درنگی بر شمایل خداداد عزیزی

, , ۳ دیدگاه

توضیح: این متن پیش از اتفاقاتی اخیری که پیرامون خداداد عزیزی شکل گرفته نگاشته شده است. خداداد عزیزی اخیرا در جایگاه VIPورزشگاه ثامن مشهد به کمک دوستان ایرانی و خارجی اش خبرنگار شیرازی را تا حد مرگ به باد کتک گرفت و بعد در مصاحبه با تلویزیون گفت که عده ای او را زدند و کاش از پله های ورزشگاه می انداختندش پایین و …

در متن زیر سعی شده است با نگاهی تاریخمند به تحلیلی از شخصیت و رفتارشناسی خدادا عزیزی دست زده شود. چرا که همیشه ستاره ها و رفتارهایشان تاثیری بلند مدت بر جامعه پیرامونشان می گذارد.

 

 

 

۱۸سال بیشتر نداشت که توی استادیوم آزادی و در بازی با استقلال غوغا به پا کرد و بعد علی پروین دعوتش کرد تیم ملی. کمی که گذشت ساکش را جمع کرد و به بهانه اینکه بازیکنان تیم ملی به او پاس نمی دهند برگشت مشهد پیش خانواده اش و از همان روز بود که دوران پر تلاطم و پر تنش زندگی خداداد عزیزی آغاز شد.

توی همه این سالهایی که می شناسیمش لحظه ای بدون حاشیه نزیسته است و در همه تیمهایی که حضور یافته با مربی اش سر جنگ داشته است. از علی پروین تا فرهاد کاظمی و … بعد از چند سال که آمد به تیم ملی ، چون پیراهن شماره ۱۱اش را داده بودند به واحدی نیکبخت دوباره ساکش را جمع کرد و محمد رنجبر مرحوم را دشمن خود خواند.

اگر بخواهیم لیستی از مربیانی تهیه کنیم که خداداد در زمان بازیکنی با آنها مشکل داشته یا بر عکس، به لیست بلند بالایی می رسیم. حتا وقتی که در بوندس لیگا و در تیم کلن توپ می زد پس از یک فصل با شوستر مربی آن زمان کلن درگیر شد و حتا با تماشاگران نیز سر ناسازگاری گذاشت و بعدش هم ساکش را جمع کرد و … راستی خداداد این همه احساسی ما توی سرزمین ماشینی و شدیدا منظم آلمان چه می کرد؟!

بعد هم که رفت آمریکا که در تیم سن خوزه ارتکوئیک توپ بزند و بعد هم که با تماشاگران ایرانی مقیم آنجا که کم هم نبودند درگیر شد و بعد هم آمد خلیج فارس و بعد نمی دانم که چه شد ساکش را جمع کرد و برگشت خراسان و ابومسلم و …بعد شد مدیر فنی و بعد هم که میثاقیان رفت شد سرمربی تیم و در یکی از بازیها یکی از بازیکنانش را از زمین بیرون کشید و تیم را ده نفره کرد و آخر بازی از شفق، سردار ناصر شفق مدیر عامل وقت تیم سیلی خورد و همه فریاد زدند که وامصیبتا که حماسه ملبورن سیلی خورده است و نه حماسه ساز ملبورن و هر گاه کسی آمد به خداداد بگوید بالای چشم محترم و کشیده جنابعالی ابرو حضور دارد همگان ۸آذر۱۳۷۶ و زانو زدن مارک بوسنیچ توی ورزشگاه ملبورن کریکت گراون را به یاد آوردند و …

*

بیایید نگاهی به پیر بوردیو بیندازیم. بوردیو اندیشمند معاصر فرانسوی معتقد است که در جوامع پیشرفته افراد با فضای اجتماعی یکپارچه ای مواجه نیستند. حوزه های گوناگون اقتصاد ، هنر، علم و … هر کدامشان مدلهای کوچکی از قواعد، مقررات ، و اشکال قدرت را شکل می دهندکه بوردیو آنها را میدان مینامد.

میدان فضایی ساختار مند از جایگاههی متفاوت است و دارای قدرتی است که تصمیمات معین خود را بر کسانی که به آن وارد می شوند تحمیل می کند. از این رو کسی که می خواهد در عرصه علم موفق باشد باید دارای حداقلی از سرمایه علمی باشد و …

در واقع کنشگران اجتماعی دارای میزانهای متفاوتی از سرمایه های گوناگون هستند.اگر به رفتار های اجتماعی نوکیسگان جامعه خودمان دقیق شوید و ببینید که با ماشین چند ده میلیونی چطور رانندگی می کنند و چه عکس العملهایی از خود نشان می دهند می توانید به شکاف عمیقی که بین سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی آنها وجود دارد ببرید.

همه ما از میزانی از هر کدام از سرمایه های اقتصادی، علمی ، اجتماعی ، فرهنگی و … بهره مندیم. اما متاسفانه آنچه ورزش ما را تهدید می کند این است که قاطبه ورزشکاران ما دارای تحصیلات بالایی نیستند( موارد استثنا را بی خیال شوید. مهندس علی دایی و امثالهم را نمی گویم ) در واقع ورزشکاران حرفه ای و به بیان بهتر ستاره های ورزشی ما عموما سرمایه فرهنگی و علمی بالایی ندارند و وقتی سرمایه اقتصادی شان به طور نامتقارن رشد می کند به تعبیر بوردیو یی اش دچار کارزار در میدان زندگی اجتماعی می شوند و از آنجایی که روند الگوسازی از ستاره ها در فرهنگ ما روندی پیچیده و نامتوازن است بدیهی است که رفتارهای ستاره ها تاثیری ویرانگر بر نسلهای آینده و فرایند اجتماعی شدنشان می گذارد و اینجاست که رفتار ورزشکاران حرفه ای اهمیت می یابد.

*

اگر عینک یونگ را به چشم بزنیم خداداد عزیزی را شخصیتی برونگرای احساسی خواهیم یافت. افرادی که در این سنخ جای می گیرند تفکر را سرکوب کرده و شدیدا عاطفی هستند.و به اخلاقیات و عقاید خویش شدیدا پایبندندو نسبت به عقاید و رفتارهای اطرافیان حساسند و سزیع عکس العمل نشان می دهند.

یا مثلا او را در دستگاه روانشناسی شخصیت ماتیوز ببریم داری شخصیت نوع A بخوانیمش که ویژگی شان بی قراری و زیاده فعال بودن است و در آنها رقابت طلبی شدید و پرخاشجویی و ناآرامی و سرعت در گفتار و حرکات و عجول بودن بیش از حد مشاهده می شود و …

به هر حال شخصیت تند خوی خداداد عزیزی جای تحلیل زیادی دارد. اما هر چه هست بهترین دریبل زن خراسان هنوز همان خداداد ۱۸ ساله است و هنوز طغیان و چالش بخشی جدایی ناپذیر از زندگی اوست.

 

۳ دیدگاه

  1. رحیم جعفری

    ۰۹/۲۶/۱۳۸۷, ۰۳:۳۷ ق.ظ

    خداد عزیزی عاشق عصیان!
    به خاطر همین دوستش میداریم.
    چون ما عصیانگر کم داشتیم به خاطر همین دوستش میداریم.
    روزی برای استرالیا عصیانگر بود حالا برای ما ایرانی ها
    عصیان گری از نوع خداداد را دوست می داریم
    شما هم بروید خداداد لای کتابها طبقه بندی کنید ولی باز دوستش میداریم
    صد صفحه هم تحلیل فلسفی و روانشناسی بنویسید یک شوت فوتبال نمیشود
    فوتبال را به خاطر خداداد دوست می داریم
    راستی الان من را باچه عینکی میبینی اصلا می بینی در چه کلاسی هستم اصلا توی کلاسهای شما جایی برای من هست
    اگر ناراحت نمیشوی
    خداداد را دوست می داریم

    پاسخ
  2. صابر

    ۰۹/۲۶/۱۳۸۷, ۰۵:۰۱ ب.ظ

    دوست داشتن آدمها نباید باعث شود از خطاهایشان چشم بپوشیم و اصولا در ایران ما وقتی کسی را می پذیریم درسته و به طور کامل می پذیریم. بله هیچ کدام ما حق نداریم ۸آذر را فراموش کنیم اما…

    پاسخ
  3. رضا

    ۰۴/۲۰/۱۳۸۹, ۰۸:۳۸ ب.ظ

    بعضی از عکسها رو دیدید تا موقعی که کوجکند کیفیتشون فوق العاده است ولی وقتی روشون زوم می کنیم کیفیتشون از دست می دند
    خداداد عزیزی مصداق بارز این عکسهاست اون توان این همه توجه و فوکوس رو نداره

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد