درباره‌ی مستند «رودخانه‌ی لیان»، ساخته‌ی رامتین بالف

, , ارسال دیدگاه

لیان

اولین نکته‌ای که در تماشای رودخانه‌ی لیان (برنده‌ی سیمرغ بلورین بهترین مستند در سی‌ویکمین جشنواره‌ی فیلم فجر) جلب توجه می‌کند مجموعه‌ای از تصاویر چشم‌نواز و خوش ‌آب‌‌و‌‌رنگ است که در همراهی با موسیقی، یادآور ساختاری ویدئوکلیپ‌‌مانند است. تصور چشم‌اندازهای بدیع و بکری که به کمک دوربین مجال بازنمایی یافته‌اند، بدون ضرباهنگ موسیقی، کاهش قدرت این مستند را موجب خواهد شد. ثبت و ضبط مختصات و ویژگی‌های جغرافیایی مکان می‌طلبیده که نوعی از نما و زاویه‌ی دوربین انتخاب شود تا درک بهتر تغییرات و مشخصات محیطی را ممکن سازد. از این‌رو هلی‎شات‎های متبحرانه‌ای که شاکله‌ی بصری «رودخانه لیان» را تشکیل می‌دهد، تنها جنبه دکوراتیو (تزئینی) ندارد و به منظور به تصویر کشیدن کلیت طبیعت زیبا و دست‌نخورده‌ی زیست‌بوم رودخانه‌ی لیان، کارکردی منطقی و اثرگذار دارند. کیفیت بصری این مستند که در صداوسیمای مرکز بوشهر تولید شده، به نمونه‌های مشابه خارجی پهلو می‌زند و نشان از این واقعیت دارد که با صرف وقت و انر‍ژی و باز گذاشتن دست مستندسازان در انتخاب موضوعاتی که دغدغه‌ی آن‌هاست، می‌توان به استانداردهای جهانی مستندسازی نزدیک شد.

عدم استفاده از گفتار متن در طول فیلم از دیگر موارد قابل توجه در این مستند است. تنها در شروع فیلم، گفتار متنی (نریشن) قرار دارد که با لحنی حماسی به ارائه‌ی اطلاعات درباره‌ی رودخانه لیان می‌پردازد. در ادامه، جذابیت تصاویر و هماهنگی آن با موسیقی به حدی است که فقدان گفتار متن، نقطه‌ی ضعف قلمداد نشده و به ارتباط مخاطب با مستند لطمه نزند. هر چند نمی‌شود منکر شد که مکث طولانی بر روی برخی تصاویر و یکنواخت شدن موسیقی در برخی لحظات به بروز احساس خستگی و کسالت در بیننده منجر می‌شود.  در ضمن باید به یاد داشت که این اولین بار نیست که مستندی در سینمای ما از به کارگیری گفتار متن توضیحی اجتناب می‌کند. پیش‌تر هم ناصر تقوایی در مستند «اربعین» (۱۳۴۹) و منوچهر طیاب در مستند کوتاه «مسجد جامع» (۱۳۵۳) به چنین تجربه‌ای دست زده و بی‌آنکه از کلام سود جویند، تنها با اتکا به قدرت تصاویر به روایتگری پرداخته‌اند.

 «رودخانه‌ی لیان» در شکل دادن روایت خود کمی سرگردان است و معلق. گاهی به موضوع خود نزدیک می‌شود و به‌دقت به جزئیات آن می‌پردازد و گاهی از آن فاصله می‌گیرد و تنها به نمایش ‌چشم اندازهای زیبا بسنده می‌کند. با وجود این‌که «رودخانه لیان» در رده مستندهای زیست‌محیطی جای می‌گیرد، اما نوسانی که در نحوه‌ی روایت آن وجود دارد، مخاطب را میان مستندی که بازنمایی مناظر شگفت‎انگیز و مبهوت‌کننده را مد نظر دارد و مستندی که به دنبال شکار لحظه‌ها در حیات وحش است، بلاتکلیف می‌گذارد و از این بابت نمی‌تواند به انسجام و یکپارچگی مطلوبی دست یابد.

در یک ارزیابی کلی باید گفت که «رودخانه‌ی لیان» از آن دست مستندهایی است که نیاز سینمای مستند ما به شمار می‌رود و باید امیدوار بود که برنامه‌ریزی‌ها و سرمایه‌گذاری‌های بیشتری برای ساخت چنین مستندهایی از سوی شبکه‌های تلویزیونی صورت بگیرد. مطمئنا مستندهایی مانند «رودخانه‌ی لیان» در مقایسه با مستندهای تبلیغاتیِ بی‌خاصیت تلویزیونی، با اقبال بیشتری از طرف مردم روبه‌رو خواهند شد.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد