نکاتی درباره‌ی «مسیر سبز» رمان کلاسیکِ استیون کینگ

, , ارسال دیدگاه

thegreenmile

پانزده سال قبل که مسیر سبز، در چنین موقعی از سال (۱۰ دسامبر ۱۹۹۹) اکران شد، کسی نمی‏‌دانست باز بلایی سرِ فرانک دارابونت خواهد آمد یا نه. البته اقتباس این نویسنده‏‌ـ‏‌کارگردان از نخستین درام زندان‏‌محور استیون کینگ (رستگاری در شاوشنگ، ۱۹۹۴)، در عرض پنج سال،  از حضیضِ یک شکست تجاری به جایگاه یک کلاسیک محبوب دست یافت. اما از داستانِ دیگر کینگ با محوریت زندان، زمانی سه‏‌ساعته، پرداختن به شکنجه‏‌های وحشیانه با صندلی شوک الکتریکی،  عناصر عجیب‏‌وغریبِ فانتزی، و یک موشِ تعلیم‏‌دیده چه می‏‌دانید؟

اکران مسیر سبز، البته، موفقیت عظیمی در پی داشت؛ در چهار رشته نامزد دریافت جایزه اسکار شد، افتخاری دیگر برای بازیگرش تام هنکس همراه آورد، و یک ستاره ساخت از مایکل کلارک دانکن که از پس بازی در نقش جان کافیِ زندانی، به‏‌نحوی معجزه‏‌آسا و ایثارگرانه، برآمده بود. مسیر سبز، تا امروز، محبوب‏‌ترین فیلم اقتباسی از داستان‏‌های کینگ باقی مانده است.

بااین‏‌حال، همان‏‌طورکه خودتان بارها تجربه کرده‏‌اید، چیزهایی زیادی هست که شاید ندانید: این‏که چگونه چاه‏‌کن سابق به جایگاه یک ستاره می‏‌رسد، که با آن موش چه می‏‌کنند تا آن رفتارها ازش سر بزند، که چگونه یک ستاره‏‌ی نمک‏‌به‏‌حرام بالاترین حدّ اهانت را در حقّ هنکس روا می‏‌دارد. باقی مطلب را بخوانید تا اسرار معروف‏‌ترین بَندِ محکومانِ به‏‌مرگ در دنیای سینما دست‏‌تان بیاید.

۱ـ استفن کینگ کتاب را، در شش بخش، به‏‏‌ترتیب، منتشر کرد تا از (سیاق انتشارِ) کتاب‏‌هایِ سِری چارلز دیکنز تبعیت کرده باشد. برای همین، غبطه نخورد به کاری که دارابونت با چپاندن همه‏‌ی آن شش بخش در یک فیلمنامه‏‌ی واحد کرد. کینگ این عمل او را به «دزدیدن حوله‏‌ها از (هتلِ) هالیدِی‏‌این و تلاش برای چپاندن‏‌شان در یک ساک» شبیه دانست.

۲ـ بسیاری از منتقدان جان کافی را تمثیلی از شمایل عیسی‏‌مسیح قلمداد می‏‌کردند (دقت کنید به حرف اوّلِ اسم کوچک و فامیلیِ او)، اما کینگ گفته که این اسم پروفسوری‏‌ست که در کالج اِمِرسونِ بوستون می‏‌شناخته.

۳ـ مایکل کلارک دانکن، قبل از بازی در نقش جان کافی، در فیلم‏‌ها نقش گردن‏‌کلفت و محافظ (بادی‏‌گارد) را داشت؛ دو مأموریتی که او در زندگی واقعی‏ تقبل کرده بود. او در شیکاگو چاه‏‌کنی هم می‏‌کرد، با همکاری کسانی که خیال‏‌پردازی‏‌هایش بابت رفتن به هالیوود را، تا قبل از سفرش به لوس‏‌آنجلس در سال ۱۹۹۵، دست می‏‌انداختند. شانس بزرگ او دعوت به فیلم آرماگدون بود که در آن هم‏‌بازی بروس ویلیس شده بود. و ویلیس بود که به‏ او گفت، حتماً، باید فیلمنامه‏‌ی مسیر سبز را بخواند. همان‏‌موقع هم ویلیس به دارابونت پیغام رساند که «جان کافی‏‌تُ پیداش کردم».

۴ـ جان کافی قدّش باید ۷ فوت می‏‌بود. دانکن اما قدّش ۶/۵ فوت بود؛ هم‏‌قدِ دیوید مورس و ۲ اینچ کوتاه‏‌تر از جیمز کراموِل. دوربین از زوایای غیرمتعارف فیلم گرفت، و ترفندهای دیگری به‏‌کار رفت تا دانکن بلندقامت‏‌تر به‏‌نظر برسد.

۵ ـ کینگ به دارابونت گفت که بازیگر منتخب این فیلمساز برای نقش اصلی (تام هنکس)، دُرست همانی‏‌ست که خودش برای بازی در نقش پل اجکام در نظر گرفته بود. کینگ در دکور ساخت فیلم به دانکن هم گفته بوده که، با تصویری‏ که از جان کافی در ذهن ساخته بود، تطابق دارد.

۶ ـ هنکس قرار بود نقش پل ادجامِ ۱۰۸ساله را هم بازی کند، ولی تست‏‏‏‌های گریم‌اش  متقاعدکننده نبود. این شد که دارابونت دابز گریرِ ۸۲ساله را برای نقش در نظر گرفت.

۷ـ مسیر سبز واپسین فیلم (دابز) گریر، در مدت ۶۵سال حضور در عرصه‏‌ی سینما و تلویزیون، بود؛ بازیگری که شهرتش، بیش‏تر، به‏‌خاطر بازی در نقش واعظِ سریالِ خانه‏‌ی کوچک بود. او در سال ۲۰۰۷ از دنیا رفت.

۸ ـ بخش اعظم فیلم در محیط سربسته‏‌ای ویژه‏‌ی فیلمبرداری (ساونداِستِیج)، در هالیوود، ساخته شد. دکوری چنان تَنگ (فقط ۱۰۰۰فوت‏‌مربع مساحت) که تام هنکس (تجربه‏‌ی) فیلمبرداری در آن‏‌جا را به زندانی‏‌بودن نسبت داد.

۹ـ پِرسی وِتمور در فیلم به‏‌نظر می‏‌رسید فقط ۲۱سال داشته باشد. داگ هاچینسون (بازیگر کودک‏‌سیمایِ نقش پرسی)، آن‏‌موقع، ۳۹سالش بود.

 ۱۰ـ ماجرای کتاب (منبع اقتباس) در سال ۱۹۳۲ می‏‌گذرد، ولی فیلم زمان وقایع را تا ۱۹۳۵ جلو برد. نتیجه این‏‌که مُیسر شد که جان کافی از (تجربه‏‌یِ) تماشای فیلم کلاهِ سیلندر بگوید.

۱۱ـ کینگ، در بازدیدی از دکور فیلم، روی صندلی شوک الکتریکیِ فیلم نشست. (که) اصلاً احساس خوشی به‏‌ش دست نداد.

۱۲ـ هنکس، بابت وزن زیادی که برای بازی در نقش زندان‌بان کم کرده بود، گفته که: «کاملاً بی‏‌خیالِ ظاهرم شده بودم. هیچ ورزشی نمی‏‌کردم و سعی‏‌ام این بود که، تا جای ممکن، تندرست بمانم.» البته، به‏‌فاصله‏‌ی کمی از این فیلم، او برای بازی در نقش قهرمان درمانده‏‌ی دورافتاده (رابرت زِمِکیس، ۲۰۰۰) باید، به‏‌میزان وحشتناکی، وزن کم می‏‌کرد.

۱۳ـ خُب آقای جنگلز یک موشِ تعلیم‏‌دیده بود. درواقع از بین ۳۰ موش تعلیم‏‌دیده انتخاب شده بود.

۱۴ـ  برای سرعت‏‌دادن به حرکت موش در یک راستای مشخص روی زمین، مربی‏‌ها یک کاسه‏‌ی قرمزرنگِ غذا را می‏‌گذاشتند جایی که می‏‌خواستند موش برود. این تکنیک، همچنین، جایی به‏‌کار رفت که می‏‌خواستند کاری کنند که موش قرقره را بچرخاند.

۱۵ـ برای صحنه‏‌های دشوارترِ بازیِ آقای جنگلز در فیلم، گروه فیلمسازی موش‏‌های زنده، اَنیماتورها، و تکنولوژی تصویرسازی کامپیوتری۲ را به‏‌خدمت گرفت. مهم‏‌ترین صحنه، از این نظر، سکانسی بود که جان کافی دارد به موشِ زیرِپامانده تنفّس مصنوعی می‏‌دهد. برای انجمن عطوفت آمریکا۱ محرز شد که هیچ‏ موش زنده‏‌ای در جریان تولید فیلم صدمه ندیده‏.

۱۶ـ موش‏‌ها، از همه‌لحاظ، خوب تعلیم دیده بودند، غیر از یک لحاظ: وقتی هنکس موشی را کفِ دستش نگه داشته بود، موشه روی دستِ این بازیگرِ دوبار‏ اُسکاربُرده‏ خرابکاری کرد.

۱۷ـ در پایان فیلم، آقای جنگلز حداقل ۶۴سالش است؛ بیش از ۹ برابر سنّی که برای دیرزی‏‌ترین موشِ دنیا ثبت شده.

۱۸ـمسیر سبز، بعد از فارست‏‌گامپ و آپولو۱۳،  سومین همکاری (حضور مشترکِ) تام هنکس و گری سینیس در یک فیلم محسوب می‏‌شود.

۱۹ـ هری دین استَنتُن، ۳۲ سال قبل از زندانی‏‌کشیدن در مسیر سبز،  در یک کلاسیکِ زندان‏‌محورِ دیگر، لوک خوش‏‏‌دست، هم بازی کرده بود.

۲۰ـ فیلم، بیش از یک ماه، توانست در جدول زمان‏‌بندی اکران دوام بیاورد. دوره‏‌ای بود که دارابونت با سرخوردگی چنان سروکله می‏‌زد که می‏‌گویند یک سگ‏دانی را از زمین برمی‏‌داشت و پَرت می‏‌کرد. تازه، بعد که آن دوره گذشت، گفته بود: «اگر از بین کارگردانیِ این فیلم و شنای لُخت با سلما هایک حق انتخاب ‏داشتم، انتخابِ هر روزم این‏ دوّمی می‏‌بود.»

 ۲۱ـ هزینه‏‌ی فیلمبرداری ۶۰ میلیون دلار گزارش شده.

۲۲ـ فروش فیلم در شمال آمریکا ۸/۱۳۶ میلیون دلار بود و در اکران خارج از کشور ۹/۱۵۳ میلیون دلار. این اتفاق، تا امروز، بزرگ‏‌ترین موفقیت بومی و بین‏‌المللی‏ بوده‏ برای فیلمی از خانواده‏‌ی فیلم‏‌هایی که براساس داستان‏‌های استفن کینگ ساخته شده‏‌اند.

۲۳ـ مسیر سبز نامزد دریافت جایزه اسکار در چهار رشته بود: بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین بازیگر نقش مکمّل مرد (برای دانکن)، و بهترین صداگذاری.

۲۴ـ هنکس به منتقدانی که به زمان حدوداً سه‏‌ساعته‏‌ی فیلم اعتراض داشتند، گفت: «این فیلم بیش‏‌تر به پولِ شما چشم دوخته! مثلِ بازی تو وقتِ اضافه‏‌ست۳.  معرکه‏‌ست! می‏‌تونید یه عصرِ کامل رو به سرگرمی (باهاش) بگذرونید.»

۲۵ـ آقای جینگلز در فیس‏‌بوک صفحه‏‌ی شخصی دارد.

ـــــــــــــــــــــ

۱ـ  Common Gateway Interface

۲ـ American Humane Association

۳ـ در متن اصلی آمده: It’s like anextra inning. اشاره‏‌ی هنکس به شباهتِ ماجراست به امکان چوب‏‌زدنِ دوباره در بازی بِیس‏‌بال؛ این‏‌که قرار نیست فیلمی از نفس بی‌افتد اگر زمانش طولانی باشد (مثل بازی در وقت‏ اضافه که هیجانش چه‏‌بسا بیش‏‌تر از محدوده‏‌ی زمانی متعارف و استاندارد باشد.)

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد