نامه‌ای از یک مخاطب عام به فیلمساز مولف؛ سعید سهیلی

 

 

جناب سعید سهیلی باسلام.برای معرفی عرض کنم که فردی هستم از خیل مخاطبان به قول رایج عام شما آنهم از گونه شهرستانی. باتوجه به اینکه این روزها در جدال های کلامی شما ودیگر همکارانتان در عرصه ساخت و فروش محصولات سینمایی با صاحب قلم های اغلب منتقد شما مکررا  میل وسلیقه ام مورد استناد قرارگرفته لازم دیدم تا بدین وسیله شمارا مستقیما از نظرات خود باخبر کنم.

 

جناب سهیلی مناسب است ابتدا خطاب به این منتقدین بگویم که من نیز آنقدر با نظریات امثال آندره بازن وتئوری مولف آشنا هستم تا به کمک آن عناصر ساختاری ونشانه های بصری که مولفه های مشترک آثاری چون چارچنگولی و ازدواج دروقت اضافه را تشکیل میدهد باز شناسم. نمی دانم چگونه شما منتقدان با روخوانی برخی ترجمه های دست چندم از بعضی مجلات وارداتی آنهم به تاریخ دهه پنجاه میلادی همواره سنگ فیلمسازان اجنبی مانند آلدریچ، نیک ری و فولر را به سینه می‌زنید  اما هنگامی که نوبت به فیلمساز ما می‌شود خط سیری که از دهه چهل شمسی آغاز شده و در گذر از تغییرات حکومتی این کشور با حفظ مولفه های خود تنها مجریانی تازه پیداکرده مبتذل و سخیف می‌شود.

 

نکته مهم اینجاست که صحبت از مولفه های ساختاری است که چنان بر پایه های مشترک هنر فیلم و فرهنگ فارسی بناشده که اگر امروز فیلمفارسی را منفک از هم(فیلم فارسی)بنویسیم دیگر معنا درست خود را ندارد.

 

*جناب سهیلی  نکته دیگر اینکه از آن جاکه منتقدین اغلب پایتخت نشین امروز ما یا تحت سیطره امپریالیسم جهانی وکارخانه رویا سازی اش هالیود تنها  قائل به تعریف سینما به عنوان صنعت سرگرمی اند ویاتحت نفوذ انگاره های چپ گرایانه امثال آرنولد هازرفقید سینما را تنها به عنوان رسانه ای برای انتقال پیام صاحب ارزش میدانند.  لذا توان درک و قبول آثار شمارا ندارند که برای انتقال پیام هایی چون آسیب مصرف دخانیات و یا اهمیت اقامه نماز و کسب رزق حلال در راه رستگاری انسان از چند ضلعی های جذاب والحق خوش سیمای عشقی استفاده میکنید.

 

جناب سهیلی آنچه در کلیت آثار شما گفتم به کنار به اعتقادمن متفاوت ترین جزء ازدواج دروقت اضافه حضورجمشید هاشم پور درنقش جفری جیمزبانداست.

 

ا واخر دهه چهل میلادی الکساندرآستروک مقاله دوربین/قلم خود رانوشت. خلاصه اش این بود که کارگردانی قابل ستایش است که بازیگر اصلی فیلمش(دوربین)است و بازیگر را نباید در جایگاهی بیشتر از عروسک و مهره بازی قرارداد. تا امروز صحبت از این نظریه ژست روشنفکرانه ای برای برخی فیلمسازان وطنی بوده {بهترین نمونه اش محسن مخملباف} اما به اعتقاد من حضور جمشید هاشم پور در ازدواج در وقت اضافه یکی از معدود حرکت های عملی در سینما ما در راستا  ازبین بردن جایگاه مثلا ستاره هااست.  چند سالی بود(احتملا پس از حضور در هیوا ی رسول ملاقلی پور)که برای جمشیدآریا این سوتفاهم پیش آمده بود که دیگر باید تنها به فکر درست نشان دادن توانا یی هایش باشد اما امروز دیگر میداند در ردیف ستاره های نود شبی تلویزیون مهره ای است کوچک در دست مولف بزرگی چون شما.

 

جناب سهیلی برای پایان مناسب است از طرف خود وشما مراتب سپاس و قدردانی مشترک مان را به مدیریت سینمای شهرمان ابلاغ کنم.بادرایت ایشان بااینکه چندروزی از آغاز اکران طلاومس نگذشته بود ازدواج در وقت اضافه جایگزین آن شد.اینگونه عمل قاطع و سریع بدون شک ناشی ازشناخت کامل و درستی است که ایشان از خواست و نیاز من و دیگر همشهریان دارند.

 

۱-نام مقاله ای ازغلام عباس فاضلی

 

۲ دیدگاه

  1. Reza Jamali

    ۰۴/۳۰/۱۳۸۹, ۱۰:۴۰ ب.ظ

    زیبا نوشته شده بود و اینکه این کارگردان وقعا مولف است از چارچنگولی گرفته تا ازدواج… (حتی برای انتخاب کردن اسم های فرهنگی هم برای فیلم هایش بیش از حد مولف است) و اینکه اولین کارگردان تاریخ سینمای ایران است که در فیلمش نشانه های بونوئلی هم میشود پیدا کرد!!!!!!

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد