شعری از پیمان طالبی

, , ۹ دیدگاه

تا راه هم به دست کسی در دوراهی است

دریا اسیر خنده ی یک گوش ماهی است

با عشق، پیر میکده چون عابد است چون

تکبیرِ کفرِ عاشقِ خسته، الهی است

بر تین و بر سیاهیِ زیتون چشم تو

سوگند، گیسوان تو انگور شاهی است

دیگر میفکنید به این چاه ، ریسمان

یوسف کبوتر است ولی مرغ چاهی است

صد بار خواستم بنویسم برای تو

هرگز نشد چرا که تو شعرت شفاهی است

چشمان من به چشم تو ثابت نمود که

بالاترین حقیقت دنیا سیاهی است

 

۹ دیدگاه

    • رهاورد

      ۰۵/۱۰/۱۳۹۴, ۱۰:۱۸ ق.ظ

      بهترین نمود این شعر قافیه های منحصر به فردی است که دارد که قدرت خیال انگیزی را در ذهن مخاطب شدت میبخشد خصوصا ۲ قافیه گوش ماهی.و مرغ چاهی.و ایهام بیش از ۲ تطور معنایی در ابیات.

      پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد