داستانکی از بروس هالند راجرز

, , ۱ دیدگاه

 

 

اِستَن ۳٫۲۹ کیلومتر را از خانه اش در تورنتو طی کرده تا به خانه دوستش در  آسمانخراش میسی‌سوگا برسد. قبل از اینکه او از ماشینش خارج شود یک جفت دستکش چرمی می‌پوشد، یک ماسک به دهان و بینی و نیز عینک آفتابی به چشم می‌گذارد. او ماسک را بر صورت می‌گذارد چون نگران سندرم حاد و شدید تنفسی است، بیماری‌ای که میزان کشندگی جهانی‌اش بین ۷ تا ۱۵ درصد است، برآوردها البته متفاوت‌اند. او همچنین نگران تب خونریزی‌دهنده یا اِبولا است که میزان کشندگی جهانی‌اش حدود ۹۰ درصد است. دو بیمارِ مبتلا به سندرم حاد و شدید تنفسی که در حال نقاهت‌اند در حال حاضر در بیمارستان عمومی تورنتو بستری‌اند و ۲٫۴۷ کیلومتر با استن فاصله دارند. نزدیک‌ترین موارد بیماری ابولا یا تب خونریزی دهنده در آفریقا و در فاصله  ۱۲۵۸۰ کیلومتر از استن  زندگی می‌کنند.

 

استن نگرانی‌ای درباره خانم ایملدا فوستر که مشغول تمیز کردن یک پنت هاوس است ندارد. حتی اگر استن خانم فوستر را می‌شناخت از علاقه و اشتیاق او به استفاده از بلیچ به عنوان یک ضدعفونی کننده قدردانی می‌کرد. چشمهای خانم فوستر آنچنان سویی ندارند و او برای جبران این نقیصه همه جا را چند بار چک و تمیز می‌کند.

 

استن دستکش‌ها را از ترس گزش عنبوت ها به دست می‌کند. تنها عنبکوت سمی ناحیه اُنتاریو، بیوه شمالی  نام دارد که از انواع لترو دکتوس‌ها هست و ماده ای ۱۵ بار سمی‌تر از سَم مار زنگی تولید می‌کند. هرچند عنکبوت در مقایسه با مار در هر بار گزش، مقدار سم کمتری به بدن طعمه‌اش وارد می‌کند ولی تقریبا یک درصد گزش‌های این گونه از عنکبوت‌ها کشنده‌اند. بیشترین میزان مرگ و میر در افراد خیلی کم سن و سال یا افراد خیلی مریض احوال گزارش شده است. استن سی و هفت سال دارد و وضعیت جسمانی‌اش هم خوب است. با این حال او دستش را روی جاهایی که از آن‌ها مطمئن نیست نمی‌گذارد و دستکش‌ها را برای چنین مواردی به همراه دارد.

 

استن درباره تانیا اسکات، دختر چهارساله ای که در پنتهاوسی که خانم  ایملدا فوستر مشغول نظافت است زندگی می‌کند هیچ نگرانی‌ای ندارد. اگر استن از وجود تانیا کوچولو اطلاع داشت پشتکار و زحمت خانم فوستر در خصوص تمیز کردن همه سوراخ سنبه‌های آپارتمان با جاروبرقی را مورد ستایش قرار می‌داد. به یمن زحمات خانم فورستر، هیچ تار عنکبوتی در پنتهاوس این ساختمان وجود ندارد.

 

استن عینک آفتابی به چشم می‌زند. انتظار می‌رود خورشید تا ۵ بیلیون سال دیگر هم با صلح و صفا پرتو افشانی کند اما در آن زمان  میزان روشنایی‌اش دو برابر خواهد شد که این مساله از نظر استن ترسناک  است.

 

استن نگران مجسمه شیشه‌ای قو به وزن ۴۵۷ گرم نیست. دیروز تانیا کوچولو قو را از روی میز برداشت و برد کنار نرده‌های بالکن گذاشت، اینجوری می توانست توی آفتاب به آن نگاه کند و ریسه برود. تانیا قو را همان‌جا جا گذاشت. خانم فوستر وفتی که جارو برقی را برای تمیز کردن به بالکن می‌بَرد قو را نمی‌بیند. او با دسته جارو ضربه‌ای به قو می‌زند. در لحظه ای که سقوط قو آغاز می‌شود استن ۳۸ متر از نقطه ای که مستقیما زیر محل فرود آمدن قو است فاصله دارد. او با سرعت ۲٫۳ کیلومتر در ساعت به سمت نقطه مذکور در حال گام برداشتن است. یک شیء در حال سقوط، شتابی نزدیک به ۱۰ متر بر مجذور ثانیه دارد. فاصله نرده‌های بالکن از پیاده روی جلوی آپارتمان ۱۱۲ متر  است. سوال اینجاست: آیا نگرانی‌های استن به جا هستند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک دیدگاه

  1. مریم

    ۰۳/۰۹/۱۳۸۹, ۱۲:۴۸ ب.ظ

    وااای لذت بردم
    باور کنید خستگیم در رفت ، فرار کرد با دو تا پای اضافه. مرسی
    این واقعا یک داستان بود.
    ممنون اقای کاظمی بابت ترجمه ی خوب و انتخاب خوبتر شما .
    خسته نباشی.

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد