سیاه یا سپید؟ مساله این است

, , ۲ دیدگاه

 

 

 

در یکی از سریال‌های تلویزیونی ماه رمضان از فوکو نقل شد که صفحات روزنامه‌ها مخلفاتی هستند که حول محور ستون خوانندگان شکل می گیرند(شدیدا نقل به مضمون). یعنی اینکه به اعتقاد او مهمترین بخش هر روزنامه ستون پیامهای خوانندگان آن است و این بخش آیینه تمام نمای نظرات و اندیشه های گردانندگان آن روزنامه است. بعد هم می توان نتیجه گرفت که اگر عمر خاکی فوکو به رسانه های سایبری دوران مدرن قد می داد احتمالا باید به بخش کامنتهای رسانه های اینترنتی هم اشارتی می نمود!!!! گذشته از جنبه شوخی و اینکه مرحوم فوکو چنین حرفی زده است یا نه انصافا حرف حرف قشنگی است!!!

 

تالکوت پارسونز جامعه شناس شهیر آمریکایی و واضع نظریه کارکردگرایی ساختاری در تقابلهایی دوتایی به جوامع سنتی و متجدد پرداخته است و آن را متغیرهای الگوی می نامد. یکی از این متغیرهای الگوی، دوگانه اشاعه-تفکیک است. در جوامع ماقبل مدرن الگوی اشاعه حکم فرماست. یک شاگرد مغازه تمام و کمال در اختیار استاد خویش است و به رتق و فتق امورش می پردازد حال آنکه در جامعه متجدد این رابطه کاملا چهارچوبمند شده و تخصصی می گردد و حوزه های گوناگون از هم تفکیک می شوند. در الگوی اشاعه تخصص و به عبارت دیگر ویژگی معنای خود را از دست داده و قضاوت نسبت به افراد کلی است.  این گونه است که اگر مثلا از فردی خوشمان نیامد توانایی ها و نقاط مثبت شخصیتش را نیز انکار می کنیم.

 

توی یکی از سایتهای خبری بودم. ایام ماه رمضان بود و مطلبی راجع به استاد شجریان…نه همان محمد رضا شجریان شاید بهتر باشد. بگذارید شائبه سوگیری از این متن برداشته شود… بله مطلبی راجع به ربنای شجریان چاپ شده بود و چون اصولا بخش کامنت یا نظرات اصلی ترین بخش هر رسانه اینترنتی است( به قول روح رهای دوستم فوکو ) ،نظری به نظرات خوانندگان زدم. گذشته از تقدیر و تشکر بخش وسیعی از خوانندگان از اقدام صدا و سیما جهت حذف ربنای شجریان یکی از نظرات به شکل جالبی به چشم می آمد. یکی از مخاطبان کامنت گذاشته بود که صدای شجریان بسیار بد است و ربنا را خیلی بد خوانده و صدای استاد افتخاری خیلی زیباتر می باشد و از این حرفها…

 

چند روز پیش جشن خانه سینما به میمنت و مبارکی برگذار شد. با همه محاسن و معایبش و با تمام ماجراهای متنی و فرامتنی اش. عده ای آمدند و رفتند و عده ای جایزه دادند و عده ای جایزه گرفتند و عده ای پشت تریبون رفتند و باقی قضایا. در این میان عده ای از صحبتهای عده ای خوششان نیامد و عده ای این خوش نیامدن را به زیور آپلود آراستند و عده ای کامنت…

 

یکی از سایتها مطلبی انتقادی نبشت و از اصغر فرهادی به دلیل حرفهایی که در این مراسم زده بود انتقاد کرد. تا اینجای کار کاملا عادی به نظر می رسد و نه به اشاعه ربطی دارد نه به تفکیک. اما در بخش کامنتها باز هم نظری توجهم را جلب خویش کرد. یکی از عزیزان نظر داده بود که اصغر فرهادی کارگردان ضعیفی است و درباره الی اش هم مزخرف ترین فیلم دنیاست!! واقعا فارغ از تمام امواج واقعی و کاذب ایجاد شده پیرامون اثر فرهادی، درباره الی فیلم مزخرفی است؟ یعنی مثلا چون از حرفهای فرهادی در جشن خانه سینما و حتا عمیق تر و ریشه ای تر از آن از اندیشه اش خوشمان نمی آید باید تمام دست آوردهایش را ببریم زیر علامت سوال؟ آیا واقعا صدای شجریان بد است؟ آیا درست به همین دلیل باید از مدل ریش فرهادی انتقاد کنیم و بگوییم که…

 

در ایام انتخابات یا مراسمات ملی و مذهبی رسانه ملی به سراغ چهره های ورزشی و هنری می رود تا با استفاده از آنها نظرات خویش را زر ورق شده به مخاطب تحویل دهد. مواد لازم: یک عدد میکروفون ، یک دوربین و محسن حاجیلو به میزان لازم! آقای فوتبالیست شما در انتخابات شرکت می کنید؟ بله وظیفه هر انسانی است که در انتخابات شرکت کند و من مخاطب کاملا عوام تلویزیون (دقیقا خودم را عرض می کنم) می مانم که مثلا آقای فوتبالیست رنگی چه اطلاعاتی از عرصه های سیاسی و اجتماعی و … دارد و این الگوی اشاعه کی قرار است دست از سر فرهنگ ما بردارد؟

 

البته به هیچ عنوان مدافع نظریات تالکوت پارسونز نیستم. که اگر حتا کسی بگوید الگوی پارسونز تشویق امپریالیستی روی کردن ملل جهان سوم به شیوه های آمریکایی است نه تنها با به بحث نخواهم نشست که حتا به چای تلخ هم دعوتش خواهم کرد و اگر از مدل ریشش هم خوشم بیاد صادقانه به او خواهم گفت. اما نگاهش انصافا نگاه موجز و موشکافانه ایست و تا جایی که ممکن است باید از نظریات اندیشمندان حوزه تفکر مدرن بهره برد. شاید ما هم…. نه ما خیلی هم متجددیم. اصلا هیچ نیازی به هیچ چیز هم نداریم. متن همین‌جا تمام.

 

۲ دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد