نگاهی به سریال گاوصندوق

, , ۱ دیدگاه

 

قسمت پایانی سریال گاوصندوق دوشنبه ۳۰/۹/۱۳۸۸ از شبکه سه سیما پخش شد و بدین ترتیب پرونده این مجموعه تلویزیونی نیز بسته شد. پس از آنکه در آبانماه فیلم توقیف شده مازیار میری یعنی کتاب قانون بالاخره رنگ پرده را دید و با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد، او توانست در آزمون بزرگتری از حیث تعداد مخاطب و مقبولیت اثر نیز سربلند باشد. این نوشته قصد دارد مرور کوتاهی داشته باشد بر دلایل موفقیت سریال گاوصندوق.

۱- معما

بی شک یکی از مهمترین فاکتورها در موفقیت یک سریال توانائی آن مجموعه برای جذب تماشاچی و همراه نگاه داشتن او تا پایان ماجراست. خط اصلی داستان گاوصندوق کاملاً قابلیت این جذب و حفظ بیننده را داشت. موتیف پلیسی معمایی به اضافه داستان های فرعی عاشقانه باعث می شد مخاطب عام تلویزیونی با علاقه مجموعه را دنبال کند. پیرنگ معمایی این سریال شامل دو بخش اصلی بود. بخش اول معمای کشف رمز گاوصندوق بود و بخش دوم پیدا کردن دزد. بیننده در هر دو بخش که در واقع اجزای داستان کلی سرنوشت جواهر و دزدیده شدن آن است، درگیر پرسشهای این معماها و چگونگی حل شدن آنها می شود. در بخش اول قدم به قدم با قهرمان این بخش یعنی غلامرضا همراه می شود تا بتواند اعداد رمز را کشف کند و در بخش دوم همراه عمو جمشید می شود برای پیدا کردن دزد واقعی.

داشتن داستانی یکپارچه با حداقل داستان های فرعی و پیوستگی روایت حل یک معمای خاص، کار سختی است که میری به خوبی آن را به پایان می رساند. به طور معمول سریال های پلیسی و معمایی برای اینکه بتوانند مخاطبشان را حفظ کنند و حوصله اش را سر نبرند، بعد از ۲ یا ۳ قسمت دست به تغییر موضوع می زنند. به این ترتیب که شخصیت ها و فضا ثابت بوده ولی حل یک مسئله بیش از دو یا سه قسمت طول نمی کشد. ولی گاوصندوق با عدم رعایت این فرمول تضمین شده دست به کار بزرگی می زند و سعی می کند به صورت روتین و دنباله دار در یک مجموعه بیست قسمتی گره از رازی باز کند. به همین دلیل سازنده سعی می کند از ترفندهایی کمکی برای ایجاد کشش در مخاطب استفاده کند. در ابتدا او سرنوشت جواهر را به دو معمای کوچک تر تقسیم می کند. معمای اول پیدا کردن رمز گاوصندوق است و معمای دوم دزدیده شدن جواهر و چگونگی این رویداد. علاوه بر این میری با اضافه کردن داستان های فرعی و جاری کردن طنز سعی در ایجاد همدلی از سوی بیننده می کند که در جای خود به آن خواهیم پرداخت.

۲- داستان فرعی

داستان های فرعی بخش مهمی از بار کشش یک سریال و نزدیک شدن به اندازه های استاندارد یک مجموعه های تلویزیونی را به عهده دارند. پوشیده نیست که درام و ماجراهای عاشقانه یکی از دلبستگی های مخاطب عام تلویزیون است. میری با درک صحیح این موضوع داستان های عاشقانه فرعی را به خدمت گرفته تا آنها نیز هر یک در جای خود کمکی باشند برای طرح و حل مسئله. او با شناخت سلیقه مخاطب هر یک از ملودرام های فرعی را به داستان وارد می کند و آنها را با ماجرای جواهر پیوند می زند تا مخاطب درگیر شده در این ملودرام های فرعی نا خودآگاه پیگیر اصل ماجرای دزدی جواهر نیز بشود.

۳- ریتم

یکی از مهمترین نکاتی که معمولاً سریال سازان ایرانی از آن غافل می مانند ضرب آهنگ و ریتم مجموعه است. از بارزترین مشخصه های مجموعه گاوصندوق ریتم این سریال است. در طول این سریال به ندرت می شد سکانسی کش دار و یا گل درشت و اضافی پیدا کرد. قطع های سریع، تغییر زاویه دوربین و تغییرات لوکیشن در هر قسمت بسیار به چشم می خورد. اثر حضور محمدرضا موئینی که یکی از بهترین مونتورهای ایران است در مقام مشاور کارگردان به خوبی در کلیت کار مشهود است. حضور او کمکی است برای جلوگیری از پرگوئی و دستیابی به ضرب آهنگ سریعتر مجموعه.  حضور یک تدوینگر به عنوان مشاور کارگردان باعث شده میری با دست و دلبازی به برداشت نماهای طولانی نپردازد و گاوصندوق از حداقل نماهای به اصطلاح اوتی برخوردار باشد.

کارگردانی حساب شده میری هم کمک شایانی برای حفظ ریتم مطلوب سریال کرده. میری سعی کرده با استفاده از سکانس های مجزا در هر قسمت به هر کاراکتر سرکشی کند تا بیننده از اوضاع و احوال شخصیت با خبر شده، با او در ادامه سریال همراه شود. میری بدون خست و با دست و دلبازی به بیننده اطلاعات می دهد. او سعی می کند به جای ایجاد حس تعلیق بوسیله نگه داشتن تمام اطلاعات نزد خود به بیننده آگاهی بدهد اما آهسته و ریز ریز. میری سعی می کند مدام به مخاطبش اطلاعات بدهد و او را در سیر حوادث از جریانات با خبر کند به همین دلیل بیننده مدام در حال حدس و گمان است و انگشت اتهامش پیوسته در حال تغییر جهت دادن است.

۴- فیلمنامه

فیلمنامه گاوصندوق را می توان به عنوان نمونه ای برای یک فیلمنامه خوب در تلویزیون معرفی کرد. نویسنده فیلمنامه با رعایت قواعد ژانر پلیسی و معمایی دست به خلق اثری پر از ریزه کاری و جزئیات زده. یکی از نشانه های این اهمیت دادن به جزئیات، عدم حضور رویداد منفعل و بی اثر در این مجموعه است. تیم نویسنده فیلمنامه هیچ اتفاقی را در طول سریال بی دلیل و بدون ارتباط با آنچه در آینده رخ خواهد داد ننوشته. مصطفی عزیزی و دستیارانش گره های داستانی و معمایی را به چندین گره اصلی و فرعی تقسیم کرده آنها را به نسبت های قرینه در طول هر قسمت و بالاخره در کل مجموعه پخش کرده اند. تیم نویسنده های این مجموعه همچنین با خلق کارکترهایی منطبق با استانداردهای ژانر سعی در رعایت کردن تمام قواعد ژانر کرده. خلق بدمن های همدلی برانگیز و دوست داشتنی مثل عباسی و هوشنگ، ضد قهرمان هایی مثل غلامرضا و سعادت، کارکترهای سایه ای یا دو پهلو مثل جلوه، دایی و کاپیتان و بالاخره قهرمانانی مثل پروانه و عموجمشید نشان از استاندارد بودن این کاراکترها و رعایت اصول شخصیت پردازی این ژانر توسط گروه دارند.

وجود پس زمینه طنز نیز یکی از نکاتی است که تیم نویسنده به خوبی رعایت کرده و با وارد کردن آن به مفرح تر شدن مجموعه کمک شایانی کرده. عزیزی و دستیارانش سعی کرده اند اندازه مشخص و کنترل شده ای از طنز را به اثر وارد کنند تا علاوه بر جذاب تر شدن سریال از لودگی و مسخره بازی جلوگیری کنند. وارد کردن شخصیت ها و رابطه های کمیک نظیر شخصیت دایی و شوخی های ماداگاکاسکاری اش،  هوشنگ و ژیلا ورابطه عشقی آن دو و رابطه عباسی و هوشنگ با آن کارکترهای طنز کمکی است برای به ثمر رساندن شوخی های کنترل شده داستان. با استفاده از همین تمهیدات فیلمنامه نویس سعی می کند فضای معمایی را قدری تلطیف کرده و پیگیری را برای مخاطب آسان تر کند.

alirezahassankhani@yahoo.com

 

یک دیدگاه

  1. نیکولای گاردنسکی

    ۱۰/۲۸/۱۳۸۸, ۱۰:۱۰ ق.ظ

    مثل سایر تولیدات بی ارزش رسانه ی ملی (!!!) که بر اساس سیاست تحمیق و توهین به تماشاگر ساخته می شوند پرت و پلا بود. خوشحالم که فرصتی دست نداد تا وقت زیادی براش تلف کنم!

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد