ناله‌‌های ۹۰شبی، تبر فارسی ۱، ساسی مانکنیسم و باقی قضایا

, , ۷ دیدگاه

 

این روزها وقتی گذری از کنار تلویزیون رد می شوم دوباره دو نام تکراری را پای مجموعه های شبانه سیما می بینم. سعید سهیلی زاده و سیروس مقدم. مرور کارنامه این دو کارگردان در عرصه ملودرام سازی در این مقال نمی‌گنجد و صحبت در حول و حوش محتوا و مضمون این مجموعه‌ها هم با توجه به تازه شروع شدن‌شان عملی غیر شرافتمندانه است… (TV/AV)

 

ما در خانه‌مان تجهیزات دریافت امواج ماهواره نداریم. واقعا نداریم و من اصولا همیشه از کنار همه رسانه ها رد می‌شوم و وقتی تمام اعضا فامیل جمع می‌شوند دور هم در منزل یکی از اقوام تا بنشینند پای شبکه ای ماهواره ای بیشتر ترغیب می‌شوم که ببینم آن طرف جعبه چه خبر است. اگر این رسانه فارسی ۱ باشد و محتوایش همان چیزی که این روزها همه جا درباره اش صحبت می شود اوضاع بیش از پیش حساس می‌شود و انگار علی‌رغم میل باطنی ام بیشتر باید سرسری و گذری از کنار این رسانه رد شوم که اصولا صحبت از اینکه ما فلان رسانه تصویری را نمی‌بینیم و اگر هم ببینیم برای نقد یا تحلیل محتواست، ژست خوبی است که گاه جریانات روشنفکری به سراغش می‌روند و ما که ادعایی هم نداریم!…(TV/AV)

 

شادی یکی از نیازهای مسلم انسان‌هاست. تخلیه هیجان گاه از نان شب واجب تر است. سرگرمی و سرخوشی گاه به والایش روانی انسانها کمکی می‌کند که نگو و نپرس! و باقی قضایا… این روزها روزهای شادی مذهبی است. رسانه ملی ما هم که خیلی ادعایش می‌شود اما اگر به سراغش بروی جز ناله و غم و اندوه و تنش و مسائلی از این دست که محتوای سریال‌های شبانه اش را تشکیل می‌دهد چیزی در چنته ندارد برای مخاطب. اینبار اتمسفر زدگی دست اندرکاران جهتش عوض شده و ساختن نود شبی های طنز و کمدی های بزن در رویی جایش را به ملودرام‌های اشک انگیز داده است و در میدان رقابت…(TV/AV)

 

گاه از توصیف صحنه‌ها و مضامین سریال‌های فارسی ۱ برای خودم هم شرمم می آید. آدم سنتی و دگمی هم نیستم این را اطرافیانم تایید می‌کنند. اما چطور می‌شود با این همه ابتذال آن هم از سرسری ترین نوعش و این‌که این همه هویت بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی (خانواده) این گونه تبر زده می‌شود کنار آمد؟ از مثلث‌ها و مربع‌ها و لوزی‌های عشقی گرفته تا شدیدترین تابو شکنی‌های ممکن که نتیجه ای جز تضعیف ساختار فکری و عاطفی خانواده به دنبال ندارد، همه و همه تنها بخشی از ماهیت این شبکه را تشکیل می‌دهند…(TV/AV)

پدر با پسر درگیر است. ازدواج دوم… شکاف نسلی در لوای ساده ترین الفاظ ممکن… فریب….ریاکاری….وضعیت سیاه…. زندان….خیانت… خشم….دیگر تحمل این همه آه و ناله برایم سخت شده. پیشتر تلاش برای خنداندن زورکی تهوع آفرین بود و حالا اهتمام در اشک زایی افراطی. انگار باید دوباره سرک کشید به آن سوی آب. کنترل تلویزیون را بر می دارم و دکمه مزبور را می فشارم(TV/AV)…

 

اینبار از شر فارسی۱ می‌گذرم. می‌روم سراغ موسیقی. بگذار کمی از مناسبت کج و کوله فارسی ۱ دور شوم. دارد کلیپی از گروهی ظاهرا زیر زمینی پخش می‌شود. راستی این روزها زیر زمین‌مان چقدر عریض و طویل شده ! به رو زمینمان می‌گوید زکی! واقعا این همه امکانات آن هم در این حجم وسیع بدون حمایت برخی از نهادهای رسمی باور پذیر است؟ دلایل اقبال عمومی به پدیده‌هایی نظیر ساسی مانکن و امثالهم در چیست؟ زیبایی؟!!!!!! خوش صدایی؟!!!! محتوای ترانه‌ها؟!!!!! واقعا چه دلیلی دارد که ساسی مانکنیسم تبدیل به گفتمان رایج در عرصه موسیقی عامه پسند می‌شود؟(TV/AV)…

 

روز میلاد است. تلویزیون دارد طبیعت نشان می‌دهد. با افکت‌های تصویری و کمی حرکات اسکرین سیور گونه. موسیقی پخش می‌شود علیرضا عصار برای nامین بار دارد می گوید: «ای عاشقان ای عاشقان دل را را چراغانی کنید/ ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنید» از زیر نویس‌ها و رو نویس‌ها به زحمت می‌توان پی به شادی سیما برد. رسمیت و اتو کشیدگی به طرز کسل کننده ای از سر و روی ادبیات و هنر کلاسیک مان و در شکل مدرنیزه شده سیمای‌مان می‌بارد. علاوه بر معذوریت‌های عرفی و فرهنگی، گاه کلاسیسیم از گوشه گوشه هنرمان می‌زند بیرون. ایجاد تابوها و شرم زدگی‌هایی که که هر حرکتی را زشت می‌پندارد و از فرط نظافت تار و پودش به طرز نخ نمایی معلوم شده است.

 

(Power)

 

آرامش فضای خانه را در بر می‌گیرد. خزعبل گویی‌های زیر زمینی و اقبال عمومی اش ناشی از بیش از حد شسته و رفته و برج عاج نشین بودن موسیقی رسمی‌مان نیست؟ ویکتوریا و سالوادور از کدام سوراخ فرهنگ ملی مان وارد جمع‌های خانواده‌مان شده اند و عاقبت این هیجان زدگی کلمبیایی چیست؟ ساختار خانواده …. فرهنگ عمومی….رسانه رسمی…. انگار یکی تبر برداشته و دارد به پاهایم می‌زند…فکر کنم خوابم می آ……….

 

 

 

۷ دیدگاه

  1. هيچكس

    ۰۴/۲۷/۱۳۸۹, ۰۹:۴۸ ب.ظ

    واقعا از نظر محتوا چقدر بین سریالهای فارسی وان و سریالها و فیلمهای گیشه یی ما فاصله ست؟
    جفتشون ملهم از یکسری الگوهای نخ نما شده ی مشترک هستند.
    تو هر دوشون مقادیر متنابعی از خیانت مردها، روابط دختر پسرا قبل ازدواج، تور کردن پسرای جوون توسط زنهای مسن، تجاوز، اختلاف بین عروس جوان و خانواده همسر، هرزگی کارفرما و چشم داشتن به منشی و … هستش که در فیلمهای و سریالهای ایرانی با یکسری عنوان شرعی نظیر صیغه و .. به خوردمون میدن.
    گاهی فکر میکنم حقایق پنهان جامعه ما علت اصلی توجه و همذات پنداری پنهان مخاطبین ایرانی داخل کشور به فارسی وانه.

    پاسخ دادن
  2. پیام نیک فرد

    ۰۴/۲۸/۱۳۸۹, ۱۰:۵۷ ب.ظ

    بسیار زیبا بود تحلیلت..
    متاسفانه این شب ها شاهد ملودرام های آه و ناله ای صدا و سیمایی هستیم که آن ها هم حریف فارسی۱ نمی شود، همانطور که مجوز صادر کردن های کیلویی برای خوانندگان داخلی حریف فاجعه ای به اسم ساسی مانکن و مبین نمی شود.
    این روزا وضعیت اکثر خانواده های ایرانی، در مواجه با پدیده هایی که بالا نام بردی، وضعیتی اسف بار است..

    پاسخ دادن
  3. هومن داودي

    ۰۵/۱۷/۱۳۸۹, ۱۰:۰۴ ق.ظ

    نوشته خیلی خوبی بود. اما من که ناامید هستم از اینکه این نقدهای درست و بحق تاثیری بر این فاجعه فرهنگی داشته باشه. این قدر از کراهت و وخامت این برنامه ها گفته شده که دیگه لوث شده و بی اثر. انگار مشکل از جای دیگه اس

    پاسخ دادن
  4. رحیم جعفری

    ۰۶/۱۷/۱۳۸۹, ۰۲:۳۶ ق.ظ

    به به چه جو انتقادی صورت گرفته شماها کیو قبول دارین برین فرکانسشو بگیرید و ببینید
    گوش همه از این حرفا پره
    این ذات تلویزیون اینور و انور هم نداره فقط حق انتخاب اونور بیشتره شما باید نتقدتون رودر باب فلسفه وجودی تلویزیون مینوشتید نه محتوای اون
    در ضمن پدیدهای چون ساسیم (ساسی مانکنیسم) فارسی وان و سریالهای آبکی و هر پدیده منگل اجتماعی دیگری که ما امروز شاهد حاصل فیدبک رفتارها و تنشهای جامعه است
    سالهای اخیر با انباشت رسانه ها
    درمردم آنچه را می پسندند میبینند نه آنچه که نمایش داده میشود

    پس با مقاله ای که شما نوشتید یا همه غلط میکنند یا شما چند قرن زود به دنیا آمد هاید

    خلاصه حرف قلمبه برای گفتن زیاده

    پاسخ دادن
  5. [یک منتقد]

    ۰۶/۱۹/۱۳۸۹, ۰۷:۱۳ ب.ظ

    دوست عزیز من هم در اینباره و خصوصا سریال «سفری دیگر» یا همون «Second Chance» شبکه فارسی وان مطلبی رو نوشتم که دوست دارم دیگران هم بخونند. راستی مطلب جالبو زیبایی بود. مخصوصا اونجاش که گفتید: “راستی این روزها زیر زمین‌مان چقدر عریض و طویل شده ! به رو زمینمان می‌گوید زکی!”
    ممنون

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد