شعری از رضا کاظمی

, , ۱ دیدگاه

 

 

چشم‌های بادامی‌اش تلخ زهر مارند

 

یک نفر نیست یک لیوان آب دست من بدهد

 

پشت این دیوار زندگی‌ام را تقلید می‌کند

 

پسر بچه‌ای که سال‌هاست توی جیوه قایم شده

 

و بر خلاف من شقیقه‌هایش مال سفید شدن نیست

 

و بر خلاف من دردش به دست چپ نمی‌زند

 

سیب گلویم را کرم خورده

 

یک نفر نیست یک لیوان آب دست من بدهد؟

 

با کله توی آینه می‌ِروم

 

پسربچه تکثیر می‌شود

 

همه جا جلبک بسته

 

و کرم‌ گلوی من تکثیر می‌شود

 

و دختر روی تکه‌های آینه برای جبار سینگ می‌رقصد

 

شتاب کن ناصری

 

کفش‌های پاره پوره‌ام را نبین

 

پایش برسد خواهم دوید

 

«واخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی»

 

یار مرا غار مرا…

 

Hey you! Out there beyond the wall

 

یک نفر نیست یک لیوان آب دست من بدهد؟

 

هی پسر!

 

یه نخ سیگار داری بهم بدی؟

 

یک دیدگاه

  1. حسن شهابی

    04/18/2010, 11:17 ب.ظ

    سیگار وطنی دارم اگه کرم گلوت رو اذیت نمیکنه. اما آب رو ازما کویریهای لب تشنه نخواه که هلاک یک جرعه ایم. (انی رایت نارا) اینجا جهنم است. راستی گلوی تو از چشمهای بادامی هنوز تلخ است؟باور کنم؟

    پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد