پیوند موسیقی، کلام و انعکاس آن در زندگی

, , ۲ دیدگاه

خیلی وقت‌ها صدا از تصویر ماندگارتر است و صدا تداعی‌گر تصویر ا‌ست. در پاره‌ای از یادداشت‌های سینمایی با این عنوان روبه‌رو می‌شویم: پیش افتادن موسیقی از تصویر. در بعضی فیلم‌ها، موسیقی همراه با کلام شده و در پیوند با تاریخ جغرافیایی یک جامعه‌، آیین‌‌ها و رسومی را به نمایش گذاشته که حتی تا امروز هم ادامه دارند و ادامه هم خواهند داشت. برای نمونه می‌توان از پیوند موسیقی با کلام در سریال امام علی نام برد. موسیقی آن فیلم ساخته فرهاد فخرالدینی ست و در هم ‌گام شدن با کلام (با صدای صدیق تعریف ) تصویری تاریخی را بازتاب می‌دهد.

گاهی موسیقی بی‌کلام از تصویر پیش می‌افتد و تداعی‌گر کاراکترها و داستان و تاریخ یک فیلم می‌شود. در سینمای پس از انقلاب می‌توان به کرخه تا راین اشاره کرد؛ فیلمی به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و آهنگ‌سازی مجید انتظامی در مورد مهاجرت جانبازان جنگی به خارج از کشور، اقامت و حتی زندگی‌شان. پیش از این فیلم می‌توان به گل های داوودی اشاره کرد؛ ساخته‌ی رسول صدرعاملی با آهنگ‌سازی کامبیز روشن روان.

چند دهه پیش مردی یک مرد را به اسباب و آلات همراهش می‌دیدند و مرد از دید آن‌ روزگار باید ملحقاتی با خود می‌داشت تا او را با چشم یک کُرک ریخته نگاه کنند. لُنگ و چاقو نماد بارز آن‌ها بود و به همراه نداشتنش یعنی داخل آدم نبودن و اخته بودن در گودی مردان روز و همه یعنی زود بودن برای هر کاری در تنگه‌ای که امتحانش تنگه‌ی مردان را خُرد می‌کند.

تیپ‌سازی محصول رسانه‌هاست. محصول دهه‌ی پنجاه سینمای ایران تیپی بود داش مآبانه که با پاشنه‌‌های خوابیده و یقه‌ی باز و کلاه شاپویی برای نسل خودش الگویی شد در کوچه و خیابان‌ها و از آن به بعد در محله‌ها کسانی از سر هم‌ذات‌پنداری با این کاراکتر لباس‌هایی می‌پوشیدند تا خود را به او نزدیک احساس کنند و به چشم خلق‌ا… بیایند. قیصر محصول آن سال‌هاست؛ سال‌های غیرت‌مندی در وجناتی تیپیک با کفش‌هایی پاشنه خوابیده که صدای کشیده شدنش بر زمین یعنی کسی در این محل داش محل است و آب در محل تکان نمی‌خورد مگر از آبشخور سبیل او بگذرد. داش محل صدایش را از ته گلو بیرون می‌داد در حالی که یَخِهِ‌اش را باز می‌گذاشت تا هم سینه‌اش بادی بخورد و کم‌تر عرق کند و هم رگ گردنش به عنوان نماد رگ غیرتش در چشم خلایق گذر باشد تا تاثیرش بر شخص مقابل بیش‌تر شود.

تکیه‌ی این یادداشت بیش‌تر بر فیلم قیصر است اما نه برای اشاره به شمایل خود قیصر . توجه‌تان را جلب می‌کنم  به لحظه‌ی ورود فرمون (ناصر ملک مطیعی) به بیمارستان (و به فیلم) که همراه است با دیالوگی ماندگار که مدیون اجرای زیبا و حلقومی جمشید مشایخی‌ست. خواهر قیصر پس از بی‌عفت شدن یادداشتی می‌گذارد و خود را می‌کشد. در بیمارستان دایی (جمشید مشایخی) پشت در اتاق منتظر است. فرمون (ناصر ملک مطیعی) در هیبتی مشکی‌پوش و با کلاه شاپو از دور نمایان می‌شود و این‌جاست که موسیقی کوتاه به کمک ماندگاری تصویر می‌آید: ضرب زورخانه شروع به نواختن می‌کند و دایی دیالوگ خود را می‌گوید: وای خدا، فرمون اومد.

اگر طرز لباس پوشیدن آدم‌ها در درک‌شان از شرایط محیط را مبنای تعقل فردی در مورد انتخاب تیپ و کاراکتر قهرمان فیلم به حساب بیاوریم، باید گفت ماندگاری لحظه‌ی وارد شدن فرمون به بیمارستان همراه با ضرب سه‌ضربی موسیقی متن فیلم، حاصل انجام تدوین، موسیقی بی‌کلام و دیالوگ کوتاهی است که به‌درستی و باتسلط ادا می‌شود و در نوستالژی روزانه‌ی آدم‌ها در انتخاب لباس‌های روزانه بازتاب پیدا می‌کند. هنوز هستند کسانی که با کلاه‌هایی شاپویی و کت و شلواری راسته و تا حدودی دم پا دار  و پشت مو در خیابان‌ها مانند ناصر ملک مطیعی و با همان ریتم و همان ضرب گام‌ها  ـ هم‌سان با ضرب زورخانه ـ راه می‌روند و یَخِهِ‌شان باز است و با موبایل‌های عصر مدرنیزه‌شان تجارت می‌‌کنند، شعر و داستان و نقد فیلم می‌نویسند، کارگردان می‌شوند، دلال بین‌المللی می‌شوند و خلاصه یک نفر از اجتماع خود.

 

۲ دیدگاه

  1. مهدی ملک زاده

    ۰۳/۰۱/۱۳۹۰, ۱۰:۲۳ ب.ظ

    قطعا این صحبتها صرفا در عصر خودش قابل اعتنا بوده و نه الان،ترکیبی که جناب کیمیایی اون موقه ازش سود برده الان کاربردی نداره،طرفداری از اون مجموعه تیپها در فیلمسازی امروز از روی تعصب کیمیایی دوستی و افراط در اون هستش و لا غیر!!! :پی

    پاسخ دادن
  2. مجید قادری

    ۰۳/۰۶/۱۳۹۰, ۰۱:۱۸ ب.ظ

    این نوشته در صحت و رد مسعود کیمیایی نیست ، تمرکز نوشته بر روی تاثیر گذاری موسیقی فیلم ، پیشاز فیلم است که انعکاسش در زندگی آدم ها پیدا می شود . در مصاحبه ایی که روزنامه همشهری با یکی از مدیران امروز سینماهای تهران کرده بود عینیت تاثیر سینما بر زندگی مردم را در کفش های پاشنه خوابیده مردان از روز بعد از نمایش قیصر یاد کرده بود . در قیاسی این چنینی هم ذات پنداری با فرمون ( ناصر ملک مطیعی )به عنوان بازیگری مجرب و محبوب و معروف کاری دور از تجسم نیست .

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد