مسعود کیمیایی و سینمایی که خودش دوست دارد

 

 

خودم بایدخوشم بیاد که می آد (رضاموتوری)

 

*

 

کیمیایی: «آیا تو بیش‌تر از من زندگی کرده ای که بخواهی به من درس زندگی بدهی؟ بیش‌تر از من جان کنده‌ای؟ بیش‌تر از من برای این و آن پول ساخته‌ای؟ بیش‌تر از من سفر کرده‌ای؟ بیش‌تر از من فیلم دیده‌ای؟ و… دیگر چه بگویم ؟»(۱)

 

همه چیزمهیاست برای آغازمحاکمه ای تازه.برای مسعودکیمیایی. این بار با فرش قرمز و درخیابان.

 

بدون شک سینما مسعودکیمیایی صاحب پرحجم ترین و گاه جذاب ترین جدل‌های قلمی و صف‌بندی‌های مکتوب سینمای ایران است. تابه حال درباره جریان و حاشیه‌های این نبرد مکرر صحبت شده. اما امروز در آستانه ایستادن برکناره فرش قرمز برای محاکمه درخیابان باید زمان مناسبی باشد برای مرور حاصل گوشه‌ای از این همه برای فیلمساز ما که این روزها خبر می‌رسد سرحال‌تر از همیشه است مشتاق و از همه مهم‌تر این‌که به گفته خودش با این فیلم به دنیای همیشگی‌اش برگشته.

 

*

 

کیمیایی: «درد دلم رو برات بگم. اینکه اطراف من قبل از اینکه فیلمم رو شروع کنم کمتر همسفری پیدا می‌کنم … الان دیگه خودم و فیلمم تنهاشدیم» (۲)

 

نگاه به فهرست اخیر ده فیلم برتر نویسندگان ماهنامه فیلم یا انتخاب هایی از این دست همیشه این سئوال را به همراه داشته که چطور فصل گذشته سینمای کیمیایی بیشترین نقطه مشترک این انتخاب‌هاست درحالی که فصل دیگرش به همان اندازه غایب؟

 

اصلی‌ترین مشخصه آثار این سال‌های مسعودکیمیایی به عنوان یک مولف، چه فیلمساز و نویسنده و چه شاعر، در اضطراب و تلاطم مداوم و درپی زبان و لحنی تازه بودن است. با تکیه براین مشخصه می‌توان دوران گذار را واژه کلیدی برای پاسخ این سئوال دانست. (۳)

 

*

 

کیمیایی: «زندگی برای تو تکرار نمیشه تا یک عقیده آرمانی دیگر برای خودت پیدا کنی»

 

«استخوان‌ها و قلبت باید جواب بدهد مثل عشق که یک بار جواب می دهد»‌ (۴)

 

اما اکنون که بیست و هفتمین فیلم مسعود کیمیایی روانه سینماها شده است فارغ از قضاوت‌ها وحکم‌هایی که صادر خواهد شد زمان مناسبی است تا نگاهی به یکی از مسیرهایی که این جاده گذار را طولانی‌تر و خسته کننده‌تر کرد بیاندازیم:

 

در این سالها حتی نگاه انتقادی که خود راهمراه کیمیایی می‌داند (یامی‌دانسته) و برای او خواهان جایگاه فیلمساز حاضر و زنده بوده و نه گوشه ای درموزه سینما همواره برای فیلمساز ما این سفارش را داشته که «بیا با چشم من به دنیا نگاه کن و با زبان خودت حرف بزن» و فراموش کرده که فقط باید از لکنت های زبان کیمیایی برایش گفت و بس. چون هر زمان فیلمساز ما خواسته تا نگاهش را منطبق بر سفارشی غیر از غریزه اش کند تنها لکنتش بیشترشده. فرقی نمی‌کند. دوره ای احمد طالبی‌نژاد به زبان خود صحبت از تغییردادن حال و هوای کیمیایی می کند(۵) و زمانی دیگر امیرقادری با لحن خود از پیشنهادش میگوید که: «یه فیلم بسازین تیکه تیکه… به جای این که دنبال آدما و شخصیت ها و خط داستانی محکم برین» (۶) و کیمیایی هم هر بار به شکلی جواب می‌دهد که: «پیشنهاد به یه فیلمساز کارخیلی خوبیه ولی تپش قلبم رو چه کارکنم»( ۷) و یا اساسا عمق راندن آن جایی خوبست که حداقل منتقد برندارد بگوید آن چیزی را که من دوست دارم بساز (۸)

 

زمانی که کیمیایی در آغاز راه محاکمه درخیابان این گونه می گوید که: « این دفعه بیشتر آدمامو میشناسم. وسایل سفرمو میشناسم. جاده‌ام رو میشناسم…» (۹) باید زمان مناسبی باشد برای پاسخ به این سئوال که سرانجام سفارش‌ها برای آدم‌های دنیای کیمیایی چه فرجامی داشته؟ و مهمتر اینکه چه چیز فیلمساز ما را غریبه و دور از آدم‌های فیلم‌هایش کرده است؟

 

بدون‌ شک لکنت‌هایی مثل سلطان و رئیس از آنجایی سر برآوردند که فیلمساز ما دیگر نخواست پاسخ دهد و به دنبال زبان و نگاه تازه برای آدم‌های دنیایش بود.: « هنرمند نباید از این هراس داشته باشد که خودش را تکرار کند » (۱۰)

 

سیر سریع تغییرات و گسیختگی مختص جامعه امروز و اثرش بر مولفی با پایگاه اجتماعی کیمیایی به کنار، صحبت از نگاه غلط انتقادی به سینمای کیمیایی است که به جای شناخت خاستگاه و مخاطب هدف او، نگاه شخصی خود را به او تحمیل کرده است.

 

شاید نوستالژی دوایی برای کیمیایی مربوط به دوره‌ای است که مجبور نبوده تا مدام بگوید: « وقتی جای تو عقیده ای را مطرح می‌کنند تو خودت می‌فهمی و می‌دانی که چنین چیزی نیست» (۱۱)

 

و کلام آخر اینکه شاید پیش از آغاز محاکمه تازه در خیابان بهترین زمان باشد تا خطاب به کیمیایی تکرارکنیم:

 

«راستش رو بخواین پشیمون شدم. معذرت می‌خوام. گاهی وقتا فکرمی کنم شما انگار باید همون جوری فیلم بسازین» (۱۲)

 

۱- گفتگوی جمعی با مسعود کیمیایی ماهنامه فیلم ش۳۴۱

 

۲- گفتگوی امیرقادری و نیماحسنی نسببا مسعودکیمیایی روزنامه اعتمادملی

 

۳- منزلت کیمیاگر: نیماحسنی نسب

 

۴- با مسعود کیمیایی در اتاق تدوین محاکمه درخیابان روزنامه اعتمادملی

 

۵- نامه‌ای به مسعودکیمیایی: احمدطالبی نژاد ماهنامه فیلم ش ۳۴۰

 

۶- گفتگوی امیرقادری و نیماحسنی نسب بامسعودکیمیایی روزنامه اعتمادملی

 

۷- گفتگوی امیرقادری و نیماحسنی نسب بامسعودکیمیایی روزنامه اعتمادملی

 

۸- گفتگو با امیدروحانی روزنامه شرق

 

۹- گفتگوی امیرقادری و نیماحسنی نسب بامسعودکیمیایی روزنامه اعتمادملی

 

۱۰- گفتگو با پرویزجاهد بی بی سی

 

۱۱- گفتگو با فریدون جیرانی روزنامه اعتماد

 

۱۲- گفتگوی امیرقادری و نیماحسنی‌نسب بامسعودکیمیایی روزنامه اعتمادملی

 

این نوشته را به بالاترین بفرستید : Balatarin

facebook این نوشته را در فیس بوک خود با دیگران شیر کنید

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید