نگاهی به نمایش روال عادی کاری از محمدرضا خاکی

, , ارسال دیدگاه

 

 

 

 

 

 

نمایش روال عادی نوشته ی ژان کلود کری یر است که توسط اصغر نوری ترجمه شده و محمد رضا خاکی کارگردانی آن را به عهده دارد. این اثر نمایشی به بازجویی یک بازپرس از یک خبرچین می پردازد. در نمایش روال عادی چالشی که بین کارکترها ایجاد می شود، ضرورت اثر است و اتفاق ها در درون دیالوگ ها می افتد. هم چنین عنوان نمایش روال عادی به درک مضمون و محتوای آن کمک می کند و از درون مایه ی اثر گرفته شده است.

 

از رویکردهای مثبتی که در نمایش روال عادی به کار گرفته شده زبان آن است که انسان هایی قابل باور را روی صحنه می آورد و شخصیت هایی که آفریده شده، از سوی تماشاگر پذیرفتنی است. یکی از توانایی هایی که هر کارگردان نمایش بهتر است از آن برخوردار باشد، تشخیص این موضوع است که با چه زبانی نمایش را به اجرا بگذارد که محمد رضا خاکی از عهده ی این کار بر آمده است و وی در روال عادی، به زبان و ساختاری ساده در خور وضعیت موجود و در جهت واقع نمایی دست یافته است.

 

ساختن جو و فضای مناسب «Atmosphere» برای گیرایی کار از ضروریات هر نمایشی است اما عدم وجود تحرک در روال عادی این ذهنیت را برای مخاطب به وجود می آورد که این اثر می توانست نمایشی رادیویی باشد و یا اگر فقط نمایش نامه خوانده می شد، همان میزان لذت را به ارمغان می آورد. بودن عمل نمایشی بیش تر در رفتار بازیگران، ضرباهنگ مطلوب تری را به اجرا وارد می کرد، هم چون بالا بردن آهنگ صدا و … . این اعمال که واسطه ی میان نوشتار و بازی صحنه اند، می توانست ارتباط بیش تری را با بیننده ی نمایش روال عادی برقرار کنند. یک نمایش رادیویی به مراتب بیش از یک تئاتر به گفت و گو متکی است گرچه در هر دو، موارد استثئاء هم وجود دارد که نمایش روال عادی یکی از این استثناهاست. روال عادی نمایشی دیالوگ محور است که بر کلام تکیه دارد و در نتیجه ی همین اتفاق است که دیالوگ بر نمایش حاکم شده و تمام فضای نمایش بر اساس کشمکش های گفتاری بازیگران است.

 

از طرفی در نمایش روال عادی بازی در سکوت، مهم محسوب می شود و بازیگران با نوع بازی خود می کوشند نقاط پنهان متن را به تصویر بکشند و این مساله به خصوص در بازی حساب شده ی مسعود دلخواه  که متوازن با فراز و فرود متن طراحی شده، تماشاگر را به سمت خود می کشاند.

 

هم چنین در نمایش روال عادی قسمتی از نورپردازی صحنه از کف، روی بازی بازیگران فوکوس بیش تری می کند و این به دقت تماشاگر در جزئیات بازی بازیگران کمک شایانی می کند و در ترکیب با دیگر عوامل صحنه مانند دکور در روند اجرای این نمایش از اهمیت زیادی برخوردار است. دکور در نمایش روال عادی، تماشاگر را وارد یک فضای بسته می کند که بیانگر اسارت شخصیت هاست.

 

در نگاهی کلی محمد رضا خاکی کارگردان نمایش روال عادی در قالب یک گفت و گو و با کم ترین امکان برای تحرک صحنه ای، در عین برخورداری از متنی ساده، موقعیت نمایشی پیچیده ای را خلق کرده که در آن ماهیت واقعی شخصیت های نمایش و جهانی که در آن زندگی می کنند به خوبی افشا می شود. بدین ترتیب نمایش روال عادی کارکردی نشانه شناسانه پیدا می کند که در آن زبان بنا بر تفسیر سوسور، نظامی از نشانه هاست، گرچه در این اثر دیگر نظام های نشانه ها مانند اشاره ها، حرکات و … نیز قابلیت استفاده ی بیش تری داشتند.

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد