اندر احوال دفاع متعصبانه جواد طوسی از مسعود کیمیایی

, , ۳ دیدگاه

باز هم جواد طوسی از نقدی که در مجله فیلم علیه فیلمساز محبوبش کیمیایی به رشته تحریر در آمده بود بر آشفت . آن چیزی که طوسی را بیشتر جریح کرد مقایسه موردی کیمیایی و علی پروین بود . جواد طوسی در صفحه اول شماره بعدی مجله فیلم نویسنده نقد را کوبید و وی را لایق نگارش در نشریات زرد دانست.

البته اولین بار نیست که طوسی علیه نقد های منفی فیلمساز محبوبش بر می آشوبد. در واقع علیه منتقد می‌خروشد و نه خود نقد.

کلا نقد های طوسی برای کیمیایی طوری است که گویی کیمیایی فیلم به فیلم دارد پیشرفت می کند و هر فیلم جدیدش اتفاق نویی در سینماست  که باید گفت این درست است کیمیایی بر خلاف علی پروین راه  و رسم ماندن در صنعت تخصصی‌اش را بلد است . علی پروین اگر مثل کیمیایی زرنگ بود حتی روزی که بعد از باخت به فجر سپاسی گفت خداحافظ فوتبال باز هم می‌توانست در فوتبال بماند  و آن روزی بود که جمله تاریخی : مدیر فنی یعنی کشک  را بر زبان آورد . پروین به عنوان مظهر ادبیات لمپنی ورزش می‌توانست مانند کیمیایی سال‌ها روی دور باشد و نان ادبیات خاصش را بخورد .  پروین نیز مانند کیمیایی مریدان و فداییانی برای خود دارد که نقش بادی‌گارد- اسپانسر و مروج افکار وی را همزمان بر عهده دارند. ولی شاید امروز دیگر عده‌شان کاهش یافته چون در کشور ما همه می‌خواهند از قبل یک آدم معروف به جایی برسند و آن ادم معروف با شارژ شدن توسط دور و بری‌های مورد نظر شیر می‌شود یک چیزهایی می‌گوید .

کیمیایی در برابر انتقادهایی که از فیلم‌هایش می‌شود هیچگاه مستقیما موضع نمی‌گیرد و این مهم یعنی کوبیدن منتقدان را مریدانش بر عهده می‌گیرند و مثل علی پروین نیست که با یکی دو شعار یا حمله تند و تیز صحنه را خالی کند. کیمیایی و کیارستمی  در این سینمای بیمار و رو به احتضار به حیات هنری خود ادامه  می‌دهند و کسانی که به دلایلی توسط جامعه سینمایی طرد می‌شوند یا فعالیتشان متوقف می شود ه راز گاهی اینان را سیبل قرار می دهند.

هر بار که قرار می‌شود فیلمی از کیمیایی به روی صحنه بیاید تبلیغات وسیعی صورت می‌گیرد و همه فکر می‌کنند اتفاق بزرگی در راه است و حتی اینگمار برگمان و آلفرد هیچکاک و جان فورد سیر پیشرفت فیلم به فیلم وی را نداشتند و قبل از اینکه فیلم کیمیایی روی پرده بیاید باید پیشاپیش بپذیریم که فیلم مورد نظر شاهکار است و ما حق نقد منفی نداریم و دربست باید نظر حامیان کیمیایی را بپذیریم.

بقای کیمیایی و فیلمسازانی نظیر او، دانستن راه و رسم ماهی گرفتن از آب گل آلود است  همانطور که هر فیلم وی از دید طرفدارانش عالی است به همان نسبت باید پذیرای نقدهای منفی نیز باشد . در مورد فیلمسازی مانند حاتمی کیا که از دید اکثر منتقدان ۳ شاهکار پیاپی روبان قرمز آژانس شیشه ای و ارتفاع پست را خلق کرد و حالا در محاق بسر می‌برد هیچگاه اینقدر نقد مثبت انتشار نیافت و تک و توک نقد های منفی اش را نیز بیش از حد بزرگ کردند. به هر حال مشی کیمیایی و طرفدارانش نمی‌گذارد حجم نقدهای منفی علیه وی بخوابد و خود من تا الان حداقل دو نقد منفی در مورد کیمیاییسم ( و نه فیلمهایش) نوشته‌ام. کیمیایی  محصول جریان غیر روتین سینمای ما یا همان سینمای رابطه ای است. نتیجه این بحث از دید من همان نتیجه ایست که در مطلب قبلی ام در آدم برفیها در مورد کیارستمی اشاره کردم.  در فضای غیر رقابتی و رانتی سینمای ما بهتر است سر خود را درد نیاوریم چون احتمالا میگرن خواهیم گرف.ت  فعلا دور دور فیلمهایی است که چند روزه ساخته می شوند و به سرعت برق و باد روی پرده می روند و به اصطلاح کمدی هستند.

حکم، رئیس، محاکمه در خیابان  را الان نباید نقد کرد. از منتقدین خواهش می کنم ۵ سال صبر کنند آنگاه نقدشان را منتشر کنند چون فعلا در این فضا که خود نقد مورد انتقاد و منتقد در معرض ترور شخصیت قرار دارد بهتر است دندان روی جگر گذاشت از دوستانی که می خواهند نقد بیطرفانه بنویسند خواهش می کنم در یک قرنطینه خانگی بدون کامپیوتر موبایل و روزنامه فیلم ببینند و فقط یک دستگاه سینمای خانگی در اختیارشان باشد تا فضا برای نگارش نقدی واقعی و بی طرفانه مهیا شود تا هجمه‌های ساختگی هواداران یک فیلمساز خاص  اثری بر نقدشان نداشته باشد.

 

۳ دیدگاه

  1. سید آریا قریشی

    ۱۱/۱۷/۱۳۸۸, ۰۵:۲۸ ق.ظ

    حرف شما درست. نقد همیشه باید خونده بشه و بی غرض داوری شه. ولی به این کلمه ی “نقد” توجه کنید. انصافاً کدوم یک از مقالات منفی نوشته شده روی محاکمه در خیابان “نقد” بود؟ یادداشت پژمان راهبر که انصافاً فاجعه بود. یه مقاله ی احساسی و پر از ایده های صد من یه غاز شخصی که هیچ رقمه نمی شد قبولش کرد. بدون ذره ای پشتوانه ی منطقی. انصافاً جای چنین یادداشتی مجله فیلمه؟ نهایت ایرادی که ایشون از فیلم کیمیایی گرفته اینه که شخصیت هاش با بیل دارن رو سر تماشاگر دیالوگ می ریزن. استدلال در این حد!! یادداشت سعی قطبی زاده که رسماً تبدیل شد به پیدا کردن گاف های فیلم کیمیایی (گاف، نه مشکل). البته خیلی از حرف های ایشون تو اون نقد قابل تأمل (و نه لزوماً قابل پذیرش) بود، ولی رویکرد نامناسب ایشون نسبت به فیلم باعث شده بود خوندن اون مقاله فقط اعصابم رو خرد کنه. آقای قطبی زاده انگار فقط می خواستن کیمیایی و امیر قادری رو تحقیر کنن و نه نقد محاکمه در خیابان. یادداشت آای فراستی گرچه قسمت های منطقی هم داشت، ولی لحن بی ادبانه و شرم آور ایشون باعث شد تا ارزش یادداشتشون کلی پایین بیاد.

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد