نگاهی به جشنواره‌ی سی‌وچهارم فیلم فجر

, , ارسال دیدگاه

fajr94.
  • فیلم‌های بخش هنر و تجربه

این بخش از جشنواره، تبعیدگاه غریبی‌ست برای آثاری که به بخش مسابقه‌ی سودای سیمرغ راه نیافته‌اند. بی‌ارتباطیِ بسیاری از فیلم‌های این بخش به تعریف آن، سبب گمراهی و سرگردانی مخاطبان جشنواره شده بود. سبک‌وسیاقی که تماشاگران از این بخش انتظار داشتند، فیلم‌هایی چون ماهی و گربه یا خواب تلخ را یادآور می‌شد، اما پس از تماشای بسیاری از فیلم‌های حاضر در این بخش، حال‌وهوای فیلم‌های سینمای کلاسیک را به همراه داشت. این تناقض در انتخاب فیلم‌های هنر و تجربه، می‌تواند لطمه‌ای بزرگ به پیکره‌ی آن وارد کند و فیلم‌سازان را نیز در تعلیق و تشکیک برای ورود به آن نگه دارد. اصرار انتخاب‌کنندگان بر حضور ۱۱ فیلم در این بخش، سبب‌ساز این تناقض شده بود.

  • تنوع فیلم‌ها

برخلاف سالیان گذشته که فیلم‌ها اغلب محدود به تم اجتماعی و در محیطی بسته و اتاقی در خانه‌ای تنگ و تاریک شده بودند و تب‌وتاب ساختن فیلم‌هایی در سبک فرهادی و درباره‌ی الی؛ امسال فیلم‌سازان، موضوع‌های متنوعی را برای فیلم‌شان انتخاب کرده بودند.

خروج از تهران برای فیلم‌سازی مثل دختر و اژدها وارد می شود، حضور درخشان خیابان و فرهنگ آن در فیلم‌هایی مثل مالاریا، پیدا کردن نشانه‌هایی از ژانرهای جدید در سینمای ایران مثل بارکد و اژدها وارد می‌شود و آخرین بار سحر رو کی دیدی، نویدبخش درخشش دوباره‌ی سینمای ایران و موفقیت‌اش در جذب مخاطب است.

خودنمایی تنوع مضمونی هم از نکات مثبت جشنواره بود. فیلم‌سازان برای قصه‌گویی سراغ داستان‌هایی رفته بودند که سال‌ها بود در سینمای ایران مغفول مانده بود. نمایش شکل بدیعی از قصه‌گویی، نکته‌ای‌ست که می‌تواند سینمای ایران را به حضور موفق در جشنواره‌های خارجی هم امیدوار کند.

  • برنامه‌ی سینما ۴

شبکه‌ی ۴ با انتخاب رویکردی تحلیل‌محور، مخاطبان جدی سینمای ایران را به خود جذب کرد. برنامه‌ای که با حضور ثابت سه منتقد سینما، مجید اسلامی، شادمهر راستین و نیما حسنی‌نسب، علاوه بر نقد فیلم‌های اکران شده در جشنواره، به مباحث تئوریک سینما هم نگاه ویژه‌ای داشت و به دور از تکلف، به تحلیل دورنمای سینمای ایران پرداخت. شجاع نوری نیز با میدان دادن به موضوعات جدی سینما و باز گذاشتن دست منتقدان برنامه، نقش به‌سزایی در موفقیت این برنامه دارد. برنامه‌ای که به دنبال حاشیه‌های سینما نیست و پیوسته می‌کوشد تا با نگاهی متفاوت به سینما و با فاصله گرفتن از چهره‌های سینمایی،  مخاطبان را به خود جلب کند.

می‌توان به آینده‌ی این برنامه‌ی سینمایی امیدوار بود و با افول برنامه‌ی هفت، به ظهور قطب جدید برنامه‌سازی متمایز پیرامون سینما، دل بست. هفت، در شب‌های جشنواره، با توجه به کندی ذاتی‌اش، نتوانست توجه بینندگان را به خود معطوف کند.

  • فروش بلیت‌های غیرقابل فروش

سایت‌های متعددی برای فروش اینترنتی کالاها به وجود آمده است که کار صاحبان و نیازمندان به کالاها را راحت کرده است. اما فروش بلیت‌های سینماهای غیرمردمی مثل بهمن، فلسطین و سپیده و… که مربوط به ارگان‌ها و سازمان‌ها بود، از آن دسته از پدیده‌هایی‌ست که فقط در ایران اتفاق می‌افتد. اختصاص دادنِ سینماهای متعدد به سازمان‌ها، سبب کاهش سهم مخاطبان جدی جشنواره شد و این روند سال‌هاست که سینمادوستان را آزار می‌دهد. فروش غیرقانونی بلیت این سینماها، نشانگر عدم علاقه‌ی صاحبان این بلیت‌ها  به سینما و جشنواره دارد. حال با این اوضاع، چه اصراری‌ست بر تخصیص این تعداد بلیت به افرادی که حتی به تماشای آثار جشنواره هم نمی‌روند؟

  • داوری‌ها و نامزدها

هر سال در داوری‌های جشنواره اتفاق‌های غریبی رخ می‌دهد که موجبات شگفتی سینمادوستان را فراهم می‌کند. البته کاندیدا شدن فیلم‌های سفارشی و نزدیک به برگزارکنندگان جشنواره، برای سینمادوستان به عادت تبدیل شده است. اما امسال ۵ فیلم مشابه در سه بخش اصلی کارگردانی، فیلم و فیلم‌نامه کاندیدا شدند و هنگام اهدای جوایز، دیگر خبری از پخش سیمرغ‌ها و دلجویی از همه‌ی سینماگران نبود. اتفاقی که همه‌ساله رخ می‌داد. اما این بار هیئت داوران برگ برنده‌ی خود را رو کردند: توجه ویژه به یک فیلم که در اغلب بخش‌ها موفق ظاهر شده است.

شاید برای اولین بار، ابراهیم حاتمی‌کیا در هیچ بخشی کاندیدا نشد و شاید بی‌توجهی کم‌نظیری به بارکد شد. کم نبود از این دست سورپرایزها در داوری‌های جشنواره‌ی سی‌وچهارم.

  • فیلم‌سازان نسل جوان

غیبت فیلم‌سازانی چون مهرجویی، کیمیایی، الوند، داوودنژاد و…، و حضور سینماگرانی که تجربه‌های اول خود را در جشنواره‌ی امسال ارائه کرده بودند، توجه‌ها را به خود جلب کرده بود. برخلاف سالیان گذشته که نهایتاً یک یا دو فیلم‌ساز جوان به سینما معرفی می‌شدند، امسال فیلم‌سازان جوان متعددی با ساخت فیلم‌هایی شاخص، نامی برای خود دست‌وپا کردند. فیلم‌سازانی که با آثارشان، توانایی‌های فنی و هنرشان در قصه‌گویی را به اثبات رساندند و علاقه‌مندان به سینمای ایران را به اکرانی موفق در سال آینده و ظهور فیلم‌سازانی توانا امیدوار کردند.

  • صف‌های طولانی مقابل سینماها

پس از جشنواره‌ی سال ۸۹، که با حضور فیلم‌سازانی چون فرهادی، تبریزی، حاتمی‌کیا، توکلی و… صف‌های عریض و طویلی در مقابل سینماهای مردمی شکل گرفته بود، امسال نیز دوباره چراغ سینماها روشن شد و علاقه‌مندان به سینما، از ساعت‌ها قبل از شروع اکران فیلم‌ها، در مقابل سینماها صف تشکیل می‌دادند. نکته‌ی جالب در اقبال عمومی به فیلم‌ها، توجه ویژه‌ی سینمادوستان به فیلم‌های کارگردانان جوان بود. شاید اگر  این جشنواره در دهه‌ی ۸۰ برگزار می‌شد، باید برای تماشای  فیلم کمال تبریزی، کیومرث پوراحمد و… ساعت‌ها در سرمای بهمن‌ماه در صف می‌ایستادیم. اما امسال این نسل از فیلم‌سازان با اقبال کمی مواجه شدند.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد