مافیای ژورنالیسم

, , ارسال دیدگاه

 

 

ژورنالیسم به معنای روزنامه نگاری یا حرفه روزنامه نگاری و دقیق تر از آن فرایند روزنامه نگاری است که در واقع بخشی از دنیای رسانه ای امروز شمرده می شود.  تونیس معتقد است امروزه تولید انبوه و ایجاد توده های عظیم و دستکاری آن ها کارکرد وسایل سهمگین ارتباطی (در اینجا روزنامه ها) است . در واقع روزنامه ها ونشریات دست به تولید صنعتی و انبوه می زنند که حاصل آن در نگاه مکتب فرانکفورتی اش آفرینش فرهنگ توده ای و شی واره شده است . در واقع ژورنالیسم این توان را دارد که واقعه ای کوچک و انسان حاشیه ای (از دیدگاه رابرت پارک ) را در وانمایی ای حرفه ای تبدیل به نقطه ی مرکزی ومحوری نماید . امروزه ژورنالیسم با پراگماتیسم دست به دست هم می دهند و دال نوشتن جای مدلول اطلاع رسانی را می گیرد و بیش ازپیش با ایجاد فاصله اجتماعی با خواننده بازخوردهای مختل کننده می آفریند. اما ژورنالیسمی که امروزه در بسیاری از نشریات (عمدتا فرهنگی ) به چشم می آید بیش از همه شامل مناسباتی است که در نظام نشانه گذاری های فرهنگی می توان از آن به عنوان استیلای گروههای نخستین به گروههای ثانویه در چهارچوب فضایی لزوما” بروکراتیک یاد کرد.

 

در گزوههای نخستین (به تعبیر چارلز کولی ) روابط، چهره به چهره ، عاطفی و غیر رسمی است و در گروههای ثانویه، رسمی ،غیر عاطفی و در چارچوب مقررات است حال آنکه در نشریات ما که باید محل بروز عقلانیتی از نوع بروکراتیک و سازمان رسمی و به تبع آن هنجارهایی از پیش تعیین شده جهت تنظیم روابط باشد ، شاهد شکل گیری حلقه هایی نئوپوزیتیویستی (که لابد در نهایت باید به حلقه وین باتصالد!!) هستیم که روابط دوستانه و محفلی را سرلوحه قرار می دهد و لابد هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست!!  راستی کدام ماجرا؟….بدین گونه است که شمای نویسنده ، منتقد ، تحلیل گر و … جایی برای بیان اندیشه خویش نمی یابید چرا که در حلقه مذکور جای نمی گیرید .

 

نیاز به یاد آوری نیست که درتمام نشریات دنیا فیلتر گزینش مطالب وجود دارد مثلا” در فرانسه _گاهواره آزادی مطبوعات _ روزنامه لوموند روزنامه روشنفکران است و فیگارو ارگان دست راستی ها و اومانیته روزنامه دست چپی ها … بدیهی است هرکدام خط مشی ها و رویکردهای خاص خود را دارند و مقالات و مطالبی که چاپ می کنند در راستای ایدئولوژی شان است . یعنی شما به عنوان نویسنده ای چپ نباید توقع داشته باشید هر آنچه می نویسید بی کم و کاست در فیگارو چاپ گردد و… حال آنکه نظام ژورنالیسم ایرانی نه متکی بر ایدئولوژی که مبتنی بر امضایی است که پای ورقه سیاه شده از مقاله یا نقد و… قرار دارد . کافی است نامتان در مجموعه” نام هایی باشد که بتوان در حلقه مذکور قرارتان داد ،آن وقت هرآنچه بنگارید بدون تغییری  ساختاری در مضمون و محتوا و فرم به چاپ می رسد و در پس آن شما قادری د اندیشه ها و ایده آلهایتان را به ثبت برسانید . اما اگر نباشید ، تضمینی وجود ندارد که باشید !!

 

بدین ترتیب در فضای ژورنالیسم ایرانی واقعیت ورم می کند و تبدیل به حاد واقعیت می گردد . عقلانیت شبه مدرن یک شبه جایش را به مناسباتی کاملا” سنتی می دهد و فضا از سازمان مندی معقولانه به ساختار بندی  پدر سالارانه تبدیل گشته و بازتولید فرهنگی لابلای کاغذ پاره هایی که ردو بدل می گردندعقیم می ماند . خلیفه گری فرهنگی و مرشد نوازی ژورنالیستی پا میگیرد و نوسازی اجتماعی و فرهنگی در پس اقتدار گرایی دایره ای و تعین گرای عده ای معدود پنهان می شود . در واقع آنچه که موجب شکوفایی فرهنگی و ایدئولوژیک می تواند گردد _ کثرت گرایی _ جای خود را به محفل مندی شبه نخبه گرا می دهد و در پس لیبرال نمایی  ،سوسیالیسمی فرا واقع گرا ظهور می یابد .در شمارهُ یک مونولوگ ها از هژمونی نام ها گفتم(می توانید روی واژه های آبی کلیک کنید و بخوانید اگر نخوانده اید- ویراستار) ؛از این که نام یک کارگردان و استیلای فکری آن بر منتقد فیلم ها می تواند هاله ای  پیرامونش گردد و موجب نگاههایی مثبت و نقدهایی جانبدارانه اثرش شود. اما  این اثر هژمونیک نام ها این بار جای خود را به دیدگاهی مافیایی و دون کورلئونه ای داده و در فرایند ذبح همواره ی پدیدار شناسی ، مطلبی را که می نویسید مورد داوری جهان سومی از نوع نگاه فرد سالارانه قرار می گیرد . پس ترجیح می دهید رسانه ای جدید و پاتوقی سایبرنتیک پیدا کرده وبه تک نگاری پناه ببرید .

 

 

 

 

 

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد