نگاهی به دنیای فیلمسازی تیم برتون

, , ۲ دیدگاه

 

 

رویاهایت را سخت در آغوش بگیر ، زیرا اگر رویاهایت رنگ ببازند، زندگی همچون پرنده ای شکسته بال می شود که نمی‌تواند پرواز کند. ( لنگستون هیوز)

تیم برتون ، ۲۵ آگوست۱۹۵۸ در بربنک کالیفرنیا متولد شد. او در سال ۱۹۷۶، هنگامی که ۱۸ ساله بود.  بورس تحصیلی انستیتوی هنرهای کالیفرنیا ( کارل آرتز ) را بدست آورد . ۱  قبل از آن ، در دروان دبیرستان برتون همراه با دوستانش فیلم های سوپر ۸ میلی متری می ساخت. برتون در سال ۱۹۷۹ بعنوان انیماتور در دیسنی مشغول به کار شد. در طی این مدت توانست دو فیلم کوتاه و سیاه و سفید نامعمول را برای دیسنی بسازد، عاقبت دیسنی را ترک کرد و این کمی قبل از آن بود که برتون درباره‌ی کارگردانی یک فیلم بلند ، اطمینان های لازم را کسب کند. در آن زمان برادران وارنر قصد داشتند که پی – وی را از یک ستاره ی تلویزیونی به یک ستاره سینمایی تبدیل کنند و آنها برتون را که آن زمان فقط ۲۶ سال داشت ،‌بهترین فرد برای تحقق این هدف تشخیص دادند. موفقیت های تجاری ماجرای بزرگ پی – وی در سینماهای امریکا ، به معنای این بود که اکنون تیم برتون یک کارگردان « پولساز » به شمار می رود. مدتی پس از آن در پی موفقیت های فزاینده ی بتمن ، برتون بعنوان موفق ترین کارگردان جوان هالیوود شناخته شد. بتمن در ۲۱ ژوئن  ۱۹۸۹ در امریکا  به روی پرده رفت و با ۱۰۰ میلیون دلار فروش طی ده روز نخست اکران عمومی‌اش ، رکورد تازه یی در تاریخ سینمای جهان به جای گذاشت. ادوارد دست قیچی ( ۱۹۹۰)‌ فیلمی زندگی نامه ای و نیز شخصی ترین اثر در بین فیلم های برتون است. ما حصل کار ،‌ مبدل به یکی از تجربیات اصیل درونی و به شدت اثر گذار ، در تاریخ سینما شد. بتمن  باز می گردد ۱۹ جولای ۱۹۹۲ در امریکا به روی پرده رفت و با دستیابی به یک فروش ۷/۴۷ میلیون دلاری رکورد پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما طی سه روز اول اکران را فرو ریخت.

فیلم های برتون پدیده هایی هستند که در بیرون از قلمروهای واقعیت تحقق یافته اند. فانتزی گونه مناسبی برای بیان مشکلات جهان امرزه به زبان نمادین است. و یا به زبان دیگر با گسترش فرهنگ عقلی ، نیاز است که فرهنگ تخیلی نیز گسترش یابد تا تعادل روانی انسانی به هم نریزد.  نویسندگان فانتزی شکلی از تخیل روزانه را بر ما آشکار می کنند که کمتر جرئت  ابراز آن را داریم. به زبان دیگر ابزار تخیل فانتاستیک  از ناحیه تابوها است . ( یکی از رازهای گرایش به فانتزی در همین نکته روانی نهفته است ) – از همان ابتدا ، زمانی که زندگی ما را تابع نظم اکیدش کرد ، مقاومتی علیه  بی رحمی و یکنواختی قوانین ناشی از آن و مطالبات دنیای حقیقی ، در درون ما جهش یافت . تعقل تبدیل به دشمنی گردید که بسیاری لذایذ  را از ما دور ساخت ، زیرا تعقل چیزی را از ما می گیرد که به هیچ وجه قادر به جبران روحی اش نیست .

فانتزی یعنی مفهوم تازگی و سرزندگی همراه با چیزهای دیرینه و مانوس، چیزی بیش از حالت عاطفی معمولی ، با نظمی بیش از نظم عادی ،وجدان همیشه بیدار و تسلط مستمر بر نفس همراه با شور وهیجان و احساسی عمیق یا تند و پر حرارت ، احساس لذت موسیقایی …با قدرت تبدیل حجمی انبوه به وحدت تاثیر و جرح و تعدیل کردن یک رشته افکار به کمک یک فکر یا احساس غالب .

او فیلمسازی است که سبک و شیوه ی کاری اش تقریبا بطور کامل مبتنی بر درونی ترین حس های بشری است . کاراکترهای برتون عموما  افرادی مطرود، منزوی و درک نشده هستند ؛ آن ها همرنگ جامعه ی خود نیستند و غالبا به سبب دو گانگی یی که در وجودشان هست دچار زحمت و گرفتاری می شوند. این آدم ها در حاشیه ی جامعه ی خویش زندگی و عمل می کنند و اکثریت جامعه نیز با بی توجهی نسبی به آنها وجود و حضورشان را تحمل می کنند. انها شخصیت هایی به شدت رمانتیک هستند.

 قهرمانان داستان های رمانتیک اکثرا به گونه ای اغراق آمیز حساسند و بر عقاید خود پافشاری می ورزند و به این سبب حالت مالیخولیایی پیدا می کنند. آنها  با زندگی پیوند خلاقی ندارد ، بلکه با آن می جنگند و یا از آن کناره می گیرند.  شخصیت های حقیقتا رمانتیک  که عنصر فردی در وجودشان اهمیت کامل می یابد ، افرادی مستقل هستند که فقط به خودشان توجه دارند و هدف های معینی هم برای خود بر می گزینند که منحصرا هدف های خود آنان و خواست شخصیت  خودشان  است . ۱- داستان های رمانتیک ، اکثر در نقاط دور افتاده ی دنیا ، در قلعه های ویران و قدیمی و در میان اشباح و آخرین بازماندگان خانواده های اشرافی می‌گذرد. – فضاهای قرون وسطایی آثار رمانتیک ، در واقع بازتاب رویای خجولانه آنها در بازگشت به روزگار قدیم است.

رمانتیسیسم در درون خود دو عنصر متضاد را پرورش میداد. از سویی تر جمان هنری فردگرایی به شمار می  رفت و از سوی دیگر اعتراض به نتایج نظام اقتصادی افسار گسیخته ای بود که می بایست به این آزادی بال و پر بدهد. نظامی که علیرغم  هیاهوی بسیار برای آزادی فردی ، خود ناقض آزادی انسان ها به شمار می رفت .

برتون می گوید : «‌فیلم هایم صرفا نماینده ای است از آنچه که من هستم ، من فقط علاقه مند به برقرارکردن ارتباط با چیزهایی هستم که آن چیزها ضرورتا هیچ ارتباطی با هیچ کس دیگری جز من ندارد و خاص خودم است».

تیم برتون همیشه قدم بر نخ باریکی می گذارد که حفظ تعادل میان فضای ذهنی شخصی و جو حاکم در هالیوود را برایش آسان نمی کند. برتن هرگز سعی ندارد به تهیه کنندگان هالیوودی خیانت کند ، اما درکل حیات حرفه ای  خودش در جست و جوی حیله ها و نیرنگ ها و ترفند هایی بوده تا در دام مرگبار عادی سازی نیفتد.برتون در دوران کودکی ، شیفته و شیدای فیلم های هیولایی –  همچون فرانکشتین  جیمزویل ، محصول ۱۹۳۱- بود . در یک نگاه سطحی به آثاربرتون شاید بسیاری از این « ادای ستایش ها به فیلم های هیولایی »  تکراری به نظر بیاید و یا صرفا نشانه یی از روحیه ی نوستالوژیک و مهربانی وی تلقی گردد. بت دروان کودکی اش وینسنت پرایز بود که برتون در فیلم کوتاه وینسنت از وی ستایش کرد و سپس بازی در نقش پدر مخترع در فیلم ادوار دست قیچی را به وی سپرد .فیلم های برتون از ابتدا تا زمان حاضر – و من جمله ادوود – به شیوه های گوناگون پدیده هایی هستند که در بیرون از قلمروهای واقعیت تحقق یافته اند. برتون زندگی حرفه ای خود را با انیمیشن آغاز کرد مدیومی که تحقق هر چیزی از حیث ظاهری و تحت الفظی ممکن است و در عین حال الزامات بصری زمانی و مکانی نیز در آن اهمیت دارند. از طرفی سبک بصری و تم های سنگین آثار برتون  متاثر از فیلم های ترسناک  دهه های بیست وسی ، و به ویژه آثار جیمزوال  ، اف . دبلیو . مورانو و همچنین  فیلم‌های اکسپرسیونیستی سینمای آلمان است. نقاشی های ادوارد گوری دیگر عاملی است که برتون از ان تاثیر پذیرفته است فیلم های برتون اصولا واکنشی است به دوران کودکی وی که در یک منطقه‌ی حومه ی شهری سپری شد. ( رنج درونی و حس ناتوانی در برقراری ارتباط با دنیای اطراف)              

ادوارد دست قیچی به تنهایی در اتاق زیرشیروانی یک قلعه ی  گوتیک زندگی می کند ، و این مشابه مکانی است که بسیاری از کاراکترهای برتونی در آن اقامت کرده اند. 

فرم گرایی در آثار تیم برتون از همان اولین  آثار او (انیمیشن ۵ دقیقه ای وینسنت )  بصورت یکی از امضاهای شخصی و حسی او دیده می شود. شخصیت های فرم گرا و حوادث داستانی فرم گرا و از همه مهمتر فضاسازی ها  وطراحی صحنه های فرم گرا .(فرم گرایی یک حس آنارشیستی اما کاملا هنری و شهودگرایانه است. فرم گرایی را می توان با اصطلاح « هنر برای هنر » توجیه کرد. چون معمولا  هیچ توجیه و دلیل منطقی ای برای پیچ و خم های در اماتیک آن وجود ندارد یا اگر منطقی وجود دارد تنها در ساختار شکنی شخصیت ها در جهت آزادی هنرمند، و به طبع شخصیت از منطق است ! همان  حسی که البته به نوعی دیگر در آثار هنرمندان سورئالیست وجود دارد.)

یکی از تفاوت های آشکار تیم  برتون با سایر فیلم سازان بزرگ و مستقل در پلات های داستانی عجیب است . پلات هایی که اگرچه ریشه های سفت و سختی در سینمای کلاسیک داستان گودارند اما بسیار در هم و برهم تر از آن هستند که به بتوان به آنها « یک پلات داستانی گویی کلاسیک »‌ لقب داد. از طرف دیگر هیچ گاه آن قدر تجربی و رها از سنت ها نیستند که با خیال راحت آنها را به سینمای مدرن ربطشان بدهیم . اما هرچه که هست در سینمای برتون  داستان گویی یا همان « افسون قصه گویی » اصل کار است . بنابراین پلات داستان گویی او نمی تواند چندان آوانگارد باشد.

 

 

۲ دیدگاه

  1. rominamohaghegh

    08/24/2010, 09:50 ب.ظ

    سلام!من رومینا محقق از ایران هستم.۱۲ سال دارم و از ۸ سالگی کار فیلمسازی میکنم.و میخواهم برای ادامه تحصیل به کالیفرنیا بیایم.میتوانید به من کمک کنید؟؟؟؟من علاقه زیادی به فیلم سازی دارم ولی در ایران نمی توانم کار کنم.خواهش میکنم با من همکاری کنید. I am watting.

    پاسخ
    • پریسا

      12/06/2014, 10:15 ب.ظ

      والا ما همسن و سال شماها بودیم نمیدونستیم فیلم چی هست!!!! سبک این تیم برتون هم فقط در تخصص ماست که نقد حرفه ای میکنیم…شما سعی کن با فیلمهای سبک ساده تر شروع کنی که به روحیه لطیفت هم سازگاری داشته باشه مثلا من باب اسفنجی رو بهت پیشنهاد میکنم….اون وقت میتونی تو ایران هم ادامه تحصیل بدی…..سبک تیم برتون خیلی خاصه هر کسی ازش سر در نمیاره مخصوصا شما دوست کوچولو عزیز……موفق باشید

      پاسخ

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد