حاشیه‌های جذاب سینمای ایران در سال ۸۶

, , ارسال دیدگاه

 

مسعود کیمیایی در این سال رییس را روی پرده برد که افت چشمگیری نسبت به فیلم قبلیش حکم داشت و خیلی ها را دلسرد کرد. رییس یکی از مغشوشترین فیلمهای کیمیایی در این سالها بود و حتی برخلاف خیلی از فیلمهای او بازی چشمگیر و به یاد ماندنی ای هم نداشت.پس از این فیلم کیمیایی اعلام کرد فیلم بعدیش را بر اساس داستان وصیت مسموم ابراهیم گلستان خواهد ساخت اما بعد از چندی نظرش عوض شد و فعلا تصمیم دارد فیلمی خیابانی و جوان پسند بسازد. گفته شد او می خواهد از اصغر فرهادی برای نوشتن فیلمنامه کمک بگیرد که این خبر خوبی برای دوستداران کیمیایی است.

 

داریوش مهرجویی در این سال سنتوری را روی پرده نبرد! حاشیه های سنتوری که درپرونده  این شماره به آن پرداخته ایم خیلی جنجالی شد و فیلمساز بزرگ و صاحب سبکمان بسیار رنجید مهرجویی در مصاحبه ای که با رادیو زمانه داشت بسیار بر آشفته بود. به هر حال گویا سنتوری روی پرده را نخواهد دید .فیلمی که اگر اکران می شد با همه تلخی هایش یک رکورد در فروش به جا می گذاشت. مهرجویی در این سال ترجمه کتاب جهان هولوگرافیک را منتشر کرد که در شماره های آینده به نقد این ترجمه خواهیم پرداخت.

 

بهرام بیضایی در این سال باز هم فیلم نساخت. اما نمایش افرا را بر صحنه برد که با واکنش چندان مثبت منتقدان و طرفدارانش روبرو نشد. آنها که نمایش را دیده اند میگوند بیضایی در این نمایش حتی از سگ کشی هم تلخ تر بود و ارجاعهای فرامتنی  نمایش آنچنان بود که بیم آن می رفت مورد ممیزی قرار گیرد که البته اینگونه نشد.بیضایی در روزهای پایانی سال اعلام کرد دوماه دیگر فیلم جدیدش را کلید خواهد زد.

 

ناصر تقوایی همچنان فیلم نساخت ولی حاشیه ای ناخوشایند پیرامونش شکل گرفت. پروانه معصومی که قرار بود سیمرغ بلورین افتخاری یک عمر فعالیت سینمایی را از جشنواره بیست و ششم فجر بگیرد اعلام کرده بود این سیمرغ را به ناصر تقوایی تقدیم خواهد نمود. ولی در روز اهدای این جایزه سیمرغ جای خود را به یک لوح تقدیر داد که بعدا اعلام شد به جای بلور از جنس طلا بوده و می توانید حدس بزنید که تا این لحظه خبری از اهدا این جایزه به تقوایی جایی منتشر نشده است.

 

واروژکریم مسیحی بعد از سالها فیلم دومش بعد از پرده آخر را جلوی دوربین برد و این اتفاق خیلی ها را خوشحال کرد. حضور سه بازیگر توانای سینمای ایران  بهرام رادان ، محمد رضا فروتن و ترانه علیدوستی  در این فیلم که تردید نام داشت نوید ساخت فیلمی خوب را می داد ولی بدترین چیز ممکن رخ داد و کریم مسیحی سر صحنه دجار عارضه قلبی شد و فیلمبرداری ناتمام ماند و تا این لحظه هنوز از سر گرفته نشده. امیدواریم این کارگردان خوش فکر و خوش اندیش سینمای ایران بتواند این فیلم را به خوبی به سرانجام برساند.

 

محمد رضا اصلانی بعد از سالها دومین فیلم بلند سینمایی اش را با نام آتش سبز ساخت. چه درمرحله ساخت و چه در نمایش فیلم در جشنواره فجر حاشیه اطراف این فیلم زیاد بود و اصلانی را بسیار دلخور کرد . سر صجنه فیلمبرداری این فیلم حادثه ای جدی برای پگاه آهنگرانی بازیگر این فیلم رخ داد و کار برای مدتی متوقف شد. منیژه حکمت مادر پگاه از سازندگان فیلم شکایت کرد و درگیری های قانونی نهایتا منجر به صدور رای علیه طراح صحنه و تهیه کننده فیلم شد که واکنش ژیلامهرجویی طراح صحنه فیلم را به همراه داشت. اصلانی در این باره تنها سکوت کرد و هیچ نگفت. در نمایش جشنواره ای این فیلم منتقدان واکنش بسیار سرد و اعتراض آمیزی به این فیلم داشتند و کار بگومگوی مطبوعاتی میان چند متنقد و اصلانی بالا گرفت. آنها اصلانی را متهم به اسراف بیت المال کردند و کارش را به هزل گرفتند و اصلانی هم در پاسخی که تیتر  ویژه نامه جشنواره ای روزنامه اعتماد شد  گفت: نظر منتقدان برایم اهمیتی ندارد. جواد طوسی و احمد طالبی نژاد در دفاع از اصلانی ( و نه لزوما فیلم او) نوشتند و در سخنان خود منتقدان جوان را منتقدان کافی شاپی لقب دادند که پاسخ آنها را هم در پی داشت. در این میان شگفت انگیز ترین نوشته، نوشته مهدی کرم پور کارگردان جوان و بسیار خوش فکر سینمای ایران بود که در اقدامی عجیب در نوشته ای در روزنامه اعتماد، اصلانی را به تمسخر آشکار گرفت.دست اندرکاران جشنواره در مراسم اختتامیه سیمرغ بلورین ویژه ای برای اصلانی تدارک دیدند که گمان می رود  برای دلجویی از این پیر اندیشمند  سینمای ایران بوده است. جریان جدال قلمی این دو گروه نه تنها تمام نشد بلکه تا آخرین روزهای سال ۸۶ ادامه داشت و البته رنگ و لعاب توهین ها بیشتر هم شد.

 

عباس کیارستمی بیشتر وقتش را خارج از ایران و در جشنواره ها و ورک شاپ های مختلف گذراند. کار ورک شاپ چای در ایران را به پایان برد و وعده اش مبنی بر بردن سه فیلم و فیلمساز از این ورک شاپ به مدرسه سینمایی تولوز  کاملا به فراموشی سپرده شد. ژولیت بینوش یکبار دیگر به ایران آمد  که این آمدن هم بی حاشیه نبود. نمایندگان مجلس تذکر جدی به وزارت امور خارجه دادند که در صدور ویزا برای هنرمندان خارجی دقت بیشتری  لحاظ کند. عکس کیارستمی و ژولیت بینوش در حال دیزی خوری از عکسهای جالب و ماندگار سینمایی سال ۸۶ بود. ساختن فیلم رونوشت برابر اصل با ژولیت بینوش یکسال دیگر عقب افتاد و از قرار معلوم بازی رابرت دنیرو در این فیلم کاملا منتفی شده است. در آخرین روزهای اسفند کتاب سعدی به روایت کیارستمی! هم به بازار آمد .همچنین قرار است ایشان تیرماه سال ۸۷ هم اپرایی را در فرانسه یا … روی صحنه ببرد!

 

جشنواره بیست و ششم فجر   پرحاشیه و جنجالی بود. روزهای جشنواره به دو بخش تقسیم شدند که بخش اول سینمای بین الملل و بخش دوم سینمای ایران بود. این تقسیم بندی خیلی ها را خوش نیامد و روزهای نخست جشنواره را بسیار بی رونق و سرد کرد. فیلمهای بخش بین الملل به جز سه چهار فیلم فیلمهای جالب توجهی نبودند و بزرگداشت اینگمار برگمان و میخالکوف نیز  با استقبال چندانی روبرو نشد. به جز فیلم دوازده میخالکوف که فیلمی متفاوت و ارزشمند بود و دیدن آنرا به شما نیز  توصیه میکنیم.

 

بخش سینمای ایران با مشکلات فراوان روبرو شد. فیلم خاک آشنا ی بهمن فرمان آرا با ممیزی روبرو شد و او حاضر به اعمال اصلاحیه ها نشد و فیلمش را از جشنواره بیرون کشید. فیلم دایره زنگی با اصلاحیه های متعدد روبرو شد و تنها یک نمایش برای تماشاگران عادی ( و نه سینمای مطبوعات و رسانه ها) داشت که ادامه نمایش ان فیلم نیز به هر دلیلی منتفی شد. اصغر فرهادی همسر خانم بخت آور کارگردان فیلم دایره زنگی نامه بسیار تند وتیزی به مسوولین نوشت . سرانجام سازندگان فیلم تن به اصلاحیه ها دادند و قرار شد برای اکران نوروزی آماده شود .نمایش فیلم کمدی همیشه پای یک زن در میان است کمال تبریزی هم این احتمال را داد که فیلم با اصلاحیه هایی روبرو خواهد شد. پس از این فیلم گروهی انتقادهای تند و تیزی به فیلم داشتند و آنرا اهانت به ارزشها قلمداد کردند. به هر حال این فیلم امید اول برای پر فروشترین فیلم سال آینده خواهد بود.البته اگر روی پرده برود. پدیده جشنواره امسال فیلم تنها دوبار زندگی میکنیم ساخته اول کارگردان جوان و خوش فکری به نام بهنام بهزادی بود  که با شگفتی بسیار ، شایسته ورود به بخش مسابقه دانسته نشده بود! ولی آشکارا از خیلی از فیلمهای بخش مسابقه بهتر بود. فیلمبرداری بایرام فضلی در این فیلم در حد شاهکار و بسیار ستایش برانگیز بود. فیلم اول مهرشاد کارخانی، ریسمان باز،  هم که به بخش مسابقه راه پیدا نکرده بود چنین حکایتی داشت و مورد استقبال صاحب نظران قرار گرفت.به جز این ابوالفضل صفاری هم با فیلم اولی خود ، انتهای زمین حضور داشت که فیلمی بسیار شیرین و نو آورانه بود .

 

در مجموع کار فیلم اولی ها آن قدر خوب و چشمگیر بود که پس از جشنواره محمد آفریده رییس مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در اقدامی تحسین برانگیز یادداشتی ستایش آمیز برای فیلم اولی ها نوشت  و در ضمن گلایه ای هم از بی توجهی جشنواره به آنها کرد.

 

جوایز رسمی جشنواره همچنان با نظر و آراء منتقدان چندان همخوان نبود و برخی فیلمهایی که مورد بی توجهی منتقدان قرار گرفتند چند تا جایزه مهم را مال خود کردند.

 

سینمای ایران سال پر حاشیه ای را گذراند و تلخ ترینش – دست کم برای ما- در حوزه سیمای مستند رخ داد و آن حادثه دلخراشی بود که برای مستند ساز جوان و بسیار خوش فکر گیلانی حامد خسروی به وجود آمد که با فیلم ترانه اندوهگین کوهستان تمام جایزه های مهم سال را درو کرد. به اسامی این جایزه ها توجه کنید: برنده ی تندیس بهترین فیلم جشن بزرگ سینمای ایران ، برنده ی بهترین فیلم بخش بین الملل سینما حقیقت ، برنده ی بهترین تهیه کننده در بخش ملی سینما حقیقت ، برنده ی بهترین فیلم مستند از جشنواره ی فیلم رویش ، برنده ی بهترین فیلم مستند بخش الف بیست و چهارمین جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه تهران ، تندیس بهترین فیلم به مفهوم مطلق از دید نویسنده گان و منتقدان سینمای کشور ، منتخب جشنواره ی هات داکس تورنتو ، فیلم برگزیده ی جشنواره ی مارسی فرانسه ، فیلم برگزیده ی جشنواره ی وارش، و در نهایت برنده ی سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند جشنواره ی بین المللی فیلم فجر

 

چند روز پس از جشنواره فیلم فجر و گرفتن سیمرغ بلورین بهترین مستند این جشنواره حامد خسروی مورد حمله و ضرب و شتم چند نفر ناشانس قرار گرفت و به شدت مضروب و در بیمارستان بستری شد. امیدواریم این افراد ناشناس شناسایی و انگیزه این رفتار زشت و غیر انسانی شان آشکار شود  که خدا کند این انگیزه هر چه هست  دور از مقوله فرهنگ و اندیشه باشد که ساحتش گرامی تر و مقدس تر از این درنده خویی هاست.

 

اینها تنها بخشی از آنچه بود که در این سال بر سینمای ایران گذشت.سال ۸۶ سال پر حاشیه ای بود و حاشیه هایش چندان هم خوب نبودند. خدا کند سال آینده سال خوبی برای سینمای ایران باشد . چنین باد.                                

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد