نگاهی به فیلم «زیبایی بزرگ» ساخته‌ی پائولـو سورنتینـو

, , ارسال دیدگاه

thegreatbeauty

زیبایی بزرگ، سرشار از نماهای به غایت زیبا و پوسترگونه از رم در شب است؛ بدون اینکه اثری از روز، روشنایی، ترافیک و انسان‌های پرمشغله دیده شود. سورنتینو، جریان ساده و روزمره‌ی زندگی را – بدون آنکه تکاپوها و فراز و نشیب‌های مرسوم در زندگی را به خورد تماشاگر بدهد – به تصویر می‌کشد و جریان سیال ذهن یک نویسنده‌ی کهنه‌کار را که دیگر نمی‌تواند بنویسد، در قالب رویابینی‌های منحصربفرد در گشت‌و‌گذارهای شبانه‌اش به نمایش می‌گذار. او فلینی وار، این ذهن سردرگم را در پوششی از مهمانی‌ها و روابط متعدد برای بیننده پردازش می‌کند و مرز میان واقعیت محض بیرونی و خیالات درونی را مخدوش می‌کند.

فیلم داستان یک‌دستی ندارد؛ سورنتینو از الگوی روایت segment استفاده می‌کند و ما می‌توانیم رابطه نویسنده و نسلش را با هستی و مناسبات آن، در هر اپیزود بیشتر دریابیم. الگوی گسترش طرح فیلم را «سفر» یا «سرگردانی و پرسه» تشکیل می‌دهد و این سفرها و پرسه‌ها به طی مراتب «خودشناسی» قهرمان می‌انجامد. استفاده از نمای نظرگاه به‌ندرت اتفاق افتاده است و دوربین هیچ همذات‌پنداری با نویسنده ندارد تا بهتر بتوانیم موقعیت او را به عنوان سوژه در مناسبات اجتماعی و شخصی زندگی‌اش دریابیم .

زیبایی بزرگ، فیلمی چندپاره و اپیزودیک درباره‌ی بحران میانسالی ا‌ست با موقعیت‌های دراماتیک متعدد که به فساد جامعه شهری «رم» از منظری گسترده‌تر می‌نگرد. فیلم به بحث ارتباط انسانی نیز می‌پردازد؛ رشته‌های گوناگونی از «زیبایی‌های بزرگ» با حضور نویسنده به هم متصل می‌شود. نویسنده، شخصیتی است که از تیره‌گی‌های پیرامون خود گریزان است، اما توان آن را ندارد که خود را از آن محیط تلخ و تیره کنار بکشد. کاری که دوستش در یک تصمیم ناگهانی انجام می‌دهد و رم و دنیای بی‌کرانش را رها کرده و به سوی آرامشی به دور از فساد و ریا می‌رود.

بر خلاف سینمای «نئورئالیسم» که نگاهی واقع‌گرایانه به فقر و بیکاری زندگی مردم می‌پردازد، در زیبایی بزرگ سورنتینو، گیجی و پوچی نسل متمول روشنفکر را دست‌مایه قرار می‌دهد و موضوعات گوناگونی که یک خطِ اتصال دارند را به گونه‌ای  بدیع و به‌شکلی کولاژگونه به تصویر در می‌آورد. زیبایی بزرگ،  به هویت معنوی و بعد متافیزیک و غیر جسمانی زندگی چنگ زده است. سورنتینو نگاه خانواده‌محور و اخلاق‌گرایانه‌ی تورناتوره را ندارد و در جامعه‌ی دیوانه‌وار و باشکوه ذهن خود، دنیای بی‌هویت و بی‌سرانجام دیگری را ترسیم می‌کند. در این فیلم، جامعه‌ی رو به انحطاط ایتالیا با تیزهوشی تمام و طنزی زیرکانه به تصویر در آمده است.

فیلم، شباهت‌های فراوانی – چه از باب مضمون و محتوا و چه از منظر ساختار سینمایی – به هشت‌و‌نیم فلینی دارد و در اغلب نماهایش می‌توان همان عظمت، ابهت و مهیب بودن نوع دکوپاژ و قاب‌بندی هشت‌و‌نیم، اغراق در حالت‌ها ، به سخره گرفتن نمایش‌های متظاهرانه در جمع‌های روشنفکرانه و نیز سکانس‌های جنون‌آور را یافت. مارچلو ماسترویانی و تونی سرویلو در این دو فیلم، شباهت‌های ظاهری و رفتاری بسیاری به هم دارند. هر دوی آن‌ها انسان‌هایی خوش‌پوش و  دارای جاذبه‌های ظاهری، بسیار اجتماعی و خوش‌صحبت و همچنین دارای گذشته‌ی به شدت موفق و پرشکوه هستند و سال‌هاست با شوکت و جلال حاکم بر پیشینه‌شان زندگی می‌کنند ولی نمی‌توانند اثر جدیدی بیافرینند. قوه‌ی ابتکار و تخیل خود را از دست داده و چشمه استعدادشان به دلیل این‌که اسیر معاشرت‌ها، روزمرگی آزاردهنده و دل‌مشغولی‌های بی‌فایده و بطالت‌بار شده، خشکیده است. نگاه متمایز به رم و زیبایی‌های بصری‌اش و استفاده‌ی دراماتیک از این شهر، نکته‌ی دیگری‌ست که این دو فیلم را به هم نزدیک می‌کند. سورنتینو (همچون فلینی) بیشتر مناسبات حاکم بر جهان را به تمسخر گرفته و صرفا به دنبال نمایش طنازانه‌ی سرگشتگی انسان مدرن و خشک شدن سرمنشا تفکر و نوآوری نوع بشر در جهانی سراسر صنعتی‌شده و غرق در تکنولوژی و ازخود‌بیگانگی است تا اینکه بخواهد پدیده‌های انسانی و عواطف عمیق بشری را  تفسیر کند یا برای از میان برداشتن موانع و جواب دادن به سوال‌هایی که طرح می‌کند، راه حل یا جوابی ایدئولوژیک و نظریه‌وار ارائه دهد.

نگاه بدبینانه‌ی سورنتینو به مناسبات اجتماعی زیاد هم تلخ و سیاه به نظر نمی‌رسد و حتی در نماهایی از فیلم، همذات پندارانه است. علت این امر، جهان‌بینی طنازانه و زیبایی‌های بی‌پایان بصری جاری در قاب‌بندی‌های فیلم  است که سبب می‌شود مخاطب از این همه سیاهی و تباهی که بر روابط بین انسان‌ها و درونیات‌شان حاکم است آزرده نشود و در عین حال به تفکری عمیق در حال انسان و علل این فروپاشی پرشتاب فرو رود. زیبایی بزرگ نوعی تراژدی‌ است که بوی واقعیت می‌دهد. واقعیتی که بویش مشام‌هایمان را اندکی می‌آزارد. برای همین هم سورنتینو عنصر فانتزی‌گونه‌ای را به فضای فیلم‌اش می‌افزاید تا در مقابلش اشک نریزیم و تنها لبخند تلخی بزنیم.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد