جای خالی «آرشیو» در فیلم‌خانه‌ی ملی

, , ۳۰ دیدگاه

gavaznha

به عنوان یک هیچکاک‌باز تمام‌وقت که به شکل دوره‌ای فیلم‌هایش را چندباره مرور می‌کنم، تماشای نسخه‌ی به‌اصطلاح HD سرگیجه با تصحیح بی‌نظیر رنگ و صدا و قاب، مرا به این صرافت انداخت که کتاب سرگیجه (دن اویلر) با ترجمه‌ی بزرگواران، پرویز شفا و ناصر زراعتی، را از کتابخانه بیرون بکشم و مستقیم بروم سراغ فصلی که به ترمیم و تصحیح فیلم پرداخته. پیش از این به مناسبت‌های مختلف در خود مجله‌ی «فیلم» به جزئیات تصحیح برخی فیلم‌های قدیمی پرداخته شده است. حالا حرف این یادداشت هم تازه و بکر نیست اما شاید بشود این دغدغه‌ی همیشگی اما بی‌ثمر را با تکرار و تکرار زنده نگه داشت تا بلکه دیگرانی از لاک رخوت بیرون بیایند و در فرصتی مناسب به سروقتش بروند.

آن‌ها که کنجکاو و پی‌گیر سینمای ایران هستند و می‌خواهند تصویری جامع از تاریخ سینمای ایران داشته باشند، بارها به سد فقدان آرشیو برخورده‌اند. در گپی با یکی از منتقدان پی‌گیر سینمای ایران که بسیاری از فیلم‌های پیش از انقلاب را دیده، گفتم که چند سال پیش در یک شبکه‌ی ماهواره‌ای تصادفاً نسخه‌ی دوم گوزن‌ها (با پایان تحمیلی اداره‌ی سانسور) را دیده‌ام و او گفت محال است چنین نسخه‌ای روی ویدئو موجود باشد. اما دیده را کتمان چرا؟ من هم دست‌کم فعلا جوان‌تر از آنم که به سلامت حافظه‌ام شک کنم. کدام تماشاگر و حتی منتقد کنجکاو سینمای ایران، دوست ندارد لااقل برای مشاهده‌ی ماهیت سانسور در آن سال‌ها چنین نسخه‌ای را ببیند؟ تاریخ‌نگاران و پژوهش‌گران که جای خود دارند. اما گوزن‌ها در هر حال در شکل اصلی‌اش موجود است و نمونه‌ی غم‌انگیزتر، فیلم به‌شدت کنجکاوی‌برانگیز ملکوت (خسرو هریتاش) است که بر اساس یکی از بهترین دستاوردهای ادبیات داستانی ایران (نوشته‌ی بهرام صادقی) ساخته شده و دو بازیگر بزرگ تاریخ سینمای ایران در آن ایفای نقش کرده‌اند و کارگردانش هم از حیث نوگرایی و واگرایی در سینمای آن سال‌ها کم کنجکاوی‌برانگیز نیست. اگر بتوانیم دلیلی منطقی برای نابود شدن نسخه‌ای از فیلم جنجالی دیگر این فیلم‌ساز برهنه تا ظهر با سرعت تصور کنیم (یا حتی آن لطیفه‌ی مشهوری را که ‌ در مورد نابودی آن فیلم ساخته‌اند جدی بگیریم) برای این یکی واقعا در قیاس با انبوه فیلم‌های به‌جامانده از آن روزگار کم‌ترین دلیلی متصور نیستیم. تا چند سال پیش فیلم‌های مهمی مانند پستچی (داریوش مهرجویی)، سایه‌های بلند باد (بهمن فرمان‌آرا)، شام آخر (شهیار قنبری)، سرایدار و آدمک (هر دو از خسرو هریتاش) و… هم دست‌کم به شکل فراگیر در دسترس نبودند. اما تا بخواهی فیلم‌های بنجل آن روزگار، ملقب به فیلمفارسی، از دهه‌ی شصت دست به دست می‌‌گشتند.

حتی اگر به هر دلیلی نظام ارزش‌گذاری‌ یک مملکت دچار یک تحول و انقلاب اساسی شده باشد، دلیلی ندارد آرشیو و تاریخ آن سرزمین منهدم شود. تا چند سال قبل حتی تصاویر آرشیوی تظاهرات و مبارزات دوران انقلاب هم به‌ندرت و با خست بسیار از تلویزیون خودمان پخش می‌شد. عده‌ای نگران بودند که مبادا آرشیو تلویزیون هم منهدم شده باشد اما بعدا حس مقاومت‌ناپذیر رقابت با شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره، مدیران این سازمان را به تکاپو انداخت و در چند سال گذشته، تصاویر بسیار باکیفیت و نادیده‌ای از آن روزگار به بهانه‌های مختلف روی آنتن رفته‌ که بی‌گمان مایه‌ی خرسندی است.

البته وقتی تلقی مسئول سینمایی دولت قبلی از مقوله‌ی آرشیو در این حد بود که به دلیل تغییر مشی یک فیلم‌سازسابقاً خودی، یادگارانش در موزه‌ی سینما را منهدم کند بعید است کسی به فکر ترمیم و تصحیح فیلم‌های سینمای ایران بیفتد و فیلم‌خانه‌ی ملی ایران برای ترمیم و دیجیتالیزه کردن میراث این سینما از خودش مایه بگذارد. همین که نسخه‌های بی‌رمق و درب‌وداغان موجود را منهدم نکنند جای شکرش باقی‌ست. اما گاهی بد نیست دست از لجاجت برداریم و عقلانیت پیشه کنیم. آیا تاریخ‌نگار، پژوهش‌گر و البته تحلیل‌گر سینما در این مملکت، باید کارش را جدی بگیرد و بتواند دسترسی هرچند محدود به آثار این سینما داشته باشد یا نه؟ مسعود کیمیایی مثلاً فیلم‌ساز مهم و تاریخ‌ساز این سینماست. به کدام دلیل نباید یک نسخه‌ی خیلی معمولی از فریاد او وجود داشته باشد؟ معلوم نیست همین نسخه‌ی بسیار شرم‌آور از حیث کیفیت، چه‌گونه جان سالم به در برده و پس از سال‌ها به پیاده روها راه یافته. کلا فرهنگ آرشیوسازی و حفظ آن در ما نهادینه نیست. بارها شده در جست‌وجوی عکس یک فیلم ایرانی دهه‌ی شصت یا هفتاد یا حتی هشتاد در اینترنت، دستاوردمان نزدیک به صفر بوده اما هنوز هم عکس فیلم‌های دهه‌ی ۱۹۲۰ کشورهای دیگر با بهترین کیفیت در دسترس است. بالاخره روزی باید از این همه بی‌ خیالی و روزمرگی خسته شویم و برای آرشیوسازی و ترمیم داشته‌های‌مان فکری اساسی بکنیم. پیش از هر چیز باید از دست خودمان و رفتارمان خسته شویم. بعدش همه چیز کم‌کم درست خواهد شد.

 

۳۰ دیدگاه

  1. شيخ صفدر

    ۰۸/۰۹/۱۳۹۲, ۱۱:۳۸ ق.ظ

    اینجا ایران است با همه چیز برخورد خطی و ایدولو‍‍ژیک می شود وقتی پادشاهان از کتابهای درسی حذف می شوند باید گفت شما دل خجسته ای داری که دنبال آرشیو درست و درمان برای سینمای فکستنی ایران که خود اهالیش جدی نمی گیرندش هستی

    پاسخ دادن
  2. دشیا

    ۰۹/۲۳/۱۳۹۲, ۱۱:۲۶ ب.ظ

    سلام دوست عزیز فیلم های هریتاش هر دو در فیلم خانه ملی ایران موجود است به نقل اتز یکی از دوستانم که در فیلم خانه مشغول به کار های حفاظتی بوده وی میگفت که از فیلم های خسرو هریتاش ملکوت و برهنه تا ظهر با سرعت چند نسخه موجود است برخی تهیه کنندگان از جمله اقایان جیرانی فرحبخش فیلم ها را دیده اند ولی به علت حفاظت با دوربین وامکانات پیشرفته به هیچ عنوان نمی توان حتی نزدیک فیلم ها شد فیلم های هم که نام بردیددر بالا غیر از فیلم های هریتاش همه دست کار گردان ها بوده که به مرور زمان انتشار یافته فیلم های ابگوشتی هم به علت پخش گستردگی در کل سینماهای قبل از انقلاب ایران در سراسر استان ها موجود بوده وفیلم های اپارات تبدیل به ویدیو شده توسط کمپانی های امارات وهند وپاکستان ووارد ایران شده اما ۳دقیقه معروف فیلم بلوچ کیمیایی که فرامرز صدیقی با خانم ایرن است از فیلم برهنه تا ظهر با سرعت هریتاش است که در دست مردم است وان سه دقیقه توسط خود استودیو میثاقیه وزیر نظر کیمیایی و هریتاش با یک دقت بی نظیر که تا چند سال پیش که همه فکر فیلم بر هته تا ظهر هریتاش نبودند از ماجرا خبر ندنشتنددر فیلم بلوچ جایگزین شدالبته مربوط به سال ۵۶و۵۷ اوایل انقلاب با اوج گرفتن سینمای فاسد ایتالیایی در ایران برای جذب مشتری به گیشه این کار صورت گرفت بعد فیلم برهنه تا ظهر با سرعت هریتاش با انقلاب ۴نسخه از ان در استودیو میثاقیه بود که با انقلاب تحویل فیلم خانه شد . تنها برای به دست اوردن این دو فیلم تنها راه این است که در روسیه به علت ترمیم ارشیو فیلم خانه ملی ایران یک نسخه به فیلم خانه ملی روسیه از تماتمی فیلم ها داده میشود شاید فیلم لوبرود.

    پاسخ دادن
    • عطا تایماز

      ۱۱/۰۶/۱۳۹۲, ۰۲:۴۶ ب.ظ

      دشیا عزیز

      قرار است آرشیو فیلم و اسناد به محلی در نزدیکی موزه سینما در باغ فردوس منتقل شود که نشده است…طبق گفته مدیر فیلمخانه ملی ایران و مرکز اسناد و آثار تصویری کشور :”در طول ۲۰-۳۰ سال گذشته تلاش‌های زیادی برای جمع‌آوری فیلم‌ها صورت گرفته تا امروز فیلمخانه ملی ایران با در اختیار داشتن بیش از ۸۰ درصد تولیدات ملی کشور خود، یکی از غنی‌ترین آرشیوهای جهان از این منظر محسوب شود…برای پیدا شدن این فیلم‌ها زحمت زیادی کشیده شده و حتی برخی از آن‌ها فریم به فریم پیدا و چسبانده شده‌اند و باید به همهٔ مردم ایران گفت که خیالتان راحت باشد. در ۲۹ سال گذشته، حتی یک فریم از میراث تصویری کشور را از دست نداده‌ایم. همه چیز به خوبی شناسایی و با مطلوب‌ترین شرایط قابل حصول در کشور، حفظ، مرمت و نگهداری شده است” …( ۲۰ درصد ؟؟؟ )

      ۱٫ تا جایی که من اطلاع دارم( نقل از مسعود مهرابی) این دو فیلم در فیلم خانه ملی ایران نبودو کسی هم زنگ زده بود به آنجا و ادعا کرده بود فیلم را دارد!!!!….فیلم ملکوت به نقل از فرمان آرا ( در دیدار خودم با وی) سالها در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بود و به نوعی جز اموال مصادره شده سازمان گسترش صنایع فیلم ایران توسط بنیاد مستضعفان در سال ۵۸ بود که به آنجا منتقل شد و اگر به فیلم خانه ملی ایران منتقل شود باید طبق اساسنامه با اجازه صاحب فیلم یعنی تهیه کننده باشد ( که نیست) فرمان آرا ( به گفته خودش) حتی رویای داشتن یک کپی از فیلم را دارد( نمی تواند دنبال فیلم برود چون ارتباط سابق او با دربار و موسسان سازمان گسترش زخم زبان خواهد شد) چه برسد به اینکه در گیر و دار اجازه انتقال قرار گیرد ( شخصیت خاصی که او دارد وی را از این گیر و دار بدور می کند)…از این بابت باید تاریخ این نقل و انتقال را از مسولین رده بالای آرشیو پرسید نه از یک مقام حفاظتی که اطلاعاتی ندارد….فیلم ها در قاب های مشخص و کلاسه بندی شده( بسته) در مکان مخصوص که هرکسی بدان جا نباید برود و از بابت نور و تهویه و جابجایی در وضعیت فوق العاده مراقبتی قرار دارد نگهداری می شود و با وجود این همه قفسه طویل و دراز از کجا اطلاع دارد که فیلم دقیقا کجاست که ایشان می گوید حتی نمی توان نزدیک فیلم شد؟؟ مگر موزه است! نخیر ایشان ادعای کذبی دارند چون فکر می کند کارمند حفاظتی هستند همه چیز را می دانند!. در خصوص دادن و گرفتن و حتی رفتن به آرشیو فیلم یک سلسله ضوابطی وجود دارد که حتی مسول پخش فیلم هم از آن خبر ندارد و باید مراحلی طی شودد تا مثلا نسخه درخواستی دست افراد معین برسد بنابراین مجاز نمی دانند فهرست و جای اینگونه اسناد را در دسترس کارمندان غیر مسول قرار دهند ( نقل مضمون از یکی از بازنشستگان استودیو پخش فیلم صدا و سیما که با بنده فامیل هستند ).

      ۲٫ سال ۵۷-۵۸ که استودیو میثاقیه مصادره شد و ابان سال ۵۸ سینما کاپری مصادره شد و مهدی میثاقیه تا ۱۳۶۲ در زندان بود اولین جایی که احتمال زیاد اموال او از بنیاد مستضعفان به سازمان دیگر تحویل داده شد بنیاد سینمایی فارابی است که بخش اعظم ساختمان های کنونی آن استودیو میثاقیه (در خیابان قوام السلطنه ) می باشد….کسی نمی داند چطور این مصادره ها و جابجایی ها دقیقا صورت گرفته است …بنابراین جمله شما مبنی بر “با انقلاب ۴نسخه از ان در استودیو میثاقیه بود که با انقلاب تحویل فیلم خانه شد” فاقد اعتبار است چون در آن زمان فیلم خانه متولی نداشت و با سیر تاریخی که از آن اطلاع داریم به دنبال بگیر بگیر ها تا سالها دنبال حفظ و نگهداری فیلم نبودند( بیشتر دنبال نابودی بودند).و بعد از جنگ زمزمه بازسازی و پیگیری فیلم خانه مطرح شد. در ضمن شما از کجا می دانید ۴ نسخه موجود بود؟

      ۳٫ جمله “آن سه دقیقه توسط خود استودیو میثاقیه وزیر نظر کیمیایی و هریتاش با یک دقت بی نظیر که تا چند سال پیش که همه فکر فیلم بر هته تا ظهر هریتاش نبودند از ماجرا خبر ندنشتنددر فیلم بلوچ جایگزین شدالبته مربوط به سال ۵۶و۵۷ اوایل انقلاب با اوج گرفتن سینمای فاسد ایتالیایی در ایران برای جذب مشتری به گیشه این کار صورت گرفت” ….فاقد اعتبار است زیرا…اولا اگر هم حرف شما را صحیح بدانیم که نیست- خسرو هریتاش را باید فاکتور بگیرید چون او را شما نمی شناسید و من چون پی ساختن مستندی از او هستم اطلاعات تقریبا کافی از شخصیت هنری او دارم! مهدی میثاقیه هم تهیه کننده بازاری و تجاری نبود که بخواهد به این خواری تن دهد….در این خصوص باید کتابها و نقل قول افراد معتبر را دنبال کنید تا درباره روحیه مترقی ، بلند پروازانه و پیشرو او در آن دوران ( بخصوص دهه ۵۰) مطلع شوید….مسعود کیمیایی هم اصلا نمی توانست دنبال چنین موضوعی در اوایل انقلاب باشد زیرا او تهیه کننده فیلم نبود که نگران فروش گیشه باشد …میثاقیه هم با آن همه ثروت خاندانی مانند تهیه کنندگان ارباب جمشید دنبال این درآمد های مالی کاذب نبود و با سیر تفکری که کیمیایی در سال های ۵۶ -۵۷ داشت بیشتر پشتوانه انقلاب بود تا در جهت میل ارضال جنسی جوانان! و حال با این تحلیل تمام تحلیل های قبل کنار می رود: اون ۳ دقیقه از صحنه ایرن و فرامرز در نسخه ۸ میلیمتری است نه ۳۵ میلیمتری! یعنی کسانیکه به فیلم اضافه کردند فرق بین ۸ میلیمتری و ۳۵ میلیمتری را نمی دانستند ( بازار سیاه بعد از انقلاب) چه برسد به کیمیایی و هریتاش و میثاقیه که گاف بدهند! در ضمن این ۳ دقیقه تحلیل فنی دارد که در حوصله این نظرگاه نیست ولی در آخر اثبات می کند که اولا راف کات های اتاق تدوین به یکدیگر چسبانده شده بودند ( فاینال کات نیستند)…در آخر: تمام این نماها توسط دوربین دستی سوپر هشت قبل از فیلمبرداری اصلی یا حین فیلم برداری اصلی ( از اصول کار گروه هریتاش) گرفته شده بود! که در نسخه اصلی فیلم قرار نگرفته بود! ولی بعدها دست کسانی رسیده بود ( از اتاق تدوین نه از نسخه اصلی فیلم)

      موفق باشید
      ارادتمند
      عطا تایماز

      پاسخ دادن
  3. عطا تایماز

    ۱۱/۱۴/۱۳۹۲, ۰۸:۴۹ ب.ظ

    دوستان

    قصد دارم در مورد فیلم “برهنه تاظهر با سرعت” که حاصل قلم تحقیق خودم است به صورت موردی به بازسازی واقعیت تاریخی فیلمی بپردازم که دانستن آن مهم است هرچند امیدوارم مورد افترا بعضی افراد قرار نگیرم زیرا نه به دنبال طرفداری از شخصیت های سازنده فیلم هستم که در قید حیات نیستند نه در مقام طرفداری از فیلم و مطرح کردن آن چه بسا آنرا ندیده ام. برخی افراد ندانسته قصد دارند فیلم را “مروج برهنگی” قلمداد کنند. لذا دوست دارم صبورانه نظرات شما را بشنوم:

    ۱٫”برهنه تا ظهر با سرعت” به واقع در سال ۱۳۵۱ ساخته شد و در فروردین ۱۳۵۲ به اداره کل امور سینمایی و نمایش فیلم ارسال شد و دومین اثر بلند سینمایی خسرو هریتاش می باشد.

    ۲٫با استنداد به یادداشت های جمشید اکرمی در مورد تاریخ سانسور فیلم در سینمای ایران ، می توان اینچنین بازسازی کرد که در بهار سال ۱۳۵۲ ، اعضای کمیسیون صدور پروانه نمایش فیلم که متشکل از افراد مختلفی منجمله نماینده ساواک بود بنا به قواعد مرسوم آنزمان حلقه های منتخب از نگاتیو فیلم را بازبینی کردند و در اوایل فیلم ، بیشتر صحنه های معاشقه و برهنه فرامرز و فرشته ( با موتیف عاشقانه و صمیمانه) و در اواسط فیلم صحنه های کاملا برهنه و شهوتی ایرن و فرامرز ( با موتیف اسارت و عصیانگری ) از لحاظ نمایش مردود شناخته شدند.

    ۳٫ با استناد به یادداشت های حمید شعاعی درباره آئین نامه نمایش فیلم و اسلاید می توان اینطور بازسازی نمود که کمیسیون صدور پروانه نمایش ، نامه ای حاوی الزامات سانسور سکانس هایی از فیلم را به همراه کپی فیلم برای تهیه کننده –مهدی میثاقیه- می فرستند.

    ۴٫هریتاش بنا به فلسفه فکری خاص خودش ، شخصیت منزوی و قاعده شکنی که با بدنه سینما داشت به طور قطع با سانسور اثرش حتی در کوچکترین مقیاس به هربهانه مخالفت کرد و میثاقیه با آگاهی از موتیف فیلمنامه و بلندپروازی ها و حمایت هایی که برای نمایش آن داشت به طرفداری از هریتاش به دنبال گرفتن پروانه نمایش بود اما برخلاف کاری که بعدها برای “گوزنها” کرد موفق نشد زیرا هریتاش برخلاف کیمیایی هنرمندی متعهد و مسول به کارش بود و برایش شهرت مطبوعات مطرح نبود.

    ۵٫ همزمان با برنامه ریزی نمایش فیلم بعدی هریتاش “خوابنامه رحمان سرایدار” ( ساخته ۱۳۵۳- تحویل ۱۳۵۴) در سینما کاپری ( مالک: میثاقیه) به تاریخ اول اردیبهشت ۱۳۵۵ همچنان فیلم “برهنه تا ظهر با سرعت” در محاق توقیف بود و بعد از نمایش موفقیت آمیز سرایدار بود که میثاقیه سعی داشت میخ اکران فیلم توقیفی هریتاش را در تابستان ۱۳۵۵ به زمین بزند. تهیه کننده فیلم “سرایدار” شریفی مهر بود و هریتاش را در مواجهه با ایرادات نماینده ساواک به محتوای اجتماعی فیلم وادار کرد در جاهایی دست به سانسور بزند.

    ۶٫ سرتاسر تابستان ۱۳۵۵ هریتاش در ماکو مشغول فیلمبرداری دشوار و هزینه بردار فیلم “ملکوت” بود و در همین اثنا میثاقیه احتمالا توانست با تدوینگر انتصابی ( تدوینگر فیلم خود هریتاش بود) فیلم را به میل نمایندگان اداره نمایش سانسور کند و مجوز نمایش تک سینمایی آنرا در سینمای خودش در تابستان ۱۳۵۵ بگیرد.

    ۷٫ بنا به نوشته جمال امید در جلد اول تاریخ سینمای ایران ( دارای اشتباهات چاپی زیاد) ، “برهنه تا ظهر با سرعت” در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۵۵ به مدت ۹ هفته برای نمایش در سینما کاپری به روی پرده رفت اما بنا به اعلام دقیق تاریخ دیدن فیلم توسط یکی از تماشاگران به بنده ( ۲۷ شهریور ۱۳۵۵ ) و گفته های ناقص و دست دوم احمد الهیاری که فیلم تنها یک سانس روی پرده بود ( هرچند او از مطبوعات چیان آن روزگار بوده ) و نیز نقد ناشیانه و شتابزده ای که بعد از نمایش فیلم در مجله ستاره سینما نوشتند ( که من آنرا دارم ) می توان حدس زد تاریخ دوم صحیح است. هرچند جمال امید به دلیل دسترسی به اسناد سینمای ایران و نفوذی که داشت می توان حدس زد لیست برنامه نمایش فیلم یا مجوز فیلم را دیده بود اما ۹ هفته زمان پیش بینی شده بود نه تاریخ واقعی نمایش آن.

    ۸٫ بنا به بیانات نصفه نیمه اما خوب دو تماشاگر واقعی فیلم که از آنها در دست دارم ، گفته های بابک بیات و جمال امید و نیز داستان تقریبا کامل که جمع آوری کردم اینطور می شود بازسازی کرد : اینبار فیلم به خاطر صحنه های برهنه از روی پرده پائین کشده نشد ( زیرا با سانسور به روی پرده رفت-هرچند صحنه های ایرن و فرامرز تا حدی باقی ماند و صحنه های فرشته جنابی و صدیقی دستکاری جدی شدند) تماشاگران خاص و روشنفکر آنزمان سینما کاپری که اکثرا دانشجو بودند، موتیف فیلم را از زاویه داستان یک جوان عصیان زده و مخالف رژیم که مخفیانه زندگی میکرد نگاه کردند. هرچند فیلم حاوی صحنه هایی از صرافی امپریال(شاهنشاهی) که مالک و فرزندش دون صفت و منفور بودند ( کنایه از سلطنت و محمد رضا پهلوی ) منجر شد تا عامل تحریک کننده و سریعی برای توقیف مجدد فیلم از سوی نمایندگان ساواک باشد که احتمالا زمزمه سیاسی بودن فیلم به گوش آنها رسیده بود.

    ۹٫ فیلم ” برهنه تا ظهر با سرعت” گفتنی های زیادی دارد هرچند از نگاه فیلمسازی مثل هریتاش که او را در شخصیت پردازی فیلمهایش از زوایه غربی بودن یا غیر صمیمی بودنش ناشیانه محکوم میکردند کاملا دارای پیام جدی و هنرمندانه بود. او از تکنیک های مختلف سینمایی برای به تصویر کشیدن عصیان زدگی و اگزیستانسیالیستی یک جوان بهره برد و به شیوه سورئالیسم به خلق صحنه هایی پرداخت که در آن دوران محتوای مسموم تصویر سینمای تجاری را به پس می راند تا جایی که موسیقی متن فیلم اوج احساس هنرمندانه سازنده آن- بابک بیات- بود…. اما تیغ سانسور فیلم را سلاخی کرد.

    ۱۰٫ این یادداشت را با گفته ای از مرحوم هریتاش به پایان می رسانم : ” من تا فضا و شخصیت های فیلم را به درستی نشناسم تصویرشان نمی کنم و بخوبی میدانم برای بازسازی هر واقعیتی باید بدرستی آن را شناخت. دست کم از این بابت پیش خودم شرمنده نیستم. این بیننده است که باید با واقعیت های تصویر شده فیلم من خود را منطبق کند. شما مطمئن باشید که از دروغ بسیار بدم می آید و حقایق و واقعیت ها رکن اساسی افکار من هستند. و شاید هم صراحت های کاریم واکنش ایجاد می کند…. هنوز هم بخودم حق نداده ام در یک ده فیلم بسازم تا آگاهی و تجربیاتم در مورد آن تکمیل نشود.”

    ارادتمند
    عطا تایماز

    پاسخ دادن
  4. نادیا

    ۱۲/۱۷/۱۳۹۲, ۰۱:۴۶ ب.ظ

    با سلام وخسته نباشید به شما دوست عزیز که واقعا مطالعات گسترده ای رو در رابطه فیلم های برهنه تاظهر با سرعت و ملکوت انجام دا ده اید ولی باز هم بنده میگوییم هر دو فیلم در فیلم خانه موجود هست بنده اقایان فرحبخش وجیرانی را از نزدیک در دانشگاه مکلاقات کرده ام ودر رابطه با موضوعیت فیلم ها با انها صحبت کرده ام اقای جیرانی هر دوفیلم را در قبل از انقلاب واقای فرحبخش فیلم ها رو در بعد از انقلاب دیده اند حتی در شهری مثل شهر قم برخی از مراکز تحقیقاتی وابسته به ادیان مختلف برای کارهای تحقیقاتی با داشتن مجوز های بسیار قوی قانونی از ارشیو های فیلم خانه ملی ایران بازدید وفیلم های رو دیده اند یکی از دوستان بنده که در رابطه با فرقه ضاله بهاییت تحقیقاتی رو انجام داده اند نیز فیلم را دیده اند ولی در رابطه با قدرت این شخص باید این را بگوییم که از لحاظ قانونی واجتماعی وسیاسی قدرت لازم برای دیدن فیلم را دارند بنده با تحقیقاتی رو در شهری مثل شهر های قم وکاشان انجام دادم وبا برخی از دوستان در این موضوع در ارتباط بودم وگروههای تحقیقاتی که زیر نظر دولت هدایت میشود نیز صحبت کرده که برخی از عوامل محقق در رابطه با فرهنگ های ادیان در ایران این دو فیلم را دیده بودند (به یقین عرض میکنم) شما اگر میخواهید تحقیقاتی رو در رابطه با موضوعیت این فیلم ها بدانید این رو عرض کنم که هر دو فیلم نیزتوسط محققانی که در مورد مذهب این ادیان تحقیق میکنند وافکار فرقه های بابی وبهایی را دنبال میکنندکه اکثرا در شهر قم وزیر نظر مراکز معتبر تحقیقاتی بین المللی که مستقیما زیرنظر دولت هدایت میشوند پرسه جو کنید. بنده به عنوان یک فیلم باز قدیمی که در حدود سی سال هست در کار فیلم وکاست هستم به شما دوست جوان عرض میکنم چون قلم شما نشان دهنده از تحرک وپویایی جوانی میباشد که به یقین فیلم ها از سال ۱۳۳۹تا سال ۱۳۵۷ در فیلم خانه همگی موجود هست حتی فیلم های توقیفی مثل زن وزمین و… که به علت برهنگی بیش از حد توقیف شد در سال ۱۳۵۳تماما موجود است من این را از افرادی که کارهای تحقیقاتی گسترده ای رو در این سازمانه انجام داده اند پرسیدم . فیلم های هم که در این بیست یا سی سال نیز جمع اوری شد فیلم های دهه سی بود که البته قبل از ان در بازار سیاه فروخته میشد مثل طلسم شکسته وافسونگرو… فیلم های مستند وارشیو های متروکه که در ذست فیلم بازهای قدر قبل انقلاب که بنده در حدود ۳۰ سال با انها همکاری کردم بوده که ان سه دقیقه کار انها انمی تواند باشد چون هم تخصص وهم موسیقی منفرد زاده رو ندارند چون تنها فیلمی از کیمیایی که موسیقی ان بیرون نیامد فیلم بلوچ بود باز هم میگویم زیر نظر تولید کننده وکار گردان بوده این کار ودر سال ۵۶ وشاید ۵۷ این کار صورت گرفته از فیلم بلوچ سه نسخه مانده که نسخه اصلی ان سه دقیقه صدیقی رو ندارد و نسخه دوم سه دقیقه بهروز وایرن رو ندارد ونسخه سال ۵۶ سه دقیقه بهروز ایرن وسه دقیقه فرامرز وایرن رو دارد. یکی از دوستان فیلم باز شناخته شده بنده که قبلا در کار بوده گفته که دو قیقه هم از فرامرز صدیقی وفرشته جنابی در پایان فیلم ایتالیایی دوبله دیوانه عشق جان کارلو جانینی قرار دارد که البته فیلم فوق العاده کمیابی است وفقط نسخه وی اچ اس از ان موجود هست بنده هم اون فیلم رو دیده ام شاید درست باشد زیرا فیلم برداری مثل اثار بهارلو میباشد وچون کیفیت پایینی دارد خوب نمی توان تشخیص داد که در ست است یا نه ولی به نظر بنده درست میباشد . این رو میشود گفت بازار سیاه اوایل انقلاب ودزدی هایی که از مراکز فیلم ها میشد شاید تکه هایی از این فیللم رو دزدیده باشند دلالان اماراتی یا کلا فیلم را دزدیده با شند در اوایل انقلاب نسخه های میثاقیه رو از استودیو میثاقیه وصحنه های ان رو تک هتکه کرده باشند ودر روی فیلم های خارجی بگذارند وبخاطر همین کارها ان نسخه هم که در بین دلا لان بوده از بین برود چون امکانات بازار سیاه در ان موقع بسیار اندک وکم بوده است .بنده جزو اولین ویدیو کلوپ های کشور بوده با دادن مجوز کلوپ وویدیو در سال ۷۰ و۷۱ کلوپ داشته ام که تغییر شغل دادم تا چند سال پیش وقبل از ان هم در کار ارشیو نوار کاست وفیلم بودم .

    پاسخ دادن
    • عطا تایماز

      ۱۲/۲۱/۱۳۹۲, ۰۷:۱۵ ب.ظ

      سلام دوست عزیز

      با تشکر از توضیحات کامل شما…من به دانسته های شما و تجربیات قدیمی شما ارج می نهم اما گاهی واقعیت های تاریخی دستخوش شایعات می شوند و من سعی داشتم شایعات پیرامون این دو فیلم را پاک کنم. هرچند هنوز بر سر مسئله ۳ دقیقه در نسخه سوم فبلم بلوچ{ به قول شما} سوال دارم و آن اینکه آیا کارگردان و تهیه کننده فرق بین نسخه ۸ و ۳۵ میلیمتری را نمی دانستند؟ بر فرض هم که چنین کاری انجام شده باشند اما این سه دقیقه انسجام تصویری ندارد و جامپ هایی که بین نما ها وجود دارد نشان می دهد که حتی راف کات ها را عجولانه سر هم کرده اند…نماهای تکراری و بی معنی در این سه دقیقه وجود دارد. من از لحاظ تکنیکی مسئله را بررسی کردم. اگر واقعا چنین کاری را انجام دادند خیلی راحت آقای میثاقیه و کیمیایی می توانستند از نسخه برهنه تا ظهر با سرعت این ۳ دقیقه را انتخاب کنند ….این سه دقیقه از نسخه اصلی فیلم نیست چون ضرب آهنگ تصویری مناسب ندارد و برخی نماها در کسری از ثانیه عوض می شوند. اگر فیلم برهنه تا ظهر با سرعت در فیلم خانه ملی ایران تا به حال موجود بود باید به حضور ۳۵ ساله بدون مشکل فرامرز صدیقی در سینما شک کرد…کسانی که در قبل از انقلاب تنها به خاطر بازی در برخی فیلم ها که کاراکتر دوم یا سوم را داشتند ممنوع الکار شدند و ایرج قادری با توبه نامه ای که نوشت تا مدت ها حق بازی کردن نداشت . از این دست موارد کم نیست و باید گفت اگر هم فیلم به فیلم خانه رسیده باشد این اواخر رسیده است و خیلی جالب است که توسط شخصی{ من او را می شناسم} با آقای صدیقی تماس می گیرند و ایشان می گویند هیچ چیز از فیلم یادشان نیست!!!! یعنی اصلا اطلاعاتی از فیلم در اختیار آن شخص قرار نمی دهند. …تعجب برانگیز هم نیست. البته در رابطه با فیلم ملکوت می توانم با یقین بگویم اگر هم در حوزه تبلیغات اسلامی بود اکنون می تواند در فیلم خانه ملی ایران موجود باشد. اما درباره برهنه تا ظهر با سرعت شک دارم…هرچند خیلی ها دوست دارند درباره احساس دانستن چیزی خیلی غلو کنند و این مسئله می تواند برای آقایان جیرانی و فرحبخش اتفاق افتاده باشد. امیدوارم شما که ارتباط خوبی با برخی افراد دارید زحمت بکشید و اطلاعاتی راجع به داستان فیلم و حواشی اکران آن در اختیار من قرار دهید که باعث تشکر و احترام فراوان من نسبت به شما خواهد بود.

      ارادتمند
      عطا تایماز

      پاسخ دادن
  5. عطا تایماز

    ۱۲/۲۸/۱۳۹۲, ۰۸:۴۰ ب.ظ

    سلام

    می خواهم گریزی به مطلب آقای کاظمی درباره موضوع پاسداری و نگهداری میراث فرهنگی، ادبی و تاریخی خودمان بزنم…با شما موافقم ، متاسفانه نگرش راستین و استواری در این مورد در بین ایرانیان وجود ندارد…علت ریشه ای این قضیه را تاریخ نویسان برجسته{نه تاریخ نویسان سفارشی و درباری} ذکر کرده اند و من لازم نمی بینم دوباره آنها را اینجا بازگو کنم زیرا کسل کننده است….اما به نظر خودم علت ریشه ای این بی تفاوتی و نابسامانی که در تمام عرصه های “میراث گونه” زندگی ما ایرانیان حاکم است ناشی از” ناآگاهی پریشان” ما از اهمیت این یادگارها در زندگی شخصی خودمان ، دیگران و آیندگان دارد.. هر زمان که فردی آگاه یا برانگیخته این را به ما گوشزد می کند انگار خودمان می دانستیم!! اما این پریشانی ما است که مجددا فراموشکاری می کند. این ناآگاهی در دو سطح خودآگاه و ناخودآگاه نمایش خلطی را بوجود آورده است… اما من به شخصه عوامل ” دشمنی پنهان” ، ” رنگارنگ مزاجی”و ” فراموشکاری دسته جمعی” را عاملی بر این بی سامانی می بینم و تا زمانی که ” اسطوره طلبی ” و ” اسطوره سازی” خودمان را که از قبل از اسلام به مظاهر بعد از اسلام توسط خود ایرانیان منتقل شد را نشکنیم نمی توانیم افراد خود شکوفا ، استقلال طلب و ازادی خواهی شویم ..زیرا همواره “دشمنی پنهان” سعی دارد تا “تازه” را جایگزین “کهنه ” کند و برای اینکار از عوامل مخربی سود می برد…سعی نمی کند تا “کهنه ” را در حاشیه قرار دهد بلکه آنرا تخریب می کند و بعد ها از این ویرانه هیولایی پدید می آید و تاریخ دوباره تکرار می شود

    آقای کاظمی که نویسنده این تاپیک هستند مسلما برای مجله نیز می نویسند و امیدوارم ایشان هم به جمع ما ملحق شوند و اگر با روابط عمومی آرشیو فیلم خانه ملی ایران توانستند تماس بگیرند و از بابت موجود بودن فیلم ” برهنه تا ظهر با سرعت ” مطمئن شوند و این عنوان را ” جای خالی آرشیو فیلم ” بنویسند لطفا نظری در این خصوص بدهند. متشکرم

    ارادتمند
    عطا تایماز

    پاسخ دادن
  6. نادیا

    ۰۱/۰۳/۱۳۹۳, ۰۶:۲۵ ب.ظ

    سلام به امیدی خدا مطابی جذاب وخواندنی دررابطه با بازار سیاه اوایل انقلاب ودلالان معروفان دوران مینویسم ونسخه های فیلم های معروف وفوقالعاده کمیاب۳مثل هفده روز مانده به اعدام .ملامحمدجان.عمویاذگار.که درفیلم خانه موجود۳است ودراین چندسال اخیر واگذاشده اند۳رو بازگو میکنم.وهمچنین۳مطالبی رو درمورد دوفیلم بیان شده میگویم.شاید این مطالب بار اول دراینترنت بیان شده باشد.خالی♥۲ازلطف نیست.عیدروهم♥۲به تمامی♥۲شما هنر دوستان تبریک عرض میکنم.

    پاسخ دادن
  7. عطا تایماز

    ۰۱/۰۹/۱۳۹۳, ۱۱:۱۸ ب.ظ

    داستان فیلم “برهنه تا ظهر با سرعت” ( ۱۳۵۱) :

    جوانی دانشجو{فرامرز صدیقی} گریبانگیر عشق به دوست دخترش {فرشته جنابی} است. خواهری دارد که سرطانی و رو به مرگ است او برای مداوای خواهرش از رئیسش در دفتر مهندسی ساختمان که آنجا نیز کار میکند پولی می خواهد اما رئیس او از دادن پول ابا می کند. در همسایگی اش با زنی بیوه که آرایشگر است { ایرن زازیانس} ارتباط برقرار می کند، از این زن پیرمردی نزول خوار حمایت میکند و رفیق او نیز هست. زن بیوه تشنه محبت و عشق است. بواسطه این زن جوان دانشجو از پیرمرد پول نزول می کند اما در موعد باز پرداخت پول تعلل می کند و پیرمرد این قضیه را به او گوشزد می کند و جوان بر اثر فشار اقتصادی و درگیری لفظی پیرمرد را ناخواسته هل می دهد و پیرمرد نزول خوار ناگهان فوت می کند و زن آرایشگر شاهد این به ظاهر قتل است. این اولین شوک فیلمساز برای چرخش از فضای عاطفی و عاشقانه به فضای عصیانی و سرگشتگی است. زن آرایشگر از خدا خواسته جوان دانشجو را از این به بعد در اتاق خود مخفیانه پناه می دهد و هر دو در پنهان سازی این قضیه شریک می شوند. با گذشت زمان سرگشتگی دانشجو بیشتر می شود و او بین ماندن و رفتن برای رسیدگی به وضعیت خواهرش و دوست دخترش گیر میکند . زیرا هر لحظه ممکن است لو برود. در این فضای عصیان است که زن آرایشگر او را در بن بست خواست های شهوانی اش قرار می دهد و جوان دانشجو ناخواسته در این فضا قرار می گیرد. در یکی از سکانس ها مرد جوان یک شب بعد از سیاه مستی به خانه این زن باز می گردد و بدون اینکه متوجه باشد زن او را عریان می کند و با او هم بستر می شود. با گذشت زمان او با مصرف حشیش مکافات قتل را در ذهنش تجسم می کند و عصیانگری او بیشتر می شود. با صلاحدید این زن یا خودش ، مخفیانه صرافی امپریال را زیر نظر می گیرد و در منزل نقشه دزدی از آنرا بارها می کشد. مالک صرافی امپریال و فرزندش افرادی منفور و دون صفت هستند. او در نهایت با گروگانگیری و ضرب و شتم { شاید هم قتل} این افراد پول را به خواهرش می رساند و بعد از آن تصمیم می گیرد واقعیت را لو بدهد . ماموران پلیس متوجه می شوند و برای دستگیری او مراجعه می کنند اما او از دست آنها می گریزد و با ماشین ژیان خود به جاده خارج شهری می رود. او در نهایت سرگشتگی اما تلخ مجبور می شود ژیانش را با سرعت به دیوار بزند{ در اینجا ناگهان فیلم، رنگی می شود} و بعد از زخمی شدن در حالی که ذره ذره جان می دهد { موسیقی بابک بیات با صدای اُپرایی سوپرانوی هرمینه اوج می گیرد} خودش را در دریاچه ای پرت می کند و می میرد .{تیتراژ فیلم}.

    من با دلایل مستدل تاریخی از مطالعه آثار خسرو هریتاش و نیز اتفاقات جامعه آن روزگار پهلوی ، ارجاعات مختلفی به این فیلم و سایر آثار او داده ام که یکی از آنها این است که این فیلم اولین فیلم سیاسی تاریخ سینمای ایران است ( ۱۳۵۱ ) که محمد رضا پهلوی و سلطنت او را نشانه گرفت که در نمایش سکانس هایی از صرافی امپریال و مالکش خودنمایی کرد، و اینکه شخصیت پردازی جوان دانشجو از زاویه یک مارکسیست مبارزه طلب و عصیان زده در برابر ظلم طبقه ثروتمند در فیلم بیانگر این است که او علاوه بر زندگی مخفیانه حاضر است به خاطر نیل به آرمان هایش دست به خودکشی هم بزند. هریتاش از ضربات ایدئولوژیکی و مسلحانه مارکسیت ها بر علیه رژیم پهلوی کاملا آگاه بود به ویژه که گلسرخی و همدستانش می خواستند شاه را ترور کنند و زمانی که فیلم را به اداره کل امور سینمایی کشور تحویل داد مصارف بود با دستگیری خسرو گلسرخی در روزنامه کیهان( بهار ۱۳۵۲) . اگر فیلم در سال ۱۳۵۲ به نمایش در می آمد مسلما ذهنیت افراد جامعه به ویژه قشر جوانان تحصیل کرده با جایگاه مبارزات گلسرخی بیشتر آشنا می شد و احساس دردمندی بیشتری می کرد هرچند که گلسرخی در بهمن ۱۳۵۲ اعدام شد. بنابراین هریتاش یکی از اتفاقات روزگار خود را پیش بینی کرد و آنرا هنرمندانه به تصویر کشید هرچند نمایش برهنگی این سه نفر در فیلم از دو زاویه مورد بررسی است . عریانی و معاشقه های فرشته جنابی و فرامرز که فصل ابتدایی فیلم را تشکیل داد نمایشگر عشق و علاقه دو جوان است که در آرزوی ازدواج بودند و هریتاش در نمایش عمق احساس این دو جوان از تکنیک سینمایی مختلف بهره برد که در سینمای قبل از انقلاب تک و منحصر به فرد بود زیرا هیچ فیلمسازی در آن دوران درک و شعور نمایش بدون سانسور چنین احساس طبیعی و زیبای دو طرفه انسانی را نداشت. اما ذهنیت تماشاگران با تصاویر تجاوزگرانه ، خشن ، شلخته و مسموم س.ک.سی سینمای آن دوران اشباع شده بود و درک نمایش آزادانه و معصومانه چنین رابطه احساسی را در فیلم “برهنه تا ظهر با سرعت” نداشتند یا اگر هم داشتند تعداد کمی بودند. در فصل دوم فیلم عریانی این جوان با ایرن همسنگ است با معصومیت پاک و از دست رفته او که قربانی فاجعه بار شهوت و توطئه زنی بیوه می شود که با توجه به کلیپ ۳ دقیقه ای موجود{ تکه ای که از نسخه اصلی فیلم نیست بلکه راف کات است} می توان نمایش این عصیان زدگی و تلاطم را در حرکات جوان مشاهده کرد.

    پاسخ دادن
  8. نادیا

    ۰۲/۱۶/۱۳۹۳, ۱۰:۴۰ ب.ظ

    باسلام باروشن شدن موضوع فیلم برهنه تا ظهر با سرعت دیدن فیلم هر لحظه هیجان انگیز تر میشود در رابطه با وجود فیلم در با زار نمی توان نظر قطعی داد چون با وجود بازار سیاه قوی ودلالان حرفه ای فیلم ها ومجموعه داران بزرگ در سراس ایران نمی توان نظر قطعی داد که ایا نسخهای غیر از نسخه ی فیلم خانه در دست هست یا نه باید صبر کرد تا مثل فیلم سه قاپ یا فیلم وقتی که اسمان بشکافت وفیلم خشم خون وفیلم تازا بیرون امده دوکبوتروضعیت این فیلم چه میشود .من از لحاظ توضیح دادن بازار ودلالان معروف وداستان های که برای خودم در این جریان فیلم اتفاق افتاده نمی تئانم بنویسم چون در نوششتن نمی توانم منظور خود را برسانم ولیخیلی از فیلم های که نیست در بازار را خیلی از دوستان بنده دارند یا دیده اند مثل فیلم عمو یادگار وفیلم لیلاج وشکوه جوانمردی وتجاوزوفیلم هفده روزمانه به اعدام که فیلم های مذکور را همگی رو بنده یک نسخه وی اچ اس از تمامی انها دارم که از دوست عزیزم اقای ملکی یکی از مجموعه داران بزرگ که بیش از نیمی از فیلم های خود را به فیلم خانه اهدا کردبنا بر گفته ایشان که قبلا هم ذکر کردم دو دقیقه از فیلم برهنه تا ظهر با سرعت از صدیقی و جنابی در اخر فیلم ایتالیایی موجود هست که بنده هم دیدهام .در رابطه با فیلم های نایاب اگر نظری خواستید .

    پاسخ دادن
  9. عطا تایماز

    ۰۲/۲۲/۱۳۹۳, ۰۳:۰۰ ق.ظ

    دوست عزیز

    با تشکر از توجه و اطلاعات مفیدی که از تجربیات خوبتان در زمینه آرشیو فیلم و بازار سیاه سینمای فارسی می نویسید. واقعا ارزشمند هستند و خود منبع خیلی خوبی برای تکمیل اسناد تاریخ سینمای ایران است.

    در مورد فیلم “برهنه تا ظهر با سرعت” و سایر آثار هریتاش مطالبی جامع و دست اول در وبلاگ شخصی تهیه کرده ام که در حال تکمیل شدن است و به زودی آدرس را اعلام می کنم. باید خدمتتان عرض کنم با گذشت زمان و پیشرفته شدن تکنولوزی و امکان حفظ و انتشار نسخه های قدیمی فیلم ، کتاب، موسیقی و …خیلی از آرشیو داران قدیمی به فکر می افتند که با اطمینان تک نسخه خود را به دست افرادی بدهند تا نسخه دیگری تهیه کنند در گذشته امکانات کم بود و احتمال آسیب دیدگی و نابودی اثر وجود داشت و خیلی افراد با تعصب و گاها از روی ترس از امانت دادن این نسخه ها خودداری می کردند. برای مثال یکی از دانشجویان رشته سینما برای تکمیل فهرست کامل مجلات سینمایی ایران در پایان نامه دانشجویی اش به کتابخانه ملی ایران و سایر نهادها مراجعه می کند اما اسناد آنجا ناکامل هستند از طرف یک شخص معتمد و قدیمی به شخصی از آرشیو داران بزرگ مجلات سینمایی معرفی می شودتا نسخه های موجود را تنها برای کارتحقیقاتی در اختیار او قرار دهد اما شخص خاطی با قاطعیت نه می گوید و دلیلش را به هیچ عنوان بازگو نمی کند. به همین خاطر است که آرشیو داران بزرگ ، فیلم های نایاب را در سالها ی اخیر رونمایی کرده اند زیرا برخی از افراد جوان به سراغ آنها رفته و اطمینان آنها را از بابت حفظ سلامت اثر جلب کرده اند و مثل سابق که نقل و انتقال فیلم با ترس و لرز انجام می شد اکنون دیگر جرم نبوده و با ترس و لرز نیست.

    برای مثال دو ماه پیش برای اولین بار بخشی از موسیقی متن فیلم “برهنه تا ظهر با سرعت” از روی ریل{ضبط صوت قرقره ای} متعلق به آرشیو مرحوم بابک بیات{آهنگساز فیلم برهنه تا ظهر با سرعت } توسط وراث او در اختیار فردی که رابطه نزدیک با خانواده مرحوم بیات داشت قرار گرفت و آنرا تبدیل کرد و در فیس بوک گذاشت. بعد از گذشت ۴۲ سال از ساخت فیلم این اولین رونمایی موسیقی متن فیلم “برهنه تا ظهر با سرعت”بود که خیلی خوشحال شدم و شنیدن آن بی نظیر بود. البته قسمت دوم موسیقی متن فیلم هنوز تبدیل نشده است که مهمترین قطعات {صحنه خودکشی} بر روی ریل دیگر ضبط شده است.که امیدوارم زودتر تبدیل شود.

    درباره موجودیت فیلم “برهنه تا ظهر با سرعت” در فیلمخانه ملی ایران، بارها گفته بودم که بواسطه من آقای مسعود مهرابی{مدیر مسول ماهنامه فیلم و شاگرد مرحوم هریتاش در دانشکده هنرهای دراماتیک} با فیلم خانه تماس گرفتند و دوستان ایشان در آنجا به وی گفتند که فیلم در فیلم خانه موجود نیست البته آقای مهرابی به من اطلاع دادند شخصی با مسولان فیلم خانه ملی ایران تماس گرفته بود و ادعا کرده بود فیلم را دارد اما مسولان موفق نشدند با او تماس مجدد بگیرند. این صریح ترین و دست اول ترین منبع اطلاعاتی است که از جانب آقای مسعود مهرابی عزیز اعلام می کنم….جالب است که آقای مهرابی به من گفتند سال ۵۵ که دانشجوی هریتاش بودم ایشان سر کلاس هیچ علاقه ای نداشت راجع به فیلم برهنه تا ظهر با سرعت کوچکترین نکته ای عنوان کنند!!! خب…وقتی تکه های پازل را کنار هم می گذاریم حقیقت روشن تر می شود ..وقتی لطیفه مشهور { یا به قول یکی از تماشاگران : ضرب المثل} نابودی فیلم را آن موقع ساختند…وقتی ساواک فیلم را توقیف مجدد کرد…وقتی اطلاعات فیلم در هیچ اسنادی جامع و درست نیست..وقتی برای ۳۵ سال فرامرز صدیقی در سینما فعالیت دارد{علیرغم اینکه فرض کنیم ایشان تعهد و …کرده باشد} ..وقتی فیلم در فیلم خانه نیست…وقتی هریتاش آنچنان ناراحت است که حرفی راجع به فیلم نمی زند …وقتی احمد الهیاری {مطبوعات چی روی گردان شده زمان شاه } شایعه تک سانسی فیلم را مطرح میکند…وقتی کمال پایدار{اسم مستعار} در مجله ستاره سینما به دستور رژیم نقد شلخته و بی سر و ته و بدون نتیجه گیری نوشت تا تماشاگر را ازدنبال کردن فیلم محروم کند…وقتی راف کات های فیلم از استودیو تدوین که معلوم نیست چه طور دزدیده یا به دست افراد سودجو رسیده تا بر روی فیلم بلوچ و فیلم ایتالیایی سوار شود…وقتی فیلم تا نزدیک ۴ سال توقیف بی سر و صدا بود و سپس با سانسور ناخواسته در مهمترین سینمای تهران {کاپری، که به فکر فروش گیشه نبود} روی پرده رفت و سپس سریع ناپدید شد…وقتی بابک بیات، جمال امید و یک تماشاگر فیلم که خارج زندگی می کند می گوید فیلم سیاسی بود…وقتی که ایده فیلم بر اساس برداشت آزاد و ایده بهمن زرین پور از کتاب جنایات و مکافات داستایوسکی {با تم انقلابی } به هریتاش معرفی و هریتاش آنرا فیلمنامه کرد…وقتی هریتاش می گوید تا آگاهی ام راجع به موضوعی تکمیل نشود آنرا فیلم نمی کنم و از دروغ بدم می آید و درست همان سال { ۵۱} طرح ترور شاه و خانواده اش و سایر فعالیت های مارکسیستی خبرساز شده بود…همه نشان از این دارد که فیلم توسط ساواک نابود شد. یا خیلی خوشبینامه نگاه کنم در بحبوحه شلوغی انقلاب از گنجینه ساواک بیرون آورده شدو دست کسی ماند و حاضر نیست بیرون دهد حتی به فیلم خانه …شاید به دست همان افرادی که نادیا می گوئد در قم یا مراکز تحقیقاتی فیلم را دیده اند اخیرا امانت داده باشد.
    اقای جیرانی فیلم را در قبل از انقلاب سینما کاپری دیده است و هریتاش را می شناخته و با او در ساخت مستند “به یاد “همکاری داشت. فرحبخش هم ممکن است توسط همان گروه تحقیقاتی در جلسه خصوصی خودشان فیلم را نگاه کرده باشد. فیلم خانه بی خود و بیجهت نمی تواند آرشیو خود را برای گروه ها ی تحقیقاتی هرچند قدرتمند خالی کند چون آنها که تکنسین نگهداری فیلم نیستند و حتما فیلم در معرض نابودی قرارمی گیرد ..خودشان باید تشریف ببرند فیلم خانه و آنجا فیلم را ببینند… فیلم هم که فیلم خانه نیست…اینجاست که پای نفر مجهولی به میان می آید که آرشیو دار قدیمی فیلم هم نیست. اما تک نسخه فیلم را بنا به دلایلی دارد.این خوشبینانه ترین نگاه من به قضیه است هرچند اعتقاد دارم نسخه فیلم نابود شده است.

    ارادتمند
    عطا تایماز

    پاسخ دادن
  10. نادیا

    ۰۲/۲۳/۱۳۹۳, ۰۲:۵۱ ب.ظ

    باسلام به شما دوست عزیز عطا تایماز بنده مجبور هستم حال خاتراتی رو در رابطه با بازار سیاه ومجموعه داران عرض کنم مجموعه داران اکثرا دارای شخصیتی گوشه گیر ومنزوی وخجالتی وبا اعتماد به نفس پایینی میباشند این رو به شما قول میدهم فیلم در دست همین اشخاص هست البته باز هم میگویم در فیلم خانه هم موجود است چون پرسو جو های مفسلی در این زمینه داشته ام مثلا فیلم هفده روز مانده به اعدام را بنده سال ۵۹در تهران دیدم دنبال فیلم هرچه گشتم تا در ارشیوم یک نسخه از ان داشته باشم گفتند نیست خراب شده سوزانده شده توسط کمیته فرهنگی در چند سال بعد که برای اوردن لباس به کویت رفته بودم یکی از دلالان فیلم ودوستان عرب خود را که در دوران دبیرستان قبل ار انقلاب با هم دوست بوددیم که او ارشیو عتیقه داشت گفت چند فیلم را ازشخصی در تهران خریده و در ارشیو دارد من علاقه مند شدم ببینم که چه فیلم هایی رو دارد وبا تعجب دیدم فیلم های طلسم شکسته فیلم افسونگر فیلم ارشین مالالان فیلم دشمن زن وفیلم فدایی واز همه جالب تر فیلم هفده روز مکانده به اعدام به همراه فیلم نامه ان که مهر هوشنگ کاووسی بود موجود بود فیلم هارا به طور رایگان به بندن دادند بعد از چند سال تقریبا سالهای ۸۰ یا ۸۲ فیلم هارو برای تبدیل به یکی از افراد تبدیل کن در پاساز پلاسکو دادم ان اقا هم از همگ یگ نسخه تهیه کرد به در بازار پخش شد اصل نسخه هارو هم به دوست عزیزم اقای ملکی دادم ان هم اهدا کرد به فیلم خانه یکی ازخاطرات از هزاران خاطره بود ببین دوست عزیزم فیلم در بازار هست فیلم شاید در دست افرادی باشد که فکر ان راهم نمی کنید شاید چند دست گشته تا مثلا به دست یک کشاورز رسیده با شد دست یک کاسب رسیده باشد و… یا دست یک ارشیو دار از خود راضی رسیده باشد که فقطپولرا ملاک قرار دهد شاید دست جامعه ی بهلییت باشد وهزاران شاید دیگر باید صبر کرد مطمین باش فیلم هم مثل موسیقی ان بیرون میاید اگر خواستی اطلاعاتی را رابطاین بدانی میدانم دوستان فیلم باز قدر قدیمی وبرخی دلالان وارشیو داران معروف را معرفی کن . دوشت دار شم نادیا.

    پاسخ دادن
  11. عطا تایماز

    ۰۲/۲۴/۱۳۹۳, ۰۷:۲۱ ب.ظ

    با سلام خدمت شما دوست عزیز نادیا

    با شما موافقم و متشکرم از خاطره قدیمی و مهمی که معروض داشتید، جالب بود…..اینکه عده ای ساز و دهل شایعه پراکنی را همواره بر سر زبان ها دارند کاملا قبول دارم و خود شاهد موارد بسیاری از این دست رخدادهای اجتماعی بوده ام و هستم که در حوزه سینما هم مطمئنا کشیده می شود. اینکه مثلا به فلان کارگردان یا تهیه کننده می گفتند فیلمت نابود شده ، سوزانده شده ، جمع شده ، سلاخی شده ، فروخته شده و هزار حرف و حدیث دیگر باعث می شد که او از پیگیری و اعاده حق و حقوش منصرف شود. دشمنی پنهان که در ذات اکثریت ما نهفته است نمایش متنوع و رنگارنگی در این زمینه بوجود می آورد..در سینما برای مثال شهریار قنبری برای فیلم شام آخر که نسخه فیلمش ایران ماند همین شایعه فیلم سوزانی را به خود قبولاند در صورتی که چند سال بعد نسخه فیلمش بیرون آمد. ناصر تقوایی ایده اینکه ساواک سکانس های ایراد دار نسخه اصلی دایی جان ناپلئون را بیرون کشید و تکه تکه کرد نمی توانست به خود بقبولاند چون می گفت با باندهای صدایش چکار کردند؟ و هرکاری کرد نتوانست تکه های بیرون کشیده شده را پیدا کند. زیرا دوستانش جواب سربالا به او می دادند و می گفتند اگر این آرشیو پیدا نکردی آرشیو محرمانه ای هم هست!!! آخر مگر ساواک فیلم جاسوسی گرفته بود که بخواهد به آرشیو محرمانه بسپارد.حرف هایی که شاخ دار است. مثلا درباره همین فیلم “برهنه تا ظهر با سرعت” شنیدم فردی می گفت من از نزدیکان فرامرز صدیقی شنیدم که فیلم بعد از جشنواره سال ۵۶ برای یکبار نمایش داده شد و بعد از آن سوزانده شد. اولا جشنواره جهانی فیلم تهران سال ۵۶ فیلم “برهنه تا ظهر با سرعت” را باید برای چه منظوری نشان دهد؟ در لیست فیلم های منتخب بود؟ مسلما خیر. اینکه ملکوت هریتاش را ۱۳ آذر ۵۵ سینما دیاموند بخش مسابقه پنجمین جشنواره نمایش دادند دلیل بر این نمی شود که فیلم دیگر او را هم نمایش دهند. شاید برای معرفی کارگردان به رزومه او در حد آنونس اکتفا کنند نه نمایش کامل سایر فیلم هایش.جشنواره فیلم های تائید شده توسط دبیرخانه را نمایش می دهد و سلیقه ای عمل نمی کند. این است وقتی به اصطلاح کالبد شکافی می کنیم می بینیم حرف های صد من یه غاز بین ما زیاد است و من سعی دارم این حرف های صد من یه غاز کنار برود.

    من با فردی روبرو شدم که ادعا می کرد فیلم “برهنه تاظ هر با سرعت” را دارد اما با چند تا سوال بنده مشخص شد نه تنها فیلم را خودش ندارد بلکه اسم فیلم را درست تلفظ نمی کند!!! شما اگر کسی را از بین آرشیو داران و دلالان قدیمی می شناسید که فیلم را ادعا می کند دارد لطفا با من روبرو کنید تا من با سوال و جوابهایی که در اختیار دارم او را محک بزنم حتی اگر حاضر به فروش نسخه فیلم هم نباشد. اگر چنین کاری از دست شما بر می آید باعث خوشحالی من است و من آدرس ایمیل خودم را بعد از موافقت شما در اختیارتان قرار می دهم.اما با گذشت زمان یک چیز مرا بیشتر مردد می کند زیرا با توجه به گفته های شما و رخدادهای سالهای اخیر دررابطه با بیرون آمدن نسخه فیلم های قدیمی و نایاب،چرا فیلم برهنه تاظهر با سرعت هنوز رونمایی نشده است یا چرا کسی رد درستی از این فیلم در اختیار ندارد وگرنه تا الان باید درز می کرد. اینکه فلانی می گوید من کسی را می شناسم که می گوید فیلم را دارد کهنه سخنی بیش نیست و از این حرف ها زیاد زده می شود.هستند کسانی که پول زیادی هم می توانند خرج کنند تا فیلم را بدست بیاورند ولی آرشیو دار که دیگر فیلم را با خود به گور نمی برد که کنسی به خرج می دهد.موسیقی متن فیلم هم موضوعش کاملا واضح مشخص است و نیازی به کالبد شکافی نیست حتی خود من می خواستم از طریق یکی از آشنایان با وراث بابک بیات {فرزندانش که آهنگساز هم هستند} تماس بگیرم که کارهایم عقب افتاد …بابک بیات ایران زندگی کرد…آهنگسازهمین فیلم بود و وقتی هم از دنیا رفت مطمئنا در آرشیو خانه یا استودیویش باقی ماند کسی تا سالها دنبال این فیلم نبود انگار گوشها به عنوان این فیلم آشنا نبود وگرنه زودتر رونمایی میشد.

    در ضمن این فرضیه شما را قبول ندارم و دور از واقعیت تاریخ ماست که جامعه بهاییت فیلم را داشته باشد. اولا طبق اسناد موجود اموال مهدی میثاقیه توسط بنیاد مستضعفان مصادره شد. استودیو میثاقیه به بنیاد سینمایی فارابی واگذار شد و خود او از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ به جرم بهایی بودن در زندان بود که بعد ها آزاد شد و عکسی از از ایشان در کنار مهرجویی و نقی کنگرانی و انتظامی در سال ۶۴ پشت صحنه فیلم اجاره نشینان وجود دارد که آن را دیده ام و سال ۷۰ هم از دنیا رفت. بهایی گانگستر نیست که فیلم را از بنیاد مستضعفان یا گنجینه ساواک یا هر دخمه دیگری که فیلم را پنهان کرده اند بدزد. او از کجا می داند که فیلم اینقدرمهم است که جان و مالش را به خطر بیاندازد آنهم در بحبوحه انقلاب یا درزمان استحکام رژیم.نمی پذیرم. با قراین و منطق خودم اصلا نمی پذیرم. اما این را می پذیرم که مهدی میثاقیه سال ۵۶ اعلام ورشکستگی کردو عملا استودیو میثاقیهاز آن سال به بعد سرمایه گذاری نکرد و میثاقیه وطن را ترک کرد و مدتی به خارج رفت و برگشت. شاید نسخه های خود را به خارج برده باشد و دست کسانی سپرده باشد که اصلا بهایی هم نباشند. این هم فقط زمانی درست که بپذیریم تمام نسخه های فیلم را ساواک بعد از نمایش کوتاه مدت برهنه تاظهر با سرعت با خودشان نبرده بودند.
    ساواک در دهه ۵۰ به محتوای سینما و فیلم خیلی حساس شده بود و طبق اظهارات پراکنده سختگیری های الکی و سلیقه ای به ضوابط نمایش فیلم خارج از کمیسیون صدور پروانه نمایش انجام می داد با اینکه نماینده ساواک در آن کمیسیون تنها یک حق رای داشت اما گاهی تمام حق رای متعلق به او بود. این اتفاق قابل مقایسه با سالهای دهه ۴۰ نمی باشد که جامعه ایران به تازگی دوران مدرنیزاسیون و اتفاقات انقلاب سفید را پشت سر می گذاشت که برایش جذاب بود اما بعد ها با جنبش مسلحانه مارکسیستی از سالهای ۴۹ و ساخت فیلم گاو درسال ۱۳۴۷ ساواک هم به هنر حساسیت دو چندانی نشان داد که با رسیدن به سالهای انقلاب۵۷ این حساسیت بیشتر شد که در اسناد با جزئیات لازم نیامده است وبیشتر باید از زبان اهالی سینما شنید.

    در رابطه با اختلاف نظری که من و شما داریم …شاید زمانی که آقای مهرابی به فیلم خانه زنگ زدند فیلم نبود و زمانی که شما پرس و جو کردید به دست فیلم خانه رسیده بود. این اختلاف زمانی ممکن است بوجود آمده باشد ولی من سال ۹۰ پرس و جو کردم. شما را نمی دانم چه سالی پرس و جو کردید.من از این گفتگو دو طرفه لذت می برم و بر تجربیاتم افزوده می شود.

    ارادتمند
    عطا تایماز

    پاسخ دادن
  12. نادیا

    ۰۲/۲۵/۱۳۹۳, ۱۰:۲۰ ب.ظ

    باسلام خدمت دوست عزیزم عطا تایماز ببخشید دیر به دیر جواب میدهم چون نزدیکی های عید که برای کارم سرم خیلی شلوغ بود ونمی تونستم خیلی با اینترنت درتماس باشم خیلی از کارگردان ها وخیلی ازازتهیه کنندگان دوستانی را دارند خیلیاز هنرمندان دوستانی رو دارند کهیار گرمابه ان هاست یک خاطره دراین زمینه بدنیست بنده هم ارشیو دار سینما وهم موسیقی هستم اززنده یاد رضامحجوبی کلا ۷ دقیقه تکنوازی ویولون روی نوارمومی ضبط شدچون رضا شخصی بسیار بد اخلاق بوده هیچ کس قادر به تهیه این ساز جادویی این استاد بزرگ نشداین هفت دقیقه دست یکیازدوستان بسیارنزدیک وی نگهداری میشد واکثر اساتید موسیقی میگفتند همچین چیزی امکان ندارد من به همراه یکی از دوستانم به خیابان پاسداران به منزل این شخص که اتفاقا هم شاعروهم خطاط خوبی بود رفتیم دوست من هم اقای نصیریفرد هست که اتفاقاکتاب درزمینه بزرگان زیاد نوشته به ارشیو این شخص سرک کشیدم به قسمت صفحات که رسیدم چند نوارمومی رادیدم به دوستم اقای نصیری فرد گفتم اینها حیف است خراب میشود با شخص صاحب خانه که از دوستان محجوبی بود ودر سن ۸۰سالگی هم بود قضیه را مطرح کردیم ویگفت دراین کارها کارمنحصر به فرد محجوبی است که هیچ کس قبول ندارد این حرف را من با اصرار بسیار فراوان قسم خوردن های پیاپی که کار رامنتشر نمیکنم ومن هم مثل خودت ارشیو دار هستم راضی شد این کاررا برای بنده بگذارن که فقط گوش دهم من با ضبط صوت کوچکی که در جیب داشتم ضبط کردم من هم فکر کردم که دروغ میگوید بعد ازچند مدتی یکی ازدوستانم که اتفاقا خواننده خوش صدایی هم هست به اسم اقای نوربخش درمحضر استد یاحقی رفتیم سال ۷۶۰یا۷۷ فکرکنم بود کاررا درجیبم گذاشتم اول برای استاد دوستم اوازی درمایی بیات ترک خواند استاد وچند شاگرد درانجا بودنددرپایان جلسه من به استاد یاحقی اهعنگ را گذاشتم ولی چون به دوست اقای کحجوبی قول داده بودم نگفتم نوازنده کیست استاد بعد ازشنیدن صدای ساز که کیفیت بدی هم داشت تعجب کرد وگفت صدای سازعموی بنده است استاد حسین یاحقی من گفتم نه چیزی نگفت جلسه تمام شد ما رفتیم بعد ازچند روز دوستم اقای نوربخش نوار را با اصرارفراوان ازمن گرفت من هم ازوی قول دادم به هیچ عنوان از ان تکثیر نکند چون نوربخش انسان شیاذی نبود به او نوار را دادم بعد ازچند روز نواررا اورد به من پس داد گفت نوار را هیچ کجا پخش نکن چون گنجینه است گفتم چرا گفت چون این نوار را بنا به درخواست استاد یاحقی به جلسه چند استاد بردم ا ز جمله جواد معروفی شاپورنیاکان وعلی تجویدی با گذاشتن نوار ناگهان بغض استاد تجویدی شکسته شود و بگوید تنها اثر به جامانده ازاستاد محجوبی استمن با دوست استاد محجوبی تماس گرفتم قضیه را گفتم اول بسیار ناراحت شد بعد قرارشد نوارمومی را تحویل بدهند مامنتظر ماندیم متاسفانه بعد از چند روزبعد ان شخص به رحمت ایزدی پیوست اموال وی همگی مصادره شد معلوم نشد سر این همه گنجینه ملی چه امد با رایزنی های فراوان با فرزندان وی که در خارج ازکشور بودندمعلوم نشد چه کسی اثارراربود اول گفتن مصادره شده چون شخص سابقه سیاسی داشته بعد گفتن درارشیو رادیو تلویزیون رفته بعد فهمیدیم دروغ بوده همگی توسط کدام سازمان با قدرتی لا به لا شده بود که اصلا جوابهم ندادند حتی تهدید هم ما شدیم دراین ضمینه ما ماجرارا بی خیال شدیم . منظورم ازاین همه داستان گویی فقط این بود که این را بدانیدکه تمامی اثارضبطشده درایران حتی یفیلم ولگرد رییس فیروز موجوداست در دست ارشیودارن مجموعه داران گمنام در رابطه با برهنه تا ظهر باسرعت دردست فقط پوسترفیلم وکارت قبل ازتماشایفیلم وچند عکس درمجله هایمثل مجله جوانان و… واگهیروزنامه وجمعا ۶دقیقه فیلم دوتیکه موجود است جدیدا هم که میگویند موسیقیان بیرون امده فیلم بازهم میگویم فیلم درفیلم خانه موجود است در بین ارشیو داران فیلم موجود نیست ولیبا این حساب که ازفیلم دو قسمت سه دقیقه ای باقی ماند مخصوصا قسمتی که در روی فیلم ایتالیایی هست که من هم فیلم رادیده ام فکر کنم درارشیوم باشد چون این قسمت فکر کنم از فیلم اصلی بردیده شدهچون بعد از این سه دقیقه جنابیو صدیقی دیالوک بهروزبه نزاد رو دارد که دارد با کسی صحبت میکند بعد سه دقیقه بریده وتمتم میشود اگر اجازه بدهید با صحبت چند تن از دوستانم پیگیر این ماجرا شوم وجواب گو شما هنر دوستان با شم ببینم کا رکه بوده قدیم این کارشده یا کا رجدید است ازکجا این فیلم تکثیر شده درایران بوده یا کارامارت هست فکر کنم فیلمو ایتالیایی کار یک دلال فیلم باز اماراتی باشد باید پرس جو کنم من دررابطه با فیلم برهنه تا ظهر با سرعت هیچ اطلاعاتیرا ندارم اهل مطالهع وکتاب هم نیستم وحتییک کتاب سینایی هم نخواندم وندارم بلکه با پرس وجو ودنبال گشتن اطلاعاتی را دارم . فیلم ها ملکوت برهنه تا ظهربا سرعت چون فقطدر جشنواره ها نمایش دادن ودرسیناها نمایش ندادن مثل خیلی ازفیلم های توقیفیو فیلم های مستند درارشیو فیلم خانه همگی موجود است فیلم هاینایاب بعضی فقط در تهران نمایش دادن ودرشهرستان نبوده وکمیاب شده مثل فدایی مثل تجاوز مثل مهرگیاه و… خیلی از ارشیو ها شبانه روز به صورت مخفی وبدون سرو صدای به فیلم خانه منتقل میشود خیلی از ارشیوها کشف وضبط میشوند خیلی ازارشیو ها به صورت قانونی وبا حقه وکلک ارشیو داران ضبط میشود ومعلوم نیست کجا میرود.یکی ازدوستان خوبم به اسم عباس جورقانیان که به رحمت خدا رفت اثاروی ضبط فیلم خانه شد اول به وی جا ندادند نگه داری کند بعد با قیمت پایین فیلم خانه بز خری کرد یکی میگفت با اول برای این بنده خدا دام گذاشتند وبعد فیلم هایش را به جرم مورد داربودن توقیف کردند که دوست میگفت دربین این فیلم ها فیلم ملکوت هم موجود بوده.درخدمت شما هستم با تشکر نادیا

    پاسخ دادن
  13. نادیا

    ۰۶/۰۴/۱۳۹۳, ۰۸:۳۷ ب.ظ

    سلام مزده مزده بعد از پیگیری های بسیار زیاد انوس فیلم برهنه تا ظهر با سرعت را از یکی از مجموعه داران در پاکستان خریدم برای دریافت میتوانید به ایمیل من پیام بدهید. با تشکر از همه دوستداران سینما نادیا.

    پاسخ دادن
    • سعيد

      ۱۰/۱۴/۱۳۹۳, ۰۵:۵۸ ب.ظ

      باعرض سلام وتشکر وقدردانی از عشق وعلاقه وشور وحرارت شمانسبت به سینمای ایران چگونه می توانم نسبت به دریافت انونس فیلم برهنه تا ظهر … دسترسی پیداکنم وضمنا اگر مقدور می باشد چگونگی ارتباط باخودتان را برای بسیاری از فیلمهای قدیمی توضیح بفرمایید

      پاسخ دادن
    • هانیه

      ۰۷/۱۹/۱۳۹۶, ۰۳:۵۱ ق.ظ

      نادیا جان من ایمیل شما را ندارم.من نسخه انونس فیلم برهنه تا ظهر با سرعت رو می خوام .ایمیل شما رو هم ندارم .خواهش میکنم برام بفرست یا ایمیلت رو به من بده

      پاسخ دادن
  14. عطا تایماز

    ۰۶/۰۵/۱۳۹۳, ۰۸:۱۳ ب.ظ

    سلام نادیا

    من فعلا نظری ندارم چون به اندازه کافی شما سرور و بزرگ این حرفه هستید و بنده تنها محقق هستم و اگر اطلاعات کافی بدستم برسد حتما با هم در میان می گذاریم.

    اما نقطه نظر شما همه لحاظ شنیدنی است و جای سوال باقی نمی گذارد . در مورد دیوانه عشق جان کارلو جانینی که فرمودید قسمتی از سکانس برهنه تا ظهر با سرعت انجا مونتاژ یا به قولی سرهم شده به نظر می رسد توسط سینما داران و آپاراتچی ها و کسانی که اتاق تدوین آشنا داشتند تا اینکار را انجام دهند انجام دادند اما سینما کاپری ( بهمن فعلی ) که متعلق به میثاقیه و تهیه کننده برهنه تا ظهر با سرعت بود و از سینماهای درجه یک یا نگاهی متفاوت به نمایش مشهور بود بعید می رسد که این دستگاری آنجا نمایش داده شده باشد. بعید می دانم عوامل سینما کاپری این فیلم را بدین شکل دست به دست کرده باشند. آنها عوامل متعهد بودند . به نظرم باید در اواخر سال ۵۷ که میثاقیه ایران و اداره اموالش را ترک کرد و هیاهو ممکلت را گرفته بود علت را جست زیرا عده ای برای بازار گرمی فیلم های ایتالیایی که سینمای ایران در آستانه ورشکستی بود دست به این کار زده باشند ولی بازهم تماشاگر را اینقدر ابلهه فرض کردند که سکانس دیگری را سرهم کنند ؟ باید گفت کار افتضاحی کردند. شاید هم بعد از انقلاب دست به این کار زدند. آیا شما موافق هستید که بعد از انقلاب دست به این کار زدند؟ شاید از استودیوی تدوین میثاقیه که راش ها آنجا نگهداری می شد تو درگیری ها و بلبشو بیرون آمده باشد نه از نسخه اصلی فیلم. و آن لطیفه مشهور که آقای کاظمی اینجا می گویند بالاخره چه بود؟ شما می دانید؟
    در مورد موسیقی متن فیلم خب واضح است که بابک بیات سازنده آن سالها ایران زندگی کرد و بعد از انقلاب هم موسیقی فیلم ساخت و به طور حتم آرشیو کارش را دارد اما اینکه این اواخر توسط مذاکره با وارثانش بیرون آمد مسئله ای پیچیده ای نیست . تکلیف ملکوت که روشن است و من قبلا توضیح مفصل دادم. اما برهنه تاظهر با سرعت هنوز ایراد و ابهام دارد. عده ای می گویند فیلم خانه هست( شما و دوستانتان ) عده ای میگویند نیست ( من و دوستانم )جالب است که هرکدام از ما ادعا داریم با آنجا تماس گرفته ایم .نکند مسولان فیلم خانه در جوابگویی ما را به بازی گرفته اند؟؟؟؟؟؟؟؟

    ارادتمند
    عطا تایماز

    پاسخ دادن
  15. عطا تایماز

    ۰۶/۲۷/۱۳۹۳, ۰۷:۵۹ ب.ظ

    سلام به همه دوستان

    نادیا جان من به شما دو بار ایمیل زدم اگر در قسمت inbox نیامده لطفا قسمت spam یا junk خود را بررسی کنید که مشتاقانه منتظر تان هستم. و از خبر خوبتان باید سپاسگذاری کرد که زحمت فراوان کشیدید.

    یک خبر خوب، در حالی که عده ای از دوستانم از وبلاگم خبردار شدند و در حال تکمیل بخش های مختلف مربوط به آثار هنری خسرو هریتاش هستم ، به اطلاعات جدید و دست اولی برخوردم که باعث حیرتم شد که مربوط به فیلم برهنه تا ظهر با سرعت است و حتما در وبلاگم کاملش را بخوانید، خلاصه خبر اینکه یکی از اشخاصی که در کمیسیون رای گیری به مجوز فیلم برهنه تا ظهر با سرعت حضور داشت، اقای ستاری،بعد از ۴۲ سال نظرات جالبی گفتند که نشان می دهد فیلم برهنه تا ظهر با سرعت که سال ۵۵ بعد از سه سال و نیم با سانسور نمایش داده شد( که قبلا میدانستم) کلا با آنچیزی که ساخته شد به اجبار رژیم دگرگون گردید!!!!!باز برایم داستان خیلی گیج کننده است ولی به زودی ضد و نقیض ها را کشف میکنم. (حدس میزدم چنین اتفاقی افتاده باشد ولی نه در این حد) بهرحال سیاسی بودن فیلم در زمان نمایش حفظ شد اما بعد از نمایش دوباره توقیف شد.!!!!!!!!….حتما در وبلاگم بخوانید http://www.khosrowharitash.blogfa.com

    ارادتمند
    عطا تایماز

    پاسخ دادن
    • نادیا

      ۰۷/۱۱/۱۳۹۳, ۰۴:۳۱ ب.ظ

      سلام اطلاعات جالب وخواندنی شما رو راجب به فیلم برهنه تا ظهر با سرعت خواندم بسیار جالب وفوق العاده بود متشکرم در رابطه با فیلم های قدیمی باید بگم این فیلم ها عشق وعلاقه میخواهد و اهل خودش رو شاید در حال حاضر فقط من وشما پی این ماجرا واین فیلم باشیم من به دنبال این فیلم ها نبودم با مطالب خواندنی شما راجب به این دوفیلم ملکوت وبرهنه تا ظهر با سرعت دنبال این دو فیلم شدم چون من تقریبا تمام فیللم های قدیمی رو دیدم بغیر از ۳۰ عنوان که شامل همین دو فیلم که ذکر شد هم میشود از این فیلم ها هم تک تک بیرون میایید هر فیلمی خواستید وتاتر قدیمی خواستید وموسیقی خواستید با من در تماس باشید با ایمیلم .ازاطلاعات عال شما در رابطه با فیلم ها قبطه میخورم که واقعا فوق العاده هست.ببخشید دیر به دیر جواب میدهم چون بخاطر کارها سرم شلوغ هست انونس برهنه تا ظهر با سرعت حدود ۲۰ سالی هست که در ایران بود قبلا دیده بودم ولی با پیگیری های شما علاقه مند تر شدم ویاد اوری شد در انتهای فیلم پستچی کیمیایی بود که نسخه ان از پاکستان امد ودست دوستانم بود واز ان گرفتم ببینید انونس فیلم که با شد فیلم هم هست شاید در یک ارشیو متروکه دولتی باشد شاید خارج از کشور با شد شاید در توقیف اموال دولت میثاقیه در دست ارکان نظامی با شد و… ولی در فیلم خانه هست . میگردم اگر خبری شد چشم حتما خبر میدهم . باز هم از اطلاعات شما متشکرم. نادیا

      پاسخ دادن
      • عطا تایماز

        ۰۷/۱۹/۱۳۹۳, ۱۲:۴۶ ب.ظ

        ناد علی جان

        سلام

        از پیگیری های شما متشکرم، من مطالبی که دستم برسد در وبلاگم به روز میکنم و کمی وقت نیاز دارم تا مطالب را درباره فیلم های هریتاش کاملتر بنویسم و منابع رو ذکر کنم که صرفا حدس و گمان من نبوده باشد…خوشحال هستم که مطالب را دنبال میکنید.

        بله امکان دارد فیلم برهنه تا ظهر با سرعت همانطوری که گفتید جایی در این مملکت ( نه دست رژیم) یا خارج از کشور باشد….طبق اسناد موجود میثاقیه سال ۱۳۵۶ قبل از نمایش آخرین محصول استودیش”ماهی ها در خاک میمیرند” استودیو را تعطیل و کلیه محصولاتش را به سازمان های دیگر واگذار کرد…البته این اقدامات قبل از بحبوحه انقلاب و مصادره اموال و دستگیری او ( زندان تا سال ۱۳۶۲) انجام شد و حتی عکسی از میثاقیه ، مهرجویی و نقی کنی در پشت صحنه فیلم اجاره نشین ها (۱۳۶۴ زمان ساخت) وجود دارد که در کتاب خاطرات مهرجویی آنرا دیدم نمیدانیم که آیا به ایران رفت و امد میکرده یا خیر اما بهرحال فیلم برهنه تا ظهر با سرعت دست افراد انقلابی قرار نگرفت زیرا سال ۵۶ آنرا به دیگران واگذار کرد شاید هم این فیلم را به شخص حقیقی یا حقوقی خاصی نداد و پیش پسرو دخترش هومن و صحرا به یادگارگذاشت. در خاطرات جدید شریفی مدیر استودیو میثاقیه( که چند کتاب سینمایی هم در ایران چاپ کردند) اشاره ای به سرنوشت فیلم برهنه تا ظهر با سرعت نکردند امیدوارم بتوانم با هماهنگی با افرادی که او را دیدند بتوانم اطلاعات موثق نسخه فیلم برهنه تا ظهر با سرعت را از او که دست راست میثاقیه بود پیگیر شوم…او هنوز ساکن ایران است و سایت قدیمی ها چندی پیش با او قرار مصاحبه گذاشت که روی اینترنت قرار گرفت.

        با تشکر از جوابیه شما و زحمات شما که با من در ارتبط تنگاتنگ هستید و تلاش میکنید آنونس فیلم برهنه تا ظهر با سرعت و حتی نسخه فیلم را به دست آورید

        ارادتمند
        عطا تایماز

        پاسخ دادن
      • poya

        ۰۸/۰۷/۱۳۹۴, ۱۰:۵۱ ب.ظ

        سلام نادیا جان
        من دنبال آرشیو با کیفیت و کامل برنامه های گلها هستم آیا شما می توانید کمک من کنید.
        من خیلی این برنامه ها رو دوست دارم.
        لطفا ایمیلتون رو هم قرار دهید برای ارتباط با شما
        با تشکر

        پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد