تله فیلم و سینما در ایران و جهان

, , ۱ دیدگاه

 

 

حالا دیگر تقریباً یک دهه از به وجود آمدن جریان تولید «تله‌فیلم» یا «فیلم تلویزیونی» در ایران می‌گذرد و وقت آن است که ببینیم در این مدت چه اتفاقی افتاده و چه کارها کرده‌ایم. یکی از جنبه‌هایی که باید به آن توجه کرد نسبت سینما و تلویزیون است؛ اینکه ببینیم تولید فیلمهای تلویزیونی چه تأثیری روی سینما داشته است و مخاطبان سینما در مواجه با فیلم تلویزیونی چه واکنشی از خود نشان داده‌اند.   برای این کار ابتدا به طور خلاصه به امریکا که مهد تلویزیون است نگاه می‌کنیم و سپس به پیدایش فیلم تلویزیونی در ایران خودمان می‌پردازیم.

در تعریف کلاسیک، تله‌فیلم محصولی نمایشی است که توسط شبکه‌ای تلویزیونی ساخته می‌شود و در تلویزیون نشان داده می‌شود. تولد تله‌فیلم در امریکا را باید از دهه ۱۹۶۰ پیگیری کنیم. اصطلاح Made-for-TV Movie که می‌توان آنرا «فیلم مخصوصِ تلویزیون» یا همان «فیلمِ تلویزیونی» ترجمه کرد، در دهه ۶۰ در امریکا ابداع شد تا تماشاگران سینما به ماندن در خانه و تماشای تلویزیون ترغیب شوند. در این سالها شبکه‌های تلویزیونی چون NBC بصورت هفتگی برنامه‌های جُنگ‌مانندی پخش می‌کردند که عمده‌ترین فیلمهای تولیدی استودیوهای هالیوود را معرفی می‌کرد و تکه‌هایی از آنها را به عنوان پیش‌نمایش نشان می‌داد. مجموع زمان این برنامه‌ها با آگهی‌هایی که بین‌شان پخش می‌شد چیزی حدود ۹۰ دقیقه بود. موفقیت جُنگ هفتگی «یکشنبه‌ها در سینماها» شبکه‌های دیگری مثل ABC  و CBS را هم ترغیب کرد که چنین تولیداتی داشته باشند. کم‌کم شبکه‌ها ترغیب شدند فیلمهای بلندی فقط برای پخش در تلویزیون بسازند و یا فیلمهای بزرگ هالیوودی را بصورت اختصاصی پخش کنند. شبکه ABC در ۱۹۶۶ با پرداخت ۲ میلیون دلار به کمپانی کلمبیا حقوق پخش فیلم «پُل رودخانه کوای» را خرید. آمار تقریبی ۶۰ میلیون بیننده تلویزیونی برای این فیلم، صنعت تلویزیون امریکا را تکان داد.

در این زمان شبکه BBC هم در انگلستان پخش مجموعه‌های تلویزیونی هفتگی را شروع کرده بود که بسیار پُربیننده بودند و شبکه‌های امریکایی هم از آن الگوبرداری کردند. تا اواسط دهه ۱۹۷۰ دیگر تله‌فیلم قالبی شناخته شده بود و برای خودش قواعدی داشت و سیستم تولید و پخش آن هم بطور مجزا در کنار هالیوود بکار خود ادامه می‌داد. در این دهه تله‌فیلم‌های شاخصی ساخته شدند که گونه تله‌فیلم را توسعه دادند و بر اهمیت آن افزودند. «دوئل» ساخته اسپیلبرگ، «جین ایر» و «آن تابستان خاص» از این قبیل‌اند. در این دوران موضوعات فرهنگی و اجتماعی در کانون توجه سازندگان تله‌فیلم است. روابط نژادی، بیماری‌های مقاربتی، معلولیت، اعتیاد، روسپیگری و وضعیت اخلاقی نوجوانان از سوژه‌های داغ فیلمهای تلویزیونی بود. تله‌فیلم های مستند هم در همین دوران به اوج رسیدند.

بودجه کم، فیلمبرداری کوتاه و پروسه تولید آسان سبب شد که تهیه‌کنندگان بتوانند با تله‌فیلم نسبت به وقایع سیاسی یا اجتماعی روز واکنش نشان دهند و بینندگان مشتاق را جلب کنند. نمونه‌اش حمله اسرائیل در ماه جولای سال ۱۹۷۶ به فرودگاهی در اوگاندا بود که برای نجات گروگانهای یک هواپیما صورت گرفت. دیوید وُلپِر در ماه دسامبر همان سال، با بودجه گزاف و ستارگانی چون کرک داگلاس و ریچارد دریفوس فیلم تلویزیونی ساخت که به این ماجرا می‌پرداخت. تله‌فیلم‌ها گاهی با بزرگترین فیلمهای هالیوودی هم رقابت می‌کردند. در ۱۹۷۹ شبکه ABC فیلمی به نام «اِلویس» پخش کرد که همزمان فیلمهای «بربادرفته» و «دیوانه‌ای از قفس پرید» را به چالش کشید. شبکه‌های تلویزیونی کم‌کم دریافتند که برای موفقیت مجموعه‌های تلویزیونی‌شان باید بیننده را به این باور برسانند که آنچه قرار است ببیند چیز خاص و انحصاری است و در هیچ شبکه دیگری نمی‌تواند پیدایش کند.

در دهه ۱۹۸۰ بیشتر فیلم‌های تلویزیونی که به صورت چند قسمتی ساخته می‌شدند موفق بودند و توانستند جذابیتی خلق کنند که علی‌رغم افزایش شبکه‌های تلویزیونی و کابلی بازهم بیننده داشته باشند. مجموعه ۴ قسمتی «پرنده خارزار» محصول ۱۹۸۳ شبکه ABC نمونه این موفقیت است که توانست به عنوان پُربیننده‌ترین فیلم‌تلویزیونی دست یابد. در برخی موارد، سینما دنباله‌رو فیلم‌های تلویزیونی شد و یک مجموعه فیلم‌تلویزیونی آنقدر موفق بود که کمپانی‌های سینمایی برای خرید امتیاز اقتباس سینمایی آن به رقابت می‌پرداختند. یکی دیگر از کارکردهای تله‌فیلم در امریکا دنباله‌سازی ارزان فیلمهای بزرگ هالیوود است. از نظر ساختار و فُرم فیلم، تله‌فیلمها تابع قواعد محصولات تجاری تلویزیونی بودند. در هنگام پخش این فیلمها، چندین بار آگهی‌های بازرگانی پخش می‌شد. در نتیجه نحوه روایت و طرح داستانی فیلم هم گاه با توجه به مسأله آگهی تنظیم می‌شد. فیلمنامه‌نویس و کارگردان تله‌فیلم باید اوج و فرودهای داستانی را در زمان‌بندی حدوداً ۹۰دقیقه‌ای به گونه‌ای می‌چید که با آگهی‌های شبکه جور باشد.  از نظر محتوایی، ملودرام را می‌توان ژانر اصلی بیشتر تله‌فیلم‌ها دانست. این ژانری بود که جذابیت آن برای بیننده ثابت شده بود.

آنچه که از مرور کوتاه تاریخ تله‌فیلم در امریکا دستگیرمان می‌شود این است که سینما و تلویزیون در آنجا در عرض هم حرکت می‌کنند و تعامل مثبتی با هم دارند. وجود فضای رقابتی در آنجا باعث شده همیشه تلاش برای جذب مخاطب بیشتر وجود داشته باشد و در نتیجه کیفیت محصولات روندی صعودی داشته باشد.

اما در ایران پیدایش تله‌فیلم روند عادی نداشت. در ایران شبکه‌های تلویزیونی خصوصی وجود نداشت، در نتیجه تلویزیون در میدانی بدون رقیب پا به عرصه تولید فیلم‌تلویزیونی گذاشت. شبکه‌های صداوسیمای ما خودشان هزینه تولید تله‌فیلم را پرداخت می‌کردند و خودشان هم پخش‌کننده فیلم بودند. در نتیجه دغدغه بازگشت سرمایه برای تهیه‌کننده و کارگردان تله‌فیلم وجود نداشت. هر فیلمنامه ضعیفی صرف اینکه از شورای فیلمنامه یکی از شبکه‌ها تاییدیه می‌گرفت، بودجه‌اش تأمین می‌شد و ظرف یک یا دو ماه ساخته می‌شد. در اینجا به دلیل دولتی بودن تلویزیون ، از جنبه‌ی انتقادی تله‌فیلم یا واکنش به وقایع حساس اجتماعی و سیاسی هم خبری نبود.

تلویزیون ما بعد از انقلاب هیچوقت رابطه درستی با سینما نداشت. تلویزیون اخبار سینما را پوشش نمی‌داد و در پخش تیزر فیلمها اعمال سلیقه می‌کرد و تا پیش از تولید تله‌فیلم هرگز فیلمهای مهم سینمای ایران را بدون مشکل نمایش نداد. بعد از جریان تولید تله‌فیلم ، صداوسیما به کلی خودش را بی‌نیاز از سینمای ایران دید و خیلی راحت آنرا بیش از گذشته نادیده گرفت. با تولید انبوه تله‌فیلم در شبکه‌های تلویزیونی و مرکز سیمافیلم چند اتفاق ناخوشایند دیگر هم روی داد. یکی اینکه بخشی از نیروی کار سینما که به دلیل رکود حاکم بر سینما و ضعف بخش خصوصی امکان کار نداشتند، بلافاصله جذب تلویزیون شدند و بحران سینما را عمیق‌تر کردند. اتفاق دیگر، کاهش تماشاگران سینما بود. تلویزیون به عنوان رسانه‌ای فراگیر به جای اینکه حامی سینمای بحران‌زده ایران باشد، در عمل به عنوان رقیب آن ظاهر شد و با پخش فیلمهای روز سینمای جهان و تله‌فیلمهای خودی، تماشاگر را بیش از پیش از سینما دور کرد. مشکل دیگر تولید انبوه تله‌فیلم‌های یکبار مصرف و مناسبتی بود که با بودجه‌ عمومی تلویزیون ساخته شدند و هیچ خاصیتی نداشتند مگر پُر کردن زمان آنتن. بودجه‌ای که می‌شد آنرا صرف ساخت چند تله‌فیلم خوش‌ساخت و حرفه‌ای کرد.

اگر بخواهیم پدیده تله‌فیلم را در دیگر کشورهای صاحب صنعت سینما و تلویزیون با ایران مقایسه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که بهتر است این کار را نکنیم! تله‌فیلم در ایران چیزی نبوده که در دنیا اتفاق افتاده. این محصول قرار بوده یکی از نیازهای خاص صداوسیمای ما را مرتفع کند که ظاهراً کرده و از نظر مسئولان صداوسیما هیچ ایرادی هم به این جریان وارد نیست.

 

یک دیدگاه

ارسال پاسخ به بهمن

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد