نگاهی به «خامون خامون» ساخته‌ی بیگاس لونا

, , ۱ دیدگاه

 

cine-espanol-mexico

سینمای اسپانیا را همیشه با لوئیس بونوئل به‌یاد می‌آوریم، بعد احتمالاً با کارلوس سائورا و ویکتور اریسه و روح کندوی عسل‌اش [۱] و بعدتر با پدرو آلمودوار و نهایتاً آلخاندرو آمنابار! اما اسپانیایی‌ها تک‌خال‌های دیگری هم در سینما داشته‌اند؛ خوزه خوان بیگاس لونا یکی از آن‌ها بود. او با وجود ۴ دهه فعالیت سینمایی، کم‌تر از ۲۰ فیلم ساخت [۲]. در این نوشتار نگاهی خواهم داشت به خامون خامون؛ کمدی-درامی اسپانیایی که توسط بیگاس لونا در سال ۹۲ کارگردانی شد.

پسر یک زوج کارخانه‌دار به‌اسم خوزه لوئیس (با بازی ژوردی مولا) به یکی از کارگران کارخانه‌ که دختر جوانِ کم‌سن‌وُسالی به‌نام سیلویا (با بازی پنلوپه کروز) است، علاقه‌مند شده. وقتی سیلویا، خوزه لوئیس را از حاملگی خودش باخبر می‌کند؛ خوزه لوئیس علی‌رغم نگرانی سیلویا، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد و قرار می‌شود موضوع را با خانواده‌اش در میان بگذارد. کونچیتا، مادر خوزه لوئیس (با بازی استفانیا ساندرلی) پس از اظهار مخالفت شدید، جوان خوش‌بنیه‌ای به‌نام رائول (با بازی خاویر باردم) را برای اغفال و از سر راه برداشتن سیلویا اجیر می‌کند…

درون‌مایه‌ی اصلی خامون خامون را می‌توان مذمت شهوت افسارگسیخته محسوب کرد. فیلم، نقدهایی هم به اوضاع‌وُاحوالِ اجتماعیِ اسپانیای آن سال‌ها و البته نظام سرمایه‌داری دارد که به‌عنوان مثال، با به‌کارگیری نمادهایی نظیرِ مرسدس بنز بر آن تأکید می‌کند. رائول، درواقع گرفتار شهوت به‌دست آوردن مرسدس بنز است که وارد بازی توطئه‌آمیز مادر خوزه لوئیس می‌شود.

پیشِ‌پاافتاده‌ترین برداشتی که از خامون خامون می‌شود داشت، شاید همین باشد که رها کردن افسار شهوت، نتیجه‌اش تن دادن به هر خفتی است. برداشت مذکور، بیش‌تر از همه‌ی کاراکترهای خامون خامون، درخصوص کونچیتا صدق می‌کند. بازنده‌تر از کونچیتا در خامون خامون وجود ندارد؛ او هم فرزندش را از کف می‌دهد و هم عشق پیرانه‌سرش را می‌بازد.

خامون خامون از مقطعی به‌بعد -هرچه زمان پیش می‌رود- مبدل به پازل سردرگمی از روابط پیچ‌درپیچ کاراکترها می‌شود. پیرنگ داستانی جذاب فیلم که بر همین روابط بنا شده، خوشبختانه خامون خامون را تا حدّ زیادی از غلطیدن به ورطه‌ی تبدیل شدن به خطابه‌ای اجتماعی نجات داده است. بیگاس لونا به‌خاطر این فیلم توانست شیر نقره‌ای جشنواره‌ی چهل‌وُنهم ونیز ۱۹۹۲ را کسب کند.

اما خامون خامون امروز شاید بیش از هر چیز، به‌واسطه‌ی معرفی دو بازیگر برجسته به سینمای اسپانیا و جهان حائز اهمیت باشد. خامون خامون، سومین فیلم خاویر باردمِ ۲۳ ساله و اولین فعالیت سینمایی پنلوپه کروزِ ۱۸ ساله به‌شمار می‌رود و هر دو با همین فیلم بود که -به‌معنی واقعیِ کلمه- دیده شدند؛ خاویر باردم سه جایزه از جمله جایزه‌ی انجمن بازیگران تازه‌کار اسپانیایی را تصاحب کرد و پنلوپه کروز علاوه بر کاندیداتوری از سوی انجمن مورد اشاره، نامزد جایزه‌ی گویا نیز شد که افتخار بزرگی برای یک بازیگر صفرکیلومتر بود! [۳]

به‌نظر می‌رسد عمده‌ی آن اهداف بزرگی که آقای لونا زمانی به‌خاطرشان دست‌به‌کارِ ساخت خامون خامون شد، حالا دیگر رنگ باخته‌اند و فیلم فقط به‌ همان دلیلی که در بالا اشاره کردم، مورد توجه است. مردم خامون خامون را تماشا نمی‌کنند تا از سرنوشت تلخ خوزه لوئیس و مادر دسیسه‌بازش عبرت بگیرند یا این‌که بفهمند سرمایه‌داری و شهوت‌پرستی چقدر بد است بلکه کنجکاوند ببینند اولین فیلم مهم ستاره‌های محبوب‌شان چه بوده! گاهی وقت‌ها حاشیه از متن اصلی بااهمیت‌تر می‌شود.

پنلوپه کروز علی‌رغم بی‌تجربگی، ستاره‌ی فیلم است و در خامون خامون خوش می‌درخشد. نقش‌آفرینی او از سایرین قابلِ قبول‌تر است حتی از خاویر باردم. به‌طور کلی، شیمی خوبی بین بازیگران برقرار است؛ علی‌الخصوص میان خانم کروز و آقای باردمِ جوان. استفانیا ساندرلی را نیز در قامت یک زن خودرأی و توطئه‌گر کاملاً باور می‌کنیم. چنته‌ی خامون خامون از حیث بازیگری پر است.

بد نیست درباره‌ی فلسفه‌ی نام‌گذاری فیلم هم توضیحی گذرا داشته باشم. خامون خامون درواقع همان “ژامبون ژامبون” است چرا که ژامبون -ران خوک- [۴] نقشی کلیدی در سکانس فینال بازی می‌کند. ضمن این‌که در طول فیلم نیز -به‌مناسبتی دیگر- اشاره‌ای به ژامبون می‌شود. خامون خامون پر از عشق‌ها، رنگ‌ها و مزه‌های تند و آتشین است.

خامون خامون گرچه پس از گذشت نزدیک به ۲۳ سال از اولین اکران‌اش، گاهی کهنه و شعارزده به‌نظر می‌رسد اما سکانس‌هایی از فیلم که در آن‌ها وجه عاطفی غالب است، هنوز متأثرکننده باقی مانده‌اند. دسیسه‌ی مادر خوزه لوئیس در خامون خامون عاقبت، فرجامی ناگوار برای تمامیِ آدم‌های فیلم رقم می‌زند. با مقدار قابلِ توجهی ارفاق(!)، خامون خامون کمدی-درام هنوز سرپایی است که به تراژدی ختم می‌شود.

پی‌نوشت‌ها:

[۱]: روح کندوی عسل (The Spirit of the Beehive) [ساخته‌ی ویکتور اریسه/ ۱۹۷۳].

[۲]: لونا در آوریل ۲۰۱۳ درگذشت.

[۳]: خاویر و پنلوپه از سال ۲۰۱۰ شریک زندگی یکدیگرند؛ آن‌ها اولین بازیگران مرد و زن تاریخ سینمای اسپانیا هستند که موفق به کسب جایزه‌ی اسکار شدند.

[۴]: ژامبون (به فرانسوی: jambon) غذایی است که از گوشت ران حیوانات خصوصاً خوک پرواری تهیه می‌شود و ممکن است تازه یا دودپخته باشد و به آن نمک و مواد نگهدارنده زده باشند و نسبت به کالباس از گوشت بیش‌تری برخوردار است (ویکی‌پدیای فارسی، مدخل‌ ژامبون).

 

 

 

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد