نفس عمیق؛ فیلم کالت سینمای ایران

, , ارسال دیدگاه

 2

نفس عمیق یکی از فیلم‌های کالت تاریخ سینمای ایران است. فیلمی که بعد از یک دهه همچنان در ذهن علاقه‌مندانش ادامه دارد و هنوز می‌شود از زوایای جدیدتری به آن نگاه کرد. اخیرا سعید امینی، هم چشم از جهان فرو بست و تفکر مرگ‌اندیش این فیلم را تا جهان واقعیت ادامه داد. اهمیت نفس عمیق در سینمای دهه ۸۰ ایران وجایگاه ویژه‌اش در کارنامه شهبازی غیر قابل کتمان است. به مناسبت ۱۰ سالگی نمایش نفس عمیق، سعی کرده‌ایم با نگاهی تازه‌تر به این فیلم مهم و خاطره‌انگیز بپردازیم.

نفس عمیق محصول یک دوران است. فیلمی که با تفکر و فرم یگانه‌اش هنوز هم از متفاوت‌ترین فیلم‌های سینمای بعد از انقلاب است. فیلمی که از زمان ساختش تا به امروز طرفدارانی خاص و پیگیر پیدا کرده و ارزش‌هایش بیش از پیش عیان شده است. تعاریف متفاوتی از فیلم‌های کالت وجود دارد اما یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های این فیلم‌ها، طرفداران اندک و پیگیری است که از زمان دیدن فیلم تا سال‌ها بعد خاطره فیلم را نگاه می‌دارند و برای معرفی ارزش‌هایش تلاش می‌کنند. از طرفی فیلم‌های کالت، کم‌کم خود را وارد جریان اصلی سینما می‌کنند و تاثیر خود را بر فیلم‌های دیگر می‌گذارند. نفس عمیق هم این ویژگی را داشت. از زمان اکران فیلم شهبازی تا به امروز مخاطبان بسیاری این فیلم را کشف کرده و دوستش داشته‌اند حتی بسیاری از مخاطبان، فیلم را در شبکه نمایش خانگی کشف کردند و در این سال‌ها یاد و خاطره‌اش را زنده نگاه داشتند.

در بررسی دوباره نفس عمیق، توجه به حذف‌های عامدانه روایی فیلم ضروری به نظر می‌رسد. فیلم با حذف پیش‌زمینه‌های شخصیت‌ها و توضیح ندادن و موضع نگرفتنش، سردرگمی شخصیت‌ها را به سمت یک جهان عاری از معنا می‌برد. جهانی که شخصیت‌هایش با یک تابوت متحرک در شهر حرکت می‌کنند و با هیچ نفس عمیقی به زندگی بر نمی‌گردند. منصور و کامران و آیدا به روح‌های سرگردانی می‌مانند که شهر هویت و روح‌شان را از بین برده است. بسیاری از صحنه‌ها از میانه آغاز می‌شوند و بدون رسیدن به یک فرجام منطقی پایان می‌پذیرند. کات‌های هوشمندانه نفس عمیق، در راستای حذف‌ها و حفره‌های عامدانه روایت عمل می‌کنند. مثلا اشاره به کوله‌پشتی آیدا در پایان یک صحنه باعث می‌شود که مخاطب فکر کند آیدا آن را جا گذاشته است، در حالی که در صحنه بعد آیدا با کوله‌پشتی‌اش در اتوبوس ظاهر می‌شود. این حذف‌ها باعث می‌شوند رنگی از زندگی وارد فیلم شود و مخاطب کنش‌های حذف شده را در ذهن بازسازی کند. از منظر تماتیک هم، فیلم شهبازی خاطره مخدوش شده جوانانی را به نمایش می‌گذارد که با حذف‌شان از مناسبات جامعه‌شان، مانند اشباحی از این سو به این سو می‌روند و تمام آمال‌شان را نقش بر  آب می‌بینند.

مجموعه این ویژگی‌ها و روایتی که مبتنی بر الگوی خرده پیرنگ است، باعث می‌شود که نفس عمیق، فیلمی عمیقا مدرن باشد. سینمای مدرن با تاکید بر شخصیت‌ها و الگوی خرده پیرنگ، تناقضات و پیچیدگی انسان و نسبتش با جامعه مدرن را نمایندگی می‌کند.

سه شخصیت اصلی، مثلثی را تشکیل می‌دهند که بازتاب‌دهنده تناقضات و سرگردانی جامعه پیرامون‌شان است. روابط مثلثی درادبیات و سینما نشان‌دهنده تناقض و پیچیدگی هستند. عموما همیشه یکی از اعضای این مثلث باید محو شود تا وضعیتی پایدار پدید ‌آید.

کامران ضلع اصلی مثلث نفس عمیق است. شخصیتی با کمترین میزان کنش و دیالوگ که در جایگاه یک دانای کل منفعل قرار می‌گیرد. شخصیتی که می‌تواند آینده آیدا و منصور باشد. نکته کنایی این است که کامران و آیدا هیچ‌وقت با هم روبه‌رو نمی‌شوند و هر کدام با ویژگی‌های خاص‌شان، منصور را به درکی جدید از زندگی می‌رسانند. پس می‌شود منصور را هم شخصیت اصلی دانست. اشاره به پولیور آبی و گروه امداد ابتدای فیلم در راستای وجه سایه‌گون شخصیت کامران و آیداست. سایه‌هایی که زندگی منصور را به سمت مرگ محتوم پایانی‌اش سوق می‌دهند. از زاویه‌یی دیگر نفس عمیق فیلمی شهری است. فیلمی که با ترسیم جغرافیای تهران ابتدای دهه ۸۰، به سندی روشن از شرایط اجتماعی و زیستی مردم تهران بدل شده است. عموما سینمای ایران در ترسیم جغرافیا و فضا موفق نبوده است. معدود فیلم‌هایی بوده‌اند که توانسته‌اند با فضاسازی مناسب، جغرافیای شهری و ویژگی‌های زمانی و رفتاری مردم آن زمانه را به صورتی واقعی نشان دهند.

در مجموع نفس عمیق به خاطراین ویژگی‌ها و زمانه‌شناسی ظریفش، به فیلمی ماندگار بدل شد که روحیات یک نسل و یک دوران را درون خود جای داده است. فیلمی که تصویری صادقانه از نسلی ارائه داد که هنوزهم احتیاج به نفسی عمیق دارد تا بتواند حضورش را به نسل‌های پیش از خود ثابت کند.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد