تحلیل سکانس پایانی درباره‌ی الی (۳)

, , ارسال دیدگاه

 

عنصر اصلی تشکیل دهنده‌ی درام در فیلم درباره‌ی الی دروغ‌هایی زنجیروار است که بر منطق علت و معلولی استوار است. یعنی هر دروغی که از همان سکانس‌های ابتدایی از زبان شخصیت‌ها می‌شنویم عامل دروغ‌های بعدی و مسبب تمام اتفاقات فیلم می‌شود. اما این دروغ‌های روزمره که در عصر حاضر تقریبا همه گیر شده با موجود وهمناکی به نام مرگ ماهیت و کارکردشان را آشکار و کلاف سردرگرم زندگی را پیچیده تر می‌کنند. همانند رفتن در دریا و رسیدن تدریجی آب به بالای بدن و ناگهان غرق شدن.

سکانس پایانی تصویرگر جدایی تلخ و ناخواسته سپیده از همسفرانش است و از سوی دیگر بی‌تفاوتی جمع مصلحت اندیش را نظاره می‌کنیم. دروغ‌هایی که فاجعه را رقم می‌زنند همانند سدی نفوذناپذیرعمل می‌کنند که سپیده که ظاهرا دروغگوی اصلی و مسبب وقایع شناخته می‌شود راهی برای مقابله با آن‌ها و جبران مافات ندارد.

سپیده به قصد بی آبرو نکردن الی از دست رفته قصد آن دارد که حقیقت را به علیرضا بگوید اما مصلحت (بخوانید خودخواهی) جمع مانعش می‌شود. مصلحت جمع به زعم همسفران آن‌جاست که شاید گفتن حقیقت به علیرضا مسبب حوادث تلخ بعدی شود و آرامش را از آن‌ها سلب کند. در واقع پشت سر تمام دروغ‌هایی که در فیلم از زبان شخصیت‌ها می‌شنویم نوعی مصلحت‌اندیشی قرار دارد ولی دروغ نهایی و تعیین کننده‌ی فیلم که سپیده به علیرضا می‌گوید مصداق همان نقل قول از نیچه است که یک پایان تلخ را بهتر از تلخی بی‌پایان می‌داند و همسفران سپیده تلخی بی پایانی را برای سپیده تدارک می‌بینند که شاید این تلخی تا پایان عمر او را رها نکند و او تا ابد بدهکار خودش و الی بماند.

فیلم در سکانس پایانی و با شروع موسیقی آرام ولی تلخ ظاهرا نشان دهنده‌ی پایان درگیری‌ها و بازگشت آرامش به زندگی شخصیت‌هاست ولی انگار درون سپیده چیزی در حال غلیان است و آرامش نخواهد گذاشت. او را تنها و سرافکنده در آشپزخانه در یک نمای High angle می‌بینیم که حتی می‌تو‌اند از دید الی از دست رفته باشد . سپیده را در حالی می‌بینیم ‌که یک صندلی خالی روبرویش است و محاکمه‌اش می‌کند و مایلم صندلی خالی را به حضور وجدان حاضر و آگاه سپیده تعبیر کنم که این‌چنین سپیده را شرمگین و سرافکنده ساخته است. شخصا در تاریخ سینمای ایران صحنه‌ای را سراغ ندارم که  تقابل انسان و وجدانش را این چنین تلخ و زیبا تصویر کرده باشد.

در نمای بعدی همسفران سپیده را می‌بینیم که در حال بیرون کشیدن ماشین‌شان از دریا هستند. این پلان پایانی تداعی‌کننده‌ی تلاش نافرجام برای رسیدن به آرامش قبل از سفر و بازگشت به زندگی روزمره است و ادامه‌ی  این نوع رفتار و انتقالش به نسل بعد در تصویر کودکان فیلم که شاهد و ناظر ماجرا بوده و هستند تجلی می‌یابد.

سپیده با وجود تمام اشتباهاتی که مرتکب شده یک فرق اساسی با بقیه دارد و آن این است که توانایی قبول مسئولیت آن‌چه را که انجام داده داراست و بقیه بخاطر مصلحت خودشان از انجام آن ناتوانند. فرهادی با فیلم درباره‌ی الی بیننده را به چالشی جدی فرا می‌خواند که اولا آیا صداقت داشتن یعنی دروغ نگفتن و دیگر این‌که در مواجهه با مسائل اخلاقی تا چه حد می‌توان دیگران را به خود ترجیح داد و حقیقت را قربانی مصلحت نکرد.

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد