فیلم‌های محبوب اما غریب کارگردان‌های بزرگ

, , ارسال دیدگاه

untitled

۱۰ – Zoolander، فیلم محبوب ترنس ملیک

آثار ترنس ملیک را می‌توان تعمقی بر هستی تلقی کرد؛ نوعی تقلای بشر برای پیدا کردن جایگاه خود در دنیای طبیعی. ساختن فیلم‌هایی چون خط باریک قرمز و به سوی شگفتی موجب شده تا ملیک به عنوان یک فیلم‌ساز به شدت جدی، متفاخر و حتی متظاهر شناخته شود. با این حال جالب است بدانیم که یکی از فیلم‌های مورد علاقه‌ی او زولندر (۲۰۰۱، بن استیلر) است. بله! همان کارگردانی که یکی از تصاویر تکرارشونده‌ی فیلم‌هایش تکان خوردن چمن‌ها با باد است، از طرفداران پروپاقرص کمدی کالت بن استیلر محسوب می‌شود. ملیک ظاهراً آن‌قدر به فیلم علاقه دارد که هر چند وقت یک‌بار به تماشای آن می‌نشیند، دیالوگ‌هایش را حفظ است و برای دوستانش نقل می‌کند و جشنواره‌هایی را که جزء هیئت داوران‌شان است طوری تنظیم می‌کند که حتما زولندر در یکی از بخش‌هایش به نمایش در بیاید!

۹ – داستان وست ساید، فیلم محبوب لارس فون‌تریه

افسردگی، نابودی، خشونت… این‌ها مضامین مورد علاقه‌ی کارگردان دانمارکی برای فیلم‌سازی است و شاید تعجب‌انگیز باشد که داستان وست ساید فیلم محبوب اوست. با وجود حس مالامال حزن و اندوه در فیلم‌های فون‌تریه (اعتیاد جنسی در نیمفومنیاک، آخرالزمان در ملانکولیا، بریدن اعضای تناسلی در ضدمسیح) تصور این‌که همان آدم عاشق موزیکال کلاسیکی مثل داستان وست ساید باشد بسیار سخت است. به گفته‌ی خود فون‌تریه آواز در باران نیز یکی دیگر از موزیکال‌های محبوب اوست.

۸ – روانی ۲، فیلم محبوب کوئنتین تارانتینو

کوئنتین تارانتینو به عنوان یک هوادار سینما ذائقه‌ی بسیار متنوعی دارد که نه تنها از ارجاع‌های گسترده‌‌ی موجود در فیلم‌های خودش پیداست، بلکه در لیست‌های متعددی که هر از چندگاه در معرض عموم قرار می‌دهد نیز مشخص است.هنگامی‌که بحث درباره‌ی لیست فیلم‌های محبوب باشد، تارانتینو یک موجود پیش‌بینی‌ناپذیر است و شاید غریب‌ترین عشق سینمایی‌اش روانی ۲ (۱۹۸۳، ریچارد فرنکلین) باشد؛ فیلمی که به نظر تارانتینو نسبت به نسخه‌ی اورژینال ساخته‌ی هیچکاک برتری دارد و حتی یک‌بار آن را برای افتتاحیه‌ی یکی از جشنواره‌ها انتخاب کرد. تارانتینو عنوان کرده که حتی نسخه‌ی بازسازی‌شده‌ی روانی ساخته‌ی گاس ون سنت را به نسخه‌ی هیچکاک ترجیح می‌دهد.

۷ – سفیدپوست‌ها نمی‌توانند بپرند، فیلم محبوب استنلی کوبریک

شاید شکوه اسطوره‌ای استنلی کوبریک به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌سازان تاریخ سینما باعث شود که نتوانیم به سادگی بپذیریم فیلم مورد علاقه‌ی اون کمدی‌درام سفیدپوست‌ها نمی‌توانند بپرند باشد. معمولاً کمتر فیلم‌سازی به صورت مستقیم از علایق و ذائقه‌های سینمایی‌اش در معرض عموم حرف می‌زند اما کوبریک در سال ۱۹۶۳ اولین و تنها لیست فیلم‌های محبوبش را نوشت. اگرچه در سال ۱۹۹۹ دخترش کاترینا، فیلم‌هایی را که می‌دانست پدرش تحسین می‌کند معرفی کرد. در میان اسامی آشکاری چون همشهری کین، متروپولیس و پدرخوانده، سفیدپوست‌ها نمی‌توانند بپرند (۱۹۹۲، ران شلتن) نیز حضور داشت که در آن وودی هارلسن جوان باید مهارت خود را به بسکتبالیست‌های سیاه‌پوست ثابت کند.

۶ – آواتار، فیلم محبوب مایکل مان

به‌نظر می‌رسد مایکل مان در سال‌های اخیر تاحدودی مهارتش را به عنوان فیلم‌ساز از دست داده است. از سال ۲۰۰۱ و پس از علی، مان پیوسته در مسیر فیلم‌سازی‌ش با اُفت و رکود همراه بوده تا جایی‌که آخرین فیلم او با نام سیاه‌کلاه به‌دلیل نقدهای کوبنده‌ی منتقدان و عدم استقبال مخاطبان حتی نتوانست به صورت گسترده در سینماهای آمریکا اکران شود. با این حال، مان کارگردانی است که مخمصه و نفوذی (دو تا از بهترین فیلم‌های دهه‌ی ۹۰) را ساخته و بنابراین مجله‌ی سایت‌اند‌ساند در سال ۲۰۱۲ پنداشت که هم‌چنان ارزشش دارد تا از مایکل مان لیست ده فیلم برتر عمرش را جویا شود. در کنار عناوینی بدیهی چون گاو خشمگین و همشهری کین، مایکل مان آواتار (اثر حماسی جیمز کامرون) را گنجاند. در یادداشتی که به این لیست ضمیمه شده بود، مان می‌نویسد: آوارتار تلفیق درخشانی از استعاره‌های اسطوره‌ای است که تماشاگر را تا اوج با خود بالا می‌برد؛ به این دلیل ساده که قدرت متحیر کردن مخاطب را دارد.

۵ – زندگی من همانند سگ، فیلم محبوب نیکلاس وایندینگ رفن

اگر رانندگی یا تنها خدا می‌بخشد را دیده باشید، حتماً به علاقه‌ی نیکلاس وایدینگ رفن برای استفاده از رنگ‌های شارپ و پرجلوه، خلق شخصیت‌های ستیزه‌جوی پرخاش‌‌گر و به‌کارگیری سکانس‌های پرخشونت و خونین پی برده‌اید. او اما عاشق فیلم سوئدی زندگی من همانند سگ (لاسه هالستروم) نیز هست؛ یک درام با محوریت بلوغ (coming-of-age) که داستان پسری ۱۲ ساله را روایت می‌کند و به گفته‌ی رفن تنها فیلمی است که در کنار چه زندگی شگفت‌انگیزی (فرانک کاپرا) اشک او را در عین شادی درآورده است. رفن در سال ۲۰۱۲ این فیلم را در کنار فیلم‌ ژانر وحشت کلاسیکی چون خون‌آشام (۱۹۳۲، کارل تئودور درایر) و تریلر شب شکارچی (۱۹۵۵، چارلز لاتن) به عنوان ده فیلم برتر خود برگزید. در این لیست اسامی دیگری چون پوستی برای فرانکشتاین (۱۹۷۳، پل موریسی) و ویدئودروم (۱۹۸۳، دیوید کراننبرگ) نیز دیده می‌شوند که با توجه به علاقه‌ی رفن به سینمای خشن و بی‌پرده انتخاب‌های معقول‌تری به نظر می‌رسند.

۴ – مردان سیاه‌پوش ۳، فیلم محبوب پل تامس اندرسن

پل تامس اندرسن یکی از فیلم‌سازان برجسته‌ی سینمای معاصر آمریکاست و به همین دلیل نظر او را درباره‌ی سایر فیلم‌ها می‌توان جدی تلقی کرد. با این وجود، در کنار اسامی متعارفی چون گنج‌های سیرا مادره (۱۹۴۸، جان هیوستن) و شمال از شمال غربی (هیچکاک) اندرسن علاقه‌ی نامنتظره‌ای به دنباله‌ی سوم مردان سیاه‌پوش دارد. او در مصاحبه‌ای که در سال ۲۰۱۲ انجام داد درباره‌ی مردان سیاه‌پوش ۳ گفت: «خیلی عالی بود لعنتی!… این گذرهای بین‌زمانی‌ش اشکم رو در اورد. من عاشق این‌جور داستان‌هام!» از این‌ها که بگذریم، اندرسن فیلم‌های محبوب شرم‌آورتری نیز دارد. در سال ۲۰۱۵ اندرسن اعتراف کرد که طرفدار جدی فیلم‌های آدام سندلر (کسی که با او Punch-drunk Love را ساخت) است و گفت که فیلم مورد علاقه‌ی سندلری‌اش چیزی بین هپی گیلمور (۱۹۹۶) و بابایی بزرگ (۱۹۹۹) است!

۳ – جن‌گیر ۲: مرتد، فیلم محبوب مارتین اسکورسیزی

دانش سینمایی مارتین اسکورسیزی آن‌قدر وسیع است که اگر روزی IMDB از کار افتاد، او به‌سادگی می‌تواند یک نسخه‌ی زنده‌ برای مراجع سینمایی باشد! بنابراین وقتی او عقایدش را درباره‌ی بهترین فیلم‌های تاریخ سینما بیان می‌کند، احتمالاً بهترین کار این است که به او گوش دهیم

اسکورسیزی تاکنون چندین و چند فهرست از فیلم‌های محبوب/‌مهم تاریخ سینما ارائه داده است. در کنار فهرست فیلم‌های محبوب او که شامل کفش‌های قرمز (۱۹۴۸، مایکل پاول و امریک پرسبرگر) و سرگیجه است، در سال ۲۰۱۲ فهرستی از ۸۵ فیلم ارائه داد که همه باید ببینند تا «حداقل چیزکی از سینما بدانند». البته جن‌گیر ۲، مرتد در این فهرست جایی نداشت اما اسکورسیزی در سال ۱۹۹۸ و در مجله‌ی فیلم کامنت عنوان کرد: « اولین جن‌گیر رو دوست داشتم… ولی مرتد از اولی هم بهتر بود»

۲ – داستان‌های هافمن، فیلم محبوب جورج ای. رومرو

به جرأت می‌توان گفت که هیچ‌ فیلم‌ساز دیگری به اندازه‌ی جورج ای. رومرو بر زیرژانر «زامبی‌ها» تأثیر نگذاشته است. رومرو با سه‌گانه‌ی مرده نه تنها این زیرژانر را بازتعریف کرد بلکه تأثیر شگرفی بر کل ژانر وحشت گذاشت. بنابراین شاید تعجب‌آور باشد که بدانیم یکی از فیلم‌های محبوب رومرو برداشت مایکل پاول و اریک پرسبرگر از اُپرای افنباخ باشد؛ بله، داستان هافمن (۱۹۵۱). رومرو چنان طرفدار پروپاقرص فیلم است که بر روی دی‌وی‌دی منتشر شده توسط شرکت Criterion مصاحبه‌ای از او وجود دارد مبنی بر این‌که چگونه فیلم برای او الهام‌بخش بوده است. البته این فیلم یک هوادار سرسخت دیگر هم دارد: مارتین اسکورسیزی. او هم در دی‌وی‌دی فیلم یک بخش «کامنتری» را به خود اختصاص داده است.

۱ – اسموکی و راهزن، فیلم محبوب آلفرد هیچکاک

پس از برگزاری بزرگداشت آلفرد هیچکاک در سال ۲۰۰۰ و نمایش متعاقب روانی، پاتریشیا، دختر او، تأیید کرد که شایعه‌ی علاقه‌ی استاد سینما به اسموکی و راهزن صحت دارد؛ فیلمی به کارگردانی هال ندهم و بازی برت رینولدز که پر از صحنه‌های تعقیب‌وگریز است و مصداق بارز سینمای تجاری وقت محسوب می‌شود. تا پیش از این هیچکاک به عنوان طرفدار مورنائو، فریتز لانگ و بیلی وایلدر شناخته می‌شد اما گویا در علایق او هم ریشه‌هایی از سینمای تجاری را می‌توان پیدا کرد. علاوه بر این گفته می‌شود که هیچکاک بارها درام کودکانه‌ی بنجی (۱۹۷۴، جو کمپ) را تماشا کرده و با آن گریسته. به نظر می‌رسد تصویر هیولاواری که از او در حین ساخت فیلم‌هایش ترسیم می‌شده حداقل در زندگی شخصی او چندان نمودی نداشته است

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد