مروری بر سبک ادبی باروک

, , ارسال دیدگاه

 

سبک ادبی باروک در ادبیات بر دو نکته‌ی مهم تمرکز دارد،  یکی حرکت و ظاهر و دیگری تناسخ و تغییر چهره.

با وجود اینکه سبک هنری باروک از نیمه دوم قرن شانزدهم رواج یافت اما این عنوان و پذیرفتن آن به عنوان یک سبک هنری از اواخر قرن نوزدهم توسط نوگرایان به این رشته از  قالب های زیبا شناختی که حالات خاص و غیر عادی داشتند اطلاق گردید.

تجلی هنر باروک در این عصد در معماری, مجسمه سازی و حتی نقاشی و موسیقی و سینما و ادبیات هم  قابل مشاهده است.

در ادبیات می‌گویند باروک آن چیزی است که کلاسیک نیست و مبهم و متظاهر و غیر عادی است.

تئوری باروک را نخستین بار” بالتار گراسیان “-نویسنده و فیلسوف اخلاق یسوعی- در اسپانیا بیان کرد  و در ادبیات نخستین بار گونگورا ـ کشیش و نویسنده اسپانیایی ـ و مارینوـ شاعر ایتالیایی ـ آن را به کار بردند.

اولین مشخصه‌ی سبک هنری باروک حرکت و استحاله است. برنینی ـ معمار ایتالیایی ـ می‌گوید« انسان وقتی کاملا شبیه خودش است که در حال حرکت است.» اما نمود این مشخصه یعنی حرکت در شعر و ادبیات باروک هم ظاهری شبیه به معماری دارد.

در شعر باروک مارینو و و پیروان مارینیست های ایتالیایی تصویرهای حرکت را به فراوانی می‌آورند همچون:آب روان-طوفان‌ها، ابره، حباب و… یا آن‌جا که مارینو در شعرش چنین می‌گوید: «انسان اسب مسابقه ای است که در پهنه ی جهان رها شده است.»

مشخصه‌ی حرکت باروکی در ادبیات آلمانی هم تا حدودی به همتای ایتالیایی خود نزدیک است. گرینوس ـ شاعر و ادیب آلمانی پیرو سبک باروک ـ  در آثارش انسان را با این عبارات توصیف می‌کند«حباب, شعله کم دوام,،برفی که فورا آب می‌شود، شمعی که خاموش می‌شود، رویا، طغیان رودخانه و رودی در برابر باد.»

آن چنان که مشهود است، حرکت و زودگذری و ناپایداری از مهمترین خصوصیاتی است که در آثار بزرگان سبک هنری باروک در ادبیات تجلی یافته است.

اما لحن مهربان‌تر و رومانتیک‌تر «حرکت» در ادبیات باروکی را می‌توان در آثار وکرلین جستجو نمود، آنجا که می‌گوید«تو که جوان مردی زندگانیت مثل ستاره سحری بود، مانند شبنمی‌, آهی و مهی در زیر اشعه آفتاب بود و رگبار و گرد و خاک بود.»

اکثر جنبش‌های هنری و ادبی شکل گرفته پس از دوران رنسانس در اروپا نیم نگاهی هم به آثار اسطوره‌ها و دستاوردهای یونان باستان دارند و باروک هم از این قاعده مستثنی نیست.

گراسیان برای بیان حرکت و تغییر چهره- دو مشخصه ی اصلی باروک در ادبیات – در نوشته‌هایش چنین کرده است و از اسطوره‌های یونانی ایلیاد و ادیسه‌ی هومر الهام گرفته و با پر و بال دادن به ظاهر دیوها و غول‌ها این دو عنصر اصلی در ادبیات باروک را به زیبایی پیش چشم خواننده به تصویر می‌کشد.

در کتاب کریکتیسیون ـ مرد انتقاد گر ـ نوشته گراسیان چنین می‌خوانیم:

«در درون کالسکه یک غول عظیم بود ویا در واقع چند غول که در هم آمیخته و یکی شده بودند، به طوری که این غول گاهی سفید می‌شد و گاهی سیاه، لحظه ای جوان و لحظه ای پیر، گاهی کوچک و گاهی بزرگ، گاهی مرد و گاهی زن و گاهی حیوان. خلاصه چنان به صورت‌های گوناگون در می‌آمد که کریتیلو گمان کرد آن غول همان پروتئوس ـ رب النوع یونانی که توان تغییر قیافه دارد ـ است.

همان‌طور که از نظر گذشت، واضح است که گراسیان به بهترین شکل اسطوره‌های یونانی را پرورش داده و به سبک باروکی نزدیک می‌کند.

این دو عنصر تغییر و حرکت به خوبی در آثار نویسندگان برجسته این دوره و حتی در کتاب« ارباب و نوکرهای بدلی» نوشته‌ی شکسپیر هم مشهود و انکار ناشدنی است.

اما دیگر مشخصه‌ی سبک ادبی باروک تظاهر است.

در معماری به سبک  باروک، گویی خانه برای دکور ساخته شده نه دکور برای خانه یعنی پایه و عامل اصلی دکور است.

ظاهر  و تقابل آن با باطن و حقیقت در ادبیات هم نقش تعیین کننده‌ای دارد , ولفلین ـ محقق آلمانی ـ در اثر خود به نام «پشت و رو» عنصر تظاهر باروکی را به خوبی مطرح می‌کند و می‌گوید:

 

«آن‌چه ما واقعیت می‌شماریم شاید وهم و خیال است اما چه کسی می‌داند آن‌چه را که ما وهم و خیال می‌شماریم واقعیت نباشد… شاید وجود ما همان‌سان قابل پشت و رو شدن است که در شعر باروک می‌بینیم.»

به هر رو سبک هنری باروک از عنصر حرکت و تغییر چهره در نوشته‌های گراسیان گرفته تا معماری تجملاتی کلیساها همه و همه یک چیز را فریاد می‌زنند و آن اینکه انسان مدرن نمی‌داند حقایق چیستند,،ظاهر و دکور مهمتر است یا پایه و اساس، سکون غالب است یا حرکت… و این که هیچ چیز شکل ثابتی ندارد تا قابل تعریف باشد و این سرگشتگی انسان در دنیای مدرن است که نوگرایان پیرو سبک باروک آنرا به زیبایی پیش چشم ما به تصویر می‌کشند.

 

 

 

منابع

 

          کتاب مکتب های ادبی نوشته حسینعلی نوذری

 

          ویکی پدیای انگلیسی

 

          -ویکی پدیای فارسی

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد