نگاهی به نمایش خانه‌ی کاغذی

, , ارسال دیدگاه

 

 

 

 

خانه‌ی کاغذی نمایشی درباره ی زن و شوهری است که پس از سی سال زندگی مشترک، در شب سالگرد ازدواج خود به این نتیجه می‌رسند که همدیگر را تحمل کرده اند. آن‌ها دلیل بودن کنار هم را، دو فرزند خود می‌دانند اما متوجه آن می‌شوند که در زندگی فرزندان با همسرانشان نیز جدایی افتاده است.

 

نویسنده‌ی نمایشنامه، حمید رضا نعیمی، معنای زندگی را در قالبی اجتماعی بیان کرده است. قالب اجتماعی ای که نه تنها شخصیت‌های نمایش که هر انسان دیگری را نیز می‌تواند در بر گیرد. هر کس در هر قشر و مکان، که این مسأله از دید جهان شمول نویسنده نمایشنامه خانه‌ی کاغذی نشآت می گیرد.

 

شخصیت‌های نمایش خانه‌ی کاغذی با طرح جملاتی چون: «وقتی همه مصرف کنن، خوشبخت می شن» یا «آدما قادرن در سه شماره بچه دار شن و مصرف کنن»، تلفیقی از ناهمگونی‌ها و عنصرهای متضاد زندگی را در مصرف‌زدگی جامعه‌ی انسانی انعکاس می دهند. فرآیندی که محروم سازی انسان‌ها از زندگی را به دنبال دارد. اغراق موجود در توصیف چنین زندگی ای در خانه‌ی کاغذی، بیان نمادین شرایط بسیار سخت زندگی آدم‌های داستان است که نویسنده از طریق آن به هجو آمیز بودن زندگی روزمره انسان امروز تأکید می‌کند و طنز موجود در آن، نقشی موثر در شکل گیری اتفاق‌ها دارد و در رساندن مفاهیم مستقر در متن یاری می‌رساند.

 

در نمایش خانه‌ی کاغذی، کارگردان، مهدی برومند، درباره‌ی جهان واقعاً موجود، به صورت حقیقی و بی پرده سخن می گوید و زمانی که آن را به جهان آرمانی خود پیوند می‌زند، تصویری رمانتیک از آن ارائه می کند: «قصه‌های مادربزرگ چه خوب تموم می‌شه». اما آن هنگام که چنین جهانی، به هر دلیلی، در پشت سر باقی می‌ماند و از میان می‌رود، حس اندوه سر بر می‌آورد و نوستالژی رقم می‌خورد: «حتی خوشبختی هم نمی‌تونه معنی زندگی باشه»، و این اشارتی است که نظر نویسنده‌ی نمایشنامه در آن مستتر گشته است. بنا بر توضیح فوق، نمایش خانه‌ی کاغذی برداشتی رمانتیک از شرایط اجتماعی است.    

 

برومند با استفاده‌ی هوشمندانه از عناصری سمبلیک در اجرا، چون خاموش و روشن شدن نور، نمایش را با تمام محدودیت‌های اجتماعی موجود، به خوبی پیش می‌برد. رویکردی که در طراحی صحنه، لباس، چهره پردازی و حتی پوستر و بروشور نمایش خانه‌ی کاغذی به خوبی استفاده شده است. نماد چنین شیوه ای را می‌توان در صحنه ای که پدر «سعید زندی» مشغول پک زدن به سیگار است یافت که عمق تفکر را به بیننده انتقال می ‌هد و تآثیر اندوه اندیشناک اش را روی تماشاگر می‌گذارد.

 

خانه‌ی کاغذی نمایشی مفهوم گراست و اندیشه‌ی نویسنده و کارگردان پیرامون معنای زندگی، به طرق مختلف در آن بیان شده است اما کلید رمز موفقیت این نمایش در دیالوگ‌ها، مونولوگ‌ها و بسط دادن آن به جایگاه فیزیکی شخصیت‌ها است. مسأله ای که با بازی خوب سعید زندی «پدر»، طیبه قاسمپور «مادر»، جواد قاسمی «پسر» و نسیم نوری «دختر» همراه شده است و نقش آفرینی ایشان نمایشی قابل باور همگام با حضور اندیشه و احساس را خلق کرده است.

 

غافل‌گیرترین نقش آفرینی از آن سعید زندی «پدر» است. او به شکل جالبی در نمایش حل شده و بازی تحسین برانگیزی را به اجرا می‌گذارد و از صدا و چهره اش برای آن چیزی که نقش از او می‌خواهد، به خوبی استفاده می‌کند. بازی درخشان او با نگاه، سکوت، ایستادن و راه رفتن اش بیننده را به وجد می‌آورد و یکی از بهترین نقش آفرینی‌های چند سال اخیر را در تئاتر ایران به یادگار می‌گذارد.

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد