شعری از پگاه عامری

, , ۱۷ دیدگاه

 

 

 

می‌پرم  از  خواب  با  فریاد ِ فکرت  ناگهانی !

 

طرحی  از  ناباوری  بر  چشم‌هایم  می‌نشانی

 

از  حقیقت،   ناکجایی   دور  من  تبعید  بودم

 

از  نگاه ِ  عشق، در  این  خشکسال ِ مهربانی

 

مقصد ِ آخر  تویی  تنها   برایم !  خواب  دیدم

 

خستگی  را  از   وجودم  با  کلامت  می‌تکانی

 

عشق  بارید  و  رسیده ، تا  حریم ریشه‌هایم

 

آسمان  تا   تو  پلی رنگین  کشیده، آسمانی !

 

رد شدم از صبر ، در راهم  به  دیدارت  بیایم

 

راه  هم  بر  زیر ِ  پایم ، می دود  با شادمانی

 

باز کن   آغوش ، تا   پیراهنی  از  گل  بپوشم

 

لحظه‌ی دیدار نزدیک است  اگر عاشق  بمانی !

 

 

 

 

۱۷ دیدگاه

  1. منیره حسینی

    ۰۸/۲۸/۱۳۸۹, ۱۱:۰۶ ق.ظ

    پگاه عزیز سلام مجدد
    ببخش عزیزم این نظر برای شعر شما نبود گلم

    چند تا از وبلاگ ها رو هم همزمان باز کرده بودم و به اشتباه کامنت شعر دیگه ای رو اینجا نوشتم
    شرمنده الان متوجه شدم

    شعرت خوب بود و باور کن لذت بردم

    شرمنده

    پاسخ دادن
  2. حسن علی زاده

    ۱۱/۰۹/۱۳۸۹, ۰۴:۱۷ ق.ظ

    در این شعر اگرچه سعی بر برجسته نشان دادن عنصر روایی شده است، اما این عنصر متأثر از تشتت فکری شاعر دچار نوعی آسیب شده که وی را از رسیدن به هدف خود دور کرده است.
    جدا از کلمات جا افتاده، زبان نو و گیرایی شدید “مطلع غزل”، در ابیات آتی ما با واژگانی رو به رو می شویم که در ذات خود آن عنصر شاعرانگی را دارا هستند و در حقیقت شاعر هیچ تلاشی برای خلق یک عنصر شعری و یا تزریق یک حس شاعرانگی به واژه ای که به ذات خود شاعرانه نیست انجام نداده است مانند: عشق و گل و پیراهن و آغوش و…. .

    اما از بعضی تعابیرتان بسیار لذت بردم

    پاسخ دادن
  3. اهرا

    ۱۱/۲۴/۱۳۸۹, ۰۷:۰۰ ب.ظ

    سلام پگاه
    شعرت از آهنگی زیبا و آشنا برخوردار است و رندانه به دل می نشیند بی انکه سزاوار باشد. بنظرم چیزی خاصی در بر ندارد_محتوا_…جز شیدایی مکرر و کلیشه ای یعنی بدون تفاوتی خاص در بیان یا معنا یا احساس ….طرحی از ناباوری بر چشم‌هایم می‌نشانی=عالی…تا حریم ریشه‌هایم =جالب…
    راه هم بر زیر ِ پایم ، می دود با شادمانی=بازهم عالی……باز کن آغوش ، تا پیراهنی از گل بپوشم=معنایی زیبا متاسفانه در آهنگی نامانوس برای مخاطب پوشیده میماند… آغوش عاشق=پیراهنی از گل ……
    لحظه‌ی دیدار نزدیک است اگر عاشق بمانی =پرت از دید معنایی بر مبنای منطق سروده….

    پاسخ دادن
  4. احسان

    ۱۲/۲۷/۱۳۸۹, ۱۲:۱۶ ق.ظ

    (:
    از ردیف بودن قافیه زیاد خوشم نمیاد متأسفانه.

    کار به نظر زیبا میومد و لحن خاصی داشت اما زیاد خوش بینانه بود که البته با کلمه ی پایانی شعر یعنی “اگر عاشق بمانی” تا حدی کار رو به سوی متعادل شدن رفت اما این هم کافی نبود و حتی پیش از اون جمله ی زیبای “خواب دیدم” هم نتونست این تعادل رو به هم بزنه.

    به نظر شاهکار این شعر همان “خواب دیدم” هست و این تیکه از شعر :
    “آسمان تا تو پلی رنگین کشیده، آسمانی !”
    یعنی همون آسمونی بودن ِ آسمان!

    موفق باشید

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد