بیگانگان فضایی هالیوود در سیاست و اجتماع آمریکا

, , ۱ دیدگاه

رونالد ریگان رییس‌جمهور وقت ایالات متحده در ۱۹۸۷ در سه سخنرانی به موضوع حمله‌ی بیگانگان اشاره کرده و گفته بود در صورت حمله‌ی بیگانگان فضایی، شهروندان جهان باید برای مقابله با آن‌ها متحد شوند.دوازده سال بعد، بیل کلینتون هم در ۱۹۹۹ گفت «اگر بیگانگان حمله کنند مثل بازی‌های ویدیویی با آن‌ها مبارزه می‌کنیم».شاید حالا که صد و اندی سال از عمر سینما گذشته است موضوع حمله‌ی بیگانگان فضایی به زمین موضوعی عادی باشد؛ آن قدر از دهه‌ی ۱۹۵۰ به این طرف در هالیوود فیلم راجع به این موضوع ساخته شده و رسانه‌ها به آن پرداخته‌اند که شاید عموم تماشاگران سینما باور کرده باشند که موجودات فضایی وجود دارند و روزی به زمین ما حمله می‌کنند.فیلم‌هایی که به بیگانگان فضایی می‌پردازند امروز زیرگونه‌ای از ژانر علمی – تخیلی هستند و تماشاگران سینما خیلی راحت این فیلم‌ها را هم کنار دیگر فیلم‌ها می‌بینند و می‌گذرند.تماشاگر جدی امروز که خیلی فیلم ‌دیده و مختصری از تاریخ سینما را در ذهن دارد و دیگر هر فیلم‌سازی نمی‌تواند روی او تأثیر بگذارد، می‌تواند سؤالات چالش‌برانگیزی بپرسد که کل ماجرا را زیر سؤال می‌برد.سؤال‌هایی از این قبیل که هالیوود تا کی قرار است از این موضوع استفاده کند؟ آیا واقعاً بیگانگان احتمالی دشمن مردم زمین هستند؟ اگر بیگانگان از نیم قرن پیش انرژی هسته‌ای داشته‌اند و می‌توانستند زمین را نابود کنند چرا تا به حال این کار را نکرده‌اند؟ البته واضح است که چنین پرسش‌هایی در هالیوود راه به جایی نمی‌برد و آن‌چه مهم است فروش بالا در گیشه است و این‌که تا آن‌جا که جا دارد از یک سوژه استفاده شود.اما برای این‌که بدانیم فیلم‌های علمی – تخیلی که در سال‌های اخیر ساخته‌ شده‌اند و موضوع محوری‌شان کماکان بیگانگان فضایی هستند چه سابقه‌ای دارند و از کجا نشأت گرفته‌اند، بد نیست لااقل پنجاه سالی به عقب برگردیم.

پس از پایان جنگ جهانی دوم، از سال ۱۹۴۶ دوران هماوردی دو بلوک شرق و غرب که به «جنگ سرد» شهرت یافت آغاز شد و تا سال ۱۹۹۱ ادامه پیدا کرد.آمریکا و شوروی به عنوان دو ابرقدرت بازمانده از جنگ جهانی دوم در دو سوی این جبهه قرار گرفتند.آمریکا و متحدانش نماینده‌ی سرمایه‌داری و لیبرالیسم بودند و شوروی و همراهانش برای ترویج کمونیسم و مرام اشتراکی تلاش می‌کردند.اصطلاح جنگ سرد را اولین بار «جرج ارول» به کار برد، برای اشاره به دورانی که جنگ ظاهری و درگیری واقعی میان ابرقدرتها اتفاق نمی‌افتد اما در طول این دوره رقابت میان این دو ابرقدرت در عرصه‌های گوناگون مانند اتحاد نظامی، ایدئولوژی، روان‌شناسی، جاسوسی، ورزش، تجهیزات نظامی، صنعت و توسعه‌ی فناوری ادامه داشت.این رقابت‌ها پیامدهایی مانند مسابقات فضایی، پرداخت هزینه‌های گزاف دفاعی، مسابقات جنگ‌افزار هسته‌ای و تعدادی جنگ‌های غیرمستقیم به دنبال داشت.در دهه‌ی پنجاه فضای اجتماعی و سیاسی آمریکا به‌شدت رادیکالیزه بود.سناتور «جوزف مک‌کارتی» کمیته‌ی مبارزه با فعالیت‌های ضدآمریکایی را راه انداخت و بسیاری از هنرمندان را گرفتار کرد.سیاست‌های او و هم‌فکرانش باعث شد موجی از عوام‌فریبی، سانسور، فهرست‌های سیاه، گزینش شغلی، مخالفت با روشنفکران، افشاگری‌ها و دادگاه‌های نمایشی و تفتیش عقاید، فضای اجتماعی دهه‌ی ۱۹۵۰ آمریکا را در برگیرد.بسیاری از افراد به ویژه روشنفکران، به اتهام کمونیست بودن شغل خود را از دست دادند و به طرق مختلف آزار و اذیت شدند.نکته جالب توجه البته، شباهت زیاد این مبارزه‌ی ضدکمونیستی با روش‌های مرسوم در کشورهای کمونیستی بود.

در آن زمان نظام استودیویی بر صنعت فیلم‌سازی آمریکا حاکم بود و همه‌ی مراحل تولید از خرید داستان تا اکران تحت کنترل مستقیم استودیو انجام می‌گرفت.مدیران استودیوهای بزرگ مجبور شدند برای اثبات «آمریکایی» بودن خودشان افرادی که در لیست سیاه مک‌کارتی بودند را اخراج کنند.در ادامه‌ی همین روند مدیران استودیوهای بزرگ به سمت ساختن فیلم‌های ضدکمونیستی رفتند که با سیاست‌های رسمی هم‌خوانی داشت و خطر گسترش کمونیسم را به جامعه گوشزد می‌کرد.انبوهی از فیلم‌های درجه‌ی دو ساخته شد که ترس از کمونیسم در داستان‌شان تنیده شده بود.این فیلم‌ها شهروندان آمریکایی را نشان می‌دادند که با آژانس‌های مخفی شوروی همکاری می‌کردند و این ایده را تقویت می‌کردند که شوروی نفوذ زیادی در آمریکا دارد.جالب این‌جاست که بیش‌تر فیلم‌های این دوران نه توانستند کمکی به پروپاگاندای ضدکمونیسم بکنند و نه تریلرهای سیاسی جذابی از کار درآمدند.دوتا از بهترین فیلم‌های این دوران، امروز به عنوان فیلم‌نوآر کلاسیک شناخته می‌شوند: «جیب‌بر خیابان جنوب» (ساموئل فولر، ۱۹۵۳)و «مرا وحشیانه ببوس» (رابرت آلدریچ،۱۹۵۵).در فیلم ساموئل فولر جیب‌بر حرفه‌ای را می‌بینیم که کیفی را می‌دزدد که حاوی اسناد و اطلاعات علمی مهمی است.این دزدی باعث می‌شود مأموران امنیتی آمریکا و همین طور جاسوسان و عوامل شوروی وارد ماجرا شوند تا اطلاعات را به دست بیاورند.اتفاقاتی روی می‌دهد که هیچ‌کدام از طرفین ماجرا از آن سر در نمی‌آورند و قدرتی ماورای آن‌ها دست‌اندرکار است.جیب‌بر با این‌که موضع‌گیری سیاسی ندارد در نهایت تصمیم می‌گیرد با مأموران آمریکایی همکاری کند، چرا که عوامل شوروی یکی از دوستان او را کشته‌اند.فیلم آلدریچ نیز به ماجرای رقابت جاسوسان آمریکا و شوروی بر سر یک جعبه‌ی مواد رادیواکتیو می‌پردازد و این‌جا هم شخصیت اصلی نه‌تنها ایدئولوژی خاصی ندارد و میهن‌پرست و ضدکمونیسم نیست، بلکه در نهایت صرفاً به دلیل علاقه‌ی شخصی با مأموران آمریکایی همراه می‌شود.امروز با دیدن دوباره‌ی این فیلم‌ها ممکن است فکر کنیم موضوع جنگ سرد چندان هم برای هالیوود جدی نبوده است و تنها از مصالح داستانی این موضوع باب روز استفاده شده است تا فیلم‌ها فروش بیش‌تری داشته باشند.

حمله‌ی بیگانگان فضایی خطر دیگری بود که در آن دوران جامعه‌ی آمریکا و به زعم آن‌ها تمام جهان را تهدید می‌کرد.دو ابرقدرت بر سر پیشرفت در تکنولوژی ماهواره و تسلط هرچه زودتر بر فضا و سفر به ماه رقابت سختی داشتند.بیگانگان فضایی که می‌توانستند استعاره‌ای از بیگانگان زمینی (کمونیست‌ها)باشند، از ابتدای دهه‌ی پنجاه و هم‌زمان با فیلم‌های سیاسی جنگ سرد سروکله‌شان در هالیوود پیدا شد.با فراگیر شدن تلویزیون در دهه‌ی ۱۹۶۰ چندین سریال تلویزیونی نیز ساخته شد که به حمله‌ی بیگانگان فضایی می‌پرداخت.بیگانگان فضایی در هالیوود به سه صورت نشان داده می‌شدند: در بیش‌تر فیلم‌ها بد، در معدودی از فیلم‌ها خوب و در برخی از فیلم‌ها بی‌نهایت شر و شیطانی بودند.

با فرارسیدن دهه‌ی ۱۹۸۰ و عصر رونالد ریگان و مارگارت تاچر و عملیات جنگ ستارگان و سیستم دفاع فضایی آمریکا موضوع بیگانگان در هالیوود نیز جان تازه‌ای می‌گیرد و بهترین فیلم‌های این ژانر در دهه‌های هشتاد و نود ساخته می‌شود.در اواخر دهه‌ی هشتاد و با ظهور «میخاییل گورباچف» و دوران اصلاحات او جنگ سرد به پایان می‌رسد، دیوار برلین فرو می‌ریزد و شوروی سابق تجزیه می‌شود و کاپیتالیسم غرب موفق می‌شود کمونیسم شرقی را از میدان اصلی به در کند.

در این‌جا به برخی از مهم‌ترین فیلم‌های علمی – تخیلی که از دهه‌ی پنجاه تا کنون ساخته شده‌اند اشاره می‌کنیم و سعی می‌کنیم با ارائه‌ی مختصری از درون‌مایه‌ی فیلم، تصویر مثبت یا منفی که از بیگانگان نشان داده‌اند معلوم کنیم و هم‌چنین سیر مضمونی این ژانر را در نظر داشته باشیم.شاید بشود تغییرات سیاسی و اجتماعی پنجاه‌شصت سال اخیر در غرب و شرق را در نظر گرفت و بازتابی از آن‌ها دید.

تصویر مثبت یا منفی بیگانگان فرازمینی در برخی از مهم‌ترین فیلم‌های علمی – تخیلی که از دهه‌ی پنجاه تا کنون ساخته شده‌اند و سیر تحولات این ژانر تا اندازه‌ای بیانگر تحولات سیاسی و اجتماعی پنجاه‌شصت سال اخیر در غرب و شرق است.در این‌جا نگاهی به چند فیلم شاخص این ژانر در مورد تقابل انسان‌ها و بیگانگان می‌اندازیم.
روزی که زمین ایستاد، ۱۹۵۱ (بیگانه: خوب)
بیگانه‌ای که برای دیدن زمین آمده است در واشنگتن فرود می‌آید. در این سیاره‌ی پرخشونت به گرمی و میهمان‌نوازی با او برخورد می‌شود. بیگانه قبل از ترک زمین به مردم زمین درباره‌ی سلاح‌های هسته‌ای‌شان هشدار می‌دهد: «به ما ربطی ندارد که چه‌طور سیاره‌تان را مدیریت می‌کنید، اما اگر به گسترش خشونت ادامه دهید زمین تبدیل به ذغال برافروخته‌ای خواهد شد». اشاره بیگانه‌ی فیلم به مسأله‌ی خشونت جالب توجه است. آیا در ۶۰ سالی که از ساخته شدن آن فیلم گذشته، چیزی در زمین تغییر کرده است؟
جنگ دنیاها، ۱۹۵۳ (بیگانگان: بد)
بیگانگان تلاش می‌کنند زمین را نابود کنند اما می‌فهمند که سیستم ایمنی بدن‌شان نمی‌تواند با ویروس‌های زمینی مقابله کند.
هجوم ربایندگان جسد، ۱۹۵۶ (بیگانگان: بد)
بیگانه‌هایی بی‌عاطفه، مخفیانه سعی در انقراض نسل بشر و جایگزین کردن خود در قالب آن‌ها دارند.این فیلم کلاسیک دان سیگل بعداً نیز چندین بار در دهه‌ی ۱۹۷۰ و اوایل قرن بیست و یکم بازسازی شد.
منطقه‌ی گرگ‌ومیش، ۱۹۶۵ (بیگانگان: خوب و بد)
سریال تلویزیونی مشهوری که داستان‌های پر آب و تابی داشت. در یکی از داستان‌ها بیگانگان کتابی به اسم «چه‌گونه به بشر خدمت کنیم» روی زمین جا می‌گذارند. مردم زمین وقتی بالاخره کتاب را ترجمه می‌کنند که دیگر دیر شده است: کتاب درباره‌ی آشپزی بود !
۲۰۰۱:
اودیسه‌ی فضایی، ۱۹۶۸ (بیگانه: خوب)
فیلم برجسته‌ای که هنوز گفتنی‌های بسیار دارد. سفری در تاریخ تکامل طبیعت و بشر و زمان. بشر جسمی مصنوعی را کشف می‌کند که روی ماه گذاشته شده است. سفر به فضا و بی‌نهایت در این فیلم بزرگ تحقق می‌یابد.
پیشتازان فضا (Star Trek)، ۱۹۶۸
)
بیگانگان: هم خوب هم بد)
ماجرای سفینه‌ای که مجهز به مواد فرا-ماده است و می‌تواند بیش‌تر از سرعت نور حرکت کند. ناخدا جیمز و همراهانش با این سفینه به مأموریتی پنج ساله فرستاده می‌شوند تا دنیاهای ناشناخته را کشف کنند و با فرازمینی‌ها ارتباط برقرار کنند. نخستین فصل آن بین سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۹ ساخته شد. این سریال در آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر، از جمله ایران، به نمایش درآمد و لقب موفق‌ترین مجموعه‌ی تلویزیونی تمام دوران‌ها را به خود اختصاص داد. نام آن اسطوره‌ای در ژانر علمی – تخیلی است.
برخورد نزدیک از نوع سوم، ۱۹۷۷ (بیگانگان: خوب)
فیلم شگفت‌انگیز اسپیلبرگ در جوانی که تحولی در ژانر ایجاد کرد. هواپیمایی جنگی که در سال ۱۹۴۵ ناپدید شده است دوباره در بیابان‌های سونورا پیدا می‌شود. از یک کارشناس بشقاب‌پرنده‌ها می‌خواهند که موضوع را پیگیری کند. اتفاق‌های عجیبی در تمام زمین روی می‌دهد. کارشناس می‌کوشد آن‌ها را به روش دانشمندان، با وجود زندگی فرازمینی پیوند دهد که از این راه در پی تماس با آدمیان است. هم‌زمان در دهکده‌ای در ایندیانا، یک کارشناس اداره‌ی برق به اسم «روی» بشقاب‌پرنده‌ای را می‌بیند. چند کیلومتر دورتر، بشقاب‌پرنده‌ای کودکی را برابر چشمان شگفت‌زده‌ و هراسان مادرش، «جیلیان» می‌رباید. مأموران می‌کوشند از انتشار خبرها جلوگیری کنند. روی و جیلیان به مکانی می‌روند که می‌توان با بشقاب‌پرنده و موجودات فضایی برخورد نزدیک داشت.
جنگ ستارگان، ۱۹۷۷ (بیگانگان: خوب و بد)
حماسه‌ی بی‌نظیر علمی – تخیلی که در کنار اودیسه‌ی کوبریک قرار می‌گیرد. شش‌گانه‌ی به یاد ماندنی جرج لوکاس که در مدتی نزدیک به سه دهه تکمیل شد، جای پای خود را در فرهنگ عامه بسیار محکم کرده و تبدیل به یک پدیده‌ی فرهنگی قرن بیستم و پس از آن شده ‌است.
بیگانه، ۱۹۷۹ (بیگانگان: بد)
بیگانگان بدی که از دهان‌شان اسید به بیرون می‌پاشند و از بدن انسان برای تولید مثل خودشان استفاده می‌کنند. «بیگانه» هم فیلمی بود که ژانر را تکان اساسی داد و مفاهیم تازه‌ای را وارد کرد.
ای‌تی موجود فرازمینی، ۱۹۸۲ (بیگانگان: خوب)
تلاش کودکان زمینی برای نجات بچه بیگانه‌ای که در زمین راه گم کرده است و شگفتی‌هایی که آنان در همراهی با وی تجربه می‌کنند، در این اثر اسپیلبرگ به نمادی از تفاهم و پذیرش تکثر تبدیل شد.
مرد ستاره‌ای، ۱۹۸۴ (بیگانه: خوب)
جف بریجز، بیگانه‌ای بی‌پناه و خوش‌قلب، در این اثر جان کارپنتر به قالب یک انسان فرو می‌رود تا در اولین فرصت خود را به سیاره‌اش برساند، در حالی که دولت آمریکا در پی شکار اوست. جان کارپنتر در دو فیلم دیگرش در مورد بیگانگان که قبل و بعد از این فیلم ساخت («چیز» و «زنده هستند»)به سویه‌ی تهدیدآمیز و هراس‌آور این موجودات پرداخت.
تماس، ۱۹۹۷ (بیگانه‌ها: خوب)
در این اثر رابرت زمکیس بر اساس داستانی از کارل ساگان، جست‌وجوی بیگانه‌ها به مفهومی معنوی بدل می‌شود.
مردان سیاه‌پوش، ۱۹۹۷ (بیگانگان: خوب و بد)
اکشن/ کمدی ویل اسمیت و تامی لی جونز مرز میان انسان و بیگانه و حتی انواع جانوران را از بین می‌برد. این بیگانه‌ها ممکن است در هر قالبی باشند و هر خلق و خویی که بتوانید تصور کنید را داشته باشند.
کی-پکس، ۲۰۰۱ (بیگانه: خوب)
ظاهراً کوین اسپیسی، با خصوصیاتی دوست‌داشتنی که تماشاگر را به یاد جف بریجز مرد ستاره‌ای می‌اندازد، دیوانه‌ای است که ادعا می‌کند یک بیگانه‌ی فضایی است. اما آیا ادعای او واقعیت ندارد؟
ناحیه‌ی ۹، ۲۰۰۹ (بیگانگان: خوب و بد)
یکی از ۱۰ نامزد اسکار بهترین فیلم سال ۲۰۱۰، بیگانه‌ها را در پناهگاهی در آفریقای جنوبی اسکان می‌دهد. خصوصیات آن‌ها در مجموع چندان دور از ویژگی‌های انسان نیست. بیگانگان فضایی هم دل‌مشغولی‌های خودشان را دارند، در مقابل سخت‌گیری‌ها مقاومت می‌کنند و شورش آن‌ها ممکن است عواقب وخیمی در پی داشته باشد.
آواتار، ۲۰۰۹ (بیگانگان: خوب)
نامزد دیگر اسکار ۲۰۱۰، بیگانه‌های فضایی را در جای «وحشی‌های نجیب» و «سرخپوست‌های قربانی استعمار» می‌نشاند و انسان، مشخصاً سفیدپوست آمریکایی را در مقام غارتگر و مخرب به نمایش می‌گذارد. ژانر علمی – تخیلی در این اثر به وسترن‌های بشردوستانه‌ی حامی سرخپوستان و ارزش‌ها و معنویت و فرهنگ آن‌ها نزدیک می‌شود.

و ماجراهای بیگانگان به پایان نرسید و به پایان نخواهد رسید...

«نبرد: لس‌آنجلس» که همین روزها روی پرده رفته، بازگشتی است به سنت مبارزه با بیگانه‌های نابودگر زمین که از «جنگ دنیاها» تا «سربازان کشتی فضایی» و «روز استقلال» تداوم داشته است. در اکران یکی‌دو سال گذشته تهاجم آشکار یا پنهان بیگانه‌های متخاصم در فیلم‌هایی مانند «مزرعه‌ی شبدر»، «هیولاها» و «مه» ادامه یافت و برخورد توأم با مدارا عمدتاً در فیلم‌های انیمیشنی مانند «مگامایند» و «مریخ به مادران نیاز دارد» پی گرفته شد. قرار است چندین پروژه‌ی سینمایی دیگر با این مضمون به زودی روانه‌ی پرده‌ی سینما شوند: «کابوی‌ها و بیگانه‌ها» که در تابستان آینده اکران می‌شود، با حضور دنیل کریگ و هریسن فورد، ژانرهای وسترن و علمی – تخیلی را بیش از پیش در هم می‌آمیزد و هم‌زمان با این فیلم، احتمالاً «پروژه‌ی سری بیگانه‌ها» ساخته‌ی مایکل بی، کمدی «پل» با مضمون بیگانه‌های مخفی شده در کره‌ی زمین و «تاریک‌ترین ساعت» با موضوع حمله‌ی بیگانه‌ها به چند گردشگر اکران می‌شود. «بیگانه‌ی ۵»، «منطقه‌ی ۵۱»، «غارتگران ۲»، «آواتار ۲»، «سفینه‌ی جنگی»، «مزرعه‌ی ‌شبدر ۲» و «ناحیه‌ی ۱۰» نیز در میان آثار در دست تولید این روزها هستند و تا یکی‌دو سال دیگر بیگانگان فضایی را بر پرده‌ی سینما زنده می‌کنند.

 

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد