برای زادروز هارولد لوید

, , ارسال دیدگاه

 

 

 

 

هارولد لوید

 

خستگی می وزد

 

از بازویم برگ رمق می ریزد

 

فریاد می زنم

 

صدایم را هیولایی می بلعد

 

 

 

عقربه

 

اشاره می کند به قعر دنیا

 

اگر پایین بیاید

 

می افتم

 

 

از کتاب «آن سوی نقطه چین ها …»/ نوشته زنده یاد عمران صلاحی/ نشر ثالث

 

 

 

 ۳۱  فروردین سال روز تولد مردی است که خطر را بهانه خنده کرده بود. مردی که با شور و شوقی مثال زدنی به استقبال کوران حوادث می رفت و گویی خوشبختی را در دل بلایا و سختی ها جستجو می کرد. مردی که صورت همیشه سفیدش، متعجب بود از دنیا و آدم‌هایش. مردی که اشتیاقش به زندگی به او نیرویی خارق العاده می‌بخشید و هر بار، بیش از پیش ولع دیدن شعبده دیگری، از بازی با جانش را در آدمی بر می‌انگیخت. مردی که برای خنداندن ما، قمار مرگ می‌کرد. مردی که با یک کلاه حصیری، عینک پنسی، چشمانی مالامال از میل به خطر و سر و وضعی که در بحرانی ترین شرایط هم تشخص یک جنتلمن را به یاد می‌آوَرد، در اذهان سینما دوستان باقی مانده است. مردی که کسب و کارش «مرگخند» بود. این مرد کسی نیست جز، هارولد لوید که تعرض به آسایش را راهی برای رسیدن به آرامش می‌دانست.

 

۳۱ فروردین سال روز تولد هارولد لوید است. مردی که از در هراس بودن او می توان خندید. مردی که جرأت تجربه شجاعت را داشت و پاداش خود را از زندگی گرفت. پاداش او لبخندهایی است که هنوز از پس سالیان سال، بر لبان نظاره گران هنر این نابغه تلفیق تعلیق و کمدی می نشیند.

 

درود به همه آنانی که شادی را دوست دارند و قدر می شناسند شادی آفرینان را.

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد