درباره‌ی «کمدی الهی» دانته

, , ارسال دیدگاه

کمدی الهی

چرا شعر تمثیلی قرن چهاردهم در مورد گناه و آزادی از قدرت شیطان هنوز چنین قدرتی دارد و مردم را مجذوب خود می‌کند؟

به نظر می‌رسد مردم نمی‌توانند از کمدی الهی دست بکشند و کماکان به آن علاقه‌مندند. ممکن است فکر کنید که شعر تمثیلی قرن چهاردهم در مورد گناه و قدرت شیطان‌، که در قرون وسطی به زبان ایتالیایی سروده شده است و مطابق با خداشناسی Scholastic آن دوره می‌باشد‌، زمان بسیار دور، مسئولیت را بر دوش ادیبان در اطاقک‌های پشتی گذاشته بود؛ اما چنین نیست. به حساب من چیزی نزدیک به صد ترجمه‌ی انگلیسی‌زبان‌، نه‌تنها توسط ادیبان بلکه توسط شاعران معتبر وجود دارد: در نیم‌قرن گذشته‌، جان کیاردی‌، آلن مندلبام‌، رابرت پینسکی‌، دبلیو.اس.مروین لیستزت و تخواکوسکی برای این شعر موسیقی درست کرده‌اند؛ چسر‌، بالزاک و بورخس در مورد آن مطلب نوشته‌اند. به عبارت دیگر‌، کمدی الهی چیزی بیش از یک نوشته است که استادان احساس می‌کنند که باید دوره‌ای برای دانشجویان خود تجدید خاطره بکنند. این یکی از دلایلی است که برای استادان و دانشجویان وجود دارد.

بعضی از دوره‌ها به نظم‌دهی آداب در ادیبات اختصاص یافت – و به طور برجسته این امر در قرن هفدهم و هجدهم اتفاق افتاد – بسیاری از خوانندگان خبره‌، کمدی الهی را به عنوان چیزی مضحک و غیر قابل درک می‌پنداشتند. اما در زمان ما این‌گونه نیست. تی.اس.الیوت‌، قانون‌گذار شعر در اوایل قرن بیستم‌، دانته را در بالاترین مرحله‌ی ممکن در شعر اروپایی قرار می‌دهد. او می‌نویسد: «دانته و شکسپیر جهان مدرن را میان خودشان تقسیم کردند… شخص سومی وجود ندارد». بسیاری از ادیبان در آموختن ِ زبان ایتالیایی با شکست مواجه شدند؛ زبانی که در گذشته بسیاری از ادیبان احترام اندکی برای آن قائل بودند و به این ترتیب موج زیادی از ترجمه‌های دانته آغاز گردید. در بعضی از موارد – در ترجمه‌های لرانس بینیونز و دروتی سایرز- مترجم حتی تلاش می‌کرد از نقشه‌ی ریتمیک دانته، شعر مسمط، استقاده کند (aba bcb cdc etc). نوع شعری که تقریباً سرودن آن در زبان انگلیسی غیر ممکن است زیرا زبان انگلیسی در مقایسه با زبان ایتالیایی، کلمات قافیه‌دار کمتری دارد. از آن موقع به بعد، ما انواع زیادی از کمدی الهی را داشته‌ایم. افراد بی‌سواد‌، روشنفکر‌، عضلانی و فرهیخته این نوع کمدی را مورد توجه قرار داده‌اند. کسانی که واقعاً تلاش می‌کنند معادلات کلمات دانته را بیابند و این معادلات در نثر هستند. زیرا در نثر مترجمان نباید معنای درست کلمات را فدای این‌گونه ملاحظات مانند قافیه و ریتم کنند. در ترجمه‌های شعری‌، معنای کلمات کمتر صحیح هستند اما بحث می‌شود که آن‌ها به نسخه‌های شعری وفادارترند. کمدی الهی‌، علی‌رغم این گفته یک شعر است و معنایش را بیشتر از صداها دارد تا از «احساس». ترجمه‌های شعری به شجاعت بیشتر و تفکر بیشتری نیاز دارند زیرا به‌طور کلی تفسیری‌تر هستند. در سال گذشته، دو ترجمه‌ی شعری چاپ گردید: یکی توسط شاعر آمریکایی «مری جو بنگ» و دیگری توسط مقاله‌نویس و شاعر استرالیایی کلایو جیمز.

جیمز در ترجمه‌ی کامل کمدی الهی (Liveright)، تصمیم مهمی در مورد قافیه در اشعار رباعی گرفت. اما همانطور که او در قسمت معرفی بیان  می‌کند، برای او قافیه‌های پایانی از قافیه‌ها یا زنگ‌های موسیقیاییِ میانی در ابیات مهم‌تر نبودند: تجانس آوایی‌، هم‌آوایی‌، تکرار. او می‌گوید که همسرش‌، پرو شاو، که اکنون یک ادیب مشهورِ آثار دانته می‌باشد ( کتاب شاو «دانته را بخوانید» سال آینده منتشر خواهد شد) با آموزش‌دهی این نکته که کمدی الهی باید از لحاظ آوا‌شناسی خوانده شود‌، جیمز را به این سو کشاند. موضوع مهم در این شعر‌، غنای آوایی آن است. حرفی بعد از حرف دیگر‌، که به کلمه‌ی دیگری اشاره می‌کند و در نتیجه خواننده را رو به جلو حرکت می‌دهد. جیمز می‌گوید این قصد او بالاتر از هر چیز دیگری قرار می‌گیرد. آنچه باقی مانده است بسیار زیاد است. جیمز به خود قول داد ابیاتی را به شعر دانته اضافه کند و دانستنی‌های سابق را وارد کند. او نمی‌خواست که پاورقی داشته باشد – هیچ چیز نباید خواننده را از خواندن باز دارد. اگرچه مجبور شود برای رسیدن این هدف‌، کارهای زیادی را انجام دهد- در زیر ابیات مشهور آغازین دانته آورده شده است:

Nel mezzo del cammin di nostra vita
mi ritrovai per una selva oscura,
ché la diritta via era smarrita.

Ahi quanto a dir qual era è cosa dura
esta selva selvaggia e aspra e forte
che nel pensier rinova la paura!

و در اینجا ترجمه‌ی جیمز :

At the mid-point of the path through life, I found
Myself lost in a wood so dark, the way
Ahead was blotted out. The keening sound
I still make shows how hard it is to say
How harsh and bitter that place felt to me—
Merely to think of it renews the fear.

در میانه‌ی راه زندگی،

 خود را گم‌شده درجنگلی بسیار تاریک یافتم،

راهِ پیش رویم به طور کامل پوشیده بود.

صدای ناله‌ام که هنوز ادامه دارد نشان می‌دهد بیانش چقدر دشوار است

چه احساس ناملایم و تلخی این مکان به من می‌دهد

تنها اندیشیدن به این موضوع ترس مرا تجدید می‌کند

«صدای ناله»؟ اگر حتی یک ریتم اجباری (برای ایجاد وزن میان دو کلمه‌ی found  و sound) باشد‌، این ریتم همین است. همچنین‌، دانته چیزی در مورد ناله کردن نگفته است، تنها در مورد ترس صحبت کرده است و این دو امر موضوعات متفاوتی هستند.

به زودی زائر (همانطور که چهره‌ی اصلی شعر معمولا می نامد) و راهنماییش «ویرجیل» به دروازه‌های جهنم با نوشته‌ی هراسناکش می‌رسند:

Per me si va ne la città dolente,
per me si va ne l’etterno dolore,
per me si va tra la perduta gente.

Giustizia mosse il mio alto fattore;
fecemi la divina podestate,
la somma sapïenza e ’l primo amore.

Dinanzi a me non fuor cose create
se non etterne, e io etterno duro.
Lasciate ogne speranza, voi ch’intrate.

ترجمه‌ی جیمز این‌گونه است :

To enter the lost city, go through me
Through me you go to meet a suffering
unceasing and eternal. You will be
with people who, through me, lost everything

My maker, moved by justice, lives above
Through him, the holy power, I was made—
made by the height of wisdom and first love
whose laws all those in here once disobeyed

From now on, every day feels like your last
Forever. Let that be your greatest fear
Your future now is to regret the past
Forget your hopes. They were what brought you here

برای ورود به شهر گمشده‌، با کمک من وارد شو

با کمک من که وارد شوی درد را خواهی دید‌؛ پایان‌ناپذیر و جاودان

تو با کسانی خواهی بود، که با کمک من، همه چیز را گم کرده‌اند.

خالقم‌، که با عدالت حر کت می‌کرد‌، در بالای سرم زندگی می‌کند.

با کمک او، قدرت مقدس، من به وجود آمدم

من با عظمتی از فرزانگی ساخته شدم، و از اولین عشق

که قوانینش اولین بار در اینجا مورد نافرمانی قرار گرفت.

از آن موقع به بعد‌، هر روزت چون آخرین روز توست

برای همیشه. اجازه بده این احساس بزرگترین ترس تو باشد.

اکنون آینده‌ی تو پشیمانی از گذشته است.

امیدهایت را به دست فراموشی بسپار. آنها تو را به اینجا کشاندند.

این ترجمه‌، تا حدی‌، به دلیل از دست دادن فشردگی‌، نمایانگر کاهش قابل ملاحظه‌ای از میزان انرژی است. جیمز راه را با مسیری سوم طویل می‌کند. همچنین او سردرگرمی را، در مورد چیزی که دروازه به ما می گوید، به ترجمه می‌افزاید. دست کم در اولین بیت‌، به نظر می‌آید که ما در مورد این‌که به آن دروازه وارد می‌شویم یا خیر حق انتخاب داریم. ما وارد نمی‌شویم و این چیزی است که سبب می‌شود رفتن به جهنم امری مهم و جدی تلقی شود.

برگرفته از مجله‌ی نیویورکر

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد