گزارش‌های سی‌و‌یکمین جشنواره‌ی فیلم فجر (۱)

, , ارسال دیدگاه

آقای الف

«آقای الف» تله‌فیلمی است که با اغماض می‌تواند یک عصر جمعه از «شبکه یک» پخش شود تا بینندگانی که با استفاده از فراغت روز آدینه، پس از صرف غذا به خواب ناز رفته‌اند، کمتر آزرده شوند. همه چیز در فیلم سطحی است و مایه‌ی خنده. فیلم، داستان که نه، قصه‌ی نیم‎بندی دارد مشابه «پوست موز» و «دموکراسی تو روز روشن». تاجر جوان موفقی در آستانه‌ی یک معامله بزرگ بورس، درمی یابد که تا ۱۴ روز دیگر، یعنی درست در موعد معامله بزرگ، خواهد مُرد. مطابق معمول این قصه‌ها، اول قضیه را جدی نمی‌گیرد و بعد کم‌کم متوجه می‌شود که قضیه جدی است و مطابق کلیشه مرسوم سعی می‌کند تا قبل از مرگ طعم زندگی را بچشد. اما سرانجام خطر از بیخ گوشش می‌گذرد و او با تحولی که در نگاهش به زندگی ایجاد شده، می‌فهمد که تا شقایق هست زندگی باید کرد. البته این خلاصه‌ی قصه از خود فیلم به مراتب جذاب‌تر و ‌تر‌و‌تمیز‌تر نوشته شده است. اگر به تماشای فیلم رفتید و دیدید که کیفیت این خلاصه را ندارد، گناه به گردن فیلمساز است، نه من.

فکر نکنید عطشانی، بلاتشبیه مثل «اینگمار برگمان» و «وودی آلن» دغدغه‌ی مرگ و زندگی دارد. نه. اصلا و ابدا. جریان مرارت و فیلمنامه‌نویسی است. کسی که بی‌وقفه فیلم می‌سازد، وقت ندارد به دنبال سو‍ژه‌ی نو برود. تکرار مکرراتِ ملالت‌بار را قند مکرر می‌پندارد. عطشانی آنقدر ذوق‌زده‌ی ساخت «اولین» فیلم سه‌بعدی تاریخ سینمای ایران بوده که تمام تیتراژ فیلمش را برای مؤکد کردن این نکته اختصاص داده است. انگار که با کسی مسابقه داشته و خواسته به هیچ وجه شانس برنده شدن را به دیگری ندهد.

جدا از فیلم‌نامه که مثل پنیر سویسی پر از خلل و فرج است، دکوپاژ اولین فیلم سه‌بعدی تاریخ سینمای ایران مشابه تله‌فیلم است. دریغ از یک حرکت دوربین که متناسب با قابلیت و ویژگی‌های فیلم سه‌بعدی، اثرگذار و باشکوه باشد. از اندازه قاب‌ها و حرکات دوربین به دم دستی‌ترین شکل ممکن استفاده شده است. معلوم نیست چه استلزامی به سه بعدی بودن این فیلم بوده. آفتابه و لنگن هفت‌ دست است، ولی شام و نهار هیچی. اگر «هوگو»ی اسکورسیزی سه بعدی است، به دکوپاژ سه بعدی آن و گنجاندن بخش‌هایی در فیلمنامه که به تکنولوژی ۳D نیاز داشته باشد، اندیشه شده است. «آقای الف» فقط به دنبال کسب رتبه نخست در مسابقه ساخت اولین فیلم سه بعدی تاریخ سینمای ایران بوده. اگر بیشتر به دکوپاژ فیلم فکر می‌شد، نیاز نبود هر از گاهی کسی بی‌دلیل چیزی را به سمت تماشاگران شوت کند تا سه‌بعدی بودن فیلم به چشم آید.

 «آقای الف» نشان داد، ما در سینمای‎مان بیش از دست‌یابی به تکنولو‍ژی روز، به اصول کلاسیک فیلمنامه‎نویسی و تأمل جدی برای طراحی یک سیستم بصری درخور برای فیلم‌ها نیاز داریم.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد