به بهانه اعلام نامزدهای نهایی اسکار ۲۰۱۳

, , ارسال دیدگاه

 آرگو


سال گذشته این روزها یا باید دل شیر می‌داشتی یا مغز درازگوش که از عدم استقلال اسکار بگویی و هدفمند بخوانی‌اش. چشم‌ها به فرهادی بود و دل توی دل نداشتیم تا بزرگ‌ترین افتخار هنری فرامرزی‌مان را کسب کنیم. چشم و چراغ‌مان فرهادی بود و اگر می‌گفتیم اسکار سیاسی است و انتخاب‌هایش هدفمندند، به همراهی با جناح خاصی از سیاسیون متهم می‌شدیم یا در نهایت به مالش پاچه‌های‌شان. اما امروز آن موج غالبا احساس‌زده فرونشسته است. خوش‌بختانه مستند جعفر پناهی جایی در انتخاب‌های نهایی ندارد و می‌توانیم فرای گود جلوس کنیم و بی تعصب و تارنمایی به پدیده‌ی جشنواره‌های جهانی و رسانه‌های امروزین بنگریم.

تصور قرار دادن تریبون چند دقیقه‌ای و بی‌حواشی به یک بنیادگرای مذهبی در رسانه‌های غربی مضحک به نظر می‌رسد. همان‌طور که مثلا توقع داشته باشیم رسانه ملی‌مان فضایی در اختیار دیگربودگی بگذارد.

توقع ارج نهادن به فیلمی درباره تروریسم و ایجاد شرق‌هراسی در جشنواره فجر همان‌قدر بعید است که مثلا انتظار داشته باشیم هالیوود و ویترین پرزرق‌و‌برق اسکار به فیلمی که گفتمان مسلط و رایج غرب را زیر سوال ببرد توجه نشان دهد.

هر چه باشد رسانه‌های بزرگ دنیای امروز راه خود را می‌روند. محصولات خود را تولید می‌کنند و در نهایت به سلیقه و علاقه‌مندی مخاطب خود جهت می‌دهند. هژمونی رسانه غرب این توان را  دارد که از پسربچه جلمبری مانند جاستین بیبر هنرمند سال بسازد و همان‌گونه که یک دهه و نیم پیش بریتنی اسپیرز را حلوا حلوا کرد و در صدر اخبار و تبلیغات و… نشاند، امروز جناب جاستین را باد کند و بفرستد هوا.

نگاهی به فیلم‌های برگزیده امسال اسکار بیندازید:

۱_ نیم ساعت بعد از نیمه شب کاترین بیگلو با موضوع تعقیب و کشتار اسامه بن لادن. راستی فاصله بین کشته شدن بن لادن تا ساخته و آماده شدن فیلم بیگلو کمی کم نیست؟!!

۲- آرگوی بن افلک با موضوع اشغال سفارت آمریکا در تهران… بن افلک در بیست و چند سالگی فیلم‌نامه ویل هانتینگ نابغه را نوشت و اسکار هم گرفت. با مت دیمون هم نوشت. می‌گویند قوم و خویش‌اند! در حالی که هنوز بازیگری تازه‌کار بود. بعدش که می‌گویند قرار است سناتور شود و باقی قضایا!

۳- لینکلن آخرین فیلم اسپیلبرگ، فیلمی درباره تاریخ «شکوه‌مند» معاصر ایالات متحده. اثری درباره رییس‌جمهوری که قهرمان است در حافظه تاریخی آمریکاییان.

 

اگر تفکرات شک‌گرایانه و متوهم ناشی از جبر جغرافیای شرق را کنار بگذارم در لطیف‌ترین حالت به این نتیجه منتجانده می‌شوم که اصولا امکانات استودیوهای غول‌پیکر هالیوود به سمت آثاری می‌گرایند که در چارچوب گفتمان‌های مسلط و در تایید ساختار ایدئولوژیک موجود حرف بزنند.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد