سینمای عام، مخاطب خاص

, , ۳ دیدگاه

 

مسعود ده‌نمکی، در یک نشست کارشناسی، در برنامه‌ی هفت، دسته‌بندی مخاطبان سینما را نفی کرد. ده‌‌نمکی، عنوان «مخاطب خاص» یا «روشنفکر» را بی‌معنی شمرد و در تعریف مخاطب، به این نکته اشاره کرد که همه‌ی مردم، از هر قشر با هر سن و ذائقه، «مخاطب»، و آن هم «مخاطب عام» به‌حساب می‌آیند.

 

سؤال این است که اگر مخاطبی، بین سینمای هنری و عامه‌پسند فرق بگذارد و مشکل‌پسندی او، سینما را تقسیم‌بندی و امتیاز دهی کند، آیا خود نیاز به دسته‌بندی ندارد؟ آیا می‌توان مخاطبان «افراطی‌ها» و «چهل‌سالگی» را بدون تفکیک، از نوع عام شمرد؟ درصورتی که ذائقه‌ی مخاطبی که «پسر آدم ، دختر حوا» را می‌پسندد در مقابل مخاطبان یک کمدی، مثل فیلم آقای جهانگیری متفاوت است.

 

ایرادی که به این نظر وارد است، برمی‌گردد به خود سینما – سینمای ایران – و فیلم‌های بحث‌برانگیزی که این‌روزها سینما و مخاطبان را به سیطره‌ی خود درآورده‌اند.

 

موضوعی که بسیار ذهنمان را مشغول خود کرده، تعریف «مخاطب روشنفکر» از نظر  ده‌نمکی و برداشت این کارگردان از «سینما» است. این فیلمساز عزیز، مخاطبی که به سینما می‌رود تا «سینما» ببیند را روشنفکر می نامد و جالب است که بلافاصله آن را نفی می‌کند؛ او معتقد است که این دسته مخاطب هم، در زمره‌ی مخاطبانِ «عام» شمرده می‌شوند.

 

به چه مخاطبی عام می گوییم؟

 

ویژگی بارز مخاطب عام، علاقه‌مندی به «رو» بودن داستان یا پیام فیلم است. به دیگر سخن، مخاطب عام، تنها درصورتی به تماشای فیلمی می‌نشیند که بتواند با آن ارتباط برقرار کند. هرچند که این تعریف برای مخاطب خاص نیز تأثیرگذار است. اما مخاطب عام علاقه‌مند است فضا و داستان فیلم به همان شیوه‌‌ای روایت شود که در زندگی وجود دارد.

 

گفتیم مسعود ده‌نمکی شخصی که به سینما می‌رود تا «سینما» ببیند را، روشنفکر می‌نامد. این ابراز نظر، حاصل برداشتی سطحی از سینما و مدیوم تعریف شده‌ی آن است.

 

این‌روزها، کمدی‌های مبتذل و درام های سطحی بر پرده‌ی سینما خودنمایی می‌کنند. با استناد به نظر این کارشناس، این فیلم‌ها اگر از تلویزیون به تماشا گذاشته شوند هم، همان مخاطبان خودشان را دارند. زیرا در تلویزیون، دیگر آن دسته‌بندی عام و خاص – حداقل در ظاهر –  وجود ندارد و بعنوان مثال، سریال «زیرهشت»، برای همه – عام –  ساخته می‌شود. با این تفاوت که مخاطب تلویزیون می‌تواند شبکه را عوض کند اما در سینما به این صورت نیست.

 

چه تعریفی می‌توان از سینما ارائه داد؟

 

سینما شاخه‌ای از هنر است که در آن یک داستان به وسیله‌ی دنباله‌ای از تصاویر متحرک که بر روی نوار سلولوئید ثبت می شوند، نمایش داده می‌شود. یک نمایش‌ سینمایی که فیلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از عکس های متحرک) و صدا (گفتگو، موسیقی و…) تشکیل شده‌است. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات سرگرمی و هنری را ارایه می‌کند.

 

این تعریفی است که در «ویکی‌پدیا» می‌توان یافت. اما جدا از همه‌ی این‌ها، در سینما، بحثِ «زیبایی‌شناختی»، «به تناسب درآمدن فرم و محتوا» و همینطور «ایجاد ارتباط ذهنی و بصری» مطرح است.

 

بعنوان مثال؛ فیلم «وقتی همه خوابیم»، استانداردهای سینما را کاملاً رعایت کرده است و در مقابل آن، فیلمی از جنس «سوپراستار» را شاهد هستیم که به لحاظ معیارهای تلویزیونی‌مان هم ضعیف است.

 

پس به این نتیجه می‌رسیم که کارشناس مهمان برنامه‌ی هفت، به‌جای آسیب‌شناسی سینمای ایران، صورت مسأله را پاک کرده است. همه‌چیز برمی‌گردد به رعایت مدیوم سینما. مخاطبی که سینما را برای سرگرمی انتخاب می‌کند ، مطمئناً نمی‌رود تله‌تئاتر یا تله‌فیلم ببیند. متأسفانه در سینمای ما ناخواسته جای تلویزیون و سینما تغییر می‌کند؛ «سنتوری» به تلویزیون می‌آید و «ده‌رقمی» به سینما می‌رود.

 

 

۳ دیدگاه

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد