مبصریسم در رسانه

, , ارسال دیدگاه

 

نگاهی که نسل ما به پدیده مبصر دارد شاید با تصویری که امروزه از این پدیده وجود دارد تفاوتهای ماهوی بسیاری داشته باشد.که البته می توان دلایل متعدد فرهنگی ، اجتماعی، آموزشی و حتا فیزیولوژیک برایش قائل شد.اما مبصر در زمان دانش آموزی ما فردی بود با فیزیکی درشت تر از سایر دانش آموزان،عموما بر جا مانده از سالهای قبل به عنوان مردودی ( یا به اصطلاح رایج در آن سالها دو ساله)و

 

وی کسی بود که وظیفه برقراری نظم در کلاس تا زمان حضور معلم بر عهده می گرفت.مبصر فردی بود که در سلسله مراتب پایگاههای اجتماعی در مدرسه پایگاهی بینابینی در اختیار داشت و گاه این موقعیت اجتماعی جدید لباس گشادی می شد بر تن آدمهای قلدر و زورگویی که که از آن، جهت دستیابی به مطامع شخصی یا ارضای لیبیدوی خشونت گرای خویش استفاده می کردند. گاه حضور معلم برای ما آرامش بخش بود و از اینکه از نظم میلیتاریستی مبصر راحت شده ایم دل به درس معلم می سپردیم.

 

در عرصه رسانه نیز گاه مسئولین برجسته این رسانه ها (چه در رسانه های مکتوب و چه دیجیتالی)نقش اجتماعی مبصر را برای نویسندگان و نیز مخاطبان خویش بازی می کنند.این مبصران عرصه رسانه بدون توجه به آثار دیر رس و غیر قابل پیش بینی رسانه های جمعی ( به تعبیر رازاسفلدی اش) اقدام به به کاربردن شیوه های مطبوع خویش کرده و خط کشی های مورد نظر خود را در عرصه اطلاع رسانی برقرار نموده و حتا گاه شعاع دایره ای را که با خطوط قرمز دور عرصه رسانه کشیده شده تنگ تر می کنند.گاه با خط کشی چوبی در دست به سراغ نویسنده ها و مخاطبان خویش رفته تا به دلخواه آنها بگویند،بنویسند و بخوانند.

 

این فرایند در رسانه های دیجیتالی به دلیل تفکر سایبرنتیسی حاکم بر آنها جلوه ای متبلورتر می یابد.چرا که ویژگی خود فرمایی و کنترلگری ریاضی مندانه این رسانه ها موجب می شود که در کمترین زمان ممکن اثرات میان مدت و دراز مدت این پدیده را بتوان مشاهده نمود و باز خوردهای اثرات کوتاه مدت آن نیز تکان دهنده است. در واقع مبصریسم در حداقل فاصله زمانی اثر خود را بر رسانه می گذارد. و حتا می تواند موجب دفع مخاطب یا دلسردی او از فضای رسانه ای جدید گردد.

 

سیمای دیگر مبصریسم در عرصه رسانه که به ویژه در رسانه های مکتوب فرهنگی همان حرکت استرس زای مبصر پیش از ورود معلم به کلاس است.تقسیم تخته سیاه به دو نیمه و نوشتن اسامی خوبها و بدها؛کسانی که در لیست بدها جای می گرفتند و گاه در کنارشان تعدادی ضربدر به چشم می خورد آنهایی بودند که اصول مورد نظر مبصر را رعایت نکرده یا در پی بر هم زدن ساختار خود انگیخته کلاس بر می آمدند یا اینکه به تعبیری فوکویی در چهارچوب گفتمان مسلط مبصر نمی گنجیدند.گاه جنبه های فردی و اختلافات شخصی منجر به حضور در لیست بدها می شد و گاه طغیان افراد و تخلیه هیجانات و درونیاتشان که کلاس و هویت مبصر را به چالش می کشید. و همچنین روابط شخصی در چهارچوب گفتمان قدرت نیز نام فرد را در لیست خوبها قرار می داد. یعنی فرد با پذیرش نظم فردی مبصر و برقراری رابطه دوستانه با او از قرار گرفتن در نیمه بدها می رهید.

 

حال اگر با نگرشی تطبیقی این پدیده را در عرصه رسانه مورد بررسی قرار دهیم می توانیم با عینیتی قابل اطمینان عنوان کنیم که درصد بالایی از رسانه های فرهنگی امروزه با پدیده تقسیم تخته سیاه به دو گروه بدها و خوبها مواجهند.

 

همیشه حلقه ای از افراد هستند که در لیست خوبها حضور دارند . مبصرها کاری به توانایی و دانششان ندارند.روابط شخصی و گروه نخستینی (به تعبیر چارلز کولی)همواره بین این افراد و مبصر برقرار است.کافی است نویسنده مورد نظر زبان فرنگی هم  بلد باشد و بتواند ترجمه های متفاوت از اسامی موجود ارائه دهد یا از لابلای صفحات وب مطلبی را ترجمه کرده و به عنوان مطلب دست اول ارائه دهد. آن وقت درست مانند دانش آموزی که لباسهای مارک دار بر تن می کند و فرزند خانواده ای متمول است ، چشمان مبصر را خیره کرده و وی را استحاله می کند. بدین ترتیب تبدیل به عضو ثابت لیست خوبها می شود.

 

به تبع این مساله کسانی هستند که اسمشان را در عرصه رسانه می شنویم کسانی که از جانب مبصرها در لیست خوبها جای گرفته اند.پس همیشه باید بنویسند و هر چه بنویسند چاپ می شود و همواره در همایشها هستند؛در جلسات نقد و بررسی و این جور مسائل هستند؛در ورک شاپها هستند؛ …هستند…خلاصه حضوری فعال دارند.در عوض کسانی هم هستند که برای چاپ یک نقد یا یک مقاله مجبور می شوند دست به دامن روابط فرامتنی ای شوند که تضمینی هم برایشان ندارد.

 

تفاوت در اینجاست که اگر در کلاس درس اصل بر این است که همه دانش آموزان فی نفسه در هیچکدام از دو نیمه تخته سیاه جای نمی گیرند در مبصریسم رسانه ای هر کسی که در لیست خوبها نباشد قاعدتا متعلق به لیست بدهاست.تنها فرق آدمها تعداد ضربدرهایشان است.هر چه بیشتر به ساختارهای از پیش شکل گرفته شان حمله ور شوید ضربدرهای بیشتری دریافت خواهید کرد و با توجه به اینکه به قول دارندورف توزیع اقتدار توزیعی قطبی و  دوگانه است شمای دانش آموز(یا نویسنده) هیچ اقتداری ندارید که بر سر آن به چانه زنی با مبصر (یا سردبیران و مدیران مسئول رسانه های مکتوب)بپردازید. بعد هم که به عرصه رسانه دیجیتالی پناه می برید یا با خط قرمزتراشی های خود سانسورانه محتوم مواجه می شوید که نهایتا به نهادینه شدن سانسوریسم می انجامد یا اینکه کلان مبصرها در صورتی که تشخیص دهند در گفتمانشان نمی گنجید تخته سیاه(شاید هم سفید!!) دیجیتال را به جای ضربدر با جمله «مشترک کرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد» پر می کنند.

 

خلاصه اینکه مبصریسم از جدی ترین آفتهای باروری و شکوفایی اندیشه های جدید و بکر در حوزه رسانه است و مانع  از رشد و تعالی در این عرصه می گردد و عوارض عقیم ماندن گیاه رسانه هم باشد برای مونولوگهای بعدی اگر عمری بر من و آدم برفی ها باقی بود

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد