گزارش‌های سی‌ویکمین جشنواره‌ی فیلم فجر (۲)

, , ۱ دیدگاه

آسمان زرد کم‌عمق

قاعده‌ی تصادف (بهنام بهزادی)

صحبت از اخلاق، قضاوت، دروغ، سندروم طبقه‌ی متوسط و مقایسه‌ی متعاقب مضامین طرح‌شده با آثار اصغر فرهادی در سال‌های اخیر چنان رواج پیدا کرده که بی‌اغراق حالتی پس‌زننده پیدا کرده است. قاعده‌ی تصادف اما فارغ از این مقایسات که اغلب تحمیلی و بدون پشتوانه‌ی منطقی هستند، بی هیچ تردیدی در این دسته‌بندی جای می‌گیرد؛ تا جایی که می‌توان تصمیم‌ دسته‌جمعیِ پایانِ فیلم را جوابیه‌ای به درباره‌ی الی دانست.

داستان فیلم حول یک گروه تئاتر دانشجویی می‌چرخد که قصد دارند برای اجرای نمایش‌ به یکی از کشورهای خارجی سفر کنند. در این میان، مخالفت پدرِ بازیگر اصلی با خروج او، جرقه‌ی ایجاد همان چالش‌های اخلاقی مورد نظر‌ برای دیگر اعضا می‌شود؛ این‌که قید تمرین‌های چندماهه‌ی خود را بزنند یا بدون او تئاتر را روی صحنه ببرند. از این لحاظ، چهارچوب داستانی فیلم کارشده به‌نظر می‌رسد. اما فیلم ایرادات بسیاری دارد که مهم‌ترین آن‌ها رعایت نکردن روابط علی-معلولی در شخصیت‌پردازی و پیرنگ است. برای مثال رابطه‌ی بازیگر اصلی تئاتر با پدرش (امیر جعفری) که در ابتدا بسیار مهربانانه و ملایم معرفی می‌شود، بدون مقدمه‌چینی‌های لازم، به یک‌باره رنگ خشونت و تقابل فیزیکی می‌گیرد. در این‌جا نیز الگوی اصلی بسط فیلم‌نامه (درست همانند فیلم فرهادی) بر پایه‌ی تصمیم‌گیری‌های آنی و کنش‌های برآیندِ آن است. بدیهی است که دشوارترین چالش با چنین رویکردی، حفظ منطق و دلیل اتخاذ تصمیم‌گیری‌هاست که اتفاقات را مثل سلسله رویدادهایی پیوسته به یکدیگر وصل می‌کند؛ که فیلم از این جنبه پرش‌های زیادی دارد و در بسیاری از لحظات، منطق‌های عـلی به حال خود رها می‌شوند. از قضا بسیاری از ناهمگونی‌های منطقی فیلم به‌خاطر ساختاری است که برگزیده؛ یعنی استفاده از پلان‌سکانس‌های طولانی. مشخص است که برای هر یک از این سکانس‌پلان‌ها چقدر انرژی و زمان خرج شده اما باید پذیرفت که ریسک استفاده از این ساختار، مستقیما واکنش‌های بازیگران را نشانه خواهد گرفت و از جزئیات آن خواهد کاست. استفاده از این ساختار به‌دلیل فرسایشی بودنش، وسواس‌های کارگردانی را به حداقل می‌رساند که باتوجه به پس‌زمینه‌ی مضمونی‌ فیلم و نیاز آن به یک پرداخت دقیق و حساب‌شده توجیه‌پذیر نیست.

سر به مُهر (هادی مقدم‌دوست)

از همان دقایق ابتدایی فیلم متوجه می‌شوید که با فیلمی متفاوت روبه‌رو هستید. اصلا بعضی از فیلم‌ها این‌طور هستند. دنبال کردن‌شان هیچ‌گونه تلاشی نمی‌خواهد. به‌راحتی مخاطب را در فضای خود غرق می‌کنند. سر به مُهر فیلمی‌ست که اگر هیئت انتخاب جشنواره کمی، تنها کمی خوش‌قریحه‌تر ‌بودند، به‌راحتی می‌توانست علاوه بر بخش فیلم‌های مسابقه اول، در بخش اصلی نیز حضور داشته باشد. به جز چند ایراد جزئی فیلم‌نامه‌ای همه چیز فیلم سر جای خود قرار دارد. به‌ویژه باید به کارگردانی درخشان اثر اشاره کرد که مشخص است برای کوچکترین نماهایش برنامه‌ریزی داشته. از روان‌شناسی صحیحی که از واهمه‌‌ی وسواس‌گونه‌ی شخصیت اصلی (لیلا حاتمی) نشان می‌دهد تا ارتباط او با فضای مجازی و وبلاگش که نمونه‌اش را پیش‌تر در سینمای ایران ندیده‌ایم. سر به مُهر پدیده‌ی جشنواره تا بدین جای کار است. فیلمی از سینمای «آئینی» کشورمان که رضا میرکریمی در بهترین روزهای دوران حرفه‌ای‌‌اش به ساختن آن افتخار خواهد کرد.

آسمان زرد کم‌عمق (بهرام توکلی)

در مصاحبه‌ای با بهرام توکلی در زمان اکران این‌جا بدون من، او هنگام توضیح درباره‌ی این پرسش که چرا فیلم‌هایش مدام مرز دنیاهای عینی و ذهنی را در می‌نوردد و پیوسته بین قطعیت و عدم قطعیت در نوسان است، می‌گوید: «من یک بار به درخواست دوستی فیلمنامه‌ای برای طرح او نوشتم. او قصد داشت فیلمنامه‌ای را که من می‌نویسم کارگردانی کند. ایده‌ی اولیه جنایی بود و وقتی  دوستم، فیلمنامه‌ی من را خواند گفت که من نمی‌توانم این را بسازم، اگر بسازم بی‌شک گفته می‌شود که من فیلم تو را ساخته‌ام، چون ناخودآگاه این المان‌هایی که درباره‌اش صحبت شد وارد اثر شده بود. در آنجا حتی پلیسی که درگیر پرونده بود مشخص نبود که واقعاً به دنبال چیست، مورد کاملاً مشکوک بود، معلوم نبود آیا آن فرد اصلاً وجود دارد یا نه‌!»

به‌نظر می‌رسد آسمان زرد کم‌عمق، صورت عینی این تلفیق باشد؛ داستانی که در یک سطح دغدغه‌های روان‌شناختی همیشگی آثار توکلی را در بر دارد و در سطحی کم‌عمق‌تر یک تریلر جنایی است. فیلم حتی در لحظاتی به مدد فضاسازی غریبش، رگه‌هایی از ژانر وحشت به خود می‌گیرد. با همین توصیفات نیز مشخص است که با فیلمی معمولی روبه‌رو نیستیم. حداقل نگارنده نمونه‌اش را با این شکل و شمایل به‌ یاد نمی‌آورد. شاید اگر وجه جنایی آن کمی پررنگ‌تر می‌بود می‌توانستیم آن را با داستان‌های «ادگار آلن پو» مقایسه کنیم. به‌نظر می‌رسد بخشی از دوپاره بودن واکنش‌‌ها پیرامون فیلم نیز معطوف به این ترکیب‌بندی بدیع باشد. ترکیبی که گرچه با بلوغ و کمال فاصله دارد اما بسیار دل‌چسب و جذاب از آب در آمده است.

 

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد