سینما به عنوان یک ابزار

, , ارسال دیدگاه

 

بحث را با بررسی دو دوره ی مهم تاریخ معاصر و نگاهی به دو فیلم تأثیرگذار آن دوره ها پی می گیریم.

۱)     شوروی، دهه ی ۱۹۲۰:

تا قبل از انقلاب بلشویکی، سینما نقش چندان مهمی در زندگی روس ها بازی نمی کرد. سینما در این کشور نسبتاً دیر به داستان گویی روی آورد و در آن دوره هم اکثر فیلم ها با محوریت موضوعات درام و ملودرام ساخته می شدند. معدود فیلم هایی هم که تم سیاسی و اجتماعی داشتند، توسط نظام تزاری روسیه توقیف می شدند. تزار نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه، بدون شک تا حدی از تأثیر سینما بر مردم آگاه بود (به همین علت فیلم های سیاسی – اجتماعی در دوره ی او اجازه ی نمایش نمی یافتند). اما هیچ گاه سعی نکرد از سینما به طور مستقیم به نفع خود بهره برداری کند. او به سینما بیشتر به عنوان یک هنر تجملاتی می نگریست. از نگاه او، سینما نباید چندان به مردم نزدیک می شد. اما با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ اوضاع تغییر کرد. رسیدن کمونیست ها به قدرت در شوروی تأثیرات بسیاری بر جامعه گذاشت. از جمله در سینما. بر خلاف تزار، بلشویک ها (و در رأس آن ها لنین) اهمیت بسیاری برای سینما قائل بودند و آن را یکی از اساسی ترین مواد تبلیغی خود می دانستند. جمله ی معروفی از لنین وجود دارد به این شرح که: “از میان تمام هنرها، سینما برای ما و بقیه ی هنرها برای دیگران”. در دوره ی لنین مواد خام فیلم سازی در اختیار کمپانی های فیلم سازی قرار گرفت و استودیوها گسترش پیدا کردند. اما مدتی زمان لازم بود تا سینمای شوروی از آن رخوت و رکود دوران قبل از انقلاب فاصله بگیرد. زمانی که این اتفاق به طور کامل رخ داد و سینما در شوروی به بالندگی رسید، لنین دیگر زنده نبود. جانشین او، استالین نام داشت. اعتقاد استالین به سینما حتی از اعتقاد لنین به آن هم بیشتر بود. برای او بی شک سینما مهم ترین رسانه ی تبلیغی در میان توده ی مردم بود. تمام خواسته ی او این بود که سینما را در اختیار خودش داشته باشد. نگاهی به جملاتی که استالین در مورد سینما گفته است، به خوبی بیان گر این مسأله است. او در جایی اشاره کرده که: “لنین گفت سینما برای ما مهم ترین هنرهاست و من اضافه می کنم سینما بزرگ ترین رسانه ی تبلیغی توده ای فراگیر است. ما باید این رسانه را در اختیار خود بگیریم”. یا در جایی دیگر گفته: “سینما برای ما. تمام ارتش دنیا برای دشمنان سوسیالیسم. ما پیروز خواهیم شد”. یا این جمله ی معروف او که “سینما را در اختیار من قرار دهید. بر جهان حکم خواهم راند”. تمایل دیکتاتورگونه ی استالین برای در دست گرفتن سینما، در نهایت تأثیری معکوس بر جای گذشت. در مقطعی کوتاه، از ۱۹۲۴ تا انتهای دهه ی ۲۰، به علت آزادی های برجا مانده از دوره ی لنین، فیلم سازهای روسی دوره ای طلایی را پشت سر گذاشتند که طی آن تعدادی از شاهکارهای سینمای جهان از جمله اعتصاب، مادر، اکتبر و در رأس همه ی آن ها شاهکار سرگئی آیزنشتاین یعنی رزمناو پوتمکین، ساخته شدند. اما به تدریج که استالین نفوذش را در سینما افزایش داد، از رونق سینمای شوروی کاسته شد. تعداد فیلم های ساخته شده در شوروی سال به سال کاهش می یافت، تا این که در اواخر دوره ی استالین به کمتر از ۱۰ فیلم در سال هم رسید. از جمله فیلم های مهمی که در دوره ی استالین دچار جرح و سانسور شدند، سه گانه ی مشهور ایوان مخوف اثر سرگئی آیزنشتاین است. قسمت اول این فیلم که در مورد دوره ی اوج ایوان بود، بدون مشکل اکران شد. ولی قسمت دوم آن که به مشکلات و دیکتاتوری های او می پرداخت، توسط استالین به این علت توقیف شد که او شمه ای از رفتارهای خود را در این فیلم می دید. فیلم تا زمان مرگ استالین توقیف بود. قسمت سوم فیلم هم به علت مرگ ناگهانی آیزنشتاین در ۵۰ سالگی هرگز ساخته نشد تا او حتی نتواند قسمت دوم فیلمش را روی پرده ببیند.

با مرگ استالین بود که دوباره سینمای شوروی از آن رکود وحشتناک خارج شد. ولی هیچ گاه به آن مرحله ای که در دهه ی ۲۰ قرار داشت، نزدیک نشد.

فیلم برگزیده: رزمناو پوتمکین (سرگئی آیزنشتاین، ۱۹۲۵):

به مناسبت بیستمین سالگرد واقعه ی تظاهرات خونین ۱۹۰۵، حزب بلشویک دستور ساختن فیلمی را به آیزنشتاین جوان داد. در آن واقعه، در نهم ژانویه ی ۱۹۰۵، عده ای از مردم در سکوت و در حالی که تصاویر تزار نیکلای دوم را حمل می کردند، به سمت مرکز شهر سن پترزبورگ حرکت کردند. مردم طوماری برای تزار می بردند تا او به وضعیت و مشکلات آنان رسیدگی کند. اما به محض این که معترضین به قصر زمستانی تزار رسیدند، قزاق های گارد سلطنتی به روی مردم آتش گشودند. در این حادثه، بیش از ۱۰۰۰ نفر به قتل رسیدند. کارشناسان سیاسی، این اتفاق را از جرقه های اولیه و مهم انقلاب ۱۹۱۷ می دانند. به هر حال:

آیزنشتاین برای ساخت فیلم و تجلیل از مردم انقلاب گر، داستان واقعی حادثه ای که در کشتی پوتمکین رخ داده بود را انتخاب کرد. فیلم این گونه شروع می شود که در رزمناو پوتمکین با ملوانان به شدت بدرفتاری می شود. روزی که ملوانان متوجه می شوند گوشتی که به عنوان غذا به آن ها داده شده است، فاسد است، شورشی را شروع می کنند که ابتدا با سرکوب از طرف بالادستی ها رو به رو می شود، ولی ملوانان به شورش ادامه می دهند و ناخدا و همکارانش را به دریا می اندازند. وقتی رزمناو به شهر ادسا نزدیک می شود، مردم شهر که از جریان شورش مطلع شده اند، از آن حمایت می کنند و به خیابان ها می ریزند، ولی توسط نیروهای تزار سرکوب می شوند. رزمناو به دفاع برخاسته و نیروهای تزار را سرکوب می کند و در نهایت از شهر خارج می شود. فیلم رزمناو پوتمکین البته در همه جا نمایش واقعیت نیست. اصلاً در واقعیت ماجرای کشتی پوتمکین با شکست ملوانان به پایان رسید. اما فیلم در نهایت پیروزی ملوانان را به تصویر می کشد که نشانی است از پیروزی انقلاب ۱۹۱۷ روسیه. بنابراین آیزنشتاین کار را از بررسی تظاهرات ناکام ۱۹۰۵ فراتر می برد و به انقلاب ۱۹۱۷ می رسد. نمادپردازی های فیلم آشکارتر از آن هستند که قابل انکار باشند. ناخداهایی که سکان هدایت کشتی را به عهده دارند، ملوانانی که در واقع “آن ها” دارند کشتی را به پیش می برند، ولی از سوی اقلیت بالادستی شان مورد ظلم واقع می شوند و در نهایت پیروزی شورش که باعث می شود خود ملوانان هدایت کشتی را به عهده بگیرند، همه و همه اشاره هاییست به انقلابی که باعث شد “خود مردم” سرنوشتشان را در دست بگیرند. رزمناو پوتمکین از لحاظ تدوین هم یکی از مهم ترین آثار تاریخ سینما به شمار می رود. چرا که آیزنشتاین با این فیلم نوعی از تدوین را که به نام خود او هم معروف است، به همگان نشان داد و تثبیت کرد. این نوع تدوین به این صورت است که با نمایش یک شیء و سپس قطع به یک وسیله ی دیگر، می توان حسی در تماشاگر به وجود آورد که مستقیماً به هیچ کدام از آن دو جسم ربطی نداشته باشد. در این فیلم، به خصوص در سکانس پلکان ادسا که یکی از مشهورترین و زیباترین سکانس های تاریخ سینما است، این نوع تدوین را مشاهده می کنیم.

رزمناو پوتمکین به دلیل گرایشات و شعارهای کمونیستی شدیدش در بسیاری از کشورها توقیف شد و در کشورهایی هم با حذفیات فراوان اجازه ی نمایش گرفت. از دهه ی ۵۰ بود که فیلم در همه جای جهان کشف شد و امروزه در اکثر نظرسنجی ها، در میان بهترین فیلم های تاریخ سینما جای می گیرد. تأثیر رزمناو پوتمکین بر سینمای شوروی را می توان از این جمله ی جرج آلتمن دریافت که گفت: “سینمای شوروی با پوتمکین، چهره ی واقعی خود، یعنی بیان قدرت جمع، گروه و جنبش توده ای را پیدا کرد”.

ادامه دارد

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد