص به خودش دارد و حتی تا پای به قتل رساندن خوان آنتونیو هم پیش رفته است! چنان‌چه ادعا نکنم که ماریا النا منحصربه‌فردترین شخصیت مؤنثی است که وودی آلن در ساخته‌هایش خلق کرده، قطعاً یکی از پیچیده‌ترین‌هاست. خانم کروز به‌رغم حضور کوتاه‌مدت‌‌اش – نسبت به سایرین – با فهمی عمیق از مختصات نقش، کاراکتر نامتعارف ماریا النا را جان می‌بخشد. او به‌خاطر ایفای همین رُل و طی هشتادویکمین مراسم اهدای جوایز آکادمی، موفق شد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برای نخستین‌بار به اسپانیا ببرد.

شک نداریم ویکی و کریستینایی که در انتها به نیویورک بازمی‌گردند، دیگر با همان ویکی و کریستینای آغاز فیلم یکی نیستند. بله! پایان‌بندیِ ویکی کریستینا بارسلونا در عین سادگی، حرف‌های زیادی برای‌مان دارد. مشخص است که این ویکی و کریستینا عوض شده‌اند به‌طوری‌که در فرودگاه، حتی رنگ رخساره‌شان – به‌وضوح – خبر می‌دهد از سر درون! به‌ویژه ویکی که باورهای به‌ظاهر تغییرناپذیر و روال عادی و عقلانیِ زندگی‌اش متزلزل شده است.

از بین فیلم‌های ۲۰۰۰ به‌بعدِ وودی آلن، ویکی کریستینا بارسلونا را به‌شخصه از امتیاز نهایی (Match Point) هم بیش‌تر می‌پسندم. به‌نظرم ویکی کریستینا بارسلونا اصلاً برترین فیلم هزاره‌ی سوم آقای آلن است و پس از آن، به‌ترتیب: امتیاز نهایی و جاسمین غمگین (Blue Jasmine) جای می‌گیرند. ویکی کریستینا بارسلونا نه‌تنها کسالت‌آور نیست بلکه فیلمی گرم با شخصیت‌هایی ملموس و پذیرفتنی است که غمی را در خود پنهان کرده.

[۱] به‌عنوان نمونه و برای آگاهی بیش‌تر، رجوع کنید به خبری با تیتر «اروپاگردی با وودی آلن»، منتشره در یک‌شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۱، جام‌جم آنلاین.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد